نوع مقاله: مقاله پژوهشی
تعداد مقالات: 254
اجتماع‌پذیری کالبدی مجتمع‌های مسکونی برای گروه سالمندان در تبریز(مطالعه موردی: مجتمع های مسکونی ستارخان، آسمان، علامه امینی و سپیدار)

اجتماع‌پذیری کالبدی مجتمع‌های مسکونی برای گروه سالمندان در تبریز(مطالعه موردی: مجتمع های مسکونی ستارخان، آسمان، علامه امینی و سپیدار)

دوره 11، شماره 1، تیر 1399، صفحه 187-207

https://doi.org/10.30475/isau.2020.156546.1125

زهرا علمی، پریسا هاشم پور، لیلا مدقالچی

چکیده در جوامع امروزی، اجتماع پذیری مجتمع­ های مسکونی برای سالمندان که نیاز به روابط اجتماعی داشته و بیشتر وقت خود را درخانه سپری می­ کنند، اهمیت دارد. پژوهش حاضر با هدف تبیین اجتماع پذیری کالبدی مجتمع­ های مسکونی برای گروه سالمندان در تبریز می باشد که در آن ارزیابی شاخص ­ها در نمونه­ های مورد بررسی به روش علی-مقایسه­ ای صورت گرفته است. در این پژوهش 4 نمونه مجتمع مسکونی از محدوده ­های 4 گانه­ ی تبریز انتخاب شده ­اند. برای سنجش شاخص ­های بدست آمده و مقایسه آن­ ها، پژوهش میدانی بر روی سالمندان بالای 65 سال در چهار مجتمع منتخب، انجام شده است. در این راستا نمونه­ گیری تصادفی ساده درجامعه آماری 313 نفری صورت گرفت که 172 نفر با استفاده از فرمول کوکران به عنوان حجم نمونه انتخاب شدند و از پرسشنامه­ ی بسته و مشاهده غیر­مشارکتی استفاده شد. تحلیل پرسشنامه ­ها به روش­ های واریانس و رگرسیون و در مشاهده با محاسبه میانگین امتیازات انجام پذیرفته­ است. طبق تحلیل واریانس به ترتیب مجتمع­ های ستارخان، آسمان، سپیدار و علامه امینی امتیاز بالاتری برای اجتماع پذیری سالمندان داشته ­اند و طبق تحلیل رگرسیون پرسشنامه ­ها در مجتمع ستارخان محفل­ های متنوع، درمجتمع آسمان چشم ­انداز، در مجتمع علامه امینی فرصت ­های رسیدگی و در مجتمع سپیدار فعالیت­ های متنوع در اولویت بالاتر قرار­ داشتند. بر اساس نتایج حاصل از مشاهده در مجتمع ستارخان فضای نشستن، امکانات ­رفاهی، عناصر طبیعی، مبلمان سالم و دسترسی در محوطه، در مجتمع آسمان طبیعت، عناصر تزیینی، در مجتمع سپیدار ایمنی و کفسازی پیاده، دسترسی مناسب و در مجتمع علامه امینی امکانات رفاهی دراولویت بالاتری قرار داشته ­اند. براساس جمع ­بندی کلی در چهار مجتمع منتخب، راهکارهایی جهت بهبود اجتماع پذیری مجتمع ­های مسکونی برای سالمندان بدست آمد.

بررسی به کارگیری تکنیک اوریگامی در افزایش دریافت تابش خورشیدی صفحات فتوولتاییک با استفاده از شبیه سازی رایانه ای

بررسی به کارگیری تکنیک اوریگامی در افزایش دریافت تابش خورشیدی صفحات فتوولتاییک با استفاده از شبیه سازی رایانه ای

دوره 11، شماره 2، دی 1399، صفحه 189-203

https://doi.org/10.30475/isau.2021.161914.1144

امیر برزویی، مهدی زندیه، شاهین حیدری

چکیده بر اساس آمار منتشره در حوزه انرژی، امروزه ساختمان ها به عنوان بزرگترین منبع مصرف انرژی شناخته می شوند. به این دلیل پیشرفت های فناوری در حوزه ساخت و ساز بیش از پیش به سمت راهکارهای نوین در جهت کاهش مصرف انرژی در این بخش تمرکز یافته اند. دستیابی به راه حل هایی همسو با محیط زیست در راستای حرکت به سمت توسعه پایدار در بخش معماری، مورد نظر معماران و طراحان قرار گرفته است. فناوری های تطبیق پذیر در پوسته های ساختمانی به منظور استفاده از انرژی های تجدید پذیر بخش مهمی از این دست تلاش ها را در بر می گیرد. پوسته های متشکل از صفحات فتوولتاییکی که از نور خورشید انرژی الکتریکی تولید می کنند، به عنوان بخشی حایز اهمیت در کاهش وابستگی ساختمان ها به انرژی های فسیلی شناخته می شوند. استفاده از تکنیک های کم هزینه و اثر بخش در زمینه ی معماری کمک شایانی به بهبود فرآیند ساخت نموده است. این تحقیق بر آنست تا تاثیر بهره گیری از تکنیک کاغذ و تا را در صفحات فتوولتایک به کار رفته در نمای ساختمان ها به منظور افزایش دریافت تابش خورشیدی بررسی کند. این امر با استفاده از نرم افزارهای شبیه ساز پارامتریک(گرسهاپر) و انرژی(لیدی باگ) انجام گرفته است. پس از تحلیل و بررسی کلی انواع مختلف روش های اوریگامی و نمونه های به کار گرفته شده در صنعت ساختمان و همچنین موارد موجود در طبیعت، 4 مورد به عنوان مدول های پایه برای بررسی بیشتر و مدلسازی در افزونه ی لیدی باگ نرم افزار گرسهاپر انتخاب شدند. مدول های شبیه سازی شده با استفاده از افزونه ی گالاپاگوس بر اساس الگوریتم ژنتیک بهینه سازی شدند تا بهینه ترین حالت آنها برای دریافت حداکثر میزان تابش خورشیدی به دست آید. نتایج این پژوهش نشان می دهد تغییر چینش وجوه مختلف صفحات فتوولتاییک با استفاده از تکنیک اوریگامی نسبت به مدول پایه ی یک متر مربعی عمودی در نمای جنوبی ساختمان، می تواند بین 3.44 تا 11.39 درصد میزان تابش دریافتی از خورشید را افزایش دهد.

تأثیر محدوده‌ی کالبدی مجموعه‌های مسکونی بر ترس از جرم ساکنان مطالعه موردی: مقایسه‌ی مجموعه‌های مسکونی محصور، محصور نمادین و غیرمحصور در شهرک اکباتان

تأثیر محدوده‌ی کالبدی مجموعه‌های مسکونی بر ترس از جرم ساکنان مطالعه موردی: مقایسه‌ی مجموعه‌های مسکونی محصور، محصور نمادین و غیرمحصور در شهرک اکباتان

دوره 12، شماره 2، دی 1400، صفحه 189-204

https://doi.org/10.30475/isau.2021.196767.1273

محمد جلیلی، علیرضا عینی فر، رامین مدنی، بروس جاد

چکیده پژوهش حاضر به بررسی تأثیر محدوده کالبدی مجموعه‌های مسکونی بر ادراک ترس از جرم ساکنان آن‌ها می‌پردازد. مجموعه‌های مسکونی را بر اساس نوع محدوده آن‌ها، می‌توان به سه نوع مجموعه‌های مسکونی محصور، محصور نمادین و غیرمحصور دسته‌بندی کرد. در ادبیات مسکن‌سازی، به یک طرح مسکونی که در آن سعی می‌شود از طریق ایجاد حصار و دورازه، یک محدوده کالبدی سخت شکل بگیرد، مجموعهِ مسکونی محصور گفته می‌شود. علی‌رغم گسترش مجموعه‌های مسکونی محصور محصور، توافقی در مورد عملکرد آن‌ها بر کاهش ترس از جرم وجود ندارد. در این پژوهش، به روش پس‌رویدادی و نمونه‌گیری هدفمند، مجموعه‌های مسکونی شهرک اکباتان تهران به سه دسته مجموعه‌های مسکونی محصور، محصور نمادین و غیرمحصور تقسیم شدند و در هر دسته، دو مجموعه مسکونی برای مطالعه انتخاب شدند. این نوع نمونه‌گیری سبب شد که اثر متغیرهای تعدیل‌کننده اجتماعی و کالبدی کنترل شوند. تجزیه و تحلیل 192 پاسخنامه دریافتی از ساکنان نشان داد که حصارکشی و استخدام نگهبانان در اکباتان کارآیی لازم را برای کاهش ترس از جرم نداشته است و میزان ترس از جرم ساکنان مجموعه‌های مسکونی محصور و غیرمحصور تفاوت معناداری با یکدیگر ندارند؛ اما وضعیت در مجموعه‌های مسکونی محصور نمادین متفاوت است و ترس از جرم کمتری در آن‌ها وجود دارد. مجموعه‌های مسکونی محصور نمادین از طریق ایجاد حس محدوده، همراه با مشارکت فعالانه ساکنان در حفاظت از قلمرو، اساسی‌ترین راه مقابله با جرم و جنایت هستند.

تحلیل تاثیر تغییرات حجمی بر رفتار آکوستیکی در مساجد؛ مطالعه موردی: مساجد تاریخی تبریز

تحلیل تاثیر تغییرات حجمی بر رفتار آکوستیکی در مساجد؛ مطالعه موردی: مساجد تاریخی تبریز

دوره 13، شماره 2، دی 1401، صفحه 197-210

https://doi.org/10.30475/isau.2021.230007.1410

عباس غفاری، فرزانه قلیزاده

چکیده شنوایی در انسان حسی است که در انتخاب ورودی‌ها نقشی ندارد و ناخودآگاه در برابر صداها قرار می‌گیرد. محیط زندگی انسان، سرشار از این اصوات است و منابع مختلفی به ازدیاد آن کمک می‌نمایند که در هر محیطی بسته به موقعیت انسان، تعریف حداکثری برای میزان بار وارده صوتی به گوش انسان تعریف می‌شود. مساجد به عنوان عملکردی خاص در زمینه آکوستیک نیازمند رفتارهای چندگانه در این حوزه‌اند. مسجد ایده‌آلِ آکوستیکی بایستی بتواند در عین این‌که به فضاهای خلوت و تمرکز فردی اهمیت می‌دهد، در پخش مناسب صدا به منظور کاربردهای جمعی نیز موفق عمل نماید. به نظر می‌رسد رفتار کلی صوتی در مساجد با فرم و ساختار سنتی در احجام کمتر همگن‌تر بوده، تراز فشار صدا (Sound Pressure Level: SPL) را در کلیت فضا بالاتر نشان دهد و در نمونه‌های حجیم‌تر مکان‌های متعدد با فشار بالای صدا اما ناهمگن بوجود آید. به منظور واکاوی فرضیه‌ی مذکور، طرح مطالعاتی پیش‌رو، در دو فاز مطالعاتی و میدانی انجام یافته و تحلیل رفتار صوتی دغدغه اصلی پژوهش است تا بتوان در گونه‌های مختلف حجمی تفاوت‌های آکوستیکی را با تکیه بر ابزارهای سنجش بروز که ارائه‌دهنده نتایج کارآمدتری نیز خواهد بود؛ بررسی و تحلیل نمود. نتایج پژوهش نشان می‌دهد افزایش حجم در ساختار یکسان نمونه‌ها، موجب کاهش فشار صدا در بنا می‌شود و در عین حال زمان واخنش افزایش می‌یابد. این مقوله به فرکانس وابستگی مستقیم دارد و در فرکانس‌های پایین‌تر، افزایش حجم تاثیر کمتری در تراز فشار صدای فضا دارد.

تأثیر سطوح عوامل معنایی روش زندگی بر انتظام محیط‌های مسکونی با استناد به موردپژوهی محیط مسکونی روستایی

تأثیر سطوح عوامل معنایی روش زندگی بر انتظام محیط‌های مسکونی با استناد به موردپژوهی محیط مسکونی روستایی

دوره 13، شماره 1، شهریور 1401، صفحه 201-213

https://doi.org/10.30475/isau.2020.242052.1474

محسن افشاری

چکیده محیط‌های مسکونی تحت عوامل مختلفی قرار دارند، که مهمترین آن «روش زندگی» است، که برآمده از الگوهای فرهنگی هستند، و از این رو، هدف اصلی مسکن ایجاد محیطی متناسب با روش زندگی انسان است. «روش زندگی» به انتخاب کیفیت‌های محیطی مرتبط با شیوه انجام فعالیت‌های زندگی در محیط‌های مسکونی منجر می‌گردد، بنابراین، ساختار «روش زندگی» از طریق مؤلفه‌های آشکار آن همچون فعالیت‌ها و وجوه محیطی آن همچون زمانمندی و فضامندی فعالیت‌ها، توالی زمانی و فضایی فعالیت‌ها و دیگر جنبه‌های آشکار آن قابل مطالعه است. فعالیت‌ها علاوه بر وجوه آشکار دارای وجوه پنهان و معناداری نیز هستند، که بررسی آن‌ها می‌تواند جنبه‌های ذهنی روش زندگی را عیان سازد. در این تحقیق، با ‌توجه به ماهیت مسئله و چارچوب نظری پژوهش، روش «تحقیق کیفی» بر مبنای «نظریه مبنایی» و «استدلال منطقی» استفاده شده، که در یک نمونه موردی در مسکن محیط روستایی (روستای قزمزاری در غرب استان فارس) مورد بررسی قرار گرفته است. نتایج تحقیق حاکی از این است که «مؤلفه‌های ذهنی روش زندگی» شامل «سطوح عوامل معنایی» هستند، که «مؤلفه‌های آشکار روش زندگی» و «مؤلفه‌های محیط ساخته شده» از آن تأثیر می‌پذیرند. «سطوح عوامل معنایی» با تأثیر بر انتظام فضایی و زمانی رویدادهای رفتاری و خصوصیات کالبدی مسکن از قبیل؛ عناصر، فواصل و جهات فضائی، محیط مسکن را با مؤلفه‌های پنهان و آشکار روش زندگی هماهنگ می‌سازند. مؤلفه‌های ذهنی روش زندگی و «سطوح عوامل معنایی» با «تعیین خصوصیات فضایی و زمانی رویدادهای رفتاری» از طریق پیامدهایی همچون؛ تفکیک و تجمیع قرارگاه‌های رفتار، توالی زمانی و فضایی قرارگاه‌های رفتار و تعیین خصوصیات کمی و کیفی عناصر فضایی، محیط مسکن را شکل می‌دهند.

تحلیل مطلوبیت رویکرد خوشه‌ای در توسعه شهری دانش‌بنیان اصفهان

تحلیل مطلوبیت رویکرد خوشه‌ای در توسعه شهری دانش‌بنیان اصفهان

دوره 11، شماره 2، دی 1399، صفحه 205-222

https://doi.org/10.30475/isau.2020.250746.1531

احمد خلیلی، مصطفی دهقانی

چکیده توسعه شهری دانش ­بنیان را می­ توان فرم، رهیافت و پارادایم جدیدی برای پایداری شهرها و توسعه در دوره ­ی دانش دانست که هدف نهایی آن ایجاد شهر دانش است. در این الگوی توسعه، تقویت اعتماد و مشارکت ذینفعان برای حرکت به سوی توسعه شهری دانش ­بنیان اهمیت بسزایی دارد. از سویی، با توجه به این­که خوشه­ های دانش­ بنیان (شامل مکان­ های دانش و تکنوپل) بر این فرض استوارند که همجواری فعالیت­ های دانش­ بنیان و نوآورانه، موجب استحکام زنجیره ارزش و تعامل دانشگران و نوآوران و تسهیل به اشتراک­ گذاری دانش و تجربه و هم ­افزایی توانمندی برای توسعه خود و شهر می ­شود، لازم است پیش از انجام اقدامات مبتنی بر رویکرد خوشه­ ای، مطلوبیت این رویکرد برای توسعه شهری دانش بنیان اصفهان مورد آزمون قرار گیرد. این پژوهش برآنست تا با تحلیل شبکه ­های ارتباط، اعتماد و مشارکت ذینفعان کلیدی توسعه شهری دانش بنیان اصفهان به­ عنوان زمینه ­ساز انتقال و تبادل دانش، مطلوبیت رویکرد خوشه ­ای در توسعه شهری دانش ­بنیان اصفهان را به آزمون بگذارد. پژوهش حاضر با رویکردی کمی و هدف عملیاتیِ توصیفی- اکتشافی و در چارچوب مطالعه موردی انجام شده است. و از روش تحلیل شبکه اجتماعی و شاخص QAP استفاده شده است. یافته ­های پژوهش حاضر نشان می ­دهد که افزایش ارتباط بین ذینفعان منجر به افزایش چشم­گیر و قابل توجه مشارکت یا افزایش قابل توجه اعتماد بین آنها نمی­ شود. در واقع، در صورت وجود پیوند ارتباط بین دو ذینفع، احتمال اعتماد و همچنین مشارکت بین این دو ذینفع، کمتر از ۵۰ درصد است. بنابر این، تولید دانش بنیان لزوما نیازمند وجود مکان­ های خاص فناورانه مانند پارک­ های علم و فناوری نیست بلکه می­ تواند در فضاهای عمومی شهر و مکان­ های غیررسمی نیز اتفاق بیفتد. در واقع، دانش لازم برای توسعه شهری را نباید به معنای محدود فناورانه تلقی نمود و فضایی خاص در شهر را به آن اختصاص داد.

مطالعه تطبیقی اصول پیرنیا در معماری و مصنوعات با سبک های طراحی صنعتی

مطالعه تطبیقی اصول پیرنیا در معماری و مصنوعات با سبک های طراحی صنعتی

دوره 12، شماره 2، دی 1400، صفحه 205-216

https://doi.org/10.30475/isau.2021.275192.1698

محمد ذوالفقاری، ناصر کلینی ممقانی

چکیده به دنبال وقوع انقلاب صنعتی و بعد از آن، صنعتگران دست به تولید محصولات متعدد زدند و با پیدایش تفکرات مختلف، ایده‌های تحول زندگی بشر در شعر، موسیقی، صنعت و معماری و سایر موارد در قالب سبک‌ها و ایده‌های مختلف در بستر اجتماع تجلی پیدا نمود. مطالعه علل پیدایش و مبنای فکری پدیدآورندگان هر سبک و یا جنبش طراحی صنعتی، راهنمایی در جهت شناخت سبک‌ها بوده و الگویی برای تعیین نوع سبک و تمایز آن با سبک‌های دیگر ایجاد می‌نماید. در این تحقیق با انتخاب بارزترین مصنوعات تولید شده در هر سبک که به نوعی نماینده آن سبک هستند و سپس ارزیابی کیفی آن‌ها توسط ده نفر از کارشناسان خبره طراحی صنعتی و با معیارهای طراحی محصول، صورت گرفته و تحلیل عامل اکتشافی روی متغیرها انجام گردید. در حوزه معماری ایرانی، اصول پنج گانه استاد پیرنیا، به مصنوعات تاریخی ایران تعمیم داده شده و مصنوعات سه دوره پیش تاریخی، تاریخی و اسلامی ایران با این اصول ارزیابی گردیده و سپس تحلیل عاملی اکتشافی روی متغیرها صورت گرفت. عوامل جدید ایجاد شده حاصل از تحلیل عامل اکتشافی بر روی نتایج ارزیابی سبک‌های طراحی صنعتی با معیارهای طراحی محصول و همچنین آثار تاریخی ایرانی با معیارهای پنچ گانه استاد پیرنیا، با بررسی و اظهار نظر کارشناسان خبره، انسان، هنر و صنعت، نام‌گذاری گردید. نتایج حاصله از تحقیق، اهمیت مفاهیم انسان، هنر و صنعت را در مصنوعات و در دوران مختلف و همچنین جایگاه مصنوعات تاریخی ایران در دوره‌های پیش تاریخی، تاریخی و اسلامی در مقایسه با سبک‌های طراحی صنعتی را تعیین نموده و همچنین الگویی جدید در جهت ارزیابی سبک در مصنوعات مختلف می‌باشد.

ارزیابی میزان خطرپذیری ایستگاه های مترو شهر تهران هنگام وقوع زمین‌لرزه با رویکرد کاهش آسیب پذیری کالبدی از طریق مدیریت هوشمند شهری(مطالعه موردی ایستگاه های تجریش،دروازه شمیران و نواب)

ارزیابی میزان خطرپذیری ایستگاه های مترو شهر تهران هنگام وقوع زمین‌لرزه با رویکرد کاهش آسیب پذیری کالبدی از طریق مدیریت هوشمند شهری(مطالعه موردی ایستگاه های تجریش،دروازه شمیران و نواب)

دوره 11، شماره 1، تیر 1399، صفحه 209-229

https://doi.org/10.30475/isau.2020.131744.0

اسماعیل شیعه، کیومرث حبیبی، مهران احسانی

چکیده با ارزیابی و پایش کمی و کیفی برنامه‌های مدیریت خطرپذیری و مدیریت بحران در گسترش حمل و نقل ریلی کلان شهر تهران و به تبع آن با بررسی میزان مخاطرات و آسیب‌پذیری شبکه ریلی کشور، خلأ ناشی از مدیریت هوشمند شهری در ابعاد برنامه‌ریزی کالبدی و فضایی کاملاً مشهود است. نکته بارز در مواجهه با بحران‌هایی همچون زمین‌لرزه و سیل در خطوط حمل و نقل زیرزمینی (مترو) عمدتاً وابسته به فرضیات آزمون و خطا ، پیروی از روش‌های مدیریت سنتی و ضعف در آینده‌نگری و آینده‌پژوهی است. در گسترش خطوط ریلی زیرزمینی، بررسی مطالعات زمین‌ساختی (تکتونیکی)، پهنه‌های لرزه‌خیز، تفاوت جنس زمین و مسیر گسل‌های شمال و جنوب تهران (پیش از بحران) و توجه به آسیب پذیری ایستگاه مترو و احتمال تشدید بحران با تخریب بافت فرسوده شهری، هنگام وقوع زلزله و سیل بسیار حائز اهمیت است. این مقاله، با تمرکز بر موضوع ارزیابی خطرپذیری و آسیب‌پذیری گسترش شبکه حمل و نقل ریلی و با رویکرد پایش مخاطرات کالبدی و فضایی ایستگاه‌های مترو انجام شده است. روش انجام کار ارزیابی خطرپذیری از طریق تنظیم فهرست سنجشی پژوهشگر ارائه شده است. بدین منظور سه ایستگاه نواب، تجریش و دروازه شمیران به عنوان ایستگاه ­های منتخب شبکه متروی تهران مورد مطالعه قرار گرفت. در انجام پژوهش، از روشی ترکیبی و مبتنی بر مطالعات کتابخانه‌ای، بررسی سوابق و مدارک، تکنیک دلفی، روش تحلیل سلسله مراتبی و روی‌هم‌گذاری لایه‌ها استفاده شده است. نتایج ارزیابی آسیب‌پذیری نشانگر آن بوده است که تمامی ایستگاه ها در محدوده آستانه خطر قرار دارند و نیازمند اتخاذ تدابیری هوشمند در تمامی مراحل قبل، حین و بعد از بحران زمین‌لرزه و به کارگرفتن راهکارهای مدیریتی و اجرایی به منظور کاهش آسیب‌های احتمالی می‌باشد.

ارزیابی و معرفی مدل‏‌های حکمروایی اثربخش برای مناطق کلان‏‌شهری ایران

ارزیابی و معرفی مدل‏‌های حکمروایی اثربخش برای مناطق کلان‏‌شهری ایران

دوره 13، شماره 2، دی 1401، صفحه 211-229

https://doi.org/10.30475/isau.2023.254622.1553

ایرج اسدی، اسفندیار زبردست

چکیده به رسمیت شناختن مناطق کلان‏‌شهری و نیز پرسش از نهادها و ساختارهای متناسب و اثربخش برای مدیریت و حکمروایی این گونه مناطق نزدیک یک قرن دغدغه فکری جدی اندیشمندان این حوزه بوده است. مطالعات نشان می‏‌دهد در مواقعی که مدل‏‌هایی برای تجدید‏سازمان حکومتی این مناطق در ایران پیشنهاد شده‌‏است، بافتار فضایی و سیاسی خاص مناطق کلان‏‌شهری کشور کمتر مورد ملاحظه قرار گرفته‏‌اند. ازاین رو، هدف اصلی این مقاله یافتن آن دسته از مدل‏‌های منطقه‌‏گرایی کلان‏شهری است که با تعریف جغرافیایی از مجموعه‏‌های شهری کلان‏‌شهری و نیز ویژگی‏‌های ساختار سیاسی و مدیریت محلی و منطقه‌‏ای کشور تناسب نسبی دارند. این مقاله بعد از بحث موجز درباره دلایل پرداختن به منطقه‏‌گرایی کلان‏‌شهری، ابتدا به طرح گونه‏‌شناسی‌‏های مختلف درباره منطقه‏‌گرایی کلان‏‌شهری پرداخته و با بررسی تفصیلی چند گونه‏‌شناسی مهم و شناخته شده به فهرست نمودن مدل‏‌ها و اشکال اصلی منطقه‏‌گرایی کلان‏‌شهری می‏‌پردازد. در ادامه تناسب و اثربخشی هر یک از مدل‏‌های منطقه‏‌گرایی کلان‏‌شهری بر حسب دو تعریف عمده از «شهر»، یکی در معنای ناحیه ساخته‌‏شده شهری یا کلان‏‌شهری و دیگری در معنای منطقه عملکردی شهری یا کلان‏‌شهری مورد بررسی قرار می‏‌گیرند. یافته‏‌های تحقیق نشان می‌‏دهد برخی از مدل‏‌های منطقه‏‌گرایی از پیش در کشور مورد استفاده بوده‌‏اند. با این حال از میان تمام مدل‏‌های مورد بررسی تنها سه مدل تاسیس سازمان‏‌های خدماتی منطقه‏‌ای چندمنظوره، شورای منطقه‌‏ای و حکومت منطقه‌‏ای برای اداره یکپارچه مناطق مجموعه‏‌های شهری کلان‏‌شهری تناسب و اثربخشی خواهند داشت.

پارک باستان‌شناسی، الگوی مناسب حفاظت و توسعة پایدار محوطه‌های تاریخی؛ ضرورت‌ها و مولفه‌ها

پارک باستان‌شناسی، الگوی مناسب حفاظت و توسعة پایدار محوطه‌های تاریخی؛ ضرورت‌ها و مولفه‌ها

دوره 13، شماره 1، شهریور 1401، صفحه 215-229

https://doi.org/10.30475/isau.2021.237059.1451

محمدحسن خادم زاده، حمیده چوبک، رویا خرمی

چکیده موزه‌ها و محوطه‌های تاریخی از آن جهت که ارتباط مخاطب را با گذشته برقرار می‌کنند، برای مردم جذابیت ویژه‌ای دارند، در این میان، بازدید از محوطه‌های تاریخی بدلیل قرارگیری در بطن اثر و زمینه‌های شکل‌گیری آن، برای مخاطب از اهمیت بیشتری برخوردار است اما ضرورت‌های حفاظت از آثار، اعم از ملموس، ناملموس و طبیعی، درکنار تلاش برای ادامه حیات محوطه، دغدغه فکری مدیران آن‌ها است. به‌منظور نیل به هدف پژوهش، که تلاش برای شناسایی تطابق و یا عدم تطابقِ ضرورت‌ها و مولفه‌های پارک باستان‌شناسی در محوطه‌های تاریخی می‌باشد، پاسخ به این سوالات الزامیست. مولفه‌های اصلی در ایجاد پارک باستان‌شناسی کدامند؟ و چه ضرورت‌هایی بر ایجاد پارک باستان‌شناسی در محوطه‌های تاریخی دارای مولفه‌های مربوطه تاکید دارند؟ این تحقیق در ابتدا با رویکرد کیفی براساس مطالعات کتابخانه‌ای به تعریف و تشریح دیدگاه‌های نظریه‌پردازان و منشورها و کنوانسیون‌های ملی و بین‌المللی در زمینه موزه، محوطه‌های تاریخی و پارک باستان‌شناسی و ویژگی‌های هرکدام پرداخته، سپس کوشش نموده با راهبرد استدلال منطقی با تکیه بر مباحث بنیانی به پاسخ سوالات بپردازد. در نتیجه در صورتیکه یک محوطه تاریخی شرایط و مولفه‌های لازم برای تبدیل به پارک‌ باستان‌شناسی در منطقه را دارا باشد، با مدیریت یکپارچه در قالب پارک باستان‌شناسی، می‌تواند موجبات حفاظت پایدار محوطه تاریخی و توسعه پایدار جوامع محلیِ حاضر در منطقه را فراهم آورد. این مولفه‌ها را می‌توان به مولفه‌های ایجابی شامل میراث ملموس، ناملموس و طبیعی، و مولفه‌های توسعه‌ای که عبارتند از تاسیسات و تجهیزات، خدمات، نیروی انسانی، اجتماعی، امنیت و ایمنی دسته‌بندی کرد مولفه‌های ایجابی، ایجاد پارک باستان‌شناسی را ممکن می‌کنند و مولفه‌های توسعه‌ای شرایط را برای ادامه حیات آن مهیا می‌نمایند.

تحلیل پایداری اجتماعی مجتمع های مسکونی به کمک تکنیک سواراتاپسیس

تحلیل پایداری اجتماعی مجتمع های مسکونی به کمک تکنیک سواراتاپسیس

دوره 12، شماره 2، دی 1400، صفحه 217-234

https://doi.org/10.30475/isau.2021.131910.0

عاطفه یعقوبی، ّژیلا رضاخانی

چکیده مرور پیشینه تحقیق در خصوص «توسعه پایدار» از نقطه نظر معماری، بیانگر فقدان مدل منسجمی است تا تحلیل‌گران معماری به واسطه آن قادر باشند میزان «پایداری اجتماعی» یک مجتمع مسکونی را به طور کمی تحلیل نمایند. در واقع، مطالعات قبلی عموماً بر شناسایی معیارهای پایداری اجتماعی متمرکز شده‌اند، لیکن موضوع رتبه‌بندی و استفاده از این معیارها برای تحلیل کمی طرح‌های معماری تاکنون مطالعه نشده است. بنابراین، در مقاله حاضر، هدف اصلی عبارت است از طراحی یک مدل کمی و منسجم که به واسطه آن بتوان میزان پایداری اجتماعی در یک مجتمع مسکونی مفروض را اندازه‌گیری نمود. مقاله از نوع تحلیلی و توصیفی بوده و روش گردآوری داده‌ها، مطالعه کتابخانه‌ای و میدانی می‌باشد. ابتدا معیارهای پایداری اجتماعی از ادبیات موضوع استخراج و تخلیص شده، سپس یک مدل کاربردی مشتمل بر تکنیک «سوارا» برای وزن‌دهی معیارها و تکنیک «تاپسیس» به منظور سنجش میزان پایداری اجتماعی ارائه می‌گردد. در راستای اثبات کاربردی بودن مدل ارائه شده، میزان پایداری اجتماعی چند نمونه موردی با هم مقایسه شده‌اند. قاعده انتخاب این نمونه‌ها دسترسی کافی به اطلاعات لازم و نزدیک بودن بزرگی نمونه‌ها به هم بوده است. به علاوه، در کسب نظرات تخصصی، از خبرگان معماری دانشگاه و صنعت ایران، با سال‌ها سابقه اجرایی و علمی و دارای اشراف بر مباحث معماری پایدار و پایداری اجتماعی استفاده شده است. نتایج بیانگر آن است که از دیدگاه خبرگان، سه معیار «فرهنگ ساکنین»، «تعامل و تجانس اجتماعی» و «امنیت» بیش از 60 درصد از کل ارزش وزنی مجموعه معیارهای پایداری اجتماعی را به خود اختصاص می‌دهند.

بررسی تطبیقی میزان رضایتمندی از دو الگوی خانه‌های ویلایی و مجتمع‌های مسکونی برج (مطالعه موردی: منطقه2 شهر اردبیل)

بررسی تطبیقی میزان رضایتمندی از دو الگوی خانه‌های ویلایی و مجتمع‌های مسکونی برج (مطالعه موردی: منطقه2 شهر اردبیل)

دوره 11، شماره 2، دی 1399، صفحه 223-239

https://doi.org/10.30475/isau.2020.173121.1183

سمیرا سعیدی زارنجی، محمد حسن یزدانی، قاسم زارعی

چکیده هدف این مقاله سنجش میزان رضایتمندی ساکنان از محیط مسکونی خود با مقایسه خانه ­های ویلایی (مستقل) با برج­ های مسکونی بود که با مورد نمونه شهر اردبیل انجام گرفته است. تحقیق حاضر از لحاظ هدف کاربردی و از لحاظ روش توصیفی- تحلیلی است. داده‌ها با استفاده از پرسشنامه به صورت نمونه­ گیری گلوله برفی با 100 نمونه از ساکنان برج ­های مسکونی و 100 نمونه از ساکنان خانه ­های ویلایی تکمیل گردید. داده ­های گردآوری شده در نرم افزار SPSS  با استفاده از روش ­های آماری توصیفی و استنباطی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. نتایج حاصل از آزمون t تک نمونه‌ای میانگین رضایتمندی ساکنان خانه ­های ویلایی را 2.90، پایین ­تر از میانگین نظری (3) و میانگین رضایتمندی ساکنان برج­ های مسکونی را 3.18، بالاتر از میانگین نظری نشان داد. نتایج آزمون t مستقل نشان داد که در متغیر جنیست در مورد رضایتمندی در خانه ­های ویلایی بین نظرات زن‌ها و مردان تفاوت معناداری وجود دارد ولی در مجتمع های مسکونی تفاوت معناداری وجود ندارد. در خصوص تاهل نیز تفاوت معنی­ داری بین این دو نوع خانه ­ها قابل مشاهده نیست. نتایج حاصل از آزمون تحلیل واریانس یک‌ طرفه نشان داد که متغیرهای تحصیلات، شغل و درآمد در رضایتمندی از برج ­های مسکونی به لحاظ آماری تفاوت معناداری وجود دارد. نتایج برای متغیرهای سن، تحصیلات، شغل و درآمد در بخش خانه‌های ویلا­ی با رضایتمندی آن‌ها رابطه معناداری در سطح 95 درصد وجود دارد. به طورکلی، بررسی تطبیقی رضایتمندی از مساکن با الگوی ویلائی و آپارتمان­ های بلند منطقه 2 شهر اردبیل نشان داد که رضایتمندی از مساکن آپارتمانی بلند شهر در اکثر شاخص ­ها نسبت به مساکن ویلائی بیشتر است. برج ­های مسکونی با داشتن امنیت و راحتی، فضاهای عمومی و دسترسی، مدیریت و کنترل از همه مهمتر نزدیکی به کاربری­ های مهم و دسترسی حمل و نقل عمومی، جزو فضاهای مسکونی مهم و سرزنده شهر محسوب می­ گردند و برخلاف مسکن سنتی می­ توانند طیف وسیعی از گروه­ های اجتماعی از جمله کودکان، بزرگسالان و سالمندان را به خود جلب نماید.

تعاملات اجتماعی در محوطه‌های کارگری دوره هخامنشی و معماری شهرک‌های صنعتی نوین

تعاملات اجتماعی در محوطه‌های کارگری دوره هخامنشی و معماری شهرک‌های صنعتی نوین

دوره 11، شماره 1، تیر 1399، صفحه 231-248

https://doi.org/10.30475/isau.2020.222389.1369

بهرام مقتدر، ایرج اعتصام، مهرداد متین

چکیده از مهمترین ویژگی های فضا، فراهم نمودن فرصت هایی در جهت تعاملات اجتماعی است. هنگامی که مردم یک اجتماع با یکدیگر در تعامل هستند، رابطه احساسی قوی تری با مکان و فضای اجتماعی خود برقرار می کنند. این تعامل نه تنها بر روان اجتماعی آن جمع تاثیرگذار است که موجب رشد و پیشرفت اقتصادی اجتماعات حاضر در آن فضاها همچون محوطه/ شهرک های کارگری- صنعتی نیز می شود. از همین رو، هدف این پژوهش، بررسی و تببین تعاملات اجتماعی در محوطه کارگری دوره هخامنشی و معماری شهرک صنعتی نوین است. نگارندگان، از میان عوامل کالبدی، کارکردی و معنوی معماری، عامل فضا/کالبد را مورد توجه قرار داده اند. روش این پژوهش توصیفی– تحلیلی و تاریخی، به شیوه اسنادی و براساس مطالعه کتابخانه ای است. پس از بررسی اسناد دیوانی پارسه در ارتباط با کارگران و متخصصان حاضر در محدوده اطراف پارسه/ تخت جمشید و همچنین کندوکاو در متون مختلف مرتبط با تعاملات اجتماعی این نتیجه دست آمد: کیفیت محیط کالبدى محوطه / شهرک های کارگری- صنعتی براى جذب افراد، به عوامل گوناگونی بستگی دارد که یکی از این عوامل مرتبط به ساختار کالبدى محیط مانند ایمنى و امنیت، تنوع و سازگارى کاربرى ها، آسایش اقلیمی، تراکم و ظرفیت مناسب، دسترسی، زیبایی و سرزندگی است. باتوجه به اسناد ارایه شده، محوطه های کارگری دوران هخامنشی با امکانات و اندیشه های منطبق بر آرای زمان خویش، نه تنها توانستند موجب تعاملات اجتماعی بین کارگران ایرانی و غیرایرانی شوند، بلکه محیطى سرزنده و جذاب را نیز برای کارگران خلق نمودند که انعکاس آن را می توان در اسناد دیوانی پارسه – الواح خزانه و بارو- به نظاره نشست؛ اما در شهرک های صنعتی نوین، متاسفانه به علت عدم توجه و کم توجهی به مولفه های بالا، آنها فضاهایی تعامل پذیر برای کارگران نیستند. بنابراین، باتوجه به اهمیت و نقش انسان در فضا، یکی از کارهای مهم در طراحی معماری شهرک های صنعتی توجه به فضاهای تعامل پذیر است که اگر به درستی این امر در طراحی لحاظ شود، موجب رشد و توسعه اقتصادی در آن شهرک صنعتی و به تبع در کل کشور خواهد شد.

ارزیابی جایگاه آموزش‌های دانشگاهی در حوزه معماری پایدار؛ نمونه موردی: ساختمان‌های مسکونی شهر تهران

ارزیابی جایگاه آموزش‌های دانشگاهی در حوزه معماری پایدار؛ نمونه موردی: ساختمان‌های مسکونی شهر تهران

دوره 13، شماره 1، شهریور 1401، صفحه 231-244

https://doi.org/10.30475/isau.2022.226552.1388

پیمان پیله چی ها، معصومه کاظمی

چکیده باوجود بحران‌های زیست‌محیطی و کاهش ذخایر سوخت‌های فسیلی نیاز به راهکارهای توسعه پایدار و معماری پایدار به ‌منظور مدیریت مصرف انرژی و کاهش زیان‌های خطرناک انسانی بیش‌ازپیش احساس می‌شود. در این راستا به‌منظور افزایش آگاهی دانشجویان و طراحان بایستی آموزش‌های تخصصی معماری پایدار در حوزه دروس دانشگاهی قرار گیرد. از آنجایی‌که ساختمان‌های مسکونی بخش مهمی از مصرف انرژی را در کشور شامل می‌شوند، بایستی میزان اثربخشی این راهکار بر نحوه طراحی ساختمان‌های مسکونی در شهر تهران موردبررسی قرار گیرد. این پژوهش از منظر روش‌شناسی پیمایشی است و دارای دو بخش کیفی و کمی است که در بخش کیفی به بررسی مبانی نظری مربوطه و در بخش دوم پرسشنامه‌هایی در اختیار 20 نفر از اساتید و دانشجویان معماری به‌ منظور بررسی میزان اثربخشی آموزش‌های معماری پایدار بر نحوه طراحی خانه‌های مسکونی شهر تهران گذاشته ‌شده است و برای تعیین اعتباریابی پرسشنامه از نرم‌افزار Smart PLS2 استفاده ‌شده و به جهت اولویت‌بندی داده‌ها از آزمون فریدمن در نرم‌افزار SPSS ‌بهره گرفته شده است. درنهایت نتایج حاصله بیانگر آن است آموزش‌های معماری پایدار در سطح اجتماعی (دانشجویان، بالا بردن آگاهی مردم و درنهایت کارفرمایان) بیشترین تأثیر را داشته و در بالا بردن کیفیت محیط داخلی ساختمان به نسبت اثربخشی کمتری دارد.

تحلیل تصویر برند درونی بافت تاریخی شهر اصفهان

تحلیل تصویر برند درونی بافت تاریخی شهر اصفهان

دوره 13، شماره 2، دی 1401، صفحه 231-245

https://doi.org/10.30475/isau.2022.261676.1593

هاجر ناصری اصفهانی، مهین نسترن، رسول بیدرام

چکیده بافت‌های تاریخی مزیت نسبی شهرهای کهن هستند که در رویکردهای رقابت‌پذیری شهری توانایی جذب سرمایه‌های انسانی و اقتصادی را دارند؛ اما هنگامی این مزیت تبدیل به مزیت رقابتی می‌شود که برند مکان توانایی خلق تصویر یگانه ارزشمند را در ذهن ذی‌نفعان خود داشته باشد. هرگونه برنامه‌ریزی و طراحی در راستای ارتقا برند مکان، نیازمند شناسایی دقیق وضع موجود و ادراک ذی‌نفعان مکان است؛ در این میان بررسی تصویر ذهنی ذی‌نفعان داخلی مکان اعم از ساکنان، صاحبان کسب و کار و شهروندان که تعیین کننده برند درونی بافت است بسیار حائز اهمیت می‌باشد؛ زیرا تا بافت شهری برای ذی‌نفعان داخلی خود نتواند ارزش‌آفرینی، خلق تصویر مثبت و رضایت خاطر ایجاد کند در جلب رضایت ذی نفع خارجی اعم از گردشگران و سرمایه‌گذاران نیز ناموفق است. از این رو این مطالعه با هدف بررسی برند درونی بافت‌ تاریخی شهر اصفهان با روش نظریۀ زمینه‌ای استراوس و کربین، تصویر ذهنی ذی‌نفعان داخلی با انجام مصاحبه‌های عمیق از 245 نفر در پنج محله تاریخی جوباره، دردشت، جلفا، تخت فولاد و نقش جهان مورد بررسی و تحلیل قرار گفت. دستاورد این پژوهش حاکی از آن است که تصویر برند بافت تاریخی شهر اصفهان از منظر ذی‌نفعان داخلی، متشکل از جذابیت‌های میراث ملموس و ناملموس فرهنگی، سازگاری اجتماعی در مقابل تعارض اجتماعی، گونه فعالیت‌های اقتصادی و تعامل اجتماعی است که عواملی مانند مسائل کالبدی، اجتماعی آن را تحت تأثیر قرار می‌دهد و بر میزان تمایل به بافت در جنبه‌های مختلفی نظیر سکونت، سرمایه‌گذاری و بازدید و گذراندن اوقات فراغت در بافت اثر می‌گذارد و به دنبال آن، در برخی محله‌های تاریخی منجر به رکود اقتصادی، عدم سرزندگی اجتماعی و خروج سرمایه از بافت می‌شود. تصویر ذهنی غالب مخاطبان در محله جوباره بر اساس هویت اجتماعی آن و سکونت کلیمیان، در محله جلفا بر هویت اجتماعی و اقتصادی محله اعم از سکونت ارامنه و فعالیت‌های سرگرمی و تفریحی و خرید، در محله دردشت بر هویت فرهنگی ملموس و ناملموس اعم از مناسبت‌های مذهبی و بناهای تاریخی، در محله نقش جهان بر هویت فرهنگی و اقتصادی شامل شکوه و عظمت میدان نقش جهان و وجود بازار بزرگ صنایع دستی اصفهان و در محله تخت فولاد بر هویت فرهنگی آئینی مبنی بر مراسم و آئین‌های مذهبی شکل گرفته است.

مقایسه تطبیقی ابزارهای شبیه‌سازی آسایش حرارتی در محیط شهری

مقایسه تطبیقی ابزارهای شبیه‌سازی آسایش حرارتی در محیط شهری

دوره 12، شماره 2، دی 1400، صفحه 235-250

https://doi.org/10.30475/isau.2020.217902.1353

رزا وکیلی نژاد

چکیده شبیه‌­سازی انرژی در محیط شهری می‌تواند با دو هدف عمده تحلیل آسایش حرارتی خرداقلیم و یا تاثیر خرداقلیم شهری بر مصرف انرژی ساختمان انجام شود. اولین قدم جهت کاربرد شبیه­‌سازی انرژی، انتخاب ابزار مناسب است که بدون شناخت دقیق از نحوه عملکرد ابزارها میسر نمی‌شود. از طرف دیگر تعداد رو به رشد نرم­‌افزارهای شبیه­‌سازی، انتخاب ابزار مناسب را دشوار می‌سازد. با توجه به تمایل طراحان در چندین سال اخیر به این زمینه، آگاهی از قابلیت‌های مدل‌سازی و محدودیت‌های ابزارهای مورد کاربرد ضروری است. پژوهش حاضر با معرفی شاخص‌های سنجش آسایش حرارتی در محیط خارجی و دسته‌بندی انواع شبیه‌­سازی انرژی در مقیاس شهری، شش نرم‌افزار انویمت، ریمن، یومی، متئودین، سولن و سولوگ را جهت سنجش آسایش پیاده معرفی کرده و در تحلیلی تطبیقی به بررسی نحوه عملکرد و مقایسه قابلیت‌های آن‌ها می‌پردازد. سه نرم‌افزار انویمت، سولن و ریمن بیشترین شاخص‌های آسایش حرارتی خارجی را در نتایج خروجی ارائه می‌دهند. در یومی و متئودین داده‌ها به صورت تخمینی از میانگین تابش و سرعت باد و در بقیه ابزارها به صورت دقیق و در هر لحظه دلخواه قابل استخراج است. در حالی که یومی ابزاری ساده و رایگان است، استفاده از انویمت و سولن غیر رایگان بوه و نیاز به آموزش دارد. هرچند در حال حاضر ابزار واحدی که بهترین ترکیب از همه عوامل را مدنظر قرار داده و همه فرآیندهای فیزیکی را شامل شود وجود ندارد. نتایج این پژوهش می‌تواند معماران و طراحان شهری را در انتخاب نرم­‌افزار مناسب در هر مرحله از  طراحی و با توجه به اهداف پروژه یاری رساند.

تحلیل ترکیبی خط آسمان پلاک ها و جریان طبیعی هوا در دو بلوک شهری تهران، مورد پژوهش: منطقه ولنجک تهران

تحلیل ترکیبی خط آسمان پلاک ها و جریان طبیعی هوا در دو بلوک شهری تهران، مورد پژوهش: منطقه ولنجک تهران

دوره 11، شماره 2، دی 1399، صفحه 241-252

https://doi.org/10.30475/isau.2020.134552.1001

سیده حمیده موسوی، مرجان السادات نعمتی مهر، شهرام دلفانی، محمدرضا حافظی

چکیده پژوهش ذیل به تحلیل همزمان خط آسمان شهری و جابجایی طبیعی هوا در دو بلوک شهری در منطقه ولنجک تهران پرداخته است تا خط آسمان بلوک های شهری را نه تنها به لحاظ بصری – آنچه تا کنون مد نظر اکثر پژوهشگران این حوزه بوده- بلکه از منظر محیطی و برقراری جریان هوا بررسی کند.  بدین منظور بخشی از بافت شطرنجی شهری در منطقه ولنجک تهران، در دو الگو شبیه ­سازی شده و باد با سرعتِ مرجع m/s 4.5، بر فراز آن اعمال شده است. شبیه ­سازی باد توسط نرم افزار انسیس فلوئنت و مدل توربولانسی k-ε، بدون در نظر گرفتن لایه­ بندی حرارتی اتمسفر انجام پذیرفته است. در این راستا، رژیم جریان هوا بر 1) مدل وضع موجود که اراضی خالی آن مطابق با قوانین جاری جاگذاری و به دنبال آن خط آسمانی نامتوازنی ایجادگردیده و 2) مدلی جایگزین با ساختمان ­های 4 و 5 طبقه در سطح اشغال 60­% که منتج به خط آسمان یکدست شده است،  مورد بررسی قرار گرفته است. نتایج نشان می­‌هد در الگوی جایگزین، در 71­% مکان ­­زمان­ ها، سرعت باد به اندازه­ ایست که شاهد تهویه طبیعی هوا هستیم؛ این در حالیست که این شاخص در وضعیت خط آسمان نامتوازن، 55­% است. لذا با توجه به جهت­ گیری زمینه شهری منطقه مورد مطالعه و ویژگی های باد منطقه، در شرایطی که سطح اشغال 60­% است (الگوی متداول کنونی) الگوی شماره دو، می ­تواند به لحاظ تهویه و زیبایی شناختی، الگویی بهینه معرفی گردد.

بررسی عملکرد اقلیمی دودکش‌های خورشیدی برای خانه‌های اهواز در اتاق‌های آفتابگیر جنوبی

بررسی عملکرد اقلیمی دودکش‌های خورشیدی برای خانه‌های اهواز در اتاق‌های آفتابگیر جنوبی

دوره 13، شماره 1، شهریور 1401، صفحه 245-257

https://doi.org/10.30475/isau.2022.221907.1365

امید رهایی، زینب پورسیاحی

چکیده امروزه استفاده از انرژی خورشیدی به عنوان یک منبع ارزان و بی‌پایان در صنعت ساختمان، به یکی از دغدغه‌های بزرگ محققین در سراسر جهان بدل شده است. یکی از روش‌های مهار انرژی خورشیدی، استفاده از دودکش خورشیدی در ساختمان است. هدف از این پژوهش، یافتن الگویی مناسب جهت طراحی دودکش‌های خورشیدی برای اتاق‌های جنوبی (آفتاب‌گیر) خانه‌های شهر اهواز (اقلیم گرم و نیمه ‌مرطوب ) است، به نحوی که با بهره‌گیری مؤثر از انرژی خورشیدی، موجب بهبود آسایش حرارتی ساکنین گردد. این امر کاهش محسوس مصرف انرژی را به همراه خواهد داشت. روش تحقیق در این پژوهش، یک روش ترکیبی است که راهبردهای تحقیق تجربی، شبیه‌سازی و پژوهش موردی را درگیر می‌نماید. بر این اساس، پس از مشاهدات تجربی در وضعیت اتاق‌های جنوبی خانه‌های آپارتمانی در اهواز، یک الگوی کلی برای اتاق پیشنهاد گردید و مدل‌های مختلف دودکش خورشیدی متناسب با الگوی پیشنهادی شبیه‌سازی شدند. لازم  به ذکر است که شبیه‌سازی‌ها با نرم‌افزار انرژی پلاس و پس از اثبات روایی و پایایی انجام شدند. کلیه شبیه‌سازی‌ها برای یک آپارتمان 4 طبقه با اتاق‌های مشابه جنوبی و یک دودکش خورشیدی مشترک، انجام پذیرفتند و نتایج در یک دوره آزمون که طبق نمودارهای سالانه آسایش برقرار است، مقایسه شده‌اند. بررسی‌ها نشان دادند که دودکش‌های خورشیدی بهینه با ابعاد و ضوابط پیشنهادی در این مقاله، تا حد بسیار زیادی موجب بهبود تهویه طبیعی و ارتقای آسایش حرارتی ساکنین داخل اتاق شده و متعاقباً صرفه‌جویی بسیار زیادی در مصرف انرژی را به دنبال خواهد داشت. بر اساس نتایج این مقاله دودکش با ابعاد 2×1.16×11.60 متر(مدل 2) ،برای شهر اهواز پیشنهاد می‌شود. البته طی این آزمون مدل‌های دیگر آزمایش شده است که بر اساس شرایط این ابعاد بهینه پیشنهاد گردیده است.

حس حضور در آینده؛ نمود معماری آینده‌گرا در سینمای علمی- تخیلی

حس حضور در آینده؛ نمود معماری آینده‌گرا در سینمای علمی- تخیلی

دوره 13، شماره 2، دی 1401، صفحه 247-263

https://doi.org/10.30475/isau.2023.248688.1518

محمد نوید فتاحی، نینا قصلانی، صلاح الدین مولانایی

چکیده رسانه‌ها در جوامع امروزی، دارای نقشی غیرقابل انکار هستند و از این رو می‌توانند محلی باشند برای نمایش معماری و امکانی فراهم آورند که افراد جامعه به کسب تجربه‌ی ذهنی معماری فقط با دیدن ساختمان‌های ساخته شده و دارای حضور کالبدی اکتفا نکنند‌. از سویی دیگر، ایده‌های یک معمار ممکن است نتوانند بنابه دلایلی رنگ واقعیت به خود گیرند و برای تحققشان از قابلیت‌های جهان مجازی استفاده شود. برخی شیوه‌های طراحی نیز بر اساس فناوری پیشرفته و رویکرد به آینده بنا نهاده شده‌اند که آرکولوژی و آرشیگرام هم از این دست سبک‌ها هستند. این سبک‌ها ایده‌ای برای طراحی یک شهر بوده که مهم‌ترین اصول آن استفاده‌ی بهینه از فناوری و ابرسازه‌هاست. در عرصه‌ی سینما هم فیلم های علمی تخیلی در قالب سبک آینده‌گرا وجود دارد. نوشتار حاضر به بررسی میزان بهره‌گیری فیلم‌های این سبک از معماری آینده‌گرا درجهت القای حس حضور در آینده به مخاطب می‌پردازد. روش‌شناسی تحقیق، همبستگی از نوع رابطه‌ای بوده، پرسش‌نامه‌هایی جهت بررسی گزینه‌های مستخرج از مطالعات در 24 فیلم منتخب پژوهشگران در اختیار 60 نفر از دانشجویان، فارغ‌التحصیلان و اساتید معماری گذاشته شد. در بررسی میزان تأثیرگذاری معماری بر فضاهای سینمایی و مقدار بهره‌گیری از ویژگی‌ها، بحث و نتایج این تحقیق بیانگر حضور 88 درصدی معماری آینده‌گرا در فیلم‌های علمی تخیلی است که حضور نشانه‌های آرکولوژیک و آرشیگرام نسبت به سایر سبک‌ها به وضوح بیشتر بوده است. راهنماهایی برای طرح‌ریزی فضای آینده‌گرایانه با استخراج مهم‌ترین عوامل معماری دخیل در سکانس‌ها در انتهای نوشتار تبیین شده‌اند که پرکاربردترین آن‌ها: مقیاس، تک‌بناهای عظیم، مصالح فلزی با رنگ خنثی، مقیاس بزرگ، سازه‌های فضایی و ...، بوده‌اند که در مبحث طراحی معماری می‌توانند به کار برده شوند.

تبیین مفهوم سلسله مراتب شکلی-فضایی در الگوی سکونتگاهی قاجار(نمونه موردی :خانه های اعیانی تهران)

تبیین مفهوم سلسله مراتب شکلی-فضایی در الگوی سکونتگاهی قاجار(نمونه موردی :خانه های اعیانی تهران)

دوره 12، شماره 2، دی 1400، صفحه 251-263

https://doi.org/10.30475/isau.2021.283760.1696

جهان دانش، خسرو موحد، ملیحه تقی پور

چکیده اصل سلسله مراتب یکی از اصلی­‌ترین مفاهیم در معماری است. همچنین فضای سکونت از جمله عملکردهایی است که وجود اصل سلسله مراتب در آن بسیار ضروری است. با این حال در طول دوره‌­های مختلف و با گذشت زمان، نمود این اصل در خانه‌­های ساخته شده در سبک­‌های گوناگون معماری ایرانی به صورت­‌های متفاوتی بروز یافته است. . ترتیب قرارگیری فضاها در کنار یکدیگر و اضافه شدن برخی فضاها به ساختار فضایی خانه و همچنین تحولات فضایی آن‌ها در طول دوره‌های مختلف، به تبع نمایش این اصل در معماری چنین فضاهایی را دستخوش تغییرانی نموده است. این پژوهش که به دنبال یافتن مولفه­‌های سلسله مراتب شکلی فضایی و بررسی کیفی و کمی آن در زبان الگوی بناهای قاجار تهران می­‌باشد، به بررسی شواهد و مدارک تاریخی و فرهنگی موجود می‌­پردازد. نمونه‌­های مورد مطالعه در این تحقیق خانه‌­های سنتی مربوط به دوره قاجار در تهران و نتیجه حاصل مقایسه و ارائه تجزیه و تحلیل نهایی بر اساس نمونه­‌های مورد مطالعه خواهد بود. هدف از این پژوهش تبیین مفهوم سلسله مراتب فضایی و مقایسه نگاه شکلی به گونه در الگوی سکونت­گاهی قاجار می­‌باشد، همچنین بررسی چگونگی سیر تغییرات  سلسله مراتب در تحولات خانه‌­ها در دوران قاجار هدف دیگری است که این پژوهش به دنبال پاسخی برای آن خواهد بود. روش تحقیق در این پژوهش روش ترکیبی است و با مراجعه به میراث فرهنگی و مطالعات منابع موجود، فهرستی از خانه‌ها جمع‌آوری و از میان آن‌ها تعدادی بعنوان نمونه  به روش بحرانی و احتمالی غیرهدفمند جهت مطالعه انتخاب شده‌اند. مطالعه از رجوع به منابع و مطالعات کتابخانه‌ای و میدانی و همچنین  لکه‌گذاری و اصلاح نقشه‌ها شروع و سرانجام با تجزیه و تحلیل کالبدی و ساختاری فضاها و رسم تناسبات و هندسه هر خانه به جمع‌بندی نهایی رسید. در گام بعد از داده­‌های حاصل از نمودارهای توجیهی و نرم افزار UCL Depth Map با روش نحو فضا (Space Syntax) به منظور استخراج یافته­‌ها استفاده شده و در نهایت بعد از جمع‌­آوری داده‌­ها، تحلیل صورت گرفت. نتایج حاصل از این پژوهش بیانگر این است که سه شاخص عمق، اتصال و هم‌پیوندی در سه دوره قبل از ناصری، ناصری و بعد از ناصری به مرور زمان با کاهش درونگرایی، عمومیت و یکپارچگی همراه بوده­‌اند.

چوگان و نقش جهان؛ واکاوی دوباره فرهنگ و هویت معماری ایرانی- اسلامی

چوگان و نقش جهان؛ واکاوی دوباره فرهنگ و هویت معماری ایرانی- اسلامی

دوره 11، شماره 2، دی 1399، صفحه 253-273

https://doi.org/10.30475/isau.2020.147682.1086

مولود خسروی

چکیده از آنجا که شناخت صحیح هر فضا علاوه بر تجزیه و تحلیل فنی و معمارانه آن،  نیازمند بررسی عوامل پیدایش، کاربران و فعالیت­ های درون فضا(جنبه‌های محتوایی) به عنوان مؤلفه‌های هویت‌بخش آن می‌باشد، مطالعه و جستجوی عوامل فوق سبب شناخت جامعتری از هویت هر اثر می‌گردد. اسناد تاریخی گویای رواج افتخارآمیز چوگان در دوره صفوی – به خصوص در پایتخت دوم (اصفهان) - و اهمیت آن به عنوان بازی رسمی دربار است. تا جایی که سیاحان از میدان نقش جهان با عنوان میدان چوگان و سواری یاد کرده و هر یک به طریقی از چوگان باختن شاه و نظامیان و شهروندان سخن رانده­ اند. از این رو ضمن واکاوی و ارزیابی جنبه‌های هویت بخش بازی چوگان، اجزای اصلی درون میدان نقش جهان به روایت سیاحان شناسایی و دسته‌بندی شده و ضمن بررسی عملکرد و جمع بندی آن­ها و پژوهش­ هایی که در این زمینه انجام شده است، جهت پاسخگویی به سؤالات پژوهشی ذیل مورد تحلیل قرارگرفته‌است؛ اول آنکه شناخت دقیق ابعاد پنهان بازی چوگان به عنوان عامل هویت بخش میدان نقش جهان چگونه سبب احیای ارزش­ های اصیل آن می ­شود؟ و دوم، حفظ عملکرد اجزای درون میدان نقش جهان (نهر آب، ردیف درختان، کفسازی، دروازه‌های سنگی)، چگونه کیفیت­ ها و ارزش­ های تاریخی و اصیل فضای شهری آن به عنوان یک میراث منحصر بفرد را نظام می بخشد؟ در این راستا با توجه به دلایل مطروحه، از آنجا که برگزاری بازی چوگان در میدان نقش جهان، همراه با روایتگری و موسیقی، مهمترین رویداد مکرر شهری در میدان نقش جهان است، تمامی جزئیات فضای باز درون میدان ازجمله ردیف درختان سایه ­انداز در مجاورت جداره میدان، نهر آب وکفسازی پیرامونی، با هدف فراهم نمودن بالاترین مطلوبیت و ایجاد آسایش اقلیمی در فضای پیرامون میدان چوگان جهت برگزاری آن، درحکم یک سناریوی واحد سبب نظام بخشی ارزش ­های اصیل میدان نقش جهان می­شود.

شناسایی و ارزیابی اثر مولفه‌های محیطی- فردی- اجتماعی بر ادراک حرارتی جهت بهبود وضعیت در فضای اداری

شناسایی و ارزیابی اثر مولفه‌های محیطی- فردی- اجتماعی بر ادراک حرارتی جهت بهبود وضعیت در فضای اداری

دوره 13، شماره 1، شهریور 1401، صفحه 259-279

https://doi.org/10.30475/isau.2021.222582.1371

بهاره بنازاده، شاهین حیدری، حبیب هادیان فرد

چکیده یکی از جنبه‌های متنوع آسایش در محیط‌های مصنوع، آسایش حرارتی است که تحت تاثیر مولفه‌های مختلفی میتواند تغییر یابد. محققان بر این مسئله تاکید می‌‌‌ورزند که مطالعات اولیه آسایش حرارتی با تکیه بر مولفه‌‌‌های اقلیمی تنها بخشی از نتایج را توجیه می‌‌‌نماید؛ از اینرو لازم است اثر سایر مولفه‌‌‌های نیز بررسی گردد. این پژوهش با هدف روشن نمودن مولفه‌‌‌های فردی و اجتماعی، علاوه‌‌‌بر محیطی، اثرگذار بر ادراک آسایش حرارتی صورت پذیرفته ‌‌‌است تا بدین ترتیب راهکارهایی در جهت بهبود وضعیت طراحی و بهسازی فضاهای اداری ارائه نماید. بنابراین دو سوال مطرح است: یکی آنکه مولفه‌‌‌های اثرگذار بر ادراک آسایش حرارتی کدام‌‌‌اند؟ و دیگری کدام یک از پاسخ‌‌‌های حرارتی قابلیت پیش‌‌‌بینی بهتری توسط این نوع مولفه‌‌‌ها را دارا می‌‌‌باشند؟. در این راستا مطالعه‌‌‌ای میدانی (شامل پرسشنامه، مشاهده و ثبت داده‌‌‌های اقلیمی با استفاده از حس‌‌‌گرهای حرارتی) در ساختمان مدیریت دانشگاه شیراز در چهار روز کاری در زمستان 1397 انجام شده‌‌‌است. مولفه‌‌‌های فردی (شامل سن، جنسیت، فشار خون، ضربان قلب، دمای بدن، رنگ پوست، نرخ لباس، نرخ فعالیت و رفتارهای سازگاری خودآگاه) مولفه‌‌‌های اجتماعی شامل (رشته تحصلیی، سمت، سطح تحصیلات، وضعیت مصاحبت و وضعیت مراجعین) در قالب پرسشنامه و مشاهده توسط محقق سنجیده شده‌‌‌است. دمای هوا و رطوبت نسبی داخل به عنوان مولفه محیطی، نیز توسط دیتالاگرها ثبت شده‌‌‌اند. پاسخ‌‌‌های حرارتی افراد نیز در قالب مقیاس‌‌‌های احساس حرارتی، آسایش حرارتی، رضایت حرارتی، ترجیح حرارتی، پذیرش حرارتی و آسایش حرارتی کلی سنجش شده‌‌‌اند. نتایج مطالعه بر روی 108 کاربر در ساختمان اداری نشان می‌‌‌دهد تاثیر مولفه‌‌‌های اجتماعی قابل اغماض است اما توجه بدان‌‌‌ها در روند طراحی می‌‌‌تواند به بهبود وضعیت کمک نماید. در خصوص مولفه‌‌‌های فردی نیز شاخص توده بدن و نرخ لباس دو مولفه با بیشترین اثرگذاری می‌‌‌‌‌‌باشند. بنابراین وجود مولفه‌‌‌های اجتماعی کمک چندانی بر پیش‌‌‌بینی پاسخ‌‌‌های حرارتی نمی‌‌‌نماید. براساس مولفه‌‌‌های محیطی و فردی نیز، ترجیح حرارتی ضریب تعیین بالاتری را نشان می‌‌‌دهد. از آنجایی که ترجیح حرارتی زمینه‌‌‌ساز تغییرات لحظه‌‌‌ای و واکنش فرد در محیط می‌‌‌شود، از اهمیت بسزایی برخوردار است و باید مورد توجه طراحان قرار گیرد.

خوانش انواع حرکت در مسکن بر مبنای فرهنگ حریم معاصر (نمونه موردی: سه خانه برگزیده معماری معاصر ایران)

خوانش انواع حرکت در مسکن بر مبنای فرهنگ حریم معاصر (نمونه موردی: سه خانه برگزیده معماری معاصر ایران)

دوره 12، شماره 2، دی 1400، صفحه 265-280

https://doi.org/10.30475/isau.2021.210738.1319

فاطمه برادران هروی، مهدی حمزه نژاد

چکیده ارزش­‌های فرهنگی متاثر از رفتار، نگرش و باورهای افراد در فرهنگ‌های جاری میان افراد، تنظیم حریم مطلوب افراد را در ارتباط دو سویه انسان-محیط، مهم‌­ترین عنصر معرف حریم ارتباطات تفسیر می­‌کند. انسان‌ها، در این تعامل، ترجیحات و تعاریف متفاوتی از حریم، ارتباط خود را با دیگران و دیگر فضاها دارند. هدف این مقاله، دریافت آرایش کالبدی مطلوب حریم متناسب با  فرهنگ اسلامی جاری و موجود میان افراد در مسکن معاصر است. جامعه آماری براساس فرمول کوکران محاسبه شد که تعداد 78 معمار اسلامی را شامل می‌شود. در مرحله اول، جهت شناخت شاخصه‌های ارتباطی انسان- محیط و میزان معناداری ارتباط میان انسان و اجزای خانه، از ابزار پرسشنامه و نرم‌افزار SPSS و آزمون ناپارامتریک کروسکال والیس، استفاده شد. سپس برای سنجش میزان اثرگذاری الگوی پایه چیدمان حریم به دست آمده از آرا صاحب­نظران معماری اسلامی، سه خانه برگزیده معاصر ایران انتخاب و در نرم‌افزارهای Depth Map و  A-Graph، به ترتیب حریم دیداری و حریم ارتباط فضاها(حرکتی)، بررسی شد. یافته‌ها نشان می‌دهد که پذیرایی با اثرپذیری و اثرگذاری کم به نسبت سایر فضاها، نقش عنصر میانه در برقراری ارتباط(حرکت) و ایجاد حریم در خانه را دارد. همچنین در الگوی پایه از چیدمان حریم در خانه براساس آرا نظر معماران اسلامی، دو هسته درون(فضای خصوصی) و بیرون(فضای عمومی) و پذیرایی به عنوان هسته رابط فضاها هستند که سایر عملکردها با تعیین فاصله(عمق) و نوع هم‌جواری(هم­پیوندی) با انواع عناصر کالبدی(طبقه، دیوار، پرده...) با هسته رابط در الگوی معاصر جایگذاری می­شوند. بنابراین شناخت چیدمان فضایی مطلوب در فرهنگ اسلامی مورد پذیرش افراد در موقعیت­های زیستی متفاوت، این امکان را برای معماران ایجاد می‌نماید تا در تعیین ارزش حریم هر جز خانه، چیدمان فضایی مطلوب حریم افراد در خانه معاصر ایرانی را پینشهاد نمایند.

تبیین عوامل اقلیمی ایجادکننده حس مکان؛ مطالعه تطبیقی در بافت تاریخی رشت و یزد

تبیین عوامل اقلیمی ایجادکننده حس مکان؛ مطالعه تطبیقی در بافت تاریخی رشت و یزد

دوره 13، شماره 2، دی 1401، صفحه 265-280

https://doi.org/10.30475/isau.2022.191454.1249

گیلدا دقیقی ماسوله، مژگان خاکپور

چکیده حس مکان از موضوعاتی است که در سال‌های اخیر با پشت‌سر نهادن پیش‌فرض‌های ساخت‌گرایی، در پارادایم پساساختارگرایی به آن پرداخته شده و در راستای شناخت خصوصیات پدیداری این حس، تحقیقاتی صورت پذیرفته است. اما نظر به اهمیت فهم مکان، شناخت و تدقیق در عواملی که موجد این ادراک است، همچنان اهمیت دارد. این مقاله با این پرسش که خصوصیات اقلیمی چه تاثیری بر ایجاد حس مکان دارد، با این مفهوم نظری که نمی‌توان اقلیم را به ویژگی‌های آب و هوایی تقلیل داد، به پژوهش تحلیلی در دو منطقه اقلیمی متفاوت در ایران پرداخته است. این تحقیق کیفیِ پدیدارشناسی، با رویکردی اگزیستانسیال (سوم شخص) بر روش پژوهش تحلیل تطبیقی و استفاده از مطالعات میدانی در بافت قدیمی شهرهای رشت و یزد تکیه دارد. یافته‌های پژوهش مؤید آن است که تفاوت‌های حس مکان در معماری بافت قدیم شهرهای رشت و یزد با تکیه بر متغیرهایی از جمله خصوصیات کالبدی و بار معنایی قرار دارد. خصوصیات کالبدی موثر بر حس مکان همچون عوامل تحدید فضا، نظام عملکردی (شامل وجوهی چون فضاهای فعالیتی و کاربری‌های عمومی و خصوصی) و نیز بار معنایی از جمله معانی حسی و ملموسِ محیط و معانی ارزشی و نمادین، تحت تاثیر عمیق اقلیم واقع است.  به طور کلی اقلیم شامل دو دسته عوامل طبیعی- جغرافیایی و عوامل انسان- ساخت، در هر دو منطقه‌ی مورد مطالعه، پدیداری و ادراک حس مکان را دستخوش تغییر قرار داده است.

الگوی منظر آوا در باغ‌های قاجار شیراز

الگوی منظر آوا در باغ‌های قاجار شیراز

دوره 12، شماره 2، دی 1400، صفحه 281-292

https://doi.org/10.30475/isau.2020.222202.1367

امین حبیبی، سارا رحمانی، مهسا سعیدی زاده، نگار مکاری

چکیده منظر صوتی محرک احساسی است که کیفیت فضاهای مختلف را تحت تاثیر قرار می‌دهند. در باغ ایرانی صوت جزیی جدایی‌ناپذیر از ادراک فضایی تلقی می‌شود که بر رفتار افراد در فضا و به طور کلی کیفیت فضایی تاثیر دارد. رشد شهرها و تراکم جمعیت سبب نادیده گرفتن این کیفیت منظر در فضا شده است. لذا این پرسش مطرح می‌شود که آیا باغ‌‌های ایرانی دارای الگوی صوتی مشخصی هستند و اگر چنین است آیا ارتباط معناداری بین ادرک فیزیکی و روانی صدا در این باغ ها وجود دارد؟ در این پژوهش چهارباغ دوره قاجار شیراز  بررسی و الگوی منظر صوتی از آن استخراج گردید. در روش تحقیق با ترکیب راهبردهای کیفی و کمی  از روش پیاده‌روی صوتی، تهیه پرسشنامه و آوابرداری استفاده شد. الگوی واحدی که همه باغ‌های مورد مطالعه از آن پیروی کرده‌اند تعادل بخشیدن به شدت صوت از طریق ایجاد کیفیت روان-تنی فضا بوده است. عناصر فیزیکی استفاده شده در هندسه فضایی باغ‌ها شاخص‌های کیفیت ساز منظر صوتی هستند که در این مقاله رابطه معنادار بین این ادراک فیزیکی و ادراک روانی کاربران در باغ ایرانی تایید شد. بنابراین با وجود تغییر عناصر کالبدی شهرسازی در ایران معاصر نظیر خیابان‌کشی‌های ایجاد شده و سر و صدای وسایل حمل و نقل، نقشه صوتی باغ ایرانی که از الگوی صوتی واحدی تبعیت می‌کند، نشان دهنده این مهم است که این کهن الگو می‌تواند همچنان به عنوان راهکاری حیاتی در طراحی پارک‌های شهری مورد استفاده قرار گیرد.