نوع مقاله: مقاله پژوهشی
تعداد مقالات: 244
الگوی منظر آوا در باغ‌های قاجار شیراز

الگوی منظر آوا در باغ‌های قاجار شیراز

دوره 12، شماره 2، دی 1400، صفحه 281-292

https://doi.org/10.30475/isau.2020.222202.1367

امین حبیبی، سارا رحمانی، مهسا سعیدی زاده، نگار مکاری

چکیده منظر صوتی محرک احساسی است که کیفیت فضاهای مختلف را تحت تاثیر قرار می‌دهند. در باغ ایرانی صوت جزیی جدایی‌ناپذیر از ادراک فضایی تلقی می‌شود که بر رفتار افراد در فضا و به طور کلی کیفیت فضایی تاثیر دارد. رشد شهرها و تراکم جمعیت سبب نادیده گرفتن این کیفیت منظر در فضا شده است. لذا این پرسش مطرح می‌شود که آیا باغ‌‌های ایرانی دارای الگوی صوتی مشخصی هستند و اگر چنین است آیا ارتباط معناداری بین ادرک فیزیکی و روانی صدا در این باغ ها وجود دارد؟ در این پژوهش چهارباغ دوره قاجار شیراز  بررسی و الگوی منظر صوتی از آن استخراج گردید. در روش تحقیق با ترکیب راهبردهای کیفی و کمی  از روش پیاده‌روی صوتی، تهیه پرسشنامه و آوابرداری استفاده شد. الگوی واحدی که همه باغ‌های مورد مطالعه از آن پیروی کرده‌اند تعادل بخشیدن به شدت صوت از طریق ایجاد کیفیت روان-تنی فضا بوده است. عناصر فیزیکی استفاده شده در هندسه فضایی باغ‌ها شاخص‌های کیفیت ساز منظر صوتی هستند که در این مقاله رابطه معنادار بین این ادراک فیزیکی و ادراک روانی کاربران در باغ ایرانی تایید شد. بنابراین با وجود تغییر عناصر کالبدی شهرسازی در ایران معاصر نظیر خیابان‌کشی‌های ایجاد شده و سر و صدای وسایل حمل و نقل، نقشه صوتی باغ ایرانی که از الگوی صوتی واحدی تبعیت می‌کند، نشان دهنده این مهم است که این کهن الگو می‌تواند همچنان به عنوان راهکاری حیاتی در طراحی پارک‌های شهری مورد استفاده قرار گیرد.

بهینه‌یابی انرژی گنبدهای آب انبارها؛ نمونه موردی: گنبدهای شهر قزوین

بهینه‌یابی انرژی گنبدهای آب انبارها؛ نمونه موردی: گنبدهای شهر قزوین

دوره 13، شماره 1، شهریور 1401، صفحه 281-296

https://doi.org/10.30475/isau.2021.235674.1437

توحید شیری، محمد دیده بان، محسن تابان

چکیده آب‌انبارها علاوه بر مناطق گرم و خشک، در مناطق سرد کشورمان نیز مورد استفاده عموم قرار می‌گرفته است. یکی از اصلی‌ترین عنصر آب‌انبارها پوشش مخزن آن‌هاست، که از طاق‌های آجری گوناگون مانند آهنگ، کلنبو با خیز و فرم‌های متفاوت ساخته ‌شده است. هدف از این پژوهش شناخت میزان دریافت تابش خورشید در سطوح و جریان حرارت در داخل گنبد آب‌انبارهای قزوین می‌باشد که منجر به شناخت بهینه‌ترین فرم پوشش مخزن آب‌انبار در بین نمونه‌های مطالعه شده می‌گردد. برای انجام این تحقیق چهار نمونه از آب انبارها با ساختار متفاوت گنبد در شهر قزوین انتخاب، سپس گنبدها در نرم افزار Revit 2016 مدلسازی شد و میزان دریافت تابش خورشید گنبدها در سردترین روز سال و در ساعات 13، 14و 16 با استفاده از پلاگین‌های Honeybee & Ladybug با موتور انرژی پلاس مشخص گردید. برای اعتبارسنجی با استفاده از نرم‌افزار COMSOL تحلیل جریان هوای یکسان CFD در گنبدهای خیز بلند و کم انجام شد. نتایج آنالیزها نشان دادند که میزان دریافت تابش در سطوح گنبد آب‌انبارها متفاوت است و در گنبدهای خیز کم و سطح تماس زیاد نسبت به تابش خورشید، عملکرد دریافت حرارت نسبت به گنبدهای خیز بلند، بیشتر است. زیرا این گنبدها سطوح بیشتری در معرض تابش خورشید قرار می‌دهند. در تحلیل جریان CFD در هنگام ظهر و گرمای شدید روز، در قسمت بالای گنبد خیز بلند گردابه‌ی گرما ایجاد می‌گردد که از گرم شدن بیش از حد داخل گنبد جلوگیری می‌نماید. بنابرین مناسب‌ترین گنبد برای آب‌انبارهای اقلیم سرد قزوین، گنبدهای خیز کم می‌باشند.

شناسایی عوامل موثر بر کیفیت طراحی نمای ساختمان‌ها واولویت‌بندی آن‌ها؛ با رویکرد فازی

شناسایی عوامل موثر بر کیفیت طراحی نمای ساختمان‌ها واولویت‌بندی آن‌ها؛ با رویکرد فازی

دوره 13، شماره 2، دی 1401، صفحه 281-295

https://doi.org/10.30475/isau.2022.235394.1436

احد نظری، محمدرضا ترابی

چکیده از سال 1391 با تشکیل کمیته‌های نما در شهرداری‌ها و بررسی نماهای طراحی‌شده در فرآیند صدور پروانه، کیفیت نمای ساختمان‌ها مورد توجه قرارگرفته‌است. با این حال، ابعاد کیفی نما و شاخص‌های آن (که همواره محل اختلاف‌نظر کارشناسان بوده‌است) از مهم‌ترین چالش‌های این کمیته‌ها به‌شمار می‌رود. در راستای پاسخ به این چالش، هدف این مقاله، شناسایی شاخص‌های کیفی مرتبط با طراحی نمای ساختمان‌ها و اولویت‌بندی آن‌ها از منظر خبرگان معماری و شهرسازی است. به منظور تدقیق و شفافیت هدف و پرسش تحقیق، پژوهش حاضر بر ساختمان‌های مسکونی میان‌مرتبه‌ی میان‌افزای شهر تهران متمرکز شده‌است. رویکرد این پژوهش پرداختن به مقوله کیفیت در طراحی نمای ساختمان به طور جامع و بدون تعیین موضع و حکم است. در این راستا ابتدا به منظور شناسایی شاخص‌های کیفیت در طراحی معماری، منابع معتبر علمی مورد مطالعه قرار گرفته که در نتیجه این مطالعه، 22 شاخص کیفی مرتبط با طراحی نما با مصاحبه و مشورت با اساتید و متخصصان معماری و شهرسازی در ۳ بُعد اصلی عملکردی، ماندگاری و تأثیرگذاری و 7 زیرگروه تعریف و طبقه‌بندی شده‌اند.  در گام بعد به منظور اولویت‌بندی شاخص‌ها، پرسشنامه‌ای در قالب طیف لیکرت و با بهره‌گیری از اعداد فازی در اختیار سرپرستان طراحیِ دفاتر مهندسین مشاوره معماری‌وشهرسازی شهر تهران قرار گرفته‌است. این جامعه‌آماری دارای 182 عضو بوده که در این پژوهش با توزیع 132 پرسشنامه و دریافت 126 عدد از آن‌ها روند جمع‌آوری اطلاعات پایان‌یافته‌است. بر اساس نتایج پرسشنامه‌ها، شاخص‌های ایمنی، دید و اشراف، نورگیری و نورپردازی، و دوام و عمر مهم‌ترین شاخص‌های کیفی طراحی نمای یک ساختمان به‌شمار‌می‌روند. همچنین نتایج حاکی از آن است که معمارانِ شهر تهران در طراحی نمای یک ساختمان بر حوزه‌های تأمین آسایش، سیستم‌های مهندسی ساختمان و محیط زیست تأکید و توجه بیشتری دارند.

اثر آموزشِ بازی‌وار بر کاهش فرسودگی تحصیلی دانشجویان معماری و نقش آن در فرایند یادگیریِ طراحی

اثر آموزشِ بازی‌وار بر کاهش فرسودگی تحصیلی دانشجویان معماری و نقش آن در فرایند یادگیریِ طراحی

دوره 13، شماره 1، شهریور 1401، صفحه 297-309

https://doi.org/10.30475/isau.2020.239546.1464

مژگان رئوف رحیمی، شادی عزیزی، مهرداد جاویدی نژاد، امیر صادقی

چکیده آتلیه‌ها در دانشکده‌های معماری به مثابه ابزار اصلی آموزش می‌باشند که در آن دانشجویان در معرض حل دسته‌ای از مسئله‌های طراحی قرار می‌گیرند. از آنجا که فرسودگی تحصیلی موجب می‌شود فرایند یادگیری روندی نزولی طی کند، کاهش آن مورد توجه محیط‌های آکادمیک خواهد بود. علاوه بر این شیوه‌های آموزشی، از جمله بازی‌وارسازی بررسی و به‌روز شده و طی سالیان و با اهداف مختلف استفاده شده است. هدف از اجرای این پژوهش بررسی اثربخشی آموزش بازی‌وار طراحی معماری در مقطع تحصیلی کارشناسی، بر کاهش میزان فرسودگی تحصیلی دانشجویان و در نتیجه ارتقا فرایند یادگیری طراحی است. پژوهش حاضر به شیوه‌ی آزمایشی و با طرح پیش‌آزمون-پس‌آزمون با گروه کنترل اجرا شد. جامعه‌ی آماری این پژوهش دانشجویان طرح 4 معماری دانشگاه آزاد واحد پرند بودند که شصت نفر از آن‌ها به صورت تصادفی برای شرکت در این پژوهش انتخاب شدند و در دو گروه مداخله و کنترل قرار گرفتند. جهت گردآوری داده‌ها از پرسشنامه استاندارد فرسودگی تحصیلی (MBI-GS(S و برای آنالیز آماری داده‌ها، از نرم‌افزار SPSS 22 استفاده شد. بر اساس یافته‌های این پژوهش می‌توان نتیجه گرفت که آموزش بازی‌وار در طراحی معماری در کاهش فرسودگی تحصیلی مؤثر بوده است، لذا استفاده از این شیوه‌ به منظور کاهش فرسودگی تحصیلی و بهبود یادگیری طراحی دانشجویان معماری پیشنهاد می‌گردد.

تبیین اصول طراحی نمای ساختمان‌های مسکونی اقلیم گرم و مرطوب در راستای کاهش دمای هوای داخلی مبتنی بر معماری بومگرا

تبیین اصول طراحی نمای ساختمان‌های مسکونی اقلیم گرم و مرطوب در راستای کاهش دمای هوای داخلی مبتنی بر معماری بومگرا

دوره 13، شماره 2، دی 1401، صفحه 297-316

https://doi.org/10.30475/isau.2021.249604.1524

زهرا مهدی نژاد گودرزی، جمال الدین مهدی نژاد درزی، فاطمه مظفری قادیکلایی

چکیده از راهکارهای تاثیرگذار بر کاهش مصرف انرژی و مصرف سوخت های فسیلی در ساختمان و نیز کاهش اثرات نامطلوب زیست محیطی آن (افزایش انتشار گازهای گلخانه‌ای)، بکارگیری انرژی غیرفعال می‌باشد. نمای ساختمان‌های مسکونی به عنوان واسطه‌ی اصلی بین فضای داخلی و خارجی عنصر مهمی جهت کنترل تابش نور خورشید به محیط داخلی و کاهش مصرف انرژی هستند. در اقلیم گرم و مرطوب بوشهر مهم‌ترین پدیده و فرآیند مشهود اقلیمى گرماى هواست، از این رو بررسی راهکارهای اقلیمی جهت کنترل جذب و انتقال حرارت خوشید و کاهش بار سرمایش امری ضروری است. در پژوهش حاضر عملکرد حرارتی و میزان جذب و انتقال تابش خورشیدی به فضای داخل توسط نمای ساختمان آپارتمانی در اقلیم گرم و مرطوب بوشهر بررسی شد. سپس تاثیر راهکارهای طراحی نمای معماری بومی بوشهر بر کاهش دمای هوای داخلی ساختمان مورد بررسی قرار گرفته است. در راستای پاسخگویی به پرسش‌های تحقیق، شبیه‌سازی عملکرد حرارتی سایه‌اندازی، نسبت پنجره به دیوار و مصالح نما به شکل جداگانه بر ساختمان آپارتمانی انجام شد. متغیر بهینه جهت کاهش بار سرمایشی، انتخاب و بر ساختمان اعمال و رفتار حرارتی آن جهت بهبود عملکرد حرارتی ساختمان‌های آینده‌ی اقلیم گرم و مرطوب به عنوان ساختمان بهینه بررسی شد. شبیه‌سازی با استفاده از نرم‌افزار دیزاین بیلدر با موتور شبیه‌ساز انرژی پلاس و نرم‌افزار کلایمت کانسالتنت نسخه 55 و مدل آسایش حرارتی اشری انجام شده است. نتایج نشان می‌دهد که بهینه‌ترین حالت عملکرد نما با سایه‌اندازهای عمودی کرکره‌ای، پنجره مشبک و نمای سیمانی سفید با کاهش بار سرمایشی تا 38 درصد و کل بار مورد نیاز ساختمان تا 33 درصد می‌باشد.

تحلیلی تبیینی درباره عوامل مؤثر بر شکل‌گیری ریخت شهری در یک بافت خودانگیخته (نمونه موردی: محله زیادلو، گرگان)

تحلیلی تبیینی درباره عوامل مؤثر بر شکل‌گیری ریخت شهری در یک بافت خودانگیخته (نمونه موردی: محله زیادلو، گرگان)

دوره 13، شماره 1، شهریور 1401، صفحه 311-325

https://doi.org/10.30475/isau.2020.109228

عماد آقاجان بیگلو، محمود محمدی، بهادر زمانی

چکیده پیش از استقرار نظام شهرسازی نوین در ایران، اغلب بافت‌های مسکونی طی فرایندهای برنامه‌ریزی نشده‌ای شکل می‌گرفته‌اند که به دلیل فقدان نظام جامع ثبت املاک، اطلاعات دقیقی از نحوه تقسیمات اراضی شهری و احداث معابر و بناها در کوی‌های مسکونی در دست نیست. به‌منظور شناخت نحوه پیدایش یک بافت مسکونی خودانگیخته، محدوده‌ای از بافت میانی شهر گرگان انتخاب‌شده و کوشش شده تمام رویدادهای مؤثر بر شکل‌گیری ریختِ شهریِ از 1300 تا 1350 ه.ش. کاوش گردد. طرح این مقاله مبتنی بر رویکرد کیفی و ترکیب روش نظریه زمینه‌ای با خوانش سیستماتیک و روش ریخت‌شناسیِ تطبیقیِ درزمان است. بدین ترتیب که داده‌ها هم از درون مصاحبه‌های ساختاریافته و هم به کمک تکنیک آنالیز توسعه‌ای ریخت‌شناسی استخراج شده‌اند تا فقدان داده‌های مکتوب با استحصال داده‌های شفاهی از آگاهی ساکنان اولیه بافت جبران گردد. یافته‌ها نشان می‌دهد عوامل شکل‌دهنده به ریخت شهری به‌صورت الگویی ماتریسی عمل می‌کنند و نحوه اثرگذاری آن‌ها مطابق با یک فرایند خطی نیست. اجزاء این ماتریس را سه ساحت کنشگران، عمل/تعامل و شرایط تشکیل می‌دهد که هرکدام شامل مجموعه‌ای از مقولات تأثیرگذار و دارای انواع و ابعاد مختص به خود است.  فرد/خانواده، جامعه محلی به ترتیب مؤثرترین کنشگران قلمدادشده‌اند؛ در ساحت عمل/تعامل، حق مالکانه برای تفکیک اراضی، توافق میان صاحبان حقوق و نظام حقوقی مؤثرترین عوامل شناخته شده و مهم‌ترین شرایط زمینه‌ای به ترتیب اقلیم و اقتصاد زمین و بعد خانوار به دست آمده‌اند. همچنین عارضه موجود به‌صورت فرم مصنوع و فرم طبیعی در ورای تمام ساحت‌های برشمرده نقش عمده‌ای را در شکل‌گیری ریخت شهری ایفا کرده است.

سنجش میزان هماهنگی چشم و دست کودکان با استفاده از ابزار پوردو پگ‌بُرد

سنجش میزان هماهنگی چشم و دست کودکان با استفاده از ابزار پوردو پگ‌بُرد

دوره 13، شماره 2، دی 1401، صفحه 317-329

https://doi.org/10.30475/isau.2023.349466.1944

مریم حیدری، سید هاشم مسدد

چکیده تأخیر در رشد شناختی، مهارت‌های حرکتی، مهارت‌های ظریف انگشتان دست و همچنین اختلال در هماهنگی بین چشم و اندام حرکتی کودک تأثیر نامناسبی بر فرایند یادگیری در مقاطع بالاتر سنی دارد و موجب ضعف اعتماد به نفس در کودک می‌گردد. از این رو لازم است تا در طراحی محصولات برای کودکان به میزان هماهنگی چشم و دست با عملیاتی که توسط دست کودک بر روی محصول صورت می‌گیرد توجه کافی شود. هدف از این پژوهش شناخت میزان توانایی کودکان بمنظور ساخت محصولاتی است که هماهنگی چشم و دست در کاربرد آنها ضروری است. این پژوهش از نوع نیمه تجربی بوده و به روش مداخله‌ای انجام شده است. در این پژوهش با استفاده از آزمون پوردو پگ‌بُرد تعداد20 کودک 3 تا 6 سال از یکی از مهدکودک‌های منطقۀ پنج تهران مورد سنجش قرار گرفتند. نتایج نشان داد با افزایش سن، مهارت‌های ظریف انگشتان دست و همچنین میزان هماهنگی چشم و دست کودکان به صورت قابل توجهی بهبود می‌یابد اما 42% از جامعۀ نمونه دارای تأخیر حرکتی و شناختی بودند. همچنین مشاهده شد که دختران در مجموع از سرعت عمل بالاتری برخوردار بودند. برخلاف اینکه انتظار می‌رفت رابطه معناداری بین جنسیت و مهارت حل مسأله وجود نداشته باشد، یافته‌ها نشان دادند پسران بیشتر از دختران در فرایند آزمون سعی در ایجاد ساختار جدید و حل مسأله داشتند. در واقع، پسران تمایل داشتند قواعد آزمون را بر هم زده و برای انجام آزمون راه حل جدیدی بیابند و همچنین فرایند چیدمان قطعات بر روی صفحه را تغییر دهند. این در حالی است که دختران، با پذیرش قواعد تعیین‌شده، به آزمون ادامه دادند.

تاثیرتکنولوژی واقعیت مجازی (VR) برنتایج پذیرش بام سبز درساختمان‌های مسکونی (مطالعه موردی: قائمشهر)

تاثیرتکنولوژی واقعیت مجازی (VR) برنتایج پذیرش بام سبز درساختمان‌های مسکونی (مطالعه موردی: قائمشهر)

دوره 13، شماره 1، شهریور 1401، صفحه 327-338

https://doi.org/10.30475/isau.2022.229172.1408

الهام شکری‌نیا عمرانی، راحله رستمی

چکیده امروزه استفاده از واقعیت مجازی به طور گسترده در زمینه‌های مختلف در حال افزایش است. در این تحقیق تاثیر استفاده تکنولوژی واقعیت مجازی (VR) درتحلیل معماری، میزان پذیرش بام سبز، به عنوان کمک ابزاری در روش تحقیق مورد مطالعه قرار گرفت. تحقیق حاضر با فرض این‌که تکنولوژی VR بر نتایج پذیرش بام سبز تاثیرگذار می‌باشد، ابتدا به بررسی پارامترهای مختلف بام سبز پرداخته و با بررسی ادبیات تحقیق به روش تحلیل منطقی و استدلال قیاسی عوامل تاثیرگذار بر پذیرش سقف‌های سبز ازقبیل: انتخاب نوع گیاه، آبیاری و بام سبز، عملکرد اجتماعی و عوامل موثر در ایجاد مزایای اقتصادی، زیست محیطی و اجتماعی، استخراج شد. با استفاده از این پارامترها مدل تحقیق و پرسشنامه طراحی گردید. بعد از تکمیل پرسشنامه توسط شرکت‌کنندگان با استفاده از عینک واقعیت مجازی به عنوان ابزاری کمکی در روش تحقیق، داده‌ها به دست آمده و به کمک نرم‌افزار اسمارت پی ال اس (Smart PLS)، تجزیه و تحلیل شد. نتایج نشان داد که عوامل ذکر شده نقش بسزایی در پذیرش بام سبز داشته است. همچنین قرار دادن شرکت‌کنندگان در محیط بام سبز به صورت مجازی، سبب شد تا آن‌ها نتایج دقیق‌تری با توجه به تجربه حضور در بام سبز ارائه دهند. همچنین نتایج نظرسنجی نشان داد، میزان مشارکت و اشتیاق شرکت‌کنندگان با پیشنهاد استفاده از عینک VR به طوری چشمگیری بالارفته و منجر به احساس خرسندی ازشرکت در آزمون شده است.

تدوین چارچوب طراحی مسکن مطلوب در بافت‌های فرسوده شهری؛ نمونه موردی: بافت فرسوده منطقه6 مشهد

تدوین چارچوب طراحی مسکن مطلوب در بافت‌های فرسوده شهری؛ نمونه موردی: بافت فرسوده منطقه6 مشهد

دوره 13، شماره 2، دی 1401، صفحه 331-349

https://doi.org/10.30475/isau.2023.353480.1957

ندا رأفتی سخنگو، وحید احمدی، محسن طبسی، سید مسلم سید الحسینی

چکیده بافت‌های فرسوده شهری با قشر متفاوتی از ساکنان در آن، امروزه در محاصره توسعه جدید قرار گرفته است و از نظر ساختاری و عملکردی دچار کمبودهایی می‌باشد. این بافت‌ها به سبب مشخصه‌های اقتصادی، فرهنگی، اجتماعی و کالبدی خود نیازمند توجه بیشتر در طراحی مسکن می‌باشند. در اتخاذ هر گونه تصمیم در تامین مسکن بافت فرسوده علاوه بر جامعیت در تدوین معیارها، توجه به خواست و تمایلات ساکنان اهمیت می‌یابد و پذیرش و تطبیق ویژگی‌های تصمیم ارایه شده با آداب و رسوم و شیوه زندگی افراد، اقتصاد حاکم بر خانواده‌ها و مسائل محیطی و حقوقی از دلایل موفقیت این طرح‌ها می‌باشد. این پژوهش سعی بر آن شده است تا با رویکردی تحلیلی پیمایشی و با استفاده از مطالعات اسنادی و میدانی در کنار تدوین معیارهای جامع مسکن مطلوب در ابعاد کالبدی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی، محیطی و حقوقی، مسائل آشکار و پنهان بافت‌های فرسوده شهری منطقه 6 مشهد شناسایی شود و از طریق مشارکت ساکنان به تبیین چارچوبی که می‌تواند پایه طراحی هر واحد مسکونی در بافت‌های فرسوده باشد، دست یافت. نتایج این پژوهش نشان می‌دهد که در بین معیارهای مطلوبیت مسکن، بعد اجتماعی به عنوان پر اهمیت‌ترین و بعد حقوقی به عنوان کم اهمیت‌ترین معیارها محسوب می‌شوند. همچنین تفاوت زیادی بین ویژگی‌های مسکن مطلوب در بافت فرسوده و الگوهای عام ارایه شده در ساخت و سازهای جدید می‌باشد.

رویکرد سنتی حفاظت معماری در مشرق زمین

رویکرد سنتی حفاظت معماری در مشرق زمین

دوره 13، شماره 1، شهریور 1401، صفحه 339-354

https://doi.org/10.30475/isau.2021.236601.1444

محمد مهدی هوشیاری، بهنام پدرام، علی زمانی فرد

چکیده اندیشه حفاظت معماری در سده‌های 17 و 18 در اروپا شکل گرفت و در سده بیستم در قالب منشورهای آتن و ونیز به جهان عرضه گردید. برخی کشورهای شرقی اصول این منشورها را تا اندازه‌ای مغایر با برخی سنت‌های حفاظت معماری خود می‌دیدند و همین امر موجب به چالش کشیده شدن اندیشه مرسوم در زمینه حفاظت و شکل‌گیری سند اصالت نارا گردید که به احترام بر تنوع فرهنگی و زمینه فرهنگی تأکید می‌کرد. حال پرسش اینجاست که رویکرد سنتی حفاظت معماری در کشورهای شرقی دارای چه ویژگی‌ها و مغایرت‌هایی است؟ از آنجایی که توجه به زمینه فرهنگی بسیار مورد تأکید است، لذا شناخت ویژگی‌های رویکرد شرقی و شیوه‌های سنتی حفاظت معماری در شرق برای شناخت زمینه فرهنگی کشورهای شرقی ضرورت دارد. از این‌رو هدف این مطالعه شناخت ویژگی‌های رویکرد سنتی برخی کشورهای شرقی از جمله ایران و مغایرت‌های آنها با اصول مدرن حفاظت است تا بتوان تا اندازه‌ای به شناخت زمینه فرهنگی مشرق زمین در حفاظت معماری دست یافت. این پژوهش از نوع بنیادی و به صورت  کیفی و استقرایی انجام می‌شود که بخشی از آن مطالعه مروری است و از آنجایی که در رابطه با ایران در این زمینه مطالعه‌ای انجام نگرفته، بخش مربوط به ایران با کدگزاری و مقوله‌بندی روش نظریه زمینه‌ای انجام می‌شود. در پایان جمع‌بندی مطالعه نشان‌دهنده آن است که وجه تمایز شرق در حوزه حفاظت میراث، در توجه بیشتر به ناملموس‌ها و معنویات است که مغایرت‌هایی با برخی اصول مدرن حفاظت معماری مانند منشور ونیز که دربردارنده گرایش ماده‌گرایانه‌ست دارد. مفاهیم و باورهایی چون فناپذیری در شرق نقشی کلیدی در نگاه به میراث مادی گذشته داشته است. ایران نیز به عنوان یک کشور شرقی جنبه‌هایی از رویکرد شرقی را در سنت‌های حفاظت خود داشته و با ویژگی‌هایی چون تزئین بنای تاریخی از منحصربه‌فردی خاص خود نیز برخوردار است.

تحلیل علم‌سنجی و مرور سیستماتیک متون نظری جهانی درحوزه‌ی سلامت شهری

تحلیل علم‌سنجی و مرور سیستماتیک متون نظری جهانی درحوزه‌ی سلامت شهری

دوره 13، شماره 2، دی 1401، صفحه 351-372

https://doi.org/10.30475/isau.2023.395942.2039

مرضیه فلاح برزگر، احمد خلیلی

چکیده امروزه با توجه به طیف وسیعی از عوامل تهدید کننده سلامت انسان در حوزه سلامت شهری، نیاز به شناسایی مولفه‌های موثر بر سلامت انسان امری ضروری تلقی می‌شود. بر این اساس پیوند میان محیط شهری و برنامه‌ریزی شهری جهت نیل به سلامت‌ و رفاه شهری مورد تاکید است. هدف این پژوهش، تحلیل علم‌سنجی مطالعات سلامت شهری، جهت کشف مسائل و تحولات اصلی و نیز یافتن روند عملکرد نوظهور مقالات و مجلات، شناخت الگوهای همکاری و مؤلفه‌های تحقیق و کشف ساختار فکری سلامت‌شهری در ادبیات جهانی می‌باشد؛ جهت نیل به این اهداف، شناسایی و استخراج مولفه‌ها و شاخص‌های موثر بر سلامت شهری در مفهوم عام در جهان با بهرمندی از منابع اسنادی وکتابخانه‌ای معتبر خارجی و داخلی انجام گردید. در ادامه از تحلیل علم سنجی جهت کشف موضوعاتی همچون، هم زمانی وقوع دو آیتم، هم نویسندگی و هم استنادی اسناد کتاب شناختی با استفاده از روش‌های کمی استفاده شده‌است. نتایج هم‌زمانی وقوع دو آیتم بر اساس کلمات کلیدی نشان می‌دهد که کلید واژه‌ی "سلامت شهری" از بالاترین مجموع قدرت پیوند و تعداد دفعات هم رخدادی وقوع دو آیتم برخوردار است. مولفه‌های "مرگ و میر" و "شیوع" به ترتیب در رده دوم و سوم قرار گرفته‌اند. مولفه کویید-19 و فضای سبز، طی سال‌های اخیر ازجمله مولفه‌های مورد توجه پژوهشگران هستند. تحلیل هم‌نویسندگی براساس کشورها نشان می‌دهد که نویسندگان سه کشور آمریکا، انگلیس و استرالیا به ترتیب، بیش‌ترین میزان همکاری را با نویسندگان سایر کشورها در تولید مستندات علمی حوزه سلامت شهری دارند. در آخر تحلیل هم استنادی بر اساس هم استنادی نویسندگان مشخص نمود که سازمان بهداشت جهانی از بیش‌ترین تعداد استناد برخوردار است.

بازشناسی الگوهای بومی بافت کهن و شناخت فاکتورهای تشکیل دهنده آن در مجموعه‏‌های ‏مسکونی؛ نمونه موردی شهر اردبیل

بازشناسی الگوهای بومی بافت کهن و شناخت فاکتورهای تشکیل دهنده آن در مجموعه‏‌های ‏مسکونی؛ نمونه موردی شهر اردبیل

دوره 13، شماره 1، شهریور 1401، صفحه 355-374

https://doi.org/10.30475/isau.2020.226766.1389

شاهرخ عبدالهی ملایی، علی جوان فروزنده

چکیده مسکن به عنوان یکی از شیوه‎های سکونت می‎بایست نشانی از برقراری ارتباط میان انسان و محیط را داشته باشد. امروزه از طرفی نوگرایان با نادیده گرفتن این ارتباط، محیطی فاقد معنا آفریده و انسان را سرگردان و بی هویت ساخته و از طرفی دیگر غلبه نگرش اقتصادی به مسکن و کیفیت نازل ساختمان‎های جدیدالاحداث و نادیده گرفتن سیمای مطلوب شهری، مسائل اقلیمی، اجتماعی، فرهنگی، زیست محیطی سبب تشدید نیازهای فیزیکی، روح و ادراک انسان گشته است. با بیان این مشکل هدف اصلی این پژوهش شناسایی الگوهای بومی تاثیرگذار در شکل‏گیری ‏فضاهای مسکونی در بافت کهن شهر اردبیل می‌‌‌باشد. در این پژوهش ابتدا با نگاهی توصیفی- تحلیلی به توصیف متغیرها پرداخته شده، فراوانی و درصد هر متغیر متناسب با وضعیت یا حالات موجود به شکل جدول و نمودار ارائه شده است. در مرحله دوم برای بررسی رابطه بین متغیرها از آزمون آماری کای اسکوئر و ضریب همبستگی پیرسون استفاده شده است. اطلاعات وارد نرم‌افزار SPSS شد و نتایج مورد نیاز با استفاده از آزمون‏های ‏ذکر شده استخراج گردید. نتایج بدست آمده نشان می‌دهد جهت‌گیری ساختمان تاثیری بر جبهه ورودی به ساختمان ندارد اما با بیشتر شدن مساحت عرصه تعداد ورودی‌ها نیز افزایش می‌یابد. در این خانه‌‌‌ها جبهه‌‌‌ی شمالی، رو به نور جنوب و یا جبهه‌‌‌ی قرارگیری تالار، طنبی- پنجره‎های ارسی- مهم‌ترین و شاخص‌‌‌ترین جبهه خانه‌ها است. همچنین مشخصاتی چون استفاده از زیرزمین به طور عمده و تالار و طنبی با استفاده از الگوی شکلی مستطیل و شکم‌‌‌دریده و بهره‌‌‌گیری از اعداد مشخص در فضاها با میزان فراوانی بالا مشاهده می‌‌‌شود.

بررسی تأثیر غنای حسی برتسهیل مسیریابی- جهت‌یابی کاربران در ایستگاه‌های حمل‌ونقل ریلی شهرتهران؛ نمونه موردی: ایستگاه مترو میدان ولی‌عصر

بررسی تأثیر غنای حسی برتسهیل مسیریابی- جهت‌یابی کاربران در ایستگاه‌های حمل‌ونقل ریلی شهرتهران؛ نمونه موردی: ایستگاه مترو میدان ولی‌عصر

دوره 13، شماره 2، دی 1401، صفحه 373-386

https://doi.org/10.30475/isau.2023.236861.1447

ساناز حق شناس، مهناز محمودی زرندی، نسیم خانلو

چکیده حمل‌ونقل ریلی ایران، به‌دلیل رویکرد عملکردمحور و مبتنی برحس‌بینایی صرف، علی‌رغم مزایای فراوان آن، تنها امکان بهره‌مندی طیف خاصی ازکاربران را ازاین سامانه مفید انبوه‌بر، فراهم نموده است. این نقص، آسیب‌هایی همچون حس سرگشتگی وعدم سهولت مسیریابی-جهت‌یابی و... را برای کاربران به‌همراه داشته است. به‌نظر می‌رسد، این آسیب‌ها بیش ازهمه ریشه در عدم توجه به‌سایر حواس و افزایش غنای‌حسی کاربران به‌واسطه نوع طراحی مؤلفه‌های معماری و اطلاعاتی دراین فضاها دارد. لذا تحقیق حاضربا هدف دستیابی به‌راهکارهای تسهیل وبهبود عملکرد مسیریابی-جهت‌یابی مبتنی برافزایش غنای‌حسی کاربران درایستگاه‌های حمل‌ونقل‌ریلی شهرتهران، به‌روش توصیفی-تحلیلی، ازنوع همبستگی انجام شده است. حوزه پژوهش، ایستگاه‌های مترو تهران و جامعه‌آماری آن کاربران ایستگاه‌ها به‌روش تصادفی هدفمند بوده است. نمونه تحقیق، ایستگاه میدان‌ولی‌عصربه دلیل مقیاس عملکردی و اهمیت ایستگاه، تقاطعی وعمیق بودن، طیف کاربران متنوع، نوع معماری خاص و نزدیکی به رویکرد پژوهش انتخاب شده است. داده‌ها، ازطریق ﭘﺮﺳﺸﻨﺎﻣﻪ ﺑﺴﺘﻪ‌ﭘﺎﺳﺦ کاربران‌گردآوری شده است. ﭘﺮﺳﺸﻨﺎﻣﻪ، محقق ساخته بوده که روایی‌محتوایی آن ازطریق تحلیل عاملی و پایایی آن با محاسبه آلفای‌کرونباخ، تأیید شد. ایستگاه نمونه در مرحله اول، به شیوه نحو فضا در محیط نرم‌افزار DepthmapX تحلیل شده است. در مرحله دوم با اجرای پرسشنامه مصور و ایجاد شرایط حسی‌خاص(ایجاد تصویرذهنی مناسب کاربران به وسیله نمایش فیلم، ایجاد محرک‌های حسی بویایی، چشایی، لامسه، بینایی وشنوایی)، توسط کاربران، مورد سنجش قرار گرفت. دراین تحقیق طراحی مبتنی برغنای‌حسی(متغیرمستقل)؛ مؤلفه‌های‌اطلاعاتی و‌معماری(متغیرهای وابسته‌میانی) و مسیریابی-   جهت‌یابی(متغیر وابسته نهایی) است.  داده‌های گردآوری شده به‌روش‌ تحلیل‌مسیر، مورد تجزیه‌وتحلیل قرار گرفت. افزایش ضرایب‌مسیر از 0.435 به 0.536 و 0.571 به‌واسطه تأثیر غنای‌حسی بر مؤلفه‌های اطلاعاتی و معماری درایستگاه نمونه، فرضیه پژوهش را تأیید نمود و نتایج نشان داد که، ضریب تأثیر غنای‌حسی برمؤلفه‌های اطلاعاتی(0.462) و بر مؤلفه‌های معماری (0.531) است. همچنین مؤلفه‌های‌اطلاعاتی با ضریب(0.218) و مؤلفه‌های‌معماری با ضریب (0.256)، بر تسهیل فرآیند مسیریابی-جهت‌یابی کاربران تأثیرگذار است. درواقع این‌گونه مؤلفه‌ها، از پیچیدگی فضا می‌کاهد.

گونه‌شناسی مدارس سنتی ایران براساس جغرافیای تاریخی (مطالعه موردی: مدارس جغرافیای تاریخی خراسان و اصفهان)

گونه‌شناسی مدارس سنتی ایران براساس جغرافیای تاریخی (مطالعه موردی: مدارس جغرافیای تاریخی خراسان و اصفهان)

دوره 13، شماره 1، شهریور 1401، صفحه 375-390

https://doi.org/10.30475/isau.2022.217531.1351

فاطمه میرزایی خلیل‌آبادی، حجت گلچین

چکیده مدارس، یکی از مهمترین بناهای ادوار تاریخ هنر و معماری ایران محسوب می‌‌‌شوند. از شاخص‌‌‌ترین نمونه‌های آن‌ها می‌‌‌توان به مدارس دوره‌‌‌ی اسلامی اشاره کرد؛ که مطالعه و تحقیق برروی کالبد و طرح معماری آن‌‌‌ها در بازشناسی هویت این ابنیه تاریخی گامی موثر است.تاکنون مطالعات گوناگونی در زمینه گونه‌‌‌شناسی مدارس سنتی ایران انجام گرفته است، لیکن ارزیابی مصادیقی از دو حوزه جغرافیای تاریخی مشخص در یک مطالعه‌‌‌ی تطبیقی،‌‌‌ وجه مشخصه این پژوهش است. جغرافیای تاریخی، در کنار عواملی همچون شیوه‌‌‌های ساخت و دستاوردهای معماری ادوار مختلف، یکی از مولفه‌‌‌های مهم ابنیه تاریخی است که توجه به آن برای شناسایی هویت معماری آن‌‌‌ها لازم است. اما در پژوهش‌‌‌های تاریخ معماری ایران کمتر به این رویکرد توجه شده است. هدف این مقاله گونه‌‌‌شناسی مدارسی است که در دو حوزه جغرافیای تاریخی خراسان و اصفهان قرار گرفته‌‌‌اند. این مسئله با طرح این پرسش محقق می‌‌‌شود که آیا مدارس واقع در یک جغرافیای تاریخی از یک الگوی مشخص در ویژگی‌‌‌های کالبدی پیروی می‌‌‌کنند؟ بدین منظور ابتدا به تبیین مفهوم جغرافیای تاریخی، معرفی جغرافیای تاریخی ایران و به ویژه دو حوزه‌‌‌ی خراسان و اصفهان پرداخته شده است. از آنجایی که این تحقیق از نوع کیفی است، پس از شناسایی مدارس، تعدادی از مدارس هریک از دو حوزه‌‌‌ی مذکور بصورت هدفمند انتخاب شدند و در روندی استقرایی و به روش توصیفی-‌‌‌ تحلیلی بررسی و تحلیل شدند. نتایج حاصل نشان می‌‌‌دهد باتوجه به وجود ویژگی‌‌‌های مشترک زیاد در میان مدارس حوزه‌‌‌ی جغرافیای تاریخی خراسان بزرگ، می‌‌‌توان یک الگوی مشخص برای آن تعریف نمود. این الگو شامل موقعیت و تعداد برخی عناصر معماری نظیر مدرس‌‌‌ها، برجک‌‌‌های برروی محیط خارجی بنا، پله‌‌‌ها، تالارها، دستگاه ورودی و همچنین تعداد محورهای تقارن و سلسله مراتب فضاهای دستگاه ورودی است. اما در بین مدارس حوزه‌‌‌ی اصفهان، با وجود تنوع زیاد الگوها، الگوی واحدی نمی‌‌‌توان یافت.

شناسایی مؤلفه‌های کیفی مؤثر بر فضاهای باز مسکونی بر اساس بوم‌شناسی فرهنگی؛ مطالعه موردی: بناهای مسکونی شهر تبریز

شناسایی مؤلفه‌های کیفی مؤثر بر فضاهای باز مسکونی بر اساس بوم‌شناسی فرهنگی؛ مطالعه موردی: بناهای مسکونی شهر تبریز

دوره 13، شماره 2، دی 1401، صفحه 387-402

https://doi.org/10.30475/isau.2023.239379.1459

ساحل قاسمی بغدادی، مزین دهباشی شریف، محمدرضا پورزرگر

چکیده با افزایش جمعیت شهرها و احداث مجتمع‌های مسکونی، امروزه فضاهای باز در مجتمع‌های مسکونی جایگزین حیاط درخانه‌های سنتی شده‌اند. فضاهای باز همواره عملکردهای متنوعی در بناهای مسکونی داشته و پاسخگو بودن این فضاها به نیازهای مختلف فردی، اجتماعی و فرهنگی ساکنین از اهمیت خاصی برخوردار است. هدف این پژوهش مشخص کردن مؤلفه‌های مؤثر برکیفیت فضاهای باز مسکونی شهر تبریز، از نظر بوم شناسی فرهنگی است که با روش تحلیلی - توصیفی و موردی انجام شده است. بخشی از اطلاعات کیفی مورد نیاز با رجوع به منابع اسنادی و کتابخانه‌ای و بخش دیگر از طریق پرسشنامه و مشاهده، گردآوری شده است. در این تحقیق تعداد پنج نمونه از بناهای مسکونی شهر تبریز به روش نمونه‌گیری هدفمند انتخاب شده و فضاهای باز از سه جنبه کالبدی، احساسی و ادراکی از نظر ساکنین مورد ارزیابی قرار گرفتند. برای سنجش پایایی و روایی تحقیق از روش AVE و CR و برای تجزیه و تحلیل داده‌ها از مقایسه میانگین و انحراف معیار و بررسی همبستگی استفاده شد. یافته‌های تحقیق مؤید این است که شاخص‌های کالبدی - کارکردی و احساسی نقش مؤثری در افزایش کیفیت فضاهای باز ایفا کرده و بین شاخص‌های مذکور رابطه‌ای مستقیم وجود دارد. در مورد ارتباط شاخص‌های کالبدی، ادراکی، احساسی با توجه به یافته‌های تحقیق می‌توان نتیجه‌گیری کرد که سازمان و ساختار کالبدی و همچنین فعالیت‌ها (شاخص‌های کالبدی) بر روی تصور و ادراک افراد از فضاهای باز بناهای مسکونی تأثیر می‌گذارند (شاخص‌های ادراکی)، ولی توانایی خلق مفاهیم احساسی و اجتماعی برای ساکنین است (شاخص‌های احساسی) که به فضاهای باز هویت فرهنگی می‌بخشد. توجه به نمادها و نشانه‌های فرهنگی و حافظه تاریخی ساکنین، وجود عناصر طبیعی مانند آب و فضای سبز، تعریف مرزهای مشخص میان عرصه و اعیان ساختمان و خوانایی فضاهای باز، در ارتقاء کیفیت محیطی و فرهنگی فضاهای باز مسکونی بسیار مؤثر هستند. 

گسترش تحلیل پارامتریک بر روی نظریه ماتریس برنامه‌دهی معماری ویلیام ام پنا با استناد به نظریه گراف‌ها

گسترش تحلیل پارامتریک بر روی نظریه ماتریس برنامه‌دهی معماری ویلیام ام پنا با استناد به نظریه گراف‌ها

دوره 13، شماره 1، شهریور 1401، صفحه 391-410

https://doi.org/10.30475/isau.2022.329872.1876

علی ضیایی، حامد مضطرزاده، خسرو موحد

چکیده ویلیام ام پنا نظریه ماتریس یا جدول اطلاعات شبکه‌ای خود را در سال 1987 در کتاب مسئله‌کاوی تشریح نمود. این نظریه مکانیسمی جهت برنامه‌دهی معماری ارایه داده است. پارادایم پارامتریک در چهار دهه گذشته به صورت گسترده جنبه‌های مختلف معماری و نقد را به خود اختصاص داده است. پارادایم پارامتریک از پارامتریک فرمال در ده‌های اولیه به پارامتریک بیم و نهایتاً به پارامتریک اتوماسیون توسعه یافته است. پارامتریک اتوماسیون سطح گسترده و غیرقابل‌انکاری را در روند طراحی معماری و نقد را شامل می‌شود. این تحقیق سعی دارد بر مبنای پارادایم پارامتریک، ماتریس ویلیام ام پنا را گسترش داده و مکانیسمی پارامتریک جهت تحلیل پیچیده داده‌ها را در مقیاس بسیار وسیع برای کمک به طراحان و منتقدان ایجاد نماید. روش داده‌بنیاد استراوس و کوربین به کمک کدگذاری سه‌گانه بستر تحقیق را فراهم کرده است و در نهایت نظریه گراف‌ها به عنوان مکانیسم تحلیل پارامتریک تحت برنامه گفی، نسخه 0.9.2 مورد استفاده قرار گرفته است. مراحل تحقیق عبارتند از: 1- انتخاب ماتریس پنا و گسترش آن. 2- تکمیل محتواهای مرتبط با هر خانه ماتریس مبنا و ارتباطات یک طرفه خانه‌های آن 3- ارجاع اطلاعات جهت بازبینی به تیم متخصصان 4- ادامه تا رسیدن به سنجه اشباع نظری. 5- انتقال اطلاعات به نرم‌افزار گفی. 6- تهیه خروجی‌های مورد نیاز با استفاده از فیلترهای متعدد نرم‌افزار. 7-تحلیل خروجی‌ها در راستای پاسخ به سوال تحقیق بر مبنای کدگذاری انجام شده، خانه‌هایی با درجه و وزن بیشتر در محدوده تعریف شده و همچنین کوتاه‌ترین فاصله بین دو خانه بدست آمده و گراف‌های مرتبط ترسیم می‌گردند. با تکرار مکرر این مرحله قابلیت تحلیل شامل مقایسه، فراوانی و تحلیل آلترناتیوها امکان‌پذیر خواهد بود.

تبیین رابطه مفهومی الگو و ضابطه در معماری

تبیین رابطه مفهومی الگو و ضابطه در معماری

دوره 13، شماره 2، دی 1401، صفحه 403-417

https://doi.org/10.30475/isau.2022.257504.1577

آزاده مهاجرمیلانی، علیرضا عینی فر

چکیده دو واژه الگو و ضابطه از پراستفاده‌ترین واژه‌ها در ادبیات معماری و شهرسازی هستند. همنشینی این دو واژه از آن منظر که هر دو نقش نظام‌دهندگی به محیط مصنوع را دارند اما نتیجه‌ متفاوتی از بهره‌گیری آنها حاصل شده، مورد توجه این پژوهش است. بنابراین این سوال مطرح می‌شود که آیا نسبت بین الگو و معماری همان نسبت بین ضابطه و معماری است که معماران سعی در احیای آن دارند؟ و آیا الگوها را می‌توان در قالب ضوابط در معماری امروز به منصه بروز رساند؟ هدف این پژوهش این است تا با روشن‌سازی نسبت بین الگو و ضابطه با معماری، بنیان‌های تغییرات صورت گرفته را توضیح دهد و گامی در جهت تنظیم آگاهی‌ در حوزه معماری برداشته، در بسط نظریه‌های معماری تاثیرگذار باشد. برای بسط این مفاهیم و پر کردن خلأ پژوهشی موجود، روش استدلال منطقی از مجموعه روش‌های کیفی انتخاب شد که در ترکیبی با تکنیک دلفی، برای آزمون داده‌های گردآوری شده از ادبیات موضوع، و روش گروه‌کردن، مدل مفهومی پژوهش تبیین گردید. نتایج نشان می‌دهد که امروز ضوابط علاوه بر نزدیک کردن طراحی به واقعیت‌های اجرا،  نقش تعیین‌کننده‌ روند طراحی را دارند و از آنجا که در نقش محدودکنندگی آن‌ها تاکید بسیاری شده است، امکان بروز خلاقیت در طراحی را کاهش داده، نمی‌توانند متضمّن حضور مفاهیم معماری الگویی در معماری امروز باشند.

بهینه‌سازی مناظر شهری با تأکید بر تاب‌آوری در برابر سیل

بهینه‌سازی مناظر شهری با تأکید بر تاب‌آوری در برابر سیل

دوره 13، شماره 2، دی 1401، صفحه 419-434

https://doi.org/10.30475/isau.2022.349273.1943

فاطمه فتوحی اهل، آزیتا بلالی اسکویی، یاسر شهبازی

چکیده منظر بطور عام و منظرشهری بطور خاص، در برابر خطرات فزاینده‌ی طبیعی، انسانی و انسان‌ساخت رو به اضمحلال می‌رود. این جریان در کشور ایران، در مقایسه با بسیاری از سرزمین‌های دیگر از حالت شکننده‌تری برخوردار است. زیرا، از یک طرف توسعه مصنوع انواع ارزش‌های منظرین را تحت هجوم قرار داده است و از طرف دیگر رخدادهایی چون سیل بر تخریب آن تشدید می‌کند. منظر بُعدی از ابعاد مکان محسوب می‌شود که با مفاهیمی چون اینجا و آنجا و پی‌گاه‌های صحنه‌ای حوزه‌های طبیعی و مصنوع در قالب‌هائی چون چشم‌انداز زمین و چشم‌ انداز شهر تبیین می‌شود. شناخت ویژگی‌های آن با کیفیت‌هائی چون غنای حسی، تنوع، جذابیت و دعوت‌کنندگی مفهوم پیدا می‌کند. این پژوهش بر آن است که ضمن شناخت و معرفی تاب‌آوری منظر شهری در مقابل سیل نسبت به تقویت و بهینه‌سازی آن بکوشد. با یک انگاشت عملگرایانه و رویکرد عمدتاً کمی تاب‌آوری در منظر شهری پُل‌دختر با هدف کاربردی بررسی شد. برای داده‌پردازی از نقشه‌های مختلف مکان‌مبناء و برای تحلیل از نرم‌افزارهای هوشمند، بویژه City Engine استفاده شد. یافته‌اندوزی‌ها نشان می‌دهد که با استناد به نقشه‌های پایه هوشمند از یکطرف جریان‌های متداول و عادی توسعه غنای حسی، جذابیت و کارائی مناظر پایه را در مسیر سازندگی بهتر بکار گرفت و از طرف دیگر در شرایط بحرانی از بسترهای منظر، حریم رودخانه‌ها و دامنه ارتفاعات و محورهای شهری و میراث مصنوع و طبیعی تاریخی حفاظت نمود.

تحلیل اثرات ایجاد بزرگراه‌های درون شهری بر شهر با استفاده از رویکرد آینده‌نگاری

تحلیل اثرات ایجاد بزرگراه‌های درون شهری بر شهر با استفاده از رویکرد آینده‌نگاری

دوره 13، شماره 2، دی 1401، صفحه 421-442

https://doi.org/10.30475/isau.2021.278400.1673

سمانه جلیلی صدر آباد، شقایق پرهیزگار

چکیده در خلال تغییرات سریع جهانی، شهرها تغییر الگویی را تجربه می‌کنند که بزرگراه یکی از آنها است و نقش مهمی را در جابجایی و دسترسی شهری ایفا می‌کنند. در همین راستا باید تاثیراتی که بر شهر می‌گذارند نیز مورد بررسی قرار گیرد. روش پژوهش حاضر توصیفی- تحلیلی و از نوع کاربردی است و استخراج شاخص‌ها با شیوه دلفی در سه راند انجام شده است. ابتدا از متخصصین خواسته شده تا شاخص‌ها و عوامل موثر را بیان کنند و در مرحله بعدی شاخص‌های بیان شده دسته‌بندی و نهایی شده‌اند و در راند آخر به تعیین امتیازات عوامل پرداخته شده است. بدین منظور 10 نسخه پرسشنامه جهت تعیین امتیازات عوامل توسط کارشناسان تکمیل شده و با بهره‌گیری از روش تحلیل اثرات متقاطع که یکی از روش‌های متداول و مورد پذیرش آینده‌نگاری است، به تحلیل مؤلفه‌های موثر در ارتباط با بزرگراه‌ها پرداخته است. تعداد 24 عامل در ارتباط با تاثیرات بزرگراه مورد بررسی قرار داده شده و در نهایت با جداول و نمودارهای مستخرج از این نرم‌افزار تحلیل عوامل انجام گرفته است. نتایج حاصل از این پژوهش نشان می‌دهد از میان شاخص‌ها و عواملی که مورد بررسی قرار گرفتند، متغیرهای میزان تغییر شبکه راه‌ها، میزان استفاده از حمل و نقل موتوری، مسیر پیاده و دوچرخه، عملکرد و کارایی کاربری اراضی، میزان آلودگی آب های سطحی، جهت گسترش شهر و میزان جریان باد و هوا حائز اهمیت ویژه‌ای هستند و متغیر میزان تغییر شبکه راه‌ها و میزان استفاده از حمل و نقل موتوری، بیشترین تاثیرات بزرگراه‌های درون شهری دارند. به طور کلی این موارد 7 عامل کلیدی اثرات بزرگراه‌های درون شهری هستند که باید در روند برنامه‌ریزی‌های خرد و کلان در جهت بهبود وضعیت شهر و بزرگراه‌ها به آن‌ها توجه ویژه‌ای کرد.