نوع مقاله: مقاله پژوهشی
تعداد مقالات: 234
تبیین زمینه‌ها و اصول پساساختارگرایی در برنامه‌ریزی شهری

تبیین زمینه‌ها و اصول پساساختارگرایی در برنامه‌ریزی شهری

دوره 9، شماره 2، اسفند 1397، صفحه 195-216

https://doi.org/10.30475/isau.2019.87942

ثمینه انصاری، پروین پرتوی

چکیده تاریخ شهرسازی قرن بیستم، مملو از نظریات و روش‌هایی است که به مفروضات هستی‌شناختی، شناخت‌شناختی و روش‌شناختی پارادایم اثبات‌گرایی (پوزیتیویستی) وابسته هستند؛ در واقع، برنامه‌ریزی شهری پیش از اواخر دهه هفتاد میلادی، میراث تسلط رویکرد عقلائی‌ مدرنیستی دهه 50 و 60 م. است.  در دهه 60 و 70 م.، بروز آثار فلسفۀ ساختارگرایی در نظریه شهرسازی، تا حدودی باعث کاهش اقتدار مدرنیسم و اثبات‌گرایی شد و این سیر تحول، متعاقباً به رواج پساساختارگرایی و اندیشه‌های پسامدرن در نظریه و عمل برنامه‌ریزی شهری انجامید به‌گونه‌ای که پساساختارگرایی، نقطه عطف این چرخش پارادایمی محسوب می‌شود. با گذشت چند دهه از این چرخش پارادایمی، هم‌چنان ابهاماتی درباره اصول و ویژگی‌های این پارادایم در برنامه‌ریزی شهری و زمینه‌های شکل‌گیری آنها وجود دارد. این مقاله با روش بازبینی سیستماتیک منابع و تکیه بر ابزار مطالعۀ تطبیقی و روش اسنادی در جمع‌آوری داده‌ها، ابتدا اصول فکری و فلسفی دو جریان پوزیتویسم و ساختارگرایی و بازتاب آن در برنامه‌ریزی شهری را مورد مطالعه قرار داده و سپس به هدف اصلی پژوهش یعنی تبیین ریشه‌ها و اصول پساساختارگرایی در برنامه‌ریزی شهری پرداخته است. داده‌های مورد نیاز پژوهش با روش اسنادی و  بیش از 130 ماخذ بازبینی شده در حوزه پساساختارگرایی در فلسفه، فیزیک، جغرافیا، برنامه‌ریزی و... به دست آمده است. نتایج این پژوهش نشان‌ می‌دهند که ریشۀ نظری اصلی برنامه‌ریزی پساساختارگرا مبتنی بر "هستی‌شناسیِ شدن" و متافیزیک پویشی است. بر اساس این یافته‌ها، ارتباطی بودن فضا-زمان، درهم‌بافتگی واقعیت‌های شهری و فضایی، کثرت‌گرایی، چندسطحی بودن مسائل شهری (فراباشندگی و درون‌باشندگی همزمان)، و مجادله‌محوری، اصول برنامه‌ریزی شهری پساساختارگرا محسوب می‌شوند. همچنین نمونه‌های عینی برنامه‌ریزی پساساختارگرا، سابقه‌ای نزدیک به دو دهه داشته و تحقق واقعی این پارادایم در عمل برنامه‌ریزی نیازمند تحول اساسی بسترهای رسمی نهادی و سنتی برنامه‌ریزی در سراسر دنیا و نیز گسترش مقیاس و تعداد کنشگران و تنوع پروژه‌های برنامه‌ریزی شهری، در کنار ادامه پژوهش‌های نظری و تضارب آرا در این حوزه است.

سنجش و تحلیل مطالعات طراحی در ایران

سنجش و تحلیل مطالعات طراحی در ایران

دوره 15، شماره 1، شهریور 1403، صفحه 205-220

https://doi.org/10.30475/isau.2024.359822.1981

بابک امرایی، زهرا مزروعی

چکیده پژوهش‌های مرور نظام‌مند و فراتحلیلی بخش مهمی از پژوهش در هر حوزۀ علمی هستند که برای شناسایی وضعیت موجود و برنامه‌ریزی برای آینده، باید به طور پیوسته به انجام برسند. در مطالعات اکتشافی اولیۀ این پژوهش مشخص شد که در زمینۀ مطالعات فراتحلیلی در حوزۀ مطالعات طراحی در ایران خلاء علمی جدی وجود دارد. این خلاء باعث می‌‌شود که هرگونه برنامه‌ریزی و سیاستگذاری در حوزۀ مطالعات طراحی فاقد پشتنوانه‌های متقن باشند، لذا با هدف رسیدن به یک شناخت جامع از وضعیت علمی مطالعات طراحی در ایران، این پرسش مطرح شد که: وضعیت کمی و کیفی مطالعات طراحی در ایران چگونه است؟ پاسخ به چنین پرسشی نیازمند داشتن یک مبنای قیاس است، لذا پرسش مقدماتی این پژوهش این بوده است که: وضعیت کمی و کیفی مطالعات طراحی در دنیا چگونه است؟ برای دستیابی به پاسخ این دو پرسش، سلسله‌ای از پرسش‌های رویشی مطرح شده‌اند و در گام‌های مطالعاتی و پژوهشی به آنها پاسخ داده شده است. پژوهش حاضر یک پژوهش فراتحلیلی (متکی بر روش پریزما) است. از نظر ماهیت داده‌ها، پژوهش حاضر کیفی و از نظر روش جمع‌آوری داده‌ها، اسنادی است. برای طبقه‌بندی و تحلیل داده‌ها، روش مقوله‌بندی داده بنیاد به کار گرفته شده است. بحث بعمل آمده روی یافته‌ها معرف مجموعه‌ای از ویژگی‌ها و مختصات مطالعات طراحی در دنیا و در ایران است. از جمله فهرستی از حوزه‌ها و شاخه‌های پژوهش طراحی که از سال 2010 مورد توجه بوده‌اند. در پایان، این پژوهش نشانگر ابعاد کمی و کیفی ضعف شدید در حوزۀ مطالعات طراحی در ایران است. 

اثرات هوشمندسازی فضای‌شهری بر ادراک شهروندان در شکل‌گیری قرارگاه‌های رفتاری (مطالعه موردی میدان هفت حوض تهران)

اثرات هوشمندسازی فضای‌شهری بر ادراک شهروندان در شکل‌گیری قرارگاه‌های رفتاری (مطالعه موردی میدان هفت حوض تهران)

دوره 12، شماره 1، خرداد 1400، صفحه 207-219

https://doi.org/10.30475/isau.2020.179583.1208

کیانا هاشمی، راما قلمبر دزفولی

چکیده امروزه برنامه‌ریزی و مدیریت شهرها به نحوی که پاسخگوی پیچیدگی نیازهای فعلی جامعه شهری باشد، مستلزم برنامه‌ریزی و طراحی برای ایجاد شهرها و جوامع هوشمند بوده و شاکله این شهرها می‌بایست بر مبنای ایجاد محیط‌هایی با هدف تسهیل فرآیندهای کاری در کنار ارتقای مهارت‌های شناختی و توانایی یادگیری و نوآوری پایه‌گذاری شوند. از سوی دیگر بحث ارتقای تعاملات اجتماعی در قالب قرارگاه‌های رفتاری در فضای شهری یکی از موضوعات مطرح شده در حوزه طراحی شهری است که در سال‌های اخیر بیشتر مورد توجه قرار گرفته است. حال با ظهور شهرهای هوشمند این سوال مطرح می‌شود که آیا هوشمندسازی می‌تواند در ارتقای کیفیت فضای شهری در حوزه‌های گوناگون تاثیر گذار باشد؟! لذا در تعمیم این پرسش، این پژوهش به دنبال آن بوده است که؛ ارتباط هوشمندسازی در فضای شهری را با مولفه‌های سازنده قرارگاه رفتاری انسانی، مورد بررسی قرار دهد. در همین راستا اثرات هوشمندسازی در جداره‌ها، مبلمان، ساختمان و تجهیزات شهری، در میدان هفت‌حوض تهران از نظر استفاده‌کنندگان، بر عوامل سازنده قرارگاه رفتاری مورد آزمون قرار گرفت. نتایج آزمون آماری خی دو نشان داد که در نمونه مورد مطالعه، استفاده از رویکرد هوشمندسازی در طراحی فضای شهری رابطه معناداری با شکل‌گیری قرارگاه‌های رفتاری از نظر استفاده‌کنندگان از این فضای شهری می‌تواند داشته باشد. همچنین نتایج آزمون آماری اسپیرمن نشان داد که از میان عناصر طراحی شهری، مبلمان و جداره هوشمند، بیشترین اثرگذاری را بر شکل‌گیری قرارگاه رفتاری در میدان هفت‌حوض تهران دارد.

تاثیر نوع گازهای میانی پنجره‌های دو و سه جداره بر بار سرمایش و گرمایش ساختمان‌های اداری در اقلیم گرم و مرطوب، گرم و خشک و سرد ایران

تاثیر نوع گازهای میانی پنجره‌های دو و سه جداره بر بار سرمایش و گرمایش ساختمان‌های اداری در اقلیم گرم و مرطوب، گرم و خشک و سرد ایران

دوره 10، شماره 2، بهمن 1398، صفحه 211-225

https://doi.org/10.30475/isau.2020.103683

جلیل شاعری، رزا وکیلی نژاد، محمود یعقوبی

چکیده در دهه­های اخیر افزایش فزاینده جمعیت کره زمین و نیز تولید روز افزون دی اکسید کربن سبب افزایش میزان توجه و اهمیت صرفه جویی در مصرف انرژی خاصه در صنعت ساختمان شده است. از آنجا که بخش عمده اتلاف حرارتی پوسته ساختمان از طریق پنجره­ها صورت می­گیرد، کاهش میزان انتقال حرارت و عایق نمودن پنجره‌ها ضروری است. در پژوهش حاضر تاثیر انواع گازهای میانی در پنجره‌های دو و سه جداره بر میزان بار سرمایش و گرمایش یک ساختمان اداری نمونه مورد بررسی قرار گرفته است. اقلیم‌های مورد مطالعه شهرهای بوشهر و بندر عباس با اقلیم گرم و مرطوب، مشهد و تبریز با اقلیم سرد و شهرهای شیراز، یزد، اصفهان و تهران با آب و هوای گرم و خشک است. در هر یک از شهرها ساختمان اداری نمونه در 11 حالت با تغییر نوع گاز میانی پنجره‌ها، مورد سنجش قرار گرفته است. شبیه سازی­ها با استفاده از نرم افزار دیزاین بیلدر نسخه 5.02.003 انجام شده و مجموع بار سرمایش و گرمایش سالانه در هر حالت محاسبه شده است. نتایج شبیه سازی­ها نشان می­دهد که استفاده از پنجره‌های دو و سه جداره سبب کاهش بار سرمایش و گرمایش می­شود. در تمامی شهرهای مورد مطالعه پنجره‌ی سه جداره با استفاده از هوا و گاز آرگون مناسب­ترین نوع پنجره  است.

فرم‌یابی، ساخت و کنترل هندسه‌ی سازه‌های قیچی‌سان فرم‌آزاد تطبیقی

فرم‌یابی، ساخت و کنترل هندسه‌ی سازه‌های قیچی‌سان فرم‌آزاد تطبیقی

دوره 14، شماره 1، مرداد 1402، صفحه 211-224

https://doi.org/10.30475/isau.2023.278337.1671

یاسر شهبازی، حانیه کوچکی

چکیده سازه‌های تطبیقی با یکپارچه‌سازی سه بخش اصلی حسگر، پردازشگر مرکزی و کنترل‌گر، خود را با تغییرات محیطی منطبق می‌سازند. برای مدلی از انطباق با تغییرات محیطی که حرکت کل یا بخشی از سازه را می‌طلبد می‌بایست سیستم‌های سازه‌ای مناسبی ارائه شده تا قابلت حرکت و گسترش‌پذیری را فراهم سازند. هدف اصلی مقاله‌ی حاضر فرم‌یابی، ساخت و کنترل‌ هندسه‌ی سازه‌ی قیچی‌سان فرم‌آزاد است که با به‌کارگیری آن بتوان سایبان تطبیقی نسبت به تغییرات تابش نور روز با قابلیت ایجاد سایه‌اندازی مطلوب بهنگام برای کاربر تولید نمود. سؤال اصلی تحقیق آنست که چگونه می‌توان با الحاق عناصر جنبی و یا المان‌های جدید به اجزاء سازه‌ی قیچی‌سان متداول که از دیدگاه کنترلی غیرفعال هستند، نحوه‌ی گسترش‌پذیری را در پاسخ به تغییر حرکت خورشید کنترل نموده و به یک سازه‌ی قیچی‌سان تطبیقی دست یافت؟ از این‌رو ابتدا سطح فرم‌آزاد یک سایبان و شرایط تکیه‌گاهی آن با توجه به نیاز کاربر و شرایط محیطی فرم‌یابی شده و سپس با استخراج منحنی‌های همتراز سطح، مدل خطی از مسیرهای گسترش سازه‌ی قیچی‌سان‌ فرم‌آزاد تعیین گردید. سایبان فرم‌آزاد در افزونه‌ی پارامتریک گرس‌هاپر و پلاگین فایرفلای و همچنین به کمک نرم‌افزار آردوینو جهت برقراری ارتباط بین حسگرهای نوری، کیت آردوینو به عنوان پردازشگر و سرو‌-موتور به عنوان کنترل‌گر شبیه‌سازی شده است. سپس یک مدل آزمایشگاهی در مقیاس 1 به 20 ساخته شده و عملکرد کنترلی مطلوب سازه‌ی قیچی‌سان تطبیقی نسبت به حرکت خورشید از طریق تغییر فرم آن به صورت تغییر خیز در دهانه‌ی ثابت سایبان نشان داده شده است.

تحلیلی بر ارتقای مقبولیت عمومی معماری خاک در شهر یزد

تحلیلی بر ارتقای مقبولیت عمومی معماری خاک در شهر یزد

دوره 14، شماره 2، دی 1402، صفحه 215-232

https://doi.org/10.30475/isau.2023.400964.2048

امیررضا صادقیان، رکسانا عبدالهی، علی اکبری، مهرداد جاویدی نژاد

چکیده معماری خاک، یکی از فنون ساخت در معماری با غنای تاریخی چندهزارساله است که ردپای آن در معماری ملل مختلف جهان ازجمله کشور ایران نمایان است. علی‌رغم پیشینه و ظرفیت‌های غنی موجود؛ روند استفاده فراگیر و مقبولیت معماری خاک در دوره معاصر بنا بر رشد فناوری در مصالح رقیب صنعتی و تغییرات فرهنگی ساخت‌وساز با افول محسوسی همراه بوده است. هدف از این پژوهش، شناخت تنگناها و راه‌های ارتقای معماری خاک با تأکید بر بستر شهر تاریخی یزد است. روش این پژوهش، کیفی و مبتنی بر مطالعات کتابخانه‌ای و همراه با استدلال قیاسی همراه با ماهیت دوگانه نظری - کاربردی است. ابزارهای جمع‌آوری داده‌های پژوهش؛ تحلیل محتوای ادبیات نظری تحقیق و یک پرسش‌نامه خبره محور با رجوع به ده کارشناس خبره معماری و شهرسازی شهر یزد است. یافته‌های پژوهش نشان می‌دهد معماری خاک علی‌رغم برخورداری از مجموعه‌ای از مزایا و معایب همانند دیگر فنون و سبک‌ها در معماری؛ دارای مجموعه‌ای از چالش‌ها، موانع و پیش‌ران‌هایی است. گروه‌بندی و اولویت‌بندی چالش‌ها، موانع و پیش‌ران‌های معماری خاک در بخش ادبیات تحقیق و خبرگان شهر یزد نشان‌دهنده شباهت‌ها و تفاوت‌هایی است که نشانگر «مکان‌مند» بودن دامنه مقبولیت عمومی معماری خاک است. براین‌اساس، «پذیرش اجتماعی معماری خاک»؛ «برنامه‌ها و دوره‌های کم دانشگاهی» و دو مقوله «نوآوری و فناوری» و «تدوین استاندارد و معیارهای کنترلی» به ترتیب چالش‌ها، موانع و پیش‌ران‌های اولویت مند شهر یزد می‌باشند. این اولویت‌بندی می‌تواند در بسترهای معین کالبدی به‌صورت تجمیعی به‌منظور اعمال سیاست‌گذاری معمارانه مورد شناسایی و کاربرد واقع شود. همچنین، این سیاست‌گذاری جدید زمینه‌ساز توجه عام بیشتر به مقوله «مقبولیت عمومی» بوده و می‌تواند به‌صورت عملی و خاص نیز در ارتقای مقبولیت عمومی معماری خاک در شهر یزد تأثیرگذار باشد.

بررسی و ارزیابی الگوهای معماری به منظورکاهش علائم بیماران مولتیپل اسکلروزیس(ام‌اس)

بررسی و ارزیابی الگوهای معماری به منظورکاهش علائم بیماران مولتیپل اسکلروزیس(ام‌اس)

دوره 12، شماره 1، خرداد 1400، صفحه 221-236

https://doi.org/10.30475/isau.2021.158491.1148

مهدیه تنهائی اهری، محمد قمیشی

چکیده بیماری مولتیپل اسکلروزیس(ام‌اس) به عنوان یک بیماری روحی- جسمی، وابسته به شرایط محیطی بوده و نقش عوامل محیطی در پیشرفت یا جلوگیری ازعلائم بیماری موثراست. با توجه به آمار بالای این بیماری و شرایط خاص بیماران ام‌اس وکمبود مراکز توانبخشی مخصوص این بیماران، ضرورت توجه به طراحی محیطی مناسب جهت کنترل رفتار و بهبود سلامت روانی آنها اهمیت بسزایی دارد. هدف از این پژوهش، طراحی محیطی متناسب با شرایط روحی وجسمی بیماران ام‌اس بوده و به دنبال این است که چگونه طراحی فضای اطراف بیماران ام‌اس با در نظر گرفتن فاکتورهای محیطی و معماری و استفاده بجا و مناسب از این فاکتورها در جهت کاهش علائم (استرس، خستگی، افسردگی، مشکلات حرکتی) تاثیرگذار است. در این پژوهش در مرحلة اول با استفاده از روش توصیفی و گردآوری اطلاعات از طریق بررسی مقالات وکتاب‌های معتبر در زمینه موضوعات مرتبط با پژوهش به جمع آوری اطلاعات پرداخته شد. در ادامه با استفاده از روش کیفی و مصاحبه با 30 نفر از روانپزشکان و روانشناسان شاغل در محل نگهداری و درمانی بیماران ام‌اس و مراکز توانبخشی و بررسی اطلاعات بدست آمده از طریق آنالیز محتوایی، سعی در شناسایی مشکلات و نیازهای آنها شد و عوامل موثر برکاهش استرس، افسردگی و خستگی و مشکلات حرکتی بیماران شناسایی گردید. سپس با استفاده از راهکارهای صحیح علمی شرایط مناسب در زمینه جسمی و روانی برای بیماران فراهم شد. بنا به نتایج بدست آمده از پژوهش، طراحی فضای باز، بهره مندی از طبیعت و فضای سبز در داخل و خارج مجموعه، دسترسی به نور طبیعی، طراحی فضای مناسب برای پیاده‌روی، ورزش، دورهمی، مناسب‌سازی محیط و بهره‌گیری از امکانات توانبخشی، وجود هندسه منظم در طراحی فضا، جلوگیری از پیچیدگی، استفاده از نور و رنگ مناسب در جهت کاهش استرس، افسردگی، خستگی و مشکلات حرکتی بیماران ام‌اس موثر است و باید در طراحی به آن‌ها توجه ویژه نمود.

صورت‌بندی مفهوم ارزش و ارزش‌آفرینی در تولید فضاهای شهری با رویکرد اقتصاد سیاسی

صورت‌بندی مفهوم ارزش و ارزش‌آفرینی در تولید فضاهای شهری با رویکرد اقتصاد سیاسی

دوره 15، شماره 1، شهریور 1403، صفحه 221-238

https://doi.org/10.30475/isau.2024.296775.1750

حمیده فرهمندیان، سید محسن حبیبی، حمید ماجدی، زهراسادات زرآبادی

چکیده در دوران متأخر، مطالعه انتقادی فضا جایگاه خود را به عنوان بدیلی برای نگاه پوزیتویستی به آن، تثبیت نموده است. بدین‌سیاق، فضای شهری یک محصول اجتماعی- اقتصادی و بازتابی از کارکردهای سیاسی- اقتصادی جامعه تلقّی می‌شود که برای شناخت سازوکارهای تولید آن، اقتصاد سیاسی فضا، زبانی گویا خواهد بود. از این منظر، فضای تولیدشده در دوران سرمایه‌داری متأخر، بخشی از شیوه‌ تولید سرمایه‌دارانه و کالایی برای رشد اقتصادی، انباشت سرمایه و تولید ارزش اضافی است. بنابراین، با کالاپنداری فضا، دو ارزش استفاده و مبادله بر آن مترتّب شده و نظامِ شهری‌ای به وجود می‌آید که فضا را به عاملی در فرآیند ارزش‌آفرینی بدل می‌کند. هدف از این مقاله، تبیین مفهوم ارزش در فرایند تولید فضا و شناسایی صور مختلف ارزش‌های متجلّی در فضا است. همچنین این نوشتار برآنست در پرتو شناخت مفهومی از ارزش، روندها و مجادلاتی که به دنبال تسلّط ارزش‌های مبتنی بر دارایی و مبادله بر ارزش‌های استفاده هستند را واکاوی نموده و راهکاری را برای ایجاد موازنه بین انواع ارزش در فضا به دست دهد. روش‌شناسی این مقاله با ابتنا بر ترکیب هم‌افزای دو پارادایم تفسیرگرایی (با نگاهی هنجاری و هرمنوتیک) و پسااثبات‌گرایی (با نگاهی انتقادی) تأکید دارد که بدون دخالت مناسبات اقتصادی-سیاسی، تفسیر واقعیّات اجتماعی ناممکن و یا ناقص است. بدین‌ترتیب، با بهره‌گیری از راهبرد قیاسی، فرضیّاتی مطرح و با جستجوی تجلیّات و مصادیق آن در شهر تهران، چارچوبی مفهومی از ارزش‌آفرینی در فضا ارائه می‌شود. یافته‌ها نشان می‌دهند که ائتلافی از بازیگران حوزه‌ اقتصادی و سیاسی بر سر لزوم سودآوریِ شهر اجماع کرده و آن را به محملی برای تصاحب ارزش مبادله بدل کرده‌اند؛ حال آنکه فضاهای شهر کالایی عمومی ا‌ست یعنی برای بهره‌برداران، ارزش استفاده نیز دارد. در اینصورت، اولویت‌بخشی به ارزش استفاده یا دستِ کم تعادل‌بخشی بین ارزش‌های تولید فضا، تنها مسیر ارتقا کیفیت محیطی و کاهش نابرابری در توسعه فضایی به شمار می‌رود.

فضاهای عمومی در بناهای مذهبی و عملکردهای آن‌ها از منظر نظریه مکان سوم؛ نمونه موردی: فضای جلوخان مسجد جامع قزوین

فضاهای عمومی در بناهای مذهبی و عملکردهای آن‌ها از منظر نظریه مکان سوم؛ نمونه موردی: فضای جلوخان مسجد جامع قزوین

دوره 14، شماره 1، مرداد 1402، صفحه 225-239

https://doi.org/10.30475/isau.2023.270487.1625

صحرا رحمانی، شادی پاکزاد

چکیده فضاهای عمومی معاصر به‌صورت مناسبی تمامی نیازهای انسان را پاسخ نمی‌دهند و زندگی اجتماعی در آن‌ها آن‌گونه که باید در جریان نیست. تا جایی که این فضاها صرفاً به عاملی ارتباط‌دهنده بین مبدأ و مقصد تقلیل یافته‌اند. پژوهش حاضر بر آن است که به بررسی و شناسایی عوامل تأثیرگذار در جهت تقویت کارکرد این فضاها بپردازد و نگاه ویژه‌ای دارد تا آموزه‌ها و اندیشه‌های معماری و شهرسازی را به بار نشاند. هدف این پژوهش رسیدن به تعیین چارچوب راهبردی جهت دستیابی به فضای جلوخان طبق نظریه مکان سوم‌ و ارائه طرح پیشنهادی جهت ارتقاء فضای جلوخان برای رسیدن به مفهوم مکان سوم در فضای جلوخان مسجد جامع قزوین بوده و به دنبال پاسخ به این پرسش است که اولویت‌بندی شاخص‌ها در فضاهای عمومی بناهای مذهبی از منظر نظریه مکان سوم در نمونه موردی جلوخان مسجد جامع قزوین چگونه است. این تحقیق ازنظر ماهیت ترکیبی است و بر اساس مؤلفه‌های کمی به‌دست‌آمده، استدلال کیفی صورت گرفته و سپس پیشنهاد‌ها طراحی ارائه ‌شده است. به‌منظور تبدیل عوامل به شاخص‌های قابل اثرگذار در طراحی، پرسشنامه‌ای تنظیم شد که در مرحله‌ی اول از ۲4 عامل تأثیرگذار به روش دلفی اطلاعاتی از بین 20 نفر از متخصصین جمع‌آوری شد و با تحلیل پرسشنامه‌ها در نرم‌افزار SPSS مهم‌ترین عوامل تأثیرگذار استخراج شد. در مرحله‌ی دوم تحلیل پرسشنامه این عوامل به 14 عامل رسید که مهم‌ترین شاخص‌های تأثیرگذار طراحی محسوب می‌شود و اولویت‌بندی بین آن‌ها صورت گرفت. در پایان پس از واکاوی نظریه مکان سوم و بررسی شاخص‌ها، اولویت‌های طراحی در جهت ارتقاء کیفیت زندگی اجتماعی در فضای جلوخان مسجد جامع قزوین ارائه شد و قابل‌تعمیم به سایر فضاهای عمومی با ماهیت فضایی مشابه است؛ در انتها راهکارهای طراحانه در نمونه‌ی موردی معرفی گردید.

تحلیل کمی الگوی توسعه کالبدی شهر یزد

تحلیل کمی الگوی توسعه کالبدی شهر یزد

دوره 14، شماره 2، دی 1402، صفحه 233-246

https://doi.org/10.30475/isau.2023.346590.1932

محراب محرابی، محسن رفیعیان

چکیده امروزه رشد شتابان شهرنشینی از زوایای مختلف محیط‌های شهری را تحت تاثیر قرار داده؛ به گونه‌ای که توسعه‌ی کالبدی پویا و مداوم را در شهر‌ها رقم‌زده است. شرایطی که تعیین جهات توسعه شهر‌ها را بسیار چالش‌برانگیز ساخته است. توسعه کالبدی که تحت تاثیر نیرو‌های مختلفی پدید می‌آید و چنانچه بسط ناموزون را تجربه نماید، هزینه‌های فراوانی همچون تبدیل و تغییرکاربری اراضی کشاورزی و طبیعی، افزایش هزینه زیرساخت، افزایش مصرف سوخت‌های فسیلی و انتشار گاز‌های گلخانه‌ای، جدایی‌گزینی اجتماعی و... را در ابعاد گوناگون بر شهر و ساکنینش تحمیل می‌کند. این موضوع اهمیت هدایت و مدیریت گسترش کالبدی شهرها را دو چندان می‌کند. براین اساس هدف اصلی این پژوهش، تحلیل کمی الگوی توسعه کالبدی شهر یزد در دهه‌های اخیر می‌باشد. در پژوهش حاضر از مدل‌های تحلیلی کمی مختلفی همچون آنتروپی شانون، هلدرن، ضریب موران، مقایسه اراضی پر و خالی شهری و تصاویر ماهواره‌ای چند زمانه در بازه زمانی 2013-2000-1990 و 2021 برای بررسی الگوی توسعه کالبدی شهر استفاده شده است. نتایج تمامی تحلیل‌ها حاکی از رشد پراکنده و لجام گسیخته شهر یزد در طی دهه‌های اخیر می‌باشد و نتایج مبین آن است که چهره کنونی ساختار کالبدی شهر یزد با توجه به ظرفیت بالای اراضی قابل توسعه در شهر، خوشه‌ای و نامتوازن بوده و روند پراکنده‌ای را تجربه می‌کند. براین اساس پیشنهاد می‌شود از ظرفیت‌های درونی و سطوح غیرفعال شهری استفاده گردد. 

تحلیل عوامل مؤثر در برنامه‌ریزی راهبردی گردشگری میراثی(مطالعه موردی: شهر تهران)

تحلیل عوامل مؤثر در برنامه‌ریزی راهبردی گردشگری میراثی(مطالعه موردی: شهر تهران)

دوره 12، شماره 1، خرداد 1400، صفحه 237-250

https://doi.org/10.30475/isau.2020.213371.1332

حمید قربانی، عبدالرضا رکن الدین افتخاری، شمس السادات زاهدی، سید سعید هاشمی

چکیده گردشگری میراثی به‌عنوان گردشگری فرهنگی و موتور محرکه توسعه مناطق از مهم‌ترین مواردی است که نیازمند اتخاذ برنامه‌های راهبردی فضایی منسجم متناسب با پتانسیل‌ها و شرایط بومی منطقه است. در چارچوب این برنامه‌ریزی، نیاز است تا تمامی ظرفیت‌ها و دارایی‌های موجود در حوزه گردشگری میراثی از طریق پیوندهای فضایی به صورتی یکپارچه شناسایی شود و به نقش و جایگاه متعدد و متفاوت بازیگران اصلی در توسعه این نوع گردشگری و همین‌طور مقررات اتخاذشده از سوی آن‌ها توجه ویژه‌ای داشت تا بتوان عوامل مؤثر در برنامه‌ریزی راهبردی این نوع گردشگری را شناسایی کرد. ازاین‌رو هدف این پژوهش، بررسی عوامل مؤثر بر برنامه‌ریزی راهبردی گردشگری میراثی در شهر تهران می‌باشد تا با استفاده از آن بتوان الگوی برنامه‌ریزی راهبردی توسعه گردشگری میراثی شهر تهران را ارائه داد. روش پژوهش، آمیخته و از طریق مطالعات اسنادی و کتابخانه‌ای داده‌های موردنیاز جمع‌آوری ‌شده است. جامعه آماری پژوهش گروه خبرگان در نظر گرفته ‌شده است. برای ارزیابی میزان اهمیت راهبردهای شناسایی‌ شده پژوهش از مدل سوارا استفاده‌ شده است. نتایج تحقیق نشان می‌دهد که محورهای راهبردی قوانین با وزن نهایی 2/73، راهبردی برنامه‌ریزی و مدیریت با وزن نهایی 1/59، راهبردی اجتماعی با وزن نهایی 1/17 و راهبردی اقتصادی با وزن نهایی 1/95 به ترتیب مهم‌ترین عوامل اصلی در تحقق توسعه گردشگری میراثی شهر تهران می‌باشند و در میان راهبردهای محور قوانین راهبرد ارائه بسته‌های تشویقی برای تعمیر و مرمت ابنیه‌های تاریخی از طرف دولت، در میان راهبردهای اقتصادی، راهبرد حمایت از ایجاد اشتغال و افزایش درآمد عمومی در سطح جامعه محلی، در میان راهبردهای محور برنامه‌ریزی و مدیریت، راهبرد حفاظت از ابنیه و آثار تاریخی و در میان راهبردهای محور اجتماعی، راهبرد جلوگیری از آسیب دیدن فرهنگ بومی در اثر برخوردهای مکرر گردشگران بافرهنگ‌های متفاوت، مهم‌ترین راهبردها در میان راهبردهای برنامه‌ریزی گردشگری میراثی شهر تهران می‌باشند.

تحلیل و گونه‌شناسی خانه‌های دوره پهلوی اول با رویکرد کالبدی- فرهنگی در شهر سنندج

تحلیل و گونه‌شناسی خانه‌های دوره پهلوی اول با رویکرد کالبدی- فرهنگی در شهر سنندج

دوره 15، شماره 1، شهریور 1403، صفحه 239-258

https://doi.org/10.30475/isau.2024.388900.2029

مونا محمدمرادی، مهرداد یوسف زمانی، محمدابراهیم زارعی، منوچهر فروتن

چکیده بررسی تاریخ معماری خانه‌های دوره پهلوی اول در منطقه غرب ایران و به‌ویژه شهر سنندج، نشانگر آن است که این موضوع کمتر مورد مطالعه قرار گرفته است. با تغییر و تحولاتی که در این شهر رخ داده، در معماری مسکونی نیز دگرگونی ایجاد و موجبات معماری متفاوت را فراهم نموده است. حضور گروه‌های مهاجر از جمله شاهزادگان قاجاری و برخی افراد صاحب منصب اداری و دیوانی و نیز ازدواج فرزندان والیان با برخی شاهزادگان قاجاری و حتی بعضی از منصوبان دولتی از جمله عوامل موثر بوده که در کنار آنها می‌توان به حضور معماران و هنرمندان از شهرهای دیگر و از جمله تهران برای طراحی و ساخت اشاره کرد. طبق بررسی‌های انجام شده، تاکنون مطالعات مدون و منسجمی در زمینه خانه‌های سنندج و به‌طور خاص گونه‌شناسی کالبدی- فرهنگی آنها صورت نگرفته است. با توجه به ضرورت انجام این تحقیق در این مقاله ابتدا بررسی خانه از دیدگاه‌های مختلف، سپس گونه‌شناسی خانه‌های شهر سنندج در دوره پهلوی اول و در نهایت به شناخت ویژگی‌های کالبدی- فرهنگی این خانه‌ها پرداخته شده است. نوشتار حاضر رویکردی کیفی و روش کار به لحاظ نوع نتایج توصیفی- تحلیلی می‌باشد. از روش میدانی و کتابخانه‌ای در گردآوری اطلاعات بهره گرفته شده و از ابزارهایی همچون نقشه‌کشی، عکاسی و نقشه‌برداری استفاده شده است. نتایج پژوهش حاکی از آن است که خانه‌ها در دوره پهلوی اول در شهر سنندج دارای دو گونه، با ویژگی‌های خاص خود هستند. گونه‌ای کاملاً تحت تاثیر معماری منطقه کردستان و گونه دیگری تحت تاثیر معماری مناطق مرکزی ایران می‌باشد.

ارائه مدلی برای سنجش میزان خلاقیت اثر معماری بر اساس روش SAPPhIRE ؛ نمونه موردی: بناهای تجاری منتخب شهر تبریز

ارائه مدلی برای سنجش میزان خلاقیت اثر معماری بر اساس روش SAPPhIRE ؛ نمونه موردی: بناهای تجاری منتخب شهر تبریز

دوره 14، شماره 1، مرداد 1402، صفحه 241-259

https://doi.org/10.30475/isau.2023.306430.1791

حمزه پیربابائی، مینو قره‌بگلو، محمدعلی کی نژاد

چکیده خلاقیت از دغدغه‌های همیشگی هنرمندان و معماران در دوره‌های مختلف تاریخ بوده است. چالش‌ها و مشکلات معاصر، نیازمند پاسخ‌های جدید و متناسب با اقتضای زمان هستند. با علم به اینکه هدف نهایی معماری ایجاد مکانی برای زندگی مردم است، خلاقیت در این حوزه نیز باید در خدمت ارتقای کیفیت زندگی انسان و پاسخگوی مسایل جدید هر عصر باشد. از این‌رو دست‌یابی به مدلی نظام‌مند که امکان سنجش میزان خلاقیت اثر معماری را فراهم آورد و مولفه‌های تاثیرگذار این حوزه را معرفی کند، می‌تواند گره بسیاری از مشکلات حوزه انسان و محیط را بگشاید و در طراحی آثاری خلاق و ارزشمند نقش‌آفرینی کند. در این پژوهش ابتدا با رویکرد کیفی و روش استدلال منطقی به ارائه مدلی برای سنجش میزان خلاقیت اثر معماری پرداخته شد. در مرحله بعد با رویکرد کمی و روش پیمایشی، میزان خلاقیت 3 بنای تجاری منتخب شهر تبریز که در دهه اخیر و پس از به ‌وجود آمدن نهضت ساخت مال‌ها طراحی و اجرا شده‌اند، محاسبه گردید. طبق یافته‌های پژوهش، خلاقیت دارای دو بعد اساسی نوآوری و فایده است. فایده معماری در پاسخ بنا به نیازهای انسان از محیط معنا پیدا می‌کند و نوآوری در میزان تازگی این پاسخ‌ها نسبت به معماری‌های حوزه مرتبط سنجیده می‌شود. در مدل ارائه شده، ابتدا به سنجش میزان رضایت از قابلیت‌های بنای معماری در پاسخ به نیازهای انسان از محیط پرداخته می‌شود. در مرحله بعد با تطبیق روش SAPPhIRE با محیط معماری، میزان نوآوری پاسخ‌های بنای معماری به نیازهای انسان، با استفاده از این مدل سنجیده می‌شود. نتایج به‌ دست ‌آمده حاکی از این است که در بناهای مورد مطالعه با تمهیداتی چون ایجاد ارتباط بصری بین طبقات، استفاده از فضاهای نیمه‌باز و ایجاد امکان فعالیت‌های متنوع برای اقشار مختلف، خلاقیت معماری ارتقاء یافته است. در نهایت میزان خلاقیت مجتمع لاله‌پارک 0.28، اطلس 0.25 و ستاره‌باران 0.20 محاسبه شد.

ارزیابی معیارهای خلوت در ساختار دیاگرام عملکردی سکونتگاه‌های دانشجویی؛ مطالعه موردی: سکونتگاه‌های دانشجویی شهر قزوین

ارزیابی معیارهای خلوت در ساختار دیاگرام عملکردی سکونتگاه‌های دانشجویی؛ مطالعه موردی: سکونتگاه‌های دانشجویی شهر قزوین

دوره 14، شماره 2، دی 1402، صفحه 247-266

https://doi.org/10.30475/isau.2023.304509.1780

سارا شریعتی، مهدی خاک‌زند، مهسا میرسلامی

چکیده ساختار دیاگرام عملکردی فضای سکونتگاه‌های دانشجویی به واسطه جمعی بودن آن‌ها و اینکه خانه دوم محسوب می‌شود از اهمیت بسیاری برخوردار است. ساکنان این مجموعه، دانشجویانی هستند که با قبولی در شهری غیر از موطن خود مجبور به ترک خانه و نقل مکان به شهر جدید شده و عمدتا دارای سطوح رفتاری مختلف از نظر اجتماعی هستند و مواجهه با محیط جدید و افراد با فرهنگ‌ها و روحیات متفاوت موجب ایجاد نوعی اختلال در تامین یکی از مهم‌ترین نیازهای فردی از جمله خلوت مطلوب در محیط سکونتی، بخصوص در ماه‌های اولیه اسکان برای این افراد می‌گردد. این پژوهش به ارزیابی معیارهای تامین خلوت ساکنان سکونتگاه در ساختار دیاگرام عملکردی این مکان سکونتی خاص توجه دارد. برای نیل به این امر ابتدا ساختار سکونتگاه بر اساس مولفه‌های کالبدی- محیطی، عملکردی- فعالیتی و ادراکی- معنایی با استنباط از نظریه مکان دیوید کانتر مورد بررسی قرار می‌گیرد. نمونه‌های مورد ارزیابی هدف تحقیق، سکونتگاه دانشجویی در مجتمع سکونتگاهی دانشگاه بین‌المللی امام‌خمینی و مجتمع سکونتگاهی دانشگاه آزاد اسلامی شهر قزوین با دو نوع ساختار متمرکز و خطی بوده است. پرسشنامه این پژوهش در دو بخش اصلی سازماندهی شده است که بر پایه مقیاس 5 گزینه‌ای لیکرت پاسخ ساکنان را در رابطه با رفتار خلوت در مکان  سکونتی دسته‌بندی می‌کند. به منظور ارزیابی نهایی الگوهای نظری پژوهش و تعیین رابطه وابستگی متغیرهای مستقل و وابسته به طور همزمان از روش چند متغیره الگوسازی معادلات ساختاری با نرم‌افزار 22 AMOUS استفاده گردید که به صورت ترکیبی از تحلیل عاملی و تحلیل مسیر بهره می‌گیرد و در نهایت استدلال منطقی به جمع‌بندی داده‌های حاصل از شیوه پیمایش و معادلات ساختاری می‌انجامد. یافته‌ها نشان می‌دهد که ویژگی‌های کالبدی- محیطی با بارعاملی 0/83 بیشترین تاثیر بر سازمان فضایی را دارد و به همین ترتیب ویژگی های عملکردی- فعالیتی با بار عاملی 0/7 در رتبه دوم و ویژگی‌های ادراکی – معنایی با بار عاملی 0/56 در رتبه سوم قراردارند. نتایج نشانگر برتری معیارهای خلوت ساکنان در سکونتگاه های متمرکز بر اساس رابطه سازماندهی با ساز و کارهای تامین خلوت نسبت به نمونه مشابه خطی و افزایش رضایتمندی سکونتی در اینگونه سکونتگاه‌ها اشاره دارد.

شهر انسانی: رویکرد مطالعاتی جدید برای ارزیابی زیست‌پذیری؛ نمونه موردی: منطقه 22 کلان‌شهر تهران

شهر انسانی: رویکرد مطالعاتی جدید برای ارزیابی زیست‌پذیری؛ نمونه موردی: منطقه 22 کلان‌شهر تهران

دوره 15، شماره 2، دی 1403، صفحه 247-265

https://doi.org/10.30475/isau.2024.424290.2095

مجید اکبری، اسماعیل علی اکبری

چکیده زیست‌پذیری یکی از اصول راهنمای اصلی برنامه‌ریزی و سیاست‌گذاری شهری است که تعریف و ارزیابی آن به موضوع حیاتی پژوهش تبدیل شده است. همان‌طور که پیشرفت در توسعه اجتماعی-اقتصادی شتاب می‌گیرد، شرایط زندگی در مقیاس خرد نیاز به توجه فوری بیشتری دارد. تاریخ نسبتاً کوتاه مطالعات انجام شده در رابطه با زیست‌پذیری جوامع شهری نشان می‌دهد این مفهوم به علت گستره معنایی قابلیت این را دارد که با رویکردهای متفاوت و متنوعی مورد مطالعه و بررسی قرار بگیرد. پژوهش حاضر با هدف وضعیت‌ستجی زیست‌پذیری منطقه 22 کلان‌شهر تهران با رویکرد شهر انسانی انجام گرفته است. نوشتار حاضر از ازنظر هدف کاربردی و از حیث روش بررسی توصیفی- تحلیلی است. داده‌ها و اطلاعات موردنیاز پژوهش، به دو روش اسنادی (کتابخانه‌ای) و میدانی (پرسشنامه) گردآوری ‌شده است. نتایج پژوهش حاضر نشان داد که زیست‌پذیری منطقه 22 پایین‌تر‌ از حد متوسط است و محله‌ها از لحاظ زیست‌پذیری با رویکرد شهر انسانی در شرایط یکسان و همگونی قرار ندارند. در این بین، محله‌‌های دریاچه شهدای خلیج فارس، گلستان و زیبادشت به ترتیب با کسب بیشترین امتیاز ماباک (0/220)، (0/188) و (0/222) در جایگاه اول تا سوم و در مقابل مناطق هوانیروز، سروآزاد و شریف با کسب کمترین امتیاز ماباک (0/103-)، (0/136-) و (0/203) در جایگاه دهم تا دوازدهم قرار گرفتند. دربین ابعاد زیست‌پذیری بیشترین میزان شکاف در بعد کالبدی و کمترین برای بعد زیست‌محیطی است. فضای غالب زیست‌پذیری با رویکرد شهر انسانی بر محله‌های منطقه 22 در وضعیت متوسط و نامطلوب قرار دارد. به‌طوری که 16درصد مناطق در خوشه قابل قبول، 17درصد در خوشه قابل تحمل، 25درصد در خوشه متوسط، 25درصد در خوشه نامطلوب و 17درصد در خوشه غیرقابل قبول قرار گرفته بودند. مقدم بودن شهرنشینی بر شهرسازی، عدم شکل‌گیری کامل ساختار و سازمان فضایی، عدم توزیع نامناسب خدمات مسکونی، عدم تحقق‌پذیری کاربری‌های خدماتی و ابتناء به توسعه خودرو محور منطقه 22 در تقابل با توسعه انسان محور ، زیست‌پذیری آن‌را به سوی شرایط نامطلوبی سوق داده است.

مطالعه نقش کیفیت‌های فضایی- اجتماعی بر تعاملات اجتماعی سالمندان در محلات؛ ارائه یک مدل مفهومی

مطالعه نقش کیفیت‌های فضایی- اجتماعی بر تعاملات اجتماعی سالمندان در محلات؛ ارائه یک مدل مفهومی

دوره 15، شماره 1، شهریور 1403، صفحه 259-276

https://doi.org/10.30475/isau.2024.432568.2115

بختیار بهرامی، علی راستکار، نینا خلیقی، نیلا قزوینه

چکیده افراد سالمند برای حفظ سلامت و بهزیستی خود نیاز به برقراری روابط اجتماعی با همسالان و سایر نسل‌ها دارند. محلات شهری به‌عنوان یکی از واحدهای فضایی- اجتماعی شهرها، باید بستر مناسبی برای تعاملات اجتماعی سالمندان ساکن خود فراهم کنند. با این‌‌حال، بررسی ویژگی‌های محله‌‌ها که حامی تعاملات اجتماعی سالمندان‌ هستند، یکی از خلأ‌های مطالعاتی طراحی شهری است. هدف این پژوهش، شناسایی و الویت‌‌بندی کیفیت‌‌های فضایی- اجتماعی مؤثر بر تعاملات اجتماعی سالمندان در محله است. در این راستا، داده‌‌ها از طریق پیمایش و مصاحبه نیمه‌‌ساختاریافته با 23 سالمند (11 مرد، 12 زن) 60 تا 75 ساله ساکن محله تاریخی دردشت اصفهان جمع‌‌آوری شدند. از طریق تحلیل کیفی، هشت مقوله اصلی و 15 مقوله فرعی طبق اولویت زیر اکتشاف شدند: 1. حفظ ریشه‌های اجتماعی و تاریخی محله مرتبط با اماکن تاریخی و همسایه‌های بومی؛ 2. تأمین آسایش فیزیکی؛ 3. تقویت مکان‌های سوم؛ 4. انجام فعالیت‌‌های فیزیکی به‌صورت راحت و ایمن در معابر و پارک‌ها؛ 5. پشت‌‌سرهم بودن فعالیت‌‌های مکمل؛ 6. امنیت ذهنی شامل افزایش حس امنیت، حذف رفتارهای ناهنجار دیگران و داشتن حریم شخصی؛ 7. اتمسفر روحانی مرتبط با حس‌‌و‌‌حال و مکان‌های مذهبی؛ 8. حضور زنان در فضای امن و آرام مختص به خودشان. عوامل هویتی‌‌- تاریخی، به‌عنوان مهم‌ترین مقوله، تأثیر بسزایی بر تعاملات اجتماعی سالمندان و به ‌یادماندن آن در ذهن و خاطر این افراد داشتند. شاخص‌ترین عنصرهویتی، معماری تاریخی و همسایه‌های اصیل و قدیمی محله بودند. در مقابل، عدم تمایل سالمندان به حضور ساکنان غیربومی، می‌تواند بیانگر دلبستگی‌شان به یک‌‌دستی جمعیت و حفظ جامعه اصلی و قدیمی محله باشد. در نهایت این مقولات به عنوان مؤلفه‌های یک مدل مفهومی صورت‌‌بندی شده‌اند. این مدل می‌تواند درکی بهتر از کیفیت فضایی- اجتماعی محلات برای حضور سالمندان داشته باشد. همچنین، اجرای این مدل در محلات مختلف می‌‌تواند منجر به توسعه آن از خلال تغییر اولویت‌های فوق یا کشف مقولات جدید شود. 

ارزیابی تاثیر عوامل محیطی بر رضایتمندی بیمار و همراه بیمار در اتاق‌های استراحت بیمارستان‌های شهر تهران

ارزیابی تاثیر عوامل محیطی بر رضایتمندی بیمار و همراه بیمار در اتاق‌های استراحت بیمارستان‌های شهر تهران

دوره 12، شماره 1، خرداد 1400، صفحه 251-264

https://doi.org/10.30475/isau.2021.118129

هانی حدادزادگان، زهراسادات زمردیان، محمد تحصیلدوست، شادی جامی

چکیده مطالعات مختلف تایید می‌کنند که ارزیابی شاخص‌های کیفیت محیطی داخلی، در کاربری‌های حساسی مانند ساختمان‌های درمانی، نقش مهمی را در حفظ سلامت، رضایت و بهبود بیماران ایفا می‌کند. تنوع نیازهای مختلف بهره‌برداران(بیمار، همراه بیمار و کارمندان)، شرایط فیزیولوژیکی و حساسیت‌های ذهنی ایشان، اهمیت انتخاب روش مناسب مطالعه این کاربری را افزایش می‌دهد. هدف اصلی این پژوهش بررسی کیفیت محیط داخلی اتاق استراحت بیمار به منظور شناخت مهمترین شاخص کیفیت محیط داخلی تاثیرگذار بر رضایت کاربر و مقایسه شرایط محیطی با استانداردهای موجود در این زمینه است. در پژوهش حاضر از دو روش اندازه‌گیری میدانی داده‌های فیزیکی و پرسشنامه رضایتمندی کاربر، برای سنجش کیفیت محیط داخلی بیمارستان استفاده شده است. سنجش کیفیت محیط داخلی عموما با استفاده از 4 شاخصه‌ی اصلی حرارت، نور، صوت و کیفیت هوای داخلی مورد پژوهش قرار می‌گیرد. به این منظور در پنج بیمارستان واقع در شهر تهران 482 پرسشنامه از بیماران و همراهان بیمار، جمع‌آوری شد. اندازه‌گیری متغیرهای محیطی مانند دمای هوای خشک، رطوبت نسبی، شدت روشنایی، تراز شدت صوت، غلظت ذرات معلق، در فضای اتاق استراحت بیمار، به صورت همزمان با تکمیل پرسشنامه توسط کاربران مطابق با پروتکل های مشخص، توسط پژوهشگر انجام می‌شود. بر اساس نتایج، بیشترین مطابقت با استاندارد در کیفیت هوای داخلی و کمترین در کیفیت صوتی بر اساس استاندارد سازمان جهانی بهداشت مشاهده شده است. نتایج نشان داده‌اند که همبستگی قابل توجهی بین دو شاخص حرارتی و نوری با کیفیت محیط داخلی به ترتیب به میزان  0/59 و 0/42 وجود دارد. این در حالی است که دو شاخص صوتی و کیفیت هوای داخل، باوجود میزان همبستگی بالا با کیفیت محیط داخلی (به ترتیب 0/62 و 0/67)، منبع داخلی دارند. مقایسه‌ی فراوانی نمونه‌های موردی که در داخل محدوده‌ی استاندارد دمایی (23-26 درجه سانتی‌گراد ) با سایر موارد، نشان‌دهنده‌ی افزایش 11 درصدی نارضایتی کاربران به واسطه عدم رعایت این بازه است. با توجه به اینکه کیفیت صوتیِ غالب نمونه‌های موردی خارج از حد استاندارد است، لیکن 30 تا 40 درصد از کاربران، رضایت نسبی از وضعیت صوتی را گزارش کرده‌اند. کیفیت روشنایی نیز، با توجه به روشنایی بیش‌ازحد استاندارد در غالب نمونه‌های موردی، میزان رضایت کاربران را به‌ طور میانگین در بالاترین محدوده رضایت ثبت کرده است.

مطالعه نشانگان و علل سندروم ساختمان بیمار در خوابگاه‌های دانشجویی؛ نمونه موردی: خوابگاه‌های دانشگاه صنعتی شاهرود

مطالعه نشانگان و علل سندروم ساختمان بیمار در خوابگاه‌های دانشجویی؛ نمونه موردی: خوابگاه‌های دانشگاه صنعتی شاهرود

دوره 14، شماره 1، مرداد 1402، صفحه 261-276

https://doi.org/10.30475/isau.2023.267066.1614

متین باستان‌فرد

چکیده سندرم ساختمان بیمار یک بیماری ناشی از ساختمان است که افراد حاضر در محیط بسته، وضعیت جسمی و روحی مناسبی را تجربه نکرده، و علائم عصبی، تحریک مخاطی، تنفسی و پوستی را بروز می‌دهند. چنین وضعیتی می‌تواند در هر محیط بسته‌ای که افراد زمان زیادی را در آن حضور دارند، تجربه شود. خوابگاه‌های دانشجویی یکی از این‌گونه فضاهاست، که دانشجویان در طول مدت تحصیل، اوقاتی طولانی را در این فضا می‌گذرانند. از همین‌رو پژوهش حاضر با هدف تعیین نشانگان و علل این سندورم درخوابگاه‌های دانشجویی انجام شد. مطالعه حاضر به صورت مقطعی و توصیفی-تحلیلی در بازه‌ی دو ماهه آبان و آذر 1398 در خوابگاه‌های دانشگاه صنعتی شاهرود و بین 302 نفر انجام پذیرفت. جهت گردآوری اطلاعات از پرسشنامه استاندارد MM040EA مرتبط با سندروم ساختمان بیمار و کیفیت هوای داخل استفاده شد، که به صورت آنلاین در اختیار دانشجویان قرار گرفت و داده‌ها جمع‌آوری گردید. آنالیز داده‌ها نیز از طریق آزمون دوجمله‌ای و آزمون مجذور کای انجام شد. بررسی‌ها حاکی از آن است که از بین علائم سندروم ساختمان، خستگی (64.24%)، مشکل تمرکز (58.28%) و سردرد (53.48%)، از سایر علائم شایع‌تر است. همچنین موثرترین علل این سندروم به ترتیب شامل سروصدا، هوای سنگین، دمای بسیار بالای اتاق و هوای خشک می‌باشد. بین میزان شیوع سندروم ساختمان با تمام عوامل مربوط به شرایط آسایشی خوابگاه و محیط فیزیکی و شرایط روانی اجتماعی خوابگاه ارتباط معنادار برقرار است. مطالعه حاضر نشان داد که 80.4% دانشجویان در زمره افراد مبتلا به سندروم ساختمان قرار دارند، که رقم بالا و نگران کننده‌ای است. از آنجا که این علائم با شرایط فیزیکی اتاق محل اقامت افراد در ارتباط است، لذا بازنگری شرایط حضور دانشجویان در خوابگاه ضروری بوده، که با کاهش تراکم حضور افراد و افزایش سرانه فضای اقامت، شیوع این مساله کاهش یابد.

تعیین عوامل موثر بر ارتقاء «هویت‌مکانی» در رابطه با خانه؛ مورد مطالعه: بافت‌های مسکونی اردبیل

تعیین عوامل موثر بر ارتقاء «هویت‌مکانی» در رابطه با خانه؛ مورد مطالعه: بافت‌های مسکونی اردبیل

دوره 14، شماره 2، دی 1402، صفحه 267-284

https://doi.org/10.30475/isau.2023.302006.1767

مریم حسنی قره‌تپه، جمال‌الدین مهدی‌نژاد، بهرام صالح صدق‌پور

چکیده هویت‌مکانی به عنوان وجه سمبلیک - عاطفی تعلق به مکان، سطحی از تعلق عاطفی را شامل می‌شود که در آن، فرد مکان را از‌جمله شاخصه‌های هویتی خود محسوب می‌کند. خانه انسان، از جمله مکان‌هایی است که تاثیر قابل‌توجهی بر هویت او دارد. از رهگذر تاثیر بر هویت، می‌توان انتظار داشت که خانه در صورت احراز شرایطی که منجر به شکل‌گیری تعلق عاطفی در انسان شود، بر هویت مکانی او نیز موثر باشد. از آنجاکه تامین ایده‌آل‌‌ها‌ی انسان موجب برانگیخته‌شدن عواطف مثبت در او می‌شود، ‌توجه به ایده‌آل‌‌ها‌ در رابطه با مکان را نیز می‌توان زمینه‌ساز ایجاد تعلق ‌عاطفی نسبت به آن دانست. با توجه به اینکه خانه یک مکان است، ایده‌آل‌‌ها‌ی مختلف در رابطه با خانه در قالب مولفه‌های ماهوی آن به عنوان یک مکان، قابلیت طبقه‌بندی و شناسایی دارند. بر این اساس، هدف مطالعه حاضر تدوین مولفه‌های موثر بر هویت‌مکانی در رابطه با خانه بر مبنای نگاه به آن به عنوان «مکان» و با توجه به ضرورت شکل‌گیری تعلق عاطفی است. و در راستای بررسی چگونگی اثرگذاری مذکور، مدلی نظری تدوین شده و مورد تحلیل قرار گرفته‌است. مشارکت‌‌کنندگان پژوهش را اهالی بافت‌های مسکونی مختلف شهر اردبیل شامل: بافت کهن (محلات تاریخی)، شهرک‌های نوساز و بافت حاشیه‌ای تشکیل داده‌اند. روش پژوهش از نوع پیمایشی – همبستگی بوده ‌است و از روش تحلیل عامل تاییدی در تدوین مقیاس سنجش، و از روش مدلسازی معادلات ساختاری به منظور تحلیل داده‌ها و روابط استفاده شده ‌است. مطابق با یافته‌ها، انطباق خانه با ایده‌آل‌های ساکنین در سه حوزه: ساختار فیزیکی، فعالیت‌ها و مفاهیم (مولفه‌های ماهوی خانه)، بر ارتقای سطح هویت‌مکانی آنان نسبت به خانه موثر است. از میان این ایده‌آل‌ها، دستیابی به روابط خانوادگی رضایت‌بخش و شان‌اجتماعی مطلوب به ترتیب بیشترین اثرگذاری را دارند. برای ارتقاء هر دو عامل مذکور، تامین رضایت عملکردی ساکنین ضروری است که خود به انطباق خانه با ایده‌آل‌‌ها‌ از نظر وسعت، وابسته است.

تحلیل ساختاری محرک‌های مؤثر بر وضعیت آینده توسعه شهری دانش‌پایه در شهر تهران

تحلیل ساختاری محرک‌های مؤثر بر وضعیت آینده توسعه شهری دانش‌پایه در شهر تهران

دوره 15، شماره 1، شهریور 1403، صفحه 277-289

https://doi.org/10.30475/isau.2024.312899.1802

معصومه جعفری، منوچهر طبیبیان

چکیده شهرها کانون اندیشه، رقابت و رشد در سرتاسر جهان هستند. توسعه شهری دانش‌پایه از ابعاد کاربردی توسعه پایدار است که امروزه گره‌گشای مشکلات شهری است. شهر دانش‌پایه خروجی توسعه شهر دانش‌پایه، شهری مبتنی بر اقتصاد منطقه‌ای دانش‌پایه با صادرات با ارزش‌افزوده بالا که از طریق تحقیق، فناوری و قدرت فکری ایجاد و برای تشویق و تقویت دانش طراحی ‌شده است. هدف از این پژوهش شناخت و تحلیل محرک‌های توسعه شهری دانش‌پایه در کلان‌شهر تهران می‌باشد. پژوهش حاضر توصیفی- تحلیلی بوده و به لحاظ هدف، کاربردی می‌باشد. محرک‌ها مؤثر از طریق تحلیل محتوی کیفی استخراج و با روش دلفی توسط 20 متخصص غربال‌گری و در سه مرحله با ماتریس دوسویه، در 9بعد و 43 شاخص امتیازدهی شده و از روش تحلیل ساختاری با نرم‌افزار MicMac بر پایه روش تحلیل اثرات متقاطع مورد تحلیل قرار گرفت و در ادامه اثرات مستقیم و غیرمستقیم این محرک‌ها بر آینده توسعه شهری دانش‌پایه در شهر تهران مشخص شد. از میان متغیرهای بررسی ‌شده بیشترین متغیرهای مؤثر شناسایی‌شده، متغیر مدیریت بازار محور از بعد زیرساخت سیاسی با میزان تأثیرگذاری مستقیم 408 در جایگاه اول، متغیر تقویت سرمایه انسانی از بعد زیرساخت انسانی با میزان تأثیرگذاری مستقیم 400 در جایگاه دوم و متغیرهای مدیران دانشی و یکپارچه‌سازی فعالیت‌های سیاسی از بعد زیرساخت سیاسی با میزان تأثیرگذاری مستقیم 361 در جایگاه سوم، متغیر یکپارچه‌سازی فعالیت‌های سیاسی از زیرساخت سیاسی با میزان تأثیرگذاری مستقیم 361 در جایگاه چهارم و متغیر کیفیت اجتماعی از زیرساخت انسانی با تأثیرگذاری مستقیم 356 در جایگاه پنجم قرار گرفتند. به‌این‌ترتیب محرک‌های مؤثر در توسعه شهری دانش‌پایه در شهر تهران در ابتدا زیرساخت سیاسی و بعد زیرساخت انسانی می باشد. در نهایت می‌توان اشاره کرد که شهر تهران هنوز شرایط لازم برای رسیدن به شهر دانش‌پایه را ندارد زیرا هنوز توسعه شهری دانش‌پایه در این شهر شکل نگرفته است.

مفهوم فناوری در معماری و تبیین مولفه‌های آن با استفاده از روش دلفی

مفهوم فناوری در معماری و تبیین مولفه‌های آن با استفاده از روش دلفی

دوره 14، شماره 1، مرداد 1402، صفحه 277-294

https://doi.org/10.30475/isau.2023.262413.1595

سونیا سیلوایه، عباس غفاری، مازیار آصفی

چکیده توجه به ضرورت روزافزون فناوری در پیشرفت هرجامعه‌ای و علاوه بر آن، نیاز به ایجاد درکی صحیح از مفهوم آن در سوگرفتن مسیری روشن در پیشبرد و ارتقاء معماری، الزامی است تا مفهوم این واژه در مباحث معماری مورد مطالعه قرار گیرد. با بررسی پژوهش‌ها مشخص می‌شود که در فرهنگ عامه به فناوری بیشتر به دید ماشین‌ها نگریسته می‌شود، اما در نزد صاحب‌نظران، تعاریف دیگری نیز برای آن مطرح شده است. مقوله فناوری مشتمل بر رویکردهای متفاوتی است و هدف از این مقاله، پالایش فضای مفهومی فناوری و ارائه مفهوم‌سازی دقیق‌تر با کمک مولفه‌های حاصل از آن می‌باشد. حال سوالاتی که مطرح می‌گردد آن است که با توجه به کاربردهای متعارض و عدم دیدگاهی واحد برای فناوری، منظور دقیق از این واژه چیست؟ و چه شاخص‌ها و مولفه‌هایی را با بررسی نظرسنجی متخصصین معماری می‌توان برای این مقوله ذکر نمود به‌نحوی که بتوان، به اولویت‌بندی این شاخص‌ها در بحث معماری دست یافت؟ در این راستا، بررسی تعاریف و دیدگاه‌های صاحب‌نظران مدنظر می‌باشد. بدین منظور با استفاده از روش اسنادی و تحلیل مفهومی و با ابزار کتابخانه‌ای، رویکردهای نظری مرتبط با فناوری، بررسی و تحلیل محتوا شد و سپس با تمرکز بر وجوه مشترک تعاریف موجود، شاخص‌هایی تبیین گردید، بدین صورت که با تحلیل دیدگاه اندیشمندان، تعداد ۱۰ شاخص‌ بدست آمد که امتیازبندی شدند. از میان این شاخص‌ها، ۶ شاخص بالاترین میانگین را به خود اختصاص دادند که جهت اعتبارسنجی شاخص‌های با میانگین بالاتر از روش دلفی و از دیدگاه‌های ۲۳ متخصص معماری، بهره گرفته شد و مشخص شد که از دیدگاه خبرگان، کدام‌یک از مولفه‌ها از اهمیت بالاتر و کدام‌یک از اهمیت پایین‌تری برخوردار می‌باشد. یافته‌ها حاکی از آن است که از میان مولفه‌های موردنظر، مولفه «ابزار (سخت‌ابزار و وسیله)» در هر دو دور آزمون دلفی، بالاترین امتیاز را به خود اختصاص داده است.

بررسی الگوی انتخاب مسکن و محله در گروه‌های خاص شهر تهران؛ با مروری بر مدل‌های انتخاب مسکن

بررسی الگوی انتخاب مسکن و محله در گروه‌های خاص شهر تهران؛ با مروری بر مدل‌های انتخاب مسکن

دوره 14، شماره 2، دی 1402، صفحه 285-299

https://doi.org/10.30475/isau.2023.327472.1864

رضا اسدی، آتوسا مدیری، فرهاد حسینعلی، علی اکبر قلی‌زاده

چکیده خانوارها با تغییر شرایط زندگی، نیازهای متفاوتی پیدا می‌کنند که پاسخگویی به آن‌ها ضرورت جابجایی در شهر را بوجود می‌آورد که شامل تغییر در واحد مسکونی و بافت اجتماعی- اقتصادی ساکنین پیرامونی است. در این مقاله شناسایی الگوی انتخاب مسکن و تمایز ترجیحات خانوارها برمبنای نظریه ادوار زندگی تبیین می‌شود که چرخه عمومی تحولات زندگی و نیازهای مسکن برای تمامی خانوارها را بیان می‌کند. در توسعه نظریه مذکور، هر خانوار شهری به دسته‌های متمایزی با ویژگی‌های اجتماعی- اقتصادی تقسیم می‌شود که این تمایزها منشأ انتخاب‌های گوناگون مسکن است. شناسایی اثرات و ارتباط میان ویژگی‌های اجتماعی- اقتصادی خانوارها و ویژگی‌ همسایه‌ها امکان تبیین گفتمان‌ها و جریان‌های اصلی شهر را فراهم می‌کند؛ مانند همگنی محلات و جدایی‌گزینی فضایی. در این مقاله به انتخاب مسکن گروه‌های خاص در شهر تهران با تاکید بر بافت اجتماعی- اقتصادی محله انتخابی آن‌ها پرداخته شده است. بنابراین گروه‌های خانوار هدف پژوهش مهاجران به شهر تهران، متولدین خارج از تهران، کارگران ساده، خانوارهای تک‌سرپرست، دارای معلول و اجاره‌نشین هستند. مدلسازی انتخاب مسکن بصورت انتخاب گسسته و با استفاده از روش «رگرسیونی چند متغیره کمی» انجام شده است که امکان تحلیل متغیرهای متعدد وابسته را ممکن می‌کند. داده‌های ورودی مدل از سرشماری عمومی نفوس ‌و مسکن سال 1390 شهر تهران و تسهیلات شهری تهران از طرح تفصیلی اخذ شده است. متغیرهای گروه واحد مسکونی شامل متراژ زیربنا و پایداری بنا است و متغیرهای گروه بافت اجتماعی- اقتصادی ساکنین شامل نرخ باسوادی در گروه زنان، نرخ اشتغال زنان، نرخ حضور ساکنین دارای تحصیلات عالی، سرانه وسیله نقلیه شخصی و نرخ حضور دانشجویان است. یافته‌های پژوهش نشان می‌دهد که متغیرهای گروه «واحد مسکونی» بیشترین نقش را در انتخاب مسکن ایفا می‌کند و از میان متغیرهای بافت اجتماعی- اقتصادی خانوارها، تمامی متغیرها ارتباط معناداری دارند که نشان از روایی مدل دارد و دو متغیر «سرانه اتومبیل شخصی خانوار» و «نرخ باسوادی زنان» بیشترین درصد تبیین در این گروه را ایفا می‌کنند. در گروه «واحد مسکونی» شانس انتخاب واحدهای مسکونی با متراژ زیربنای کمتر و بناهای ناپایدار در میان گروه‌های خاص بیشتر است و همچنین شانس انتخاب بافت اجتماعی- اقتصادی پایین‌ترِ ساکنین افزایش می‌یابد و تنها استثنای این روند، گروه هدف مهاجران 5 سال گذشته است. یافته‌های کلی پژوهش نشان می‌دهد که برای گروه‌های خاص انتخاب واحد مسکونی مناسب ارجح‌تر از محله است و تنها برای گروه مهاجران 5 سال گذشته است که انتخاب بافت اجتماعی- اقتصادی محله در اولویت قرار می‌گیرد.

مدل‌یابی عوامل موثر بر افزایش کارایی مصرف آب با استفاده از سیستم ارزیابی پایداری لید در مدارس

مدل‌یابی عوامل موثر بر افزایش کارایی مصرف آب با استفاده از سیستم ارزیابی پایداری لید در مدارس

دوره 15، شماره 1، شهریور 1403، صفحه 291-301

https://doi.org/10.30475/isau.2024.376921.2014

شهناز پورناصری، بهرام صالح صدق پور، یگانه محمدزاده، زهرا محمدی فرد

چکیده کمبود آب یکی از مشکلات اساسی جهان امروزی بوده و پیامدهای مختلفی در تامین آب مناسب برای موجودات زنده و بحران‌های زیست‌محیطی وابسته به آن دارد. به دلیل عدم استفاده‌ درست از منابع آبی توسط انسان‌ها و با توجه به تغییرات شرایط آب‌وهوایی، اگر این میزان مصرف آب به مدت طولانی ادامه داشته باشد، می‌تواند منجر به نابودی کل زیستگاه‌ها شود. اگرچه فضاهای آموزشی سهم کمتری در سرانه‌ی شهری دارند اما توجه به رویکرد معماری پایدار در مدارس از جایگاه ویژه‌ای برخوردار می‌باشد. پژوهش حاضر با هدف شناسایی مولفه‌های موثر بر شاخص بهره‌وری آب در سیستم ارزیابی پایداری لید (LEED)، مطالعه‌ی چگونگی و میزان تاثیر هر یک از مولفه‌‌ها و دستیابی به مدلی برای شاخص بهره‌وری آب در اقلیم نیمه‌خشک انجام شده است. مبانی نظری تحقیق حاضر با استفاده از اسناد کتابخانه‌ای و روش تحقیق انجام شده از طریق مطالعه موردی می‌باشد. در تحقیق انجام شده ۱۶۰ مدرسه در سطح جهان از اقلیم BSK (اقلیم نیمه‌خشک) با توجه به طبقه‌بندی اقلیمی کوپن و از کشورهای آمریکا، مکزیک، اسپانیا، ترکیه و چین و از چهار سطح گواهی لید (پلاتین، طلا، نقره و دارای گواهینامه) براساس ورژن لید ۲۰۰۹ انتخاب شدند، سپس اطلاعات آن‌ها جمع‌آوری و امتیازات دریافت شده در چک‌لیست لید آن‌ها، جهت تحلیل با روش تحلیل عاملی، وارد نرم‌افزار SPSS 22 شدند. یافته‌ها نشان می‌دهد که سه مولفه استفاده از فناوری‌های نوآورانه‌ی آب و فاضلاب، کاهش مصرف آب آشامیدنی در مدارس و افزایش بهره‌وری آبیاری در محوطه مدارس در شاخص بهره‌وری آب موثر می‌باشند. همچنین مولفه استفاده از فناوری‌های نوآورانه‌ی آب و فاضلاب شامل (تصفیه فاضلاب، استفاده از سیستم‌های فیلتراسیون، راهکارهای کاهش روان‌آب‌ها، مدیریت آب طوفان و استفاده از تجهیزات صرفه‌جویی در مصرف آب)، اثرگذارترین مولفه‌ جهت افزایش بهره‌وری آب به ترتیب دارای ۷۱ و ۵۴ درصد تاثیر بر کاهش مصرف آب آشامیدنی در مدارس و آبیاری محوطه مدارس است. 

عوامل کالبدی و محیطی موثر بر کاهش استرس دانش آموزان در فضاهای آموزشی از دیدگاه متخصصان

عوامل کالبدی و محیطی موثر بر کاهش استرس دانش آموزان در فضاهای آموزشی از دیدگاه متخصصان

دوره 14، شماره 1، مرداد 1402، صفحه 295-309

https://doi.org/10.30475/isau.2023.255525.1559

فاطمه ایمانی، خسرو موحد، حمید رضا عظمتی، بهرام صالح صدقپور

چکیده روان‌شناسان در بررسی مسائل آموزشی، معماری یا فضای فیزیکی مدرسه را به‌عنوان عاملی زنده و پویا در کیفیت فعالیت‌های آموزشی و تربیتی دانش آموزان مؤثر می‌دانند. به علاوه مقطع متوسطه سن بحران رشدی است و همراه با افزایش انواع استرس‌ها و آسیب‌پذیری به فشارهای روانی، اجتماعی و زیستی و کاهش مهارت‌های مقابله‌ای در برابر این آسیب‌ها همراه است. لذا بررسی و شناسایی استرس دانش‌آموزان در این دوره، از اهمیت خاصی برخوردار است. هدف اصلی پژوهش حاضر ارتقا کیفیت فضاهای آموزشی (مدارس مقطع متوسطه دوم متناظر با مقطع تحصیلی دبیرستان در نظام آموزشی قبل) است که با شناسایی متغیرهای کالبدی و محیطی موثر بر کاهش استرس دانش آموزان قابل دستیابی است. در این پژوهش از روش پژوهش ترکیبی (کیفی- کمی) استفاده شده‌است. جامعه مورد مطالعه متخصصین رشته معماری و روانشناسی بوده که از طریق روش نمونه‌گیری شبکه‌ای (گلوله برفی)، نمونه مورد نظر انتخاب گردید و حجم نمونه از طریق اشباع نظری که از عوامل استخراج شده است، به ‌دست آمد. همچنین پس از مصاحبه‌ی بازپاسخ با متخصصین از تکنیک کدگذاری باز و محوری استفاده شد و از روش اکتشافی دلفی توسط 20 نفر از اساتید معماری و روانشناسی دانشگاه‌ها در شهر شیراز و تهران بهره گرفته شد. بعد از آن نتایج از طریق جدول هدف محتوا به پرسشنامه تبدیل و طی دو مرحله تکمیل گردید. برای تحلیل داده‌های جمع‌آوری شده از پرسشنامه متخصصین، به جهت دسته‌بندی تفکر آن‌ها از تحلیل عامل Q که پاسخ دهندگان را دسته‌بندی می‌کند، استفاده شد و در نهایت اثرگذارترین عوامل بر کاهش استرس و افزایش سازگاری دانش آموزان در فضاهای آموزشی مشخص شد. نتایج این پژوهش بیانگر آن است که ابعاد اجتماعی، آسایش کالبدی، طراحی معماری، روانشناسی محیط، آسایش محیطی و امنیت محیطی بر کاهش استرس دانش آموزان در فضاهای آموزشی اثرگذار است.

ارائه‌ی مدل پیش‌بینی کننده تحلیل احساسات کاربران از شهر مبتنی بر شبکه‌ی اجتماعی توئیتر؛ نمونه مطالعاتی: کلان‌شهرهای ایران

ارائه‌ی مدل پیش‌بینی کننده تحلیل احساسات کاربران از شهر مبتنی بر شبکه‌ی اجتماعی توئیتر؛ نمونه مطالعاتی: کلان‌شهرهای ایران

دوره 14، شماره 2، دی 1402، صفحه 301-317

https://doi.org/10.30475/isau.2023.337531.1905

مریم محمدی

چکیده تحلیل احساسات کاربران از طریق شبکه‌‌های مجازی، به‌‌حوزه‌‌ای موثر در علوم مختلف تبدیل شده و مخاطبان آن نه تنها صاحبان شرکت‌‌ها و سیاست‌‌مدارن، بلکه کاربران هستند. در این میان این حوزه در مطالعات شهری هم نفوذ کرده و به‌‌دلیل روش‌‌مندی آن؛ چه در قالب پژوهش‌‌هایی که صرفاً تحلیل احساس را هدف خود قرار داده‌‌اند و چه به‌‌صورت لایه‌‌ای تلفیقی در پژوهش‌‌ها مورد استفاده برنامه‌‌ریزان و طراحان شهری قرار گرفته است. مقاله‌‌ی پیش‌‌رو با هدف تبیین این حوزه در تحلیل احساسات شهری در قالب روش‌‌های مدل‌‌گرا بر آن است تا با بررسی اهمیت احساس و روش‌‌های مطرحِ بررسی آن در شهر، جایگاه این حوزه را در مطالعات شهری نشان دهد و در ادامه به آموزش ماشین برای ارائه‌‌ی مدل پیش‌‌بینی‌‌کننده برای تحلیل احساسات شهر بپردازد. مجموعه‌‌ی داده‌‌های این پژوهش مربوط به 8 کلان‌‌شهر ایران است که از توئیتر استخراج شده و تحلیل داده‌‌های متنی مورد توجه قرار گرفته است. به‌‌منظور آموزش ماشین برای تحلیل احساسات از یادگیری ماشین و یادگیری عمیق بهره برده شده و نتایج آنها با هم مقایسه شده است. الگوریتم‌‌های مورد استفاده در یادگیری ماشین، ماشین بردار پشتیبان، رگرسیون لجستیک و درخت تصمیم بوده و در یادگیری عمیق، ماشین با استفاده از شبکه‌‌ی عصبی و شبکه‌‌ی هیبریدی آموزش و تست شده است. براساس نتایج یادگیری عمیق برای پیش‌‌بینی احساسات و قطبیت متن در کلان‌‌شهرهای ایران بهتر عمل کرده و دقتی برابر با 80 داشته است.