نوع مقاله: مقاله پژوهشی
تعداد مقالات: 234
به کارگیری مدل قابلیت استفاده مجدد انطباقی جهت ارزیابی وضعیت نوسازی مدارس استان گیلان

به کارگیری مدل قابلیت استفاده مجدد انطباقی جهت ارزیابی وضعیت نوسازی مدارس استان گیلان

دوره 15، شماره 1، شهریور 1403، صفحه 303-317

https://doi.org/10.30475/isau.2024.361428.1977

محمد پورابراهیمی، مجتبی پوراحمدی، امیررضا کریمی آذری

چکیده نوسازی، بازسازی و استفاده دوباره از ساختمان‌های موجود به منظور بهره‌مندی هرچه بیشتر از تمامی قابلیت‌‌ها و ظرفیت‌های یک بنا، گامی موثر در جهت رسیدن به اهداف توسعه پایدار در جامعه است. همچنین، با توجه به سرعت توسعه و پیشرفت فناوری در جوامع امروزی، بازنگری در وضعیت ساختمان‌های موجود به منظور انطباق با شرایط جدید امری ضروری است. مدارس کشور از جمله ساختمان‌هایی هستند که با توجه به پیشرفت تکنولوژی، توسعه جوامع، تغییر روش‌های آموزشی و همچنین گذر زمان و فرسودگی، نیاز به بازسازی و نوسازی در سطح گسترده دارند. اما برخورد با ساختمان‌های موجود برای استفاده دوباره، بویژه در سطح کلان، نیازمند سیاست‌گذاری‌ها و برنامه‌ریزی‌های دقیق است. اولویت‌بندی ساختمان‌ها برای استفاده دوباره از مهمترین این موارد است. با توجه به نیاز کشور، مقاله حاضر به ارائه چارچوبی برای اولویت‌بندی ساختمان‌ مدارس موجود برای استفاده دوباره و نوسازی می‌پردازد. در تحقیق پیش رو هشت مدرسه در استان گیلان به عنوان نمونه مطالعاتی مورد بررسی و مطالعه قرار گرفتند. بخشی از داده‌ها و اطلاعات لازم در مورد مدارس از اداره نوسازی، توسعه و تجهیز مدارس استان گیلان و بخشی از طریق بازدید میدانی و انجام مصاحبه با مدیران مدارس به دست آمد. مدل قابلیت استفاده مجدد انطباقی (ARP)1 به عنوان ابزار اصلی برای اولویت‌بندی بناها در نظر گرفته شده است. به این ترتیب، میزان قابلیت ساختمان‌ها و نیز بهترین زمان برای مداخله به منظور استفاده دوباره، به عنوان معیارهای اصلی در اولویت‌بندی بناها در نظر گرفته شده‌اند. براساس نتایج به دست آمده نرخ متوسط سالانه ازکارافتادگی برای کل نمونه‌های مطالعاتی برابر با 0.0101 است. میانگین عمر مفید مدارس نیز برابر 35 سال ارزیابی شد، که کمترین میزان عمر مفید برابر30 سال و بیشترین میزان آن 43 سال است. میانگین شاخص ARP نیز برابر 63% است که نشان می‌دهد به صورت کلی نمونه‌ها قابلیت بالایی برای استفاده دوباره دارند.

اصلاح الگوی جریان هوای داخل گاوداری‌های شهر سلماس از طریق مداخله در معماری با هدف بهبود وضعیت تهویه

اصلاح الگوی جریان هوای داخل گاوداری‌های شهر سلماس از طریق مداخله در معماری با هدف بهبود وضعیت تهویه

دوره 14، شماره 1، مرداد 1402، صفحه 311-326

https://doi.org/10.30475/isau.2023.368528.2003

امید رهایی، مهری بره‌یون

چکیده مشاهدات نشان می‌دهند که عمده ی گاوداری‌های ساخته شده در ایران به صورت سوله بوده و در فرایند طراحی آن‌ها، چندان توجهی به وضعیت تهویه (با وجود نیاز فراوان) و الگوی گردش جریان هوای داخل سوله ها نمی‌شود و این امر مشکلات فراوانی در زمینه آسایش دام‌ها بدنبال خواهد داشت. هدف اصلی مقاله، بهبود وضعیت تهویه داخلی سوله‌های نگهداری گاو، از طریق معماری است به نحوی که جریان هوای مطلوب و یکنواختی در سراسر محیط گاوداری در تراز دام‌ها برقرار شود. با توجه به ماهیت موضوع، پژوهش حاضر یک پژوهش میان رشته‌ای بوده و روش تحقیق آن ترکیبی است و راهبردهای تحقیق تجربی، شبیه‌سازی و پژوهش موردی را مورد استفاده قرار می‌دهد. در مرحله اول پس از مشخص شدن جامعه آماری (گاوداری‌های منطقه سرد)، وضعیت موجود آن‌ها به صورت تجربی مورد بررسی قرار گرفت و پس از اثبات مسئله و یافتن متغیرهای تحقیق، اقدام به پیشنهاد طرح اولیه (نمونه موردی) و مدل نمودن آن شد. مدل موردنظر، ابتدا با پیش پردازشگر گامبیت (Gambit) شبکه‌بندی و سپس با استفاده از نرم‌افزار فلوئنت (Fluent) به روش CFD شبیه‌سازی گردید و مداخلاتی در معماری آن صورت گرفت و سپس اقدام به تحلیل و نتیجه‌گیری شد. نتایج نشان می‌دهند که با مداخلاتی مختصر در معماری سوله و موقعیت بازشوها، می‌توان الگوی جریان هوای داخل آن را چنان بهبود داد تا ضمن برقراری موثر جریان هوای داخلی و کاهش اختلاف دمای میان نقاط مختلف سوله و نیز کاهش نوسانات دمایی، مصرف انرژی را نیز کاهش داد.

خوانش جریان‌ها و عوامل موثر بر وضعیت آینده توسعه شهر دانش‌بنیان رقابت‌پذیر (نواحی نوآور) کلان‌شهر تهران

خوانش جریان‌ها و عوامل موثر بر وضعیت آینده توسعه شهر دانش‌بنیان رقابت‌پذیر (نواحی نوآور) کلان‌شهر تهران

دوره 14، شماره 2، دی 1402، صفحه 319-344

https://doi.org/10.30475/isau.2024.305667.1786

الناز بهزادپور، محمدرضا فرزاد بهتاش، زهرا سادات سعیده زرآبادی

چکیده امروزه توسعه شهری دانش‌بنیان به‌عنوان ابزاری استراتژیک جهت دستیابی به شهردانش‌بنیان و افزایش رقابت‌پذیری شهری درنظر گرفته می‌شود. ادبیات نظری موجود نشان می‌دهد که مفهوم نواحی‌نوآوری به عنوان نیروی محرک اصلی توسعه شهری دانش‌بنیان که منجر به رقابت‌پذیری در سطوح متعدد می‌گردد، معرفی شده است. اما شاکله‌های اصلی (عوامل و جریان‌های این مفهوم) مورد شناسایی قرار نگرفته است. بنابراین هدف اصلی پژوهش فوق، پوشش این بخش از شکاف نظری در ادبیات جهانی در مکانی‌سازی توسعه شهری دانش‌بنیان رقابت‌پذیر (نواحی‌نوآور) در کلان‌شهر تهران است. پژوهش فوق ازنظر هدف کاربردی- توسعه‌ای، گردآوری اطلاعات از نوع مطالعات اسنادی در قالب تحلیل محتوا و مصاحبه‌های تخصصی با 20 نفر از خبرگان و به‌صورت دلفی است. 54 محرک مؤثر بر وضعیت آینده توسعه شهری دانش‌بنیان رقابت‌پذیر، کلان‌شهر تهران در قالب 13 مولفه و 6 بعد (نهادی- سازمانی، اقتصادی، کالبدی، اجتماعی- فرهنگی، فعالیتی- عملکردی و فن‌آوری- ارتباطات) احصاء شده و در ادامه با روش تحلیل اثرات متقابل ساختاری در نرم‌افزار MICMAC پردازش شده است. یافته‌های پژوهش حاکی از آن است که 13 محرک، مؤثرترین بر وضعیت آینده توسعه شهری دانش‌بنیان رقابت‌پذیر کلان‌شهر تهران شناخته‌شده است، که از میان آنها، تعداد شش محرک تاثیرگذار اصلی (فرهنگ تصمیم‌گیری بر پایه دانش، همیاری عاملان دانش و تصمیم‌گیران در اشتراک‌گذاری دانش، تعامل میان سازمانی، چارچوب قانونی حمایتی فعالیت‌های دانش‌بنیان، سرمایه‌گذاری دولت در فعالیت‌های دانش‌بنیان، همکاری استراتژیک و شبکه‌سازی میان سازمانی) در بعد نهادی-سازمانی و تعداد پنج محرک (کسب و کار دانش‌بنیان، زیرساخت مکان‌های دانش، شاخص رقابت‌پذیری شهری جهانی، سرمایه‌گذاری مستقیم خارجی، سرانه تولید ناخالص داخلی شهر، جایگاه بین‌المللی محیط کسب و کار و نوآوری شهر) در بعد اقتصادی و یک محرک شامل ضریب‌جینی منطقه‌شهری در بعد اجتماعی-فرهنگی قرار گرفته است که حکایت از نقش پررنگ دولت‌ها و سازمان‌ها و همچنین شیوه برنامه‌ریزی اقتصادی و اهمیت مطالبه‌گری نخبگان در دستیابی به آینده توسعه شهری دانش‌بنیان رقابت‌پذیر در کلان‌شهر تهران را دارد.

ارزیابی فرا تحلیل مقالات آسیب‌شناسی طرح‌های توسعه شهری در ایران

ارزیابی فرا تحلیل مقالات آسیب‌شناسی طرح‌های توسعه شهری در ایران

دوره 14، شماره 1، مرداد 1402، صفحه 327-340

https://doi.org/10.30475/isau.2023.292516.1729

حجت‌اله کولیوند، مرتضی طلاچیان، حمید ماجدی

چکیده طرح‌های توسعه شهری به عنوان مهم‌ترین و جامع‌ترین سند توسعه شهرها به لحاظ محتوایی، روش‌شناسی و اجرایی دوره‌های مختلفی را پشت سر گذاشته است. این امر از یک‌ طرف ناشی از اهمیت طرح‌ها در توسعه شهری و از طرف دیگر ناشی از ناکامی در تحقق اهداف آن‌ها است که زمینه‌ساز مطالعات و پژوهش‌های مختلفی توسط متخصصان شده است. در مقاله حاضر با استفاده از روش فرا تحلیل به بررسی شاخصه‌های روش‌شناسی مقالات مرتبط با آسیب‌شناسی طرح‌های توسعه شهری در بازه زمانی 1371 تا 1399 پرداخته شده است. نتایج حاصله نشان می‌دهد که روند رشد تعداد مطالعات آسیب‌شناسی در تناسب با روند رشد تعداد شهرها و دانش‌آموختگان این حوزه در کشور نیست و از سوی دیگر پراکندگی و توزیع جغرافیایی نشان می‌دهد که بیش از دو سوم استان‌های کشور فاقد مطالعه مشخص و یا تنها به یک تحقیق بسنده نموده‌اند. در زمینه رشته‌های تخصصی 80 درصد مطالعات توسط دانش‌آموختگان و پژوهشگران رشته‌های شهرسازی و علوم جغرافیایی صورت گرفته است و محققین علوم اقتصادی و اجتماعی کمترین توجه را به ورود به حوزه طرح‌های شهری داشته‌اند. همچنین نبود روش‌شناسی مناسب و مرتبط و وابستگی زیاد به شیوه پدیدارشناسی و مطالعه اسنادی به‌ رغم پیمایشی و میدانی بودن حوزه پژوهش و عدم استفاده از روش‌های ترکیبی را می‌توان در این مقاله‌ها مشاهده کرد. در مجموع یافته‌ها بیانگر آن است که 6 درصد مقالات با بررسی میدانی میزان تحقق اهداف طرح‌ها به نتایج مملوس رسیده‌اند و نزدیک به 94 درصد مستقیم و بر اساس تجربیات نگارندگان علل ناکارآمدی طرح‌های توسعه شهری را مطرح نموده‌اند که این امر ناشی از تحت تأثیر بودن مطالعات به روش پدیدارشناسی و تقدم شناخت علت بیش از شناخت معلول است.

سیر تحول فضاهای میانی در خانه‌های عصر قاجار و پهلوی اول بر مبنای تغییرات ارزشی

سیر تحول فضاهای میانی در خانه‌های عصر قاجار و پهلوی اول بر مبنای تغییرات ارزشی

دوره 14، شماره 2، دی 1402، صفحه 345-365

https://doi.org/10.30475/isau.2023.324828.1851

پریا علی اکبری، شادی عزیزی، مزین دهباشی شریف

چکیده هر فرهنگی، در هر دوره‌ی زمانی الگوهایی از انسان ارائه می‌دهد که فعالیت‌ها، موفقیت‌ها و وظایف اجتماعی افراد را مشخص می‌کند. افراد جامعه در قالب این الگوها و ارزش‌ها، طرح زندگی خود را می‌ریزند و آن را زیست می‌نمایند. بنابراین الگوها و ارزش‌های شکل‌گرفته در جوامع سنتی با توجه به تغییرات اجتماعی و انقلاب‌های رخ داده در جهان، تحت تاثیر قرار گرفته و دچار بازتعریف جدید می‌گردد. در این اتفاق ارزش‌های جدید، جایگزین ارزش‌ها و باورهایی می‌شوند که سالیان سال، افراد یک جامعه آن را زیسته و طبق آن محیط فیزیکی خود را شکل داده‌اند. بنابراین طبق نظر جامعه‌شناسان و روانشناسان اجتماعی، تغییرات اجتماعی می‌تواند اثرات مادی و غیر مادی بر جوامع داشته باشد، بدین منظور این مقاله قصد دارد با پرداختن به تغییرات ارزشی که بعد غیرمادی تغییرات خوانده می‌شود، به اثرات مادی (کالبدی) که بر فضا (در این مقاله فضای میانی) می‌گذارد، پی ببرد. روش تحقیق در این پژوهش از نوع کیفی، و به لحاظ هدف، تاریخی- تفسیری و منطق تحقیق از نوع پس‌کاوی می‌باشد. نتایج تحقیق حاکی از آن است که با تغییر در ارزش‌های جامعه در عصر قاجار و پهلوی اول، ارزش‌های جدیدی جایگزین آن گشته‌اند که سبب تغییر در مفاهیم شکل‌دهنده فضای میانی همچون، محرمیت و حریم، خلوت و قلمرو شده و به واسطه این اتفاق تغییرات وسیعی در شکل (کالبد)، کارکرد و معنای این فضاها به وجود آمده است.

تحلیل همبستگی رضایت کالبدی و رضایت شغلی کارکنان اتاق فرمان و تدوین رتبه‌بندی پارامترهای طراحی فضای باز در نیروگاه‌های گازی؛ نمونه موردی: نیروگاه‌های گازی استان کرمانشاه

تحلیل همبستگی رضایت کالبدی و رضایت شغلی کارکنان اتاق فرمان و تدوین رتبه‌بندی پارامترهای طراحی فضای باز در نیروگاه‌های گازی؛ نمونه موردی: نیروگاه‌های گازی استان کرمانشاه

دوره 14، شماره 1، مرداد 1402، صفحه 341-356

https://doi.org/10.30475/isau.2023.259599.1586

صادق کولیوندی، مهدی زندیه، کریم افشار، ناصر براتی

چکیده یکی از چالش‌های طراحی حوزه‌های صنعتی، بی‌توجهی پیرامون دستیابی به طرح بهینه برای واحدهای صنعتی در راستای ارتقای رضایت شغلی کارکنان است. این پژوهش مبین ضعف ادبیات نظری مدون موجود، پیرامون طراحی فضاهای باز در واحدهای نیروگاهی ذیل مباحثی مانند: رضایت کالبدی و رضایت شغلی می‌باشد. در پژوهش: 1- تحلیل همبستگی رضایت کالبدی و رضایت شغلی،2- تحلیل همبستگی شاخصه‌های فضای باز و رضایت شغلی‌، 3- استخراج و تدوین رتبه‌بندی پارامترهایِ موثرِ طراحی فضاهای باز در راستای رضایت کالبدی، در واحدهای صنعتی نیروگاهی، مورد نظر بوده است. ماهیت پژوهش، توصیفی- تحلیلی و بر اساس هدف، کاربردی بوده و با شناخت و تحلیل واحدهای نیروگاهی موجود(با بهره گیری از مشاهده، مصاحبه عمیق و پرسشنامه)، پارامترهای برجسته در طراحی فضاهای باز نیروگاهی، بازیابی می‌شود. و رتبه‌بندی پارامترهای مهم فضای باز و تاثیر آنها در رضایت شغلیِ کارکنان اتاق فرمان نیروگاه گازی , امکان وصول دستاوردهای «رضایت از محیط کالبدی فضای کار» و «رضایت شغلی» در کارکنان اتاق فرمان نیروگاه گازی، از یافته‌های پژوهش است. تائید فرضیه پژوهش، که مبتنی بر همبستگی رضایت کالبدی و رضایت شغلی کارکنان اتاق فرمان نیروگاه گازی(ضریب همبستگی (390/0) و سطح معناداری (001/0 )) و همبستگی شاخصه‌های فضای باز و رضایت شغلی کارکنان اتاق فرمان در فضای باز نیروگاه گازی (ضریب همبستگی (393/0) و سطح معناداری(001/0)) است، یکی از نتایج تحقیق می‌باشد (تحلیل ضریب همبستگی پیرسون، در نرم افزار SPSS  نسخه 26، صورت گرفته است). مهمترین نتیجه این پژوهش، استخراج پارامترهای مهم از نظر کارکنان اتاق فرمان نیروگاه‌های مورد مطالعه در طراحی فضای باز نیروگاهی در راستای رضایت کالبدی کارکنان اتاق فرمان نیروگاه گازی و تدوین رتبه‌بندی و اهمیت آنها با استفاده از روش دلفی بصورت تفکیک شده در هر نیروگاه است.

بررسی جایگاه برند مسکن از دیدگاه ساکنان با استفاده از فن نقشه ادراکی؛ مجتمع آپارتمان‌های بلند، خانه و آپارتمان کوتاه در شهر اردبیل

بررسی جایگاه برند مسکن از دیدگاه ساکنان با استفاده از فن نقشه ادراکی؛ مجتمع آپارتمان‌های بلند، خانه و آپارتمان کوتاه در شهر اردبیل

دوره 14، شماره 2، دی 1402، صفحه 367-383

https://doi.org/10.30475/isau.2023.317109.1829

سمیرا سعیدی زارنجی، محمد حسن یزدانی

چکیده به عنوان یکی از موضوعات مهم الگوی شهری در کشور ما، الگوهای سنتی متاثر از طرح‌های جامع شهری و مدیریت شهری حاکم می‌باشد که باعث گسترش افقی شهرها می‌گردد. بر همین اساس گسترش بدون برنامه و ناموزون سبب بروز اختلالات مختلف در پیکره‌ی شهرها شده است. این پژوهش با هدف بررسی برند مسکن آپارتمان‌های بلند با خانه و آپارتمان کوتاه در شهر اردبیل از دیدگاه ساکنان با استفاده از فن نقشه ادراکی می‌باشد. دراین راستا به بررسی تطبیق ارزش برند خانه‌های تک‌واحدی به برج‌های مسکونی در جهت بلندمرتبه‌سازی و جلوگیری از توسعه افقی شهر جهت برنامه‌ریزی آتی در شهر اردبیل انجام گرفته‌است. روش اصلی مورد استفاده در این پژوهش تحلیلی-توصیفی می‌باشد. داده‌های مورد نیاز در این بررسی از طریق روش‌های میدانی و کتابخانه‎ای گردآوری شده‌اند. جامعه آماری پژوهش منطبق بر ساکنان خانه‌های ویلایی و آپارتمان‌های بلند که قبلاً به ترتیب در آپارتمان‌های بلند و خانه‌های ویلایی سکونت داشته‌اند می‌باشد که به روش نمونه‌گیری گلوله‌برفی صورت گرفته است. برای تحلیل داده‌ها از نرم‌افزار SPSS  و آزمون‌های آماری (t تک نمونه‌ای و ضریب همبستگی پیرسون) و نقشه ادراکی استفاده شده است. باتوجه به یافته‌های حاصل از پژوهش حاضر بین دیدگاه ساکنان در مورد جایگاه برند خانه‌های ویلایی و آپارتمان‌های کوتاه با برج‌های‌مسکونی تفاوت وجود دارد. و خانه‌های ویلایی و آپارتمان‌های کوتاه از لحاظ تصویر نسبت به برج‌های مسکونی از جایگاه بهتری برخوردار می‌باشند. همچنین در زمینه میزان رضایتمندی از مسکن، برج‌های مسکونی از جایگاه بهتری نسبت به خانه‌های ویلایی و آپارتمان‌های کوتاه قرار دارند. طبق نتایج حاصل از پژوهش حاضر، با توجه به نقاط قوت آپارتمان‌های بلند می‌توان با اقدامات آتی در جهت توسعه پایدار و توسعه درون‌شهری و بلندمرتبه‌سازی در شهر اردبیل برنامه‌ریزی نمود.

ارزشیابی ویژگی‌های محیطی فضاهای تجاری معاصر از منظر جوانان؛ موردپژوهی: مجموعه سیتی سنتر اصفهان

ارزشیابی ویژگی‌های محیطی فضاهای تجاری معاصر از منظر جوانان؛ موردپژوهی: مجموعه سیتی سنتر اصفهان

دوره 14، شماره 1، مرداد 1402، صفحه 357-376

https://doi.org/10.30475/isau.2023.288825.1715

سارا صادقی، بهرام شاهدی، بهادر زمانی، سمر حقیقی بروجنی

چکیده امروزه فضاهای تجاری معاصر از جمله فضاهای شبه‌عمومی هستند که تنها کارکرد تجاریِ خرید ندارند و با چرخشی فرهنگی به مکانی برای تفریح و فراغت جوانان و بستری اجتماعی برای شکل‌گیری هویت و رفتار آنان تبدیل شده‌اند. از این رو، جوانان یکی از گروه‌های با اهمیت در فضاهای عمومی و شبه‌عمومی هستند که باید به عنوان منبع بزرگی در برنامه‌ریزی‌ها لحاظ شوند. عدم توجه به این گروه سنی جوان می‌تواند پیامدهایی چون افزایش فردیت و هویت‌زدایی را در پی داشته باشد و حتی در مواردی، آن‌ها را با طرد از این گونه فضاها مواجه کند. پژوهش حاضر به دنبال دستیابی به ارزشیابی ویژگی‌های محیطی مراکز خرید معاصر از منظر جوانان با مورد پژوهی مجموعه سیتی سنتر اصفهان است. روش پژوهش در این مقاله توصیفی-ارزیابانه است. این پژوهش همچنین از پژوهش موردی و رویکرد کیفی بهره می‌گیرد. گردآوری داده‌های پژوهش در دو بخش کلی انجام شده است. در بخش اول از خودسنجی در قالب مصاحبه نیمه ساختار یافته با سؤالات باز و نمونه‌گیری ِهدفمند استفاده شده است. همچنین مصاحبه‌ها تا رسیدن به اشباع نظری، با 20 نفر از جوانان 20 تا 30 سال بازدیدکننده از مجموعه سیتی سنتر اصفهان در چند مرحله ادامه یافته است. به منظور تامین روایی و پایایی پژوهش از سه سویه‌سازی یعنی استفاده توامان از مطالعات کتابخانه‌ای و مشاهدات میدانی با شیوه نقشه‌برداری رفتاری استفاده شده است. تحلیل داده‌های مصاحبه با تکنیک تحلیل مضمون و نرم‌افزار اطلس تی آی نسخه 8 و تحلیل داده‌های حاصل از مشاهدات با آمار توصیفی ساده انجام گرفته است. یافته‌های این پژوهش نشان می‌دهد که چهار بعد کالبدی-فضایی، اجتماعی-فرهنگی، کارکردی-فعالیتی و بعد فردی، در چگونگی ارزشیابی جوانان از مجموعه سیتی سنتر اصفهان مؤثر است. 

تبیین رابطه اختلاط کاربری و استرس شهری؛ نمونه مطالعاتی: ناحیه 8 منطقه 1 شهرداری تهران

تبیین رابطه اختلاط کاربری و استرس شهری؛ نمونه مطالعاتی: ناحیه 8 منطقه 1 شهرداری تهران

دوره 14، شماره 2، دی 1402، صفحه 385-397

https://doi.org/10.30475/isau.2024.367384.2001

خاطره مغانی رحیمی، مصطفی بهزادفر، سمانه جلیلی صدر آباد

چکیده استرس شهری به عنوان عامل مهم ایجاد بیماری‌های جسمی و روانی در شهرها و اختلاط کاربری به عنوان یکی از اصول مهم شهرسازی، بسیار مهم بوده و لازم است برنامه‌ریزان و طراحان شهری در برنامه‌ها و طرح‌های خود به آنها توجه ویژه داشته باشند. اما با وجود مطالعه مجزا این دو موضوع، تاکنون هیچ مطالعه‌ای در راستای تبیین رابطه آنها انجام نشده است. در حالی که شناسایی این رابطه می‌تواند در طراحی و برنامه‌ریزی شهری درمانگر استرس و برنامه‌ریزی کاربری اراضی بسیار موثر باشد. به همین منظور این پژوهش با هدف تبیین رابطه استرس شهری و اختلاط کاربری در ناحیه 8 منطقه 1 شهرداری تهران انجام شده است. روش تحقیق در این پژوهش توصیفی-تحلیلی بوده و برمبنای هدف از تحقیقات کاربردی محسوب می‌شود. برای جمع‌آوری اطلاعات از روش‌های کمی و کیفی مانند پرسشنامه و مطالعات کتابخانه‌ای و برای تحلیل آنها از روش تحلیل رگرسیونی استفاده شده است. یافته‌های پژوهش حاکی از آن است که مقدار ضریب همبستگی بین متغیر مستقل و وابسته 0.738 می‌باشد که نشان می‌دهد بین اختلاط کاربری و استرس شهری همبستگی بالایی وجود دارد. همچنین ضریب تعیین تعدیل شده و یا اصلاح شده نشان می‌دهد 54 درصد از کل تغییرات میزان استرس‌‌زا بودن محیط زندگی افراد وابسته به اختلاط کاربری محدوده زندگی آنهاست. همچنین این دو متغیر رابطه عکس با یکدیگر دارند. در نتیجه هرچه اختلاط کاربری بیشتر باشد استرس شهری کاهش پیدا می‌کند. پس با ارتقا آن می‌توان استرس شهری را تا حد چشمگیری کاهش و سلامت روانی شهروندان را ارتقا داد.

تدوین سازوکارهای ارتقای توزیع و دسترسی به خدمات تجاری محله‌ای در شهر تهران

تدوین سازوکارهای ارتقای توزیع و دسترسی به خدمات تجاری محله‌ای در شهر تهران

دوره 14، شماره 1، مرداد 1402، صفحه 377-399

https://doi.org/10.30475/isau.2023.365017.1997

زهرا آزاد تکچی علیا، کورش آصف وزیری، محمد سعید ایزدی

چکیده آنچه در طرح‌های توسعۀ شهر تهران ذیل خدمات محلی بررسی می‌شود، صرفاً محدود به خدماتی است که با عنوان خدمات هفتگانه مستقیماً توسط نهادهای عمومی و دولتی تأمین می‌شود. همین امر باعث شده است که در برخی محلات شهر تهران، پراکندگی خدمات تجاری محله‌ای به درستی صورت نگیرد و بخشی از جمعیت محله دسترسی مناسب به ویژه به صورت پیاده به خدمات تجاری محله‌ای نداشته باشند. بر این اساس، لازم است مداخلاتی توسط شهرداری در فرآیند توزیع و دسترسی (به ویژه به صورت پیاده) به خدمات تجاری محله‌ای در سطح محلات شهر تهران صورت گیرد. بر این اساس، این پژوهش با هدف تدوین برنامه راهبردی توزیع مکانی مناسب خدمات محله‌ای (با تاکید بر خدمات تجاری محله‌ای) مبتنی بر پیاده‌مداری در محلات شهر تهران صورت گرفته است. برای انجام این پژوهش که ذیل پژوهش‌های کاربردی قرار می‌گیرد، از رویکرد ترکیبی با غلبۀ روش کیفی استفاده شده است. به منظور جمع‌آوری داده از روش‌های اسنادی، داده‌های ثانویه، مشاهدۀ غیرمشارکتی، مصاحبۀ عمیق و پرسشنامه استفاده شده است. تحلیل داده‌ها نیز با استفاده از تحلیل آماری، تحلیل محتوای کیفی و تحلیل تطبیقی صورت گرفته است. مطالعات این پژوهش نشان می‌دهد که ارتقای توزیع خدمات محله‌ای مبتنی بر پیاده‌مداری نیازمند تدوین و اجرای برنامه‌هایی در سه بازۀ کوتاه‌مدت، میان‌مدت و بلندمدت است. در کوتاه‌مدت، لازم است دستورالعمل‌هایی مرتبط با توزیع خدمات تجاری محله‌ای، دسترسی به خدمات تجاری محله‌ای و نیازسنجی خدمات تجاری محله‌ای در برنامۀ توسعۀ محلات شهر تهران ذیل اسناد فرادست مربوطه تصویب و ابلاغ شوند. برنامه‌ها و اقدامات میان‌مدت جهت ارتقای توزیع خدمات محله‌ای مبتنی بر تعریف جایگاه شهرداری در فرآیند توزیع خدمات محله‌ای (از طریق صدور پروانۀ کسب یا تأمین فضای مورد نیاز این خدمات) در نظر گرفته شده است. برنامه‌ها و اقدامات بلندمدت نیز بر تغییر قوانین فرادست جهت تثبیت شهرداری به عنوان یکی از مراجع صدور پروانۀ کسب متکی هستند. 

مقایسه تطبیقی “ساختار جلسات نقد و کرکسیون در آتلیه پژوهشی دانشگاه شهید بهشتی” با “ساختار پیشنهادی پژوهشگران فعال در این حوزه”

مقایسه تطبیقی “ساختار جلسات نقد و کرکسیون در آتلیه پژوهشی دانشگاه شهید بهشتی” با “ساختار پیشنهادی پژوهشگران فعال در این حوزه”

دوره 14، شماره 2، دی 1402، صفحه 399-418

https://doi.org/10.30475/isau.2023.325431.1853

نسرین سلجوقی، وحید احمدی

چکیده شناسایی ساختار مطلوب جلسات نقد و کرکسیون در آتلیه‌های معماری از ضرورت‌های یک ساختار آموزشی پیشرو و کارآمد محسوب می‌شود. هدف از پژوهش حاضر شناسایی میزان انطباق ساختار جلسات نقد و کرکسیون در آتلیه پژوهشی دانشگاه شهید بهشتی با ساختار پیشنهادی پژوهشگران فعال در این حوزه است. روش تحقیق پژوهش حاضر، اسنادی - پیمایشی و متکی بر فن تحلیل محتوا است. نمونه‌گیری در این پژوهش به شیوه هدفمند انجام شده است. آتلیه پژوهشی دانشگاه شهید بهشتی با توجه به رویکرد نوین آن در امر آموزش معماری به عنوان حجم نمونه مورد نظر انتخاب گردید. در این پژوهش برای تحلیل آماری داده‌های کمی از نرم‌افزار SPSS استفاده شده است. یافته‌های پژوهش حاکی از شناسایی ده مفهوم یا معیار اصلی در ساختار جلسات نقد و کرکسیون در آتلیه پژوهشی دانشگاه شهید بهشتی است. نتایج پژوهش نشان‌دهنده ارتباط مستقیم و معنادار میان ساختار جلسات نقد و کرکسیون در آتلیه پژوهشی دانشگاه شهید بهشتی با ساختار پیشنهادی پژوهشگران فعال در این حوزه بر اساس مفاهیم ده‌گانه شناسایی شده می‌باشد؛ به این مفهوم که جلسات نقد و کرکسیون در آتلیه پژوهشی دانشگاه شهید بهشتی برخوردار از چهارچوبی نظام‌مند و همگرا با ساختارهای موفق جهانی است. لذا به عنوان یک نمونه موفق داخلی با قابلیت تعمیم پیشنهاد می‌گردد. فرضیه حاکم بر پژوهش میزان این انطباق را در سطح متوسط ارزیابی کرده بود؛ لیکن ضمن اثبات این فرضیه، مقدار ضریب همبستگی 0/674 وجود رابطه مستقیم و در سطح بالاتر از متوسط را نیز تائید می‌نماید.

مفهوم شناسی و ارائه الگوی فرآیندی تحقق‌پذیری طرح‌های توسعه شهری در ادبیات جهانی

مفهوم شناسی و ارائه الگوی فرآیندی تحقق‌پذیری طرح‌های توسعه شهری در ادبیات جهانی

دوره 14، شماره 1، مرداد 1402، صفحه 401-423

https://doi.org/10.30475/isau.2023.396311.2040

امیرحسین بخشی، احمد خلیلی

چکیده موضوع عملیاتی‌سازی و تحقق‌پذیری طرح‌های توسعه شهری یکی از مهمترین موضوعات مورد بررسی در ادبیات نوین برنامه‌ریزی شهری جهانی است. زیرا اگر برنامه‌ای به بهترین شکل ممکن هم تهیه شود اما اجرا نشود، انگار که اصلا تهیه نشده‌است. نیاز به این موضوع کاملاً حتی برای افراد غیر متخصص در این حوزه مشخص است. در همین راستا‌ در این تحقیق برای ارائه یک نظام پیشنهادی اولیه به مرور ادبیات جهانی این حوزه پرداخته شده‌ است. هدف اصلی این پژوهش بررسی ادبیات جهانی این موضوع و جمع‌بندی آن تحت ارائه یک الگو عملیاتی‌سازی و مدیریت اجرای طرح‌های شهری بر اساس ادبیات جهانی است. این پژوهش یک پژوهش توصیفی – تحلیلی است که در آن با بررسی اسناد و ادبیات جهانی حوزه مورد بررسی عملیاتی‌سازی و اجرای طرح‌های شهری به جمع‌آوری شاخص‌ها، نظام و ارکان این موضوع در ادبیات جهانی پرداخته شده ‌است و سپس با کمک متخصصان و بررسی ارتباطات اسناد به ارائه یک چهارچوب نهایی پیشنهادی تحت عنوان الگوی فرآیندی مدیریت اجرایی و عملیاتی‌سازی طرح‌های شهری بر اساس ادبیات جهانی پرداخته شده ‌است. در نهایت در این مطالعه با بررسی‌های انجام شده تعداد 74 شاخص، 21 آسیب، 17 رکن و یک الگویی عملیاتی‌سازی ارائه شده ‌است. یافته اصلی و نهایی این پژوهش شامل یک فرآیند 8 مرحله‌ای برای پیاده‌سازی طرح‌های توسعه شهری است. مراحل اصلی چهارچوب کلی ۸ مرحله‌ای که برای مدیریت اجرایی طرح‌های توسعه شهری در این پژوهش ارائه شده به ترتیب عبارتند از: بررسی اولیه کلیت اجرا طرح، بررسی شرایط اجرایی، مسئولیت و قوانین، زمان و منابع، برنامه عملیاتی‌سازی، اثربخشی، اجرا و ارزیابی و اصلاح؛ که تمامی این مراحل خود شامل زیر مجموعه‌های اجرایی خاص می‌باشند که به توضیح کامل آن‌ها در این پژوهش پرداخته شده ‌است.

رویارویی با نامعلومی‌ها و عدم قطعیت‌های برنامه‌ریزی حریم پایتخت به شیوه آینده‌پژوهی مشارکتی

رویارویی با نامعلومی‌ها و عدم قطعیت‌های برنامه‌ریزی حریم پایتخت به شیوه آینده‌پژوهی مشارکتی

دوره 14، شماره 2، دی 1402، صفحه 419-437

https://doi.org/10.30475/isau.2023.324649.1848

سحر ندایی طوسی، حمید میرمیران

چکیده پابرجایی پایین و از بین رفتن مناسبت برنامه‌های توسعة فضایی در برخورد با شرایط آشوبناک و پیش‌بینی‌ناپذیر ناشی از وجود عدم قطعیت‌ها و نامعلومی‌هایی که در رویکردهای اثبات‌گرا شناسایی نمی‌شوند، بازاندیشی مفاهیم معرفت‌شناسانه و شیوه‌های جایگزین فازی را ضروری ساخته است. در مصوبات قانونی موجود، حریم 1200 کیلومترمربعی کلانشهر تهران، با همة پیچیدگی‌ها و شباهت‌هایی که به یک منطقة شهری چندگرهی دارد، با سایر شهرهایی که مناسبات اجتماعی، اقتصادی و سیاسی آن بسیار ساده‌تر است یکسان انگاشته شده است. برای رویارویی با این چالش مفهوم گستره‌تر حریم شش‌هزار کیلومتری پایتخت در گفتمان نظام برنامه‌ریزی این منطقة کلانشهری مطرح شده است که تاکنون به دلایل متعدد محقق نشده است؛ اما تهیة طرح آن در دستورکار مدیریت شهری قرار گرفته است. بر این اساس، در مقالة پیش رو کوشیده شده است به شیوه‌ی نوین کارگاه آینده‌پژوهی و با نیت تصویرسازی آینده‌های محتمل پیشِ‌روی امر هدایت و کنترل مداخلات این محدوده، با نظرداشت انواع عدم‌قطعیت‌ها و نامعلومی‌های ناشی از شرایط ژئوپلتیک جهانی، تحریم‌ها، پیشرفت‌های فناورانه، تضادها و تعارضات قانونی و تفرق نهادی، روایت‌های چندگانه‌ای به شیوة سناریونگاری و تحلیل ساختاری ارائه شود. در تشخیص پیش‌ران‌های اثرگذار بر آیندة حریم پایتخت از ذهن‌کاوی عمیق 13 کنش‌گر نهادی و متخصص اصلی شهر تهران بهره‌گیری شده است. نتیجه ترسیم طیفی از سناریوها و روایت‌نگاری 3 سناریوی خوش‌بینانة حریم آرمانی و پیشرو، سناریوی بدبینانة حریم بحرانی و فروپاشیده و سناریوی میانة حریم امیدوار، رقابت‌پذیر و فعال است. توجه به این سناریوها در فضای تصمیم‌گیری و برنامه‌ریزی حریم پایتخت منجر به تاب‌آوری و پابرجایی بیشتر راهبردها و سیاست‌های آتی توسعة فضایی آن خواهد گشت.

تحلیل حضور نور در راسته و چهارسوق قیصریه بازار اصفهان

تحلیل حضور نور در راسته و چهارسوق قیصریه بازار اصفهان

دوره 11، شماره 1، تیر 1399، صفحه 5-24

https://doi.org/10.30475/isau.2020.145349.1066

فدرا امینی بدر، مصطفی مختاباد امرئی، حمید ماجدی

چکیده نور به عنوان فراگیرترین عنصرطبیعت، در تجربه مخاطب از فضا نقش مهمی را ایفا می­ نماید. یکی از جنبه­ های قدرتمند فضای معماری تاریخی ایران، به­ک ارگیری خردمندانه نور است. بهره ­برداری از نور روز در معماری سنتی ایران علاوه بر تامین روشنایی، پاسخگوی نیازهای اقلیمی، فیزیکی، روانی و زیبایی­شناسی بوده است. در راستای این رویکرد، معمار ایرانی تجربه­ های موفقی در بهره­ گیری خلاقانه نور در فضاهای داخلی دارد. ترکیبات متنوع از مدخل ­های نوری نشان این ادعا است. به­ منظور بررسی جایگاه نورپردازی طبیعی در معماری ایران، پژوهشی در مجموعه بازار قیصریه اصفهان صورت پذیرفت. هدف از این پژوهش، بررسی کمیت و کیفیت نور روز و عملکرد انواع مدخل­ های نور در یک فضای عمومی- تجاری است که بنا بر کاربری خاص، محدودیت ­هایی در بهره ­مندی از انواع روزن ­ها دارد. در این تحلیل، نور طبیعی، در تاریخ­ ها و ساعت­ های معلوم و نیز به­ صورت سالانه، با استفاده از نرم­ افزارها، شبیه ­سازی و شاخص ­های کمی ارزیابی نور روز اعم از ایستا و پویا بررسی شده است. یافته ­های تحقیق نشان از تبعیت توزیع روشنایی نور روز از الگویی خاص می­ نماید. به­ طوری­که بازه­ های سهم روشنایی در کل سال تقریبا ثابت است و با تغییر فصل تفاوت چشمگیری در سهم دریافتی دیده نمی­ شود. همچنین میزان نور دریافتی در بیش از 70%  از مساحت راسته قیصریه و 50% از زمان ­های کاربری، بین بازه 100 تا 2000 لوکس قرار دارد که نوری مطلوب برای یک فضا محسوب می ­شود. میزان تامین نور کمی و کیفی در بازار قیصریه بر اساس آنالیز یافته­ ها، از اهم نتایج پژوهش حاضر است.

ارزیابی رضایتمندی سکونتی در مجموعه مسکن مهر به مثابه راهبردی جهت پیشگیری از اتلاف سرمایه ملی (مطالعه موردی: مجتمع دولت مهر شهر کرمانشاه)

ارزیابی رضایتمندی سکونتی در مجموعه مسکن مهر به مثابه راهبردی جهت پیشگیری از اتلاف سرمایه ملی (مطالعه موردی: مجتمع دولت مهر شهر کرمانشاه)

دوره 11، شماره 2، دی 1399، صفحه 5-20

https://doi.org/10.30475/isau.2020.154850.1114

مسعود زهره، حسین رضایی

چکیده برنامه‌ریزی و احداث پروژه‌‌های انبوه مسکن از جمله مسکن مهر به عنوان یک طرح کلان در مقیاس ملی در راستای تامین سرپناه اقشار کم درآمد از اهمیت قابل توجهی برخوردار است. لذا با توجه به اجرای مرحله‌ای اینگونه پروژه‌ها در زمان‌ها و مناطق مختلف، سنجش میزان رضایت افراد ساکن در برخی از آنها که به بهره‌برداری رسیده‌اند جهت بررسی اثربخشی کیفی در زندگی مردم و تعیین نقاط مثبت و بویژه منفی به منظور بهبود فرآیند پیش رو ضرورت می‌یابد. بر این اساس، هدف اصلی پژوهش حاضر تاکید بر نقش ارزیابی پس از بهره‌‌برداری در مراحل اولیه طرح‌های ساخت و ساز کلان است تا بتوان از یافته‌‌های حاصل در پروژه‌‌های مشابه بعدی استفاده کرد و از این طریق به افزایش رضایتمندی ساکنین پروژه‌های مشابه و البته با توجه به صرف بودجه‌های قابل ملاحظه در این گونه از طرح‌ها، پیشگیری از اتلاف سرمایه ملی نائل شد. در این تحقیق از استراتژی موردکاوی و روش ترکیبی (کیفی – کمی) استفاده شده که در ابتدا به صورت توصیفی- تحلیلی به تدوین چهارچوب نظری پرداخته و سپس به گونه پیمایشی به جمع‌آوری اطلاعات میدانی از طریق توزیع پرسشنامه محقق‌ساخت در مجموعه مورد مطالعه و نهایتا تحلیل آماری توصیفی و استباطی آنها و تعمیم نتایج در قالب پیشنهادات تحقیق معطوف گردیده است. مورد مطالعاتی پژوهش، مجتمع مسکونی دولت مهر واقع در شهرک دولت‌آباد شهر کرمانشاه بوده و حجم نمونه مورد بررسی بر اساس فرمول کوکران برآورد شده است. با این توضیح که پاسخ‌دهندگان به صورت تصادفی انتخاب گردیده و متعاقبا تجزیه و تحلیل داده‌ها با استفاده از نرم‌افزارSPSS22  انجام گرفته است. نتایج این تحقیق بر خلاف بسیاری از تحقیقات مشابه، حاکی از آن است که علی‌رغم رضایت نسبی ساکنین از معیارهای فعالیتی و اجتماعی، کمترین میزان رضایتمندی مربوط به معیارهای کالبدی از جمله تامین نیازهای مبتنی بر آسایش محیطی بویژه در مقیاس معماری ساختمان‌ها می‌باشد. 

بررسی میزان تحقق یافتگی شاخص‌های شهر بوم گرا و ارائه چارچوب مفهومی توسعه آن مبتنی بر میزان رضایتمندی ساکنین (مطالعه موردی: محله ازگل تهران)

بررسی میزان تحقق یافتگی شاخص‌های شهر بوم گرا و ارائه چارچوب مفهومی توسعه آن مبتنی بر میزان رضایتمندی ساکنین (مطالعه موردی: محله ازگل تهران)

دوره 12، شماره 2، دی 1400، صفحه 5-23

https://doi.org/10.30475/isau.2021.236235.1442

مهدی سعیدی، مژگان انصاری، فائزه ترابی نژاد

چکیده ساخت و سازهای نوین در فرایندهای برنامه‌ریزی و طراحی شهری در چند دهه اخیر با شرایط مطلوب اکولوژی شهری تطابق ندارند و این امر شرایط نامناسب محیط زیستی را در مقیاس خرد برای محلات شهری و در مقیاس کلان برای شهر و حوزه‌‌های فراشهری ایجاد کرده است. عدم توجه به اصول توسعه پایدار و شهر بوم گرا، محیط زیست ناکارآمد و شرایط اکولوژی نامناسبی را برای اکثر محلات در شهرهای مختلف کشور موجب شده است. این پژوهش به لحاظ هدف از نوع کاربردی می‌باشد و رویکرد روش‌شناسی آن بر مبنای روش آمیخته است. پژوهش پیش رو در پی پاسخ به سؤالِ میزان تحقق‌یافتگی شاخص‌های شهر بوم‌گرا در محله ازگل شهر تهران و فاصله آن تا حد ایده‌آل و آرمانی می‌باشد. هدف از انجام این پژوهش ارائه چارچوب مفهومی مناسب برای ارتقاء وضعیت بوم گرایی محلات شهری است. براساس ادبیات علمی، 53 شاخص متنوع و مرتبط با موضوع مطالعاتی استخراج شده است. از آزمون تی برای سنجش میزان مطلوبیت و از رگرسیون چند متغیره برای بررسی شاخص‌های اثر استفاده شده است. نتایج حاکی از آن است که اثرگذاری 9 مورد از شاخص‌های بوم گرایی بر رضایتمندی ساکنان معنی‌دار می‌باشد و 62 شاخص دیگر از وضعیت مناسبی برخوردار نیستند. شاخص‌های اثرگذار زمینه تحقق‌پذیری 15 درصد از شرایط بوم گرایی را فراهم ساخته و این نشان می‌دهد که 94 درصد تا رسیدن به حالت ایده‌آل و آرمانی فاصله وجود دارد و این امر تحقق یافتگی نسبتاً پایین بوم‌گرایی را نشان می‌دهد. همجواری محله ازگل با پارک جنگلی لویزان، امکانات محیطی موجود و استقرار آن در گستره شمالی شهر تهران زمینه تحقق پذیری اکثر شاخص‌های شهر بوم‌گرا را فراهم نموده است ولی ضعفِ کارکرد پردازه‌های برنامه‌ریزی و طراحی شهری بوم گرایانه، تحقق یافتگی میزان بوم گرایی آن را به صورت پاسخده نشان نمی‌دهد. این ضعف با توجه به اینکه اکثر محلات شهر تهران حتی از چنین موقعیت و بسترهایی هم برخوردار نیستند، وضعیت تهدید آفرین و نامطلوب اکثر محلات شهر تهران را به نظام مدیریت شهری گوش‌زد می‌کند. برای نزدیک شدن به وضعیت ایده‌آل باید از طرفی کمیت و کیفیت شاخص‌هایی که اثرگذاری آنها معنی‌دار است، ارتقاء پیدا کند و از طرف دیگر الزاماً باید زمینه‌های تحقق پذیری شاخص‌های دیگر نیز فراهم شود.

کاربست روش لینکوگرافی به منظورتحلیل تعاملات استاد-دانشجوی مبتدی درکارگاه طراحی معماری پایه

کاربست روش لینکوگرافی به منظورتحلیل تعاملات استاد-دانشجوی مبتدی درکارگاه طراحی معماری پایه

دوره 13، شماره 1، شهریور 1401، صفحه 5-18

https://doi.org/10.30475/isau.2020.244558.1492

شیما مهراد، امید دژدار، غلامرضا طلیسچی

چکیده اصلی‌ترین فعالیت درکارگاه طراحی معماری که منجر به رشد توانایی طراحی در دانشجویان مبتدی می‌شود، تعامل و نقد استاد-دانشجو پیرامون پروژه درحال پیشرفت دانشجو است. در کارگاه‌های طراحی معماری پایه به دلیل قرارگیری دانشجو در سطح مهارتی مبتدی، ناآشنایی او‌ با ماهیت دانش‌طراحی و نیز چگونگی تعامل با استاد، همواره چالش‌هایی درزمینه‌ی آموزش و یادگیری وجود دارد. بدیهی است که تحلیل و بررسی کیفیت تعاملات استاد-دانشجو می‌تواند به تسهیل آموزش در کارگاه طراحی مبتدی کمک نماید. جدیدترین و دقیق‌ترین شیوه در تحلیل نحوه تفکرطراحان حین مواجه با مسئله طراحی، آنالیز جلسات طراحی به کمک روش لینکوگرافی است. در این شیوه آنچه در طول جلسه نقد طراحی بین استاد ‌و‌ دانشجو به‌صورت شنیداری رخ می‌دهد، مکتوب شده و متن به دست آمده به شیوه (FBS) کدگذاری می‌شود. در کدگذاری به شیوه FBS کدها مسائل طراحانه هستند و ارتباط آن‌ها باهم فرآیندهایی از طراحی را تعریف می‌کند. لینکوگرافی روشی است که ارتباط مفهومی بین کدها را به ارائه مصور تبدیل کرده و ازاین‌رو امکان تحلیل و شناسایی نحوه تفکر طراحان را فراهم می‌کند. در این پژوهش کاربرد روش لینکوگرافی به‌منظور تحلیل تعاملات تعدادی از دانشجویان مبتدی با استاد در کارگاه طراحی پایه مورد بررسی قرار گرفته ‌است. نتایج این پژوهش نشان می‌دهند که برقراری تعاملات مثبت و سازنده میان استاد-دانشجوی‌مبتدی باعث رشد توانایی طراحی دانشجویان و سهولت ایده‌پردازی توسط آن‌ها می‌شود. آنچه شرایط را برای بروز این نوع تعاملات فراهم می‌کند، به‌وجود آمدن زمینه‌ای است که به‌موجب آن «گفتگو و دیالوگ» میان استاد-دانشجوی‌ مبتدی محقق شود. فراهم آمدن این زمینه به ظهور مؤلفه‌هایی فردی و رفتاری از استاد و دانشجو وابسته است که نتایج پژوهش حاضر این مؤلفه‌ها را شناسایی و معرفی نموده است. باتوجه به این مطالب، کاربرد نتایج حاصل از پژوهش حاضرتسهیل آموزش در کارگاه‌های مبتدی خواهد ‌بود.

ارزیابی تاثیر بام سبز بر خرداقلیم شهری؛ نمونه موردی: بافت کوتاه مرتبه اقلیم گرم و خشک شیراز

ارزیابی تاثیر بام سبز بر خرداقلیم شهری؛ نمونه موردی: بافت کوتاه مرتبه اقلیم گرم و خشک شیراز

دوره 13، شماره 2، دی 1401، صفحه 5-19

https://doi.org/10.30475/isau.2022.237674.1453

سینا کرمی راد، رزا وکیلی نژاد

چکیده استفاده از بام سبز یکی از راهکارهای متداول جهت کاهش بار حرارتی ساختمانهاست. از طرف دیگر استفاده از سطوح خنک و فضای سبز جهت تغییر خرداقلیم و کاهش جزیره گرمایی شهری، پیشنهاد می‌شود. مقاله حاضر با هدف بررسی میزان تاثیر دو نوع بام سبز درخت و چمن بر خرداقلیم حرارتی در اقلیم گرم و خشک انجام شده است. نمونه مورد مطالعه بخشی از بافت کوتاه مرتبه شهر شیراز بوده و پژوهش به روش شبیه‌سازی حرارتی محیط خارجی با استفاده از نرم‌افزار انویمت در دو روز از گرم‌ترین روزهای سال انجام شده است. بدین منظور تاثیرات حرارتی سه نمونه بام متداول با پوشش نهایی ایزوگام، بام سبز با چمن و بام سبز با درخت بر محیط محله اطراف مورد بررسی قرار گرفته است. نتایج پژوهش نشان می‌دهد استفاده از بام سبز با درخت و چمن تاثیر اندکی بر کاهش دمای خرداقلیم دارد. در گیرنده‌های مختلف، حداکثر کاهش ایجاد شده در دمای هوا بین 0.27 تا 0.74 درجه و در دمای تابشی 5.05 درجه است. بیشترین تغییرات رطوبت نسبی شامل 0.36 درصد افزایش و 0.48 درصد کاهش و در مورد سرعت باد شامل حداکثر 0.68 متر بر ثانیه افزایش در مقادیر بوده و تغییرات این متغیرها، در بیشترین حالت تغییری معادل 1.52 در ضریب آسایش حرارتی ایجاد می‌کند. تحلیل همبستگی انجام شده میان متغیرها و آسایش حرارتی ایجاد شده در حالت‌های مختلف، وجود ضریب معناداری قوی را نشان می‌دهد. کارایی بام سبز با درخت، به دلیل تأثیر درختان بر کاهش میزان دمای متوسط تابشی بیشتر از بام سبز با چمن است و شرایط آسایش حرارتی مطلوب‌تری در مقیاس خرداقلیم محلی ایجاد می‌کند. به این ترتیب محدوده احداث بام سبز، در مقایسه به نوع آن از اهمیت بیشتری برخوردار است. ایجاد بام سبز در محدوده کوچک (بلوک شهری و واحد همسایگی) تاثیری اندک بر شرایط حرارتی خرداقلیم دارد.

بهینه‌سازی‌ نظام فضایی در طراحی پلان معماری با استفاده از الگوریتم‌ بهینه‌سازی انبوه ذرات

بهینه‌سازی‌ نظام فضایی در طراحی پلان معماری با استفاده از الگوریتم‌ بهینه‌سازی انبوه ذرات

دوره 13، شماره 1، شهریور 1401، صفحه 19-38

https://doi.org/10.30475/isau.2021.222373.1370

مریم صادقیان، اکرم حسینی

چکیده امروزه با توجه به گستردگی متغیرهای تاثیرگذار بر طراحی معماری، از کامپیوتر به عنوان ابزاری در تعامل با فرایند طراحی جهت یافتن راه‌حل‌های بهینه و با کارایی بالا استفاده ‌می‌گردد. با توجه به محدودیت های موجود در استفاده از این روش‌ها برای طراحان و مطرح بودن طراحی نظام فضایی پلان به عنوان یکی از پرسابقه‌ترین پرچالش‌ترین مسائل طراحی از نظر تعداد پارامترهای تاثیرگذار، در این تحقیق پس از بررسی انتشاراتی که در آن‌ها طراحی نظام فضایی معماری با استفاده از الگوریتم‌های بهینه‌سازی‌ انجام شده است به شیوه تحلیل محتوای متن و مقایسه دو الگوریتم ژنتیک و بهینه‌سازی انبوه ذرات به عنوان نمایندگان دو گروه از الگوریتم‌های تکاملی در یک مساله‌ی مبنا، الگوریتم بهینه‌سازی انبوه ذرات به دلیل همگرایی سریع‌تر و کیفیت بالاتر انتخاب گردید. پس از معرفی و بررسی امکانات، محدودیت‌ها و نحوه‌ی کاربرد آن در طراحی نظام فضایی پلان، پیاده‌سازی راهکار عملیاتی آن برای بهینه‌سازی نظام فضایی شامل 1- تعیین اهداف مساله، معیارها و محدودیت‌ها، 2- عددی‌سازی و کمی‌کردن معیارها و محدودیت‌ها و 3- تعیین تابع برازندگی و پیاده‌سازی آن در پلتفرم برنامه‌نویسی NET. و به زبان #C همراه با محیط گرافیکی به‌عنوان رابط کاربری جهت تسلط و درک بیشتر کاربران از فرآیند انجام گردید.

طراحی به مثابه حل مسئله؛ مدلی مبتنی بر سوابق طراحی

طراحی به مثابه حل مسئله؛ مدلی مبتنی بر سوابق طراحی

دوره 11، شماره 2، دی 1399، صفحه 21-33

https://doi.org/10.30475/isau.2020.205268.1306

بابک آهنگر عزیزی، قاسم مطلبی، ژیلا رضاخانی

چکیده مسائل طراحی بر خلاف مسائل علوم تجربی، دارای ماهیتی بدساختار و بدتعریف بوده و مسیرهای شفاف و چارچوب های از پیش تعیین شده ای برای حل آن ها وجود ندارد. با توجه به این که طراحان مبتدی فاقد تجربه کافی در مواجهه با این مسائل هستند، ممکن است در حل آن ها دچار سردرگمی شده و به کپی برداری و یا تبعیت کامل از رویکرد مدرس روی آورند که نتیجه آن ممانعت از ارتقاء مهارت و خلاقیت در آن ها می باشد. هدف اصلی این پژوهش دستیابی به راهکاری برای تغییر ماهیت مسئله بد ساختار طراحی به مسئله ای نسبتاً خوش ساختار و بهره گیری از آن در آموزش طراحان مبتدی بوده است. این هدف با تبیین مدلی جهت قاب بندی مسئله طراحی با بهره گیری از نمونه آثار پیشین طراحی که اصطلاحاً سوابق طراحی نامیده می شود، پی گرفته شد. این مدل پیشنهادی بر اساس روش تحقیق شبه تجربی مورد آزمون قرار گرفت. بدین منظور ابتدا 28 نفر از دانشجویان ترم 4 رشته معماری در دو گروه شاهد و آزمون دسته بندی شدند، سپس اعضاء گروه شاهد بدون بهره گیری از سوابق طراحی و تنها بر پایه تجارب قبلی و اعضاء گروه آزمون با استفاده از مدل پیشنهادی و بر اساس ترکیب نمونه هایی از سوابق طراحی، تمرین مورد نظر را انجام دادند. نتایج حاصل نشان داد طرحواره های گروه آزمون در مقایسه با طرحواره های گروه شاهد میانگین امتیاز بالاتری را کسب کردند. همچنین بهره گیری از مدل پیشنهادی موجب کاهش احتمال تقلید و افزایش تنوع در طرحواره های گروه آزمون گردید.

خلق پارک جیبی (پاکت‌پارک) و بازتولید هم‌حضوری اجتماعی در شهر؛ نمونه موردی: شهر خرمدره

خلق پارک جیبی (پاکت‌پارک) و بازتولید هم‌حضوری اجتماعی در شهر؛ نمونه موردی: شهر خرمدره

دوره 13، شماره 2، دی 1401، صفحه 21-39

https://doi.org/10.30475/isau.2021.264783.1605

محمد تقی حیدری، آنیتا مجیدی هروی، مریم رحمانی

چکیده فضاهای سبز شهری می‌توانند به عنوان بستری مناسب برای توسعه روابط اجتماعی و ارتقاء ارزش‌های فرهنگی جامعه مورد استفاده قرار گیرند. در کشورهای در حال توسعه مانند ایران، توجه به پارک‌های جیبی بیشتر با هدف تأمین حداقل فضای سبز مورد نیاز برای شهرها احساس نیاز می‌شود و در این میان به علت اثرگذاری این پارک‌ها بر نوع و کیفیت روابط میان شهروندان، کیفیت و چگونگی این تأثیرات در طراحی پارک‌ها نیز به دقت باید تبیین شود. با توجه به این امر شکاف ذهنی نوشتار حاضر بر این امر استوار است که اجتماع‌پذیری پارک‌های جیبی در شهر خرمدره تحت تاثیر چه شرایط و شیوه‌ای تولید می‌شود؟ با این رویکرد هدف نوشتار حاضر معرفی رهیافت توسعه پارک‌های جیبی به عنوان مؤثرترین روش‌ در ارتقاء بخشی به تولید هم‌حضوری اجتماعی در محلات شهر ایرانی می‌باشد. تحقیق حاضر از نظر نوع، کاربردی و به لحاظ ماهیت روش، ترکیبی شامل راهبردهای کیفی و همبستگی و به لحاظ قلمرو زمانی، مقطعی(شهریور 1398)، می‌باشد. جهت جمع‌آوری داده‌های مورد نیاز تحقیق از منابع اسنادی و مشاهده میدانی(مصاحبه با 384 نفر از سرپرستان خانوار) و به منظور تجزیه داده‌ها از آزمون تحلیل عاملی، آزمون T تک‌نمونه‌ای و آزمون تحلیل مسیر در قالب مدل DPSIR، استفاده شده است. نتایج نشان می‌دهد خلق پارک‌های جیبی می‌تواند بیشترین تاثیر را در ارتقاء مناسبات همسایگی داشته باشد. همچنین شاخص‌های انگیزش اجتماعی در محله و ارتقاء آسایش و تصور ساکنین در رتبه‌های بعدی قرار می‌گیرند. آزمون تحلیل مسیر در قالب مدل DPSIR نیز نشان داد شاخص "فشار" با ضریب اثر کل 713/0 بیشترین تاثیر و رابطه علی را بر بازتولید هم‌حضوری اجتماعی بواسطه ایجاد پاکت پارک در شهر خرمدره دارد. با توجه به این‌که مولفه فشار متشکل از شاخص‌های کیفیت اعتماد اجتماعی بین ساکنین، کیفیت احساس امنیت اجتماعی، کیفیت پاسخگوئی به شخصیت افراد و تنوعی از فعالیت‌ها متناسب با نیازهای مختلف گروه‌های متنوع افراد در طول شبانه روز، می‌باشد، لذا این عوامل باید در بطن برنامه‌ریزی در راستای بازتولید هم‌حضوری اجتماعی در شهر خرمدره مورد توجه قرار گیرد.

معاصر سازی مفهوم محله در شهر ایرانی با نگاه بر مبانی برنامه ریزی محله مبنا

معاصر سازی مفهوم "محله" در شهر ایرانی با نگاه بر مبانی برنامه ریزی محله مبنا

دوره 11، شماره 1، تیر 1399، صفحه 25-40

https://doi.org/10.30475/isau.2020.169056.1168

حسین معروفی، پویا دولابی

چکیده محلات شهری بخش جدایی ناپذیر از ساختار اجتماعی، اقتصادی، مدیریتی و کالبدی شهرهای سنتی ایران بودند. در دوران معاصر تمرکزگرایی در ساختار مدیریت شهری و تغییر و تحولات اقتصادی و اجتماعی موجب از بین رفتن انسجام اجتماعی و کالبدی محلات شده به گونه ای که با ظهور طرح های توسعه شهری محلات صرفا به یک واحد تقسیمات شهری بر اساس جمعیت و برخورداری از خدمات پایه محله ای تبدیل گردیده اند. پژوهش حاضر به دنبال معاصرسازی سازمان اجتماعی-اداری محلات سنتی با ابزار برنامه ریزی محله مبنا در پاسخ به کمرنگ شدن نقش محلات در ساختار برنامه ریزی شهری ایران می باشد. به همین منظور، با استفاده از منابع کتابخانه‌ای و تحلیل محتوایی به تبیین مولفه های اصلی برنامه ریزی محله مبنا پرداخته و همزمان استخراج شاخصه های اصلی‌ مرتبط با سازمان اجتماعی-اداری محلات سنتی و معاصر ایران از طریق منابع اسنادی انجام می گیرد. در ادامه با استفاده از پنل خبرگان مقایسه تطبیقی این شاخصه ها با مولفه های برنامه ریزی محله مبنا صورت گرفته و از این طریق وجه اشتراک شاخص های رویکرد محله مبنا با ماهیت اداری- اجتماعی محلات ایرانی سنتی و معاصر مشخص می شود. نتایج تحلیل نشان می دهند که برخی از اصول برنامه ریزی محله مبنا به صورت توافقی و عرفی در محلات شهرهای سنتی اعمال می شده است. با تحلیل مقایسه صورت گرفته عوامل بستر ساز و عوامل بازدارنده تحقق پذیری رویکرد محله مبنا در محلات سنتی و معاصر ایران شناسایی شده و از این منظر پیشنهاداتی به منظور معاصرسازی محلات سنتی بر اساس رویکرد محله مبنا ارائه می گردند. اگرچه معاصرسازی مفهوم محلات سنتی با توجه به ضوابط و مقررات متمرکز و از بالا به پایین امروزی با چالش فراوان روبرو است، با این حال پیشنهادات مطرح شده می توانند عوامل بسترساز لازم جهت ایجاد محلات خودگردان، خودکفا و خودحامی گر را فراهم سازند.

مطالعه‌ی تطبیقی تعاریف ، کارکردها و عناصر «رسانه»، به منظور بررسی نقش «معماری» به عنوان یک «رسانه»

مطالعه‌ی تطبیقی تعاریف ، کارکردها و عناصر «رسانه»، به منظور بررسی نقش «معماری» به عنوان یک «رسانه»

دوره 12، شماره 2، دی 1400، صفحه 25-41

https://doi.org/10.30475/isau.2020.198214.1279

پگاه پایه دار اردکانی، حسن ذوالفقارزاده

چکیده معماری و رسانه، به عنوان ابزارهای اجتماعی در بستر فرهنگی و تاریخی، نقش مهمی را در زندگی روزمره‌ی انسان‌ها ایفا می‌کنند. با توجه به تعدد روزافزون رسانه‌ها و وجود ارتباط با مخاطبین در هر دوی این پدیده‌ها، هدف پژوهش حاضر آن است که دریابد آیا می‌توان معماری را نیز به‌مثابه یک رسانه دانست یا خیر. به همین منظور ابتدا تعاریف رسانه و معماری از دیدگاه واژه‌شناسی و ادبیات، و سپس نظریه‌پردازان و معماران بررسی شده است و با تطبیق نظریات آنها، اصول نشانه‌شناسی و عناصر تشکیل‌دهنده‌ی رسانه، مدلی مبنی بر فرایند ارتباطی در شناخت یک اثر معماری توسط مخاطب به دست آمده است. مدل حاصل، تعریف رسانه به عنوان وسیله‌ی ارتباط جمعی را در دل خود جای داده و نشان می‌دهد که هردوی آنها در طول تاریخ بر هویت، شناخت واقعیات، الگوی مصرف و درک انسان‌ها از حقایق و ارزش‌ها مؤثر بوده‌اند. این مقاله، پژوهشی کیفی است که با رویکرد سیستمی و کل‌نگر، به تحلیل، ترکیب و تطبیق دو سیستم معماری و رسانه می‌پردازد و از رویکرد نشانه‌شناسی نیز برای تحلیل رابطه‌ی میان کالبد، محتوا و معنای معماری با ادراک و شناخت انسان استفاده شده است. اطلاعات مورد نیاز با استفاده از منابع اسنادی به دست آمده‌اند. نتایج این پژوهش نشان می‌دهد که می‌توان معماری را نیز به‌مثابه یک رسانه، شامل عناصر فرستنده‌ی پیام و مخاطب، پیام، رمز نگاری و رمزگشایی، کانال ارتباطی، عامل رسانه‌ای، زمینه و عوامل اختلالگر دانست که در رسیدن پیام معماری با استفاده از ویژگی‌های کالبدی، معنایی و محتوایی به وسیله‌ی حواس پنجگانه و قدرت ذهن و ادراک به انسان یاری می‌رسانند.  

تحلیل تاثیر احداث زیرگذر خیابان کریم خان زند شیراز به عنوان پروژه محرک توسعه بر ادراک شهروندان از کیفیت های محیطی

تحلیل تاثیر احداث زیرگذر خیابان کریم خان زند شیراز به عنوان پروژه محرک توسعه بر ادراک شهروندان از کیفیت های محیطی

دوره 11، شماره 2، دی 1399، صفحه 35-56

https://doi.org/10.30475/isau.2020.189808.1240

محمد نیک کار، علیرضا صادقی، فاطمه شمس

چکیده پروژه ­های محرک توسعه می­ توانند نقش تاثیرگذاری بر ارتقاء کیفیت­ های محیطی فضاهای شهری داشته باشند و زمینه تقویت ابعاد اقتصادی، هویتی و اجتماعی این گونه فضاها را فراهم آورند. از این رو هدف اصلی این پژوهش تحلیل تطبیقی ادراک شهروندان از کیفیت­ های محیطی فضاهای شهری در دو بازه زمانی قبل و بعد از انجام یک پروژه محرک توسعه است. به این منظور پروژه احداث زیرگذر در خیابان کریم­ خان زند شیراز و فضاهای شهری شکل­ گرفته در محدوده مجموعه بناهای تاریخی زندیه (بازار وکیل، ارگ کریم خان و باغ نظر) به عنوان نمونه مطالعاتی انتخاب شده است. در این پژوهش از روش ­های تحقیق توصیفی- تحلیلی و پیمایشی بهره گرفته شده است. جامعه آماری این تحقیق کلیه کسبه، شاغلین و ساکنان بالای 18 سالی بودند که از فضاهای شهری موجود در محدوده پروژه زیرگذر احداث شده به صورت مداوم استفاده می­ کردند. با توجه به نامشخص بودن تعداد دقیق جامعه آماری، حجم گروه نمونه 384 نفر بوده و تعداد آن با استفاده از فرمول کوکران محاسبه شده­ است. به منظور پیشبرد پژوهش، مولفه­ های محیطی دسترسی، امنیت، خوانایی، هویت، جذابیت، انطباق پذیری، تعامل اجتماعی و کارایی اقتصادی در قالب ابعاد چهارگانه عملکردی، ادراکی، زیباشناختی و زیست محیطی معرفی شده­ اند و ادراک شهروندان از وضعیت هر کدام از این مولفه ­ها در دو بازه زمانی قبل و بعد از احداث پروژه با استفاده از تکنیک پرسشگری بررسی و تحلیل شده ­است. برای مقایسه گویه­ های مرتبط با هر کدام از کیفیت­ ها در قبل و بعد از اجرای پروژه از آزمون ناپارامتریک ویلکاکسون Wilcoxon  استفاده شده است. نتایج حاصل از این آزمون نشان می ­دهد که از نظر پاسخگویان بیشترین اثرگذاری در مولفه دسترسی با میانگین 1.78 رخ داده­ است و پس از آن مولفه ­های خوانایی و کارایی اقتصادی با میانگین1.87 قرار دارند. همچنین در این پژوهش راهکارهایی جهت ارتقاء کیفیت ­های محیطی فضاهای شهری ارائه شده است که با پروژه­ های محرک توسعه در ارتباط هستند.

پیشنهادِ روش تهیه پالت رنگی مکان، رویکردی جهت حفاظت منظر شهری تاریخی(HUL)؛ مورد پژوهی: محله جلفا در اصفهان

پیشنهادِ روش تهیه پالت رنگی مکان، رویکردی جهت حفاظت منظر شهری تاریخی(HUL)؛ مورد پژوهی: محله جلفا در اصفهان

دوره 13، شماره 1، شهریور 1401، صفحه 39-53

https://doi.org/10.30475/isau.2020.231431.1419

بهاره تدین، محمود قلعه نویی، رضا ابویی

چکیده  «منظر رنگی» از مهم‌ترین ارکان هویتی بافت‌های تاریخی شهرها و یکی از عناصری است که فرهنگ بومی را در کالبد مکان بازتاب می‌دهد و از همین جهت است که به‌عنوان مولفه‌ای از رویکرد «حفاظت از منظر شهری تاریخی» (Historic Urban Landscape :HUL) به طور روزافزون، مورد توجه قرار گرفته است. مساله آن است که استفاده ناآگاهانه از رنگ و بی‌توجهی به آن در بازآفرینی بافت‌های تاریخی و توسعه‌های شهری همجوار با آن بافت‌ها، گاه منظر شهری را مخدوش کرده و شخصیت این بافت‌های یگانه را تهدید می‌نماید. این در حالی است که منظر شهرهای تاریخی، متأثر از نظام‌های رنگیِ ذاتیِ مصالح بومی و همساز با شرایط اقلیمی شکل گرفته است، اما امروز به سبب استفاده از مصالح ناهمخوان با زمینه طبیعی، مناظر تاریخی شهرها دستخوش آسیب‌های بصری و ادراکی قرار گرفته اند. با توجه به اهمیت و وسعت این بافت‌ها و ایجاد ساخت و سازهای ناهمگون با نظام رنگی بومی، این امر که چگونه می‌توان از ابزارهای امروزی به‌جای روش‌های مرسوم دستی و قدیمی جهت ثبت و تحلیل اطلاعات رنگ محیط استفاده کرد؛ به‌گونه‌ای که این روش از لحاظ اقتصادی نیز، به صرفه و در عین حال به لحاظ صحت نتایج، قابل اعتماد باشد، پرسش پژوهش حاضر است. بر این اساس، هدف این پژوهش معرفی روشی در راستای تهیه پالت رنگی مکان و تشخیص کدهای رنگی غالب در زمینه شهری است. محله جلفای اصفهان با توجه به ویژگی‌های برجسته آن، نظیر قرارگیری در ساختار تاریخی شهر اصفهان، بهره‌مندی از فرهنگ ویژه و وجود الگوهای رنگی منحصربه‌فرد، به عنوان نمونه مطالعاتی انتخاب گردید. این پژوهش از نوع تحقیقات ترکیبی است و با توجه به ماهیت چند وجهی عنصر رنگ در موضوعات «روانشناسی»، «فرهنگ» و «بوم‌شناسی بصری»، به لحاظ راهبرد پژوهش از رویکرد سیستمی تبعیت می‌کند. سیستم رنگ مورد استفاده در پژوهش نیز، سیستم CIELab است. نتایج پژوهش نشان داد این روش قابلیت کاربرد به شکل گسترده برای تحلیل منظر رنگی و تهیه پالت پیشنهادی برای شهرهای تاریخی را در راستای تحقق رویکرد HUL داراست.