نوع مقاله: مقاله پژوهشی
تعداد مقالات: 234
تدوین فرآیند خلق فضاهای شهری قرائت پذیر و عوامل مؤثر بر آن مبتنی بر فهم و واکاوی نظریه های ترجمه؛ رهیافتی فرانظری

تدوین فرآیند خلق فضاهای شهری قرائت پذیر و عوامل مؤثر بر آن مبتنی بر فهم و واکاوی نظریه های ترجمه؛ رهیافتی فرانظری

دوره 11، شماره 1، تیر 1399، صفحه 41-56

https://doi.org/10.30475/isau.2020.156522.1123

مریم محمدی

چکیده اهمیت خلق فضاهای واجد معنی (یا توجه به معنای فرهنگی فضاها) که آن ها را قرائت ­پذیر می ­نماید، امری پذیرفته شده است. در واقع از آنجا که انسان در دایره­ ی معنایی متولد می ­شود و از آن طریق خود را باز می­ یابد؛ چنانچه در محیط ­های فاقد معنی یا واجد معانی غیرفرهنگی قرار گیرد، ضمن عدم ارتباط با آن، هویت وجودی خود را نیز از دست خواهد داد. در این میان، بر عهده ­ی طراح شهر است که در خلال تولید متن کالبدی، نقش ترجمانی مطلوبی را ایفا نموده و در فضای شهری دست به کدگذاری فرهنگی بزند. هدف مقاله­ ی حاضر، تدوین فرآیند گام ­به­ گام طراحی فضاهای شهری قرائت پذیر و شناسایی عوامل مؤثر بر ایجاد چنین فضاهایی است. به این منظور، از نظریه ­ی زبان ­شناختی (به­ عنوان یکی از پارادایم ­های نظری پسامدرن) استفاده خواهد شد. دلیل انتخاب این پارادایم، قابلیت­ های آن در پاسخگویی به مسئله ­ی افول معنی در معماری و شهرسازی است. در این مقاله، از مطالعات ترجمه به­ عنوان یکی از عرصه­ های دانشی و نظری مرتبط با پارادایم منتخب، بهره برده شده است. در واقع این نوشتار بر آن است تا با بهره­ گیری از نظریه­ های مطرح در مطالعات ترجمه، و بررسی و فهم دقیق آن ها، به هدف غایی پژوهش دست یابد.
با توجه به موارد بیان شده، پژوهش حاضر در مرحله ­ی بررسی نظریه ­های مطرح در مطالعات ترجمه، از رهیافت فرانظریه بهره برده است. به این معنی که با واکاوی نظریه ­ها (نظریه ­های سنتی و مدرن در مطالعات ترجمه)، مبتنی بر تکنیک ­های این رهیافت، چون تحلیلِ تاریخی و مقایسه ­ای، آن ها را واکاوی نموده و از خلال این بررسی، نحوه ­ی کاربست آنها را در تدوین فرآیند مورد نظر در طراحی شهری (براساس روش استدلال منطقی) تدوین نموده است. نتایج تحلیل فرانظری نشان می ­دهد، نظریه­ ی مدرن ترجمه و رویکرد ترجمه ­ی فرهنگی، که به ترجمه ­ی ارتباطی منجر می ­شود، رویکردی مطلوب در تولید یک متن فرهنگی در شهر است. با انطباق فرآیند ترجمه­ در نظریه ­ی مدرن ترجمه، با فرآیند طراحی فضاهای شهری واجد معنا، روند گام به گامِ خلق فضاهای شهری قرائت­ پذیر تدوین شده است. بر این اساس، طراح شهر لازم است، ضمن شناسایی حیطه­ ی فرازبانی فضا و شهر، زبان مبدا را تجزیه و تحلیل نموده و با در نظر گرفتن فیلتر فرهنگ و گفتمان ­های قدرت و ایدئولوژی، نشانه ­ها و معانی نهفته و قابل درک در فضا را شناسایی کرده و دست به ترجمه­ ی فرآیندمحور در محیط بزند.

تحلیل نحوی نمودپذیری شفافیت فضایی در معماری معاصر ایران

تحلیل نحوی نمودپذیری شفافیت فضایی در معماری معاصر ایران

دوره 13، شماره 2، دی 1401، صفحه 41-57

https://doi.org/10.30475/isau.2022.290149.1721

حسنا ورمقانی

چکیده جایگاه مثبت فضا یا به عبارتی فضامحوری در برابر حجم‌انگاری، از وجوه شاخص معماری ایران است و در این راستا، شفافیت از اصول و مبانی و ازجمله کیفیات ویژه و بنیادین در ساختار فضایی معماری ایرانی به حساب می‌آید. بر همین اساس، برخی معماران معاصر ایران بر این اصل پای فشرده و با الهام از آثار جاودانه این سرزمین سعی در نمودپذیری و تحقق و تداوم آن داشته‌اند. با تکیه بر اهمیت پرداختن به این شاخصه، هدف تحقیق حاضر، سنجش نحوه کاربرد مفهوم شفافیت و چگونگی بروز آن در عناصر فیزیکی و ساختارهای فضایی معماری معاصر ایران است. بر این مبنا پژوهش حاضر اقدام به بررسی موضوع در دو مرکز فرهنگی از دوره معاصر ایران و مقایسه و تطبیق تدابیر بکار رفته در تحقق این اصل نموده و جهت پیشبرد تحلیل از تکنیک نحو فضا و ترسیم و تفسیر نمودارهای توجیهی و محیط نرم‌افزارهای UCL Depthmap و Agraph بهره برده است. دو بنای مطالعاتی شامل مرکز فرهنگی سینمایی دزفول و مرکز بین‌المللی فرهنگی اصفهان از آثار معمار معاصر، فرهاد احمدی است. رویکرد تحقیق شامل دو وجه کمی و کیفی است. به‌طوری‌که شاخص‌های چهارگانه شفافیت از طریق بررسی ادبیات تحقیق به روش تحلیلی توصیفی استنتاج شد و پس از بررسی و گزینش شاخص‌های مرتبط با موضوع در نظریه نحو فضا، فرآیند تحلیل به روش استدلالی قیاسی و منطقی پی گرفته شد. به‌این‌ترتیب با استفاده از خروجی شاخص‌هایی چون عمق، اتصال، تعداد فضا، یکپارچگی فضایی و مخروط دید، موضوع شفافیت در چهار زیربخش گشایش فضایی، انسجام فضا، تداوم و توالی و ادغام و همپوشانی در بناهای مطالعاتی مورد ارزیابی قرار گرفت. نتایج پژوهش حاکی از آن بود که تدابیر متعدد در کنار هم و گاه با اولویت‌بندی‌هایی نسبت به یکدیگر در ایجاد شفافیت بصری و فیزیکی مؤثرند. هم‌چنین نحوه نمودپذیری شفافیت در دو بنای مرکز فرهنگی دزفول و اصفهان، تفاوت‌ها و شباهت‌هایی را آشکار می‌کند که می‌تواند در غنای معماری معاصر ایران مؤثر گردد. 

مطالعه تطبیقی محراب‌های مساجد جامع تبریز و مرند

مطالعه تطبیقی محراب‌های مساجد جامع تبریز و مرند

دوره 12، شماره 2، دی 1400، صفحه 43-54

https://doi.org/10.30475/isau.2020.185847.1350

سحر طوفان، امیر جدایی

چکیده محراب مساجد اهمیت نمادین و کالبدی در معماری اسلامی دارد. محراب‌های قرن هفتم تا اواسط قرن هشتم هجری مقارن با دوره ایلخانی از ارزش و اعتبار خاصی برخوردار بوده و زیباترین و نفیس‌ترین آرایه‌ها و کتیبه‌ها را در خود جای داده‌اند. مساجد جامع تبریز و مرند از مهم‌ترین بناهای مذهبی تاریخ معماری و در زمره‌ی بهترین نمونه‌های برجای مانده در زمینه تزئینات ایلخانی در منطقه آذربایجان هستند. این مقاله با هدف شناخت بخشی از هنر ایرانی اسلامی، سعی در بررسی آرایه‌های تزئینی محراب مساجد جامع تبریز و مرند دارد.  شیوه‌ی پژوهش در این مقاله روش تحقیق تطبیقی بوده و شامل بررسی ترکیب‌بندی کالبدی و تزئینات محراب در هر دو مسجد می‌‌باشد. در نمونه‌های مورد بررسی مفهوم تداوم در نقوش اسلیمی و هندسی گچبری‌ها از دوره سلجوقی تا دوره ایلخانی به صورت آژده‌کاری‌های شش ضلعی و استفاده از گل رزت نمودار است. وجود یک فرم تزئینی قرینه در گچبری دو گوشه کتیبه نوشتاری محراب مسجد جامع تبریز باعث انقطاع متن شده و با نوشتار یکپارچه و زاویه‌دار متن در محراب مسجد جامع مرند تفاوت محسوسی دارد. انتخاب و نمود هنرمندانه‌ی آموزه‌های اسلامی مبتنی بر خلوص نیت در کتیبه‌ها نمایشی از محوریت دین در دوره ایلخانی است. پارادایم وحدت در کثرت، علی‌رغم تفاوت تناسبات در تعریف کالبدی محراب‌ها، تنوع موتیف‌های مورد استفاده در کتیبه‌ها، ساختار متفاوت تدوین و طرح محراب‌ها با توجه به ابعاد پهنه پیشانی، فرم طاق‌نماها و ستون‌نماها، به شکل حسی واحد در ادراک مکان محراب در هر دو مسجد مشهود است. مهم‌ترین دلیل دریافت حسی فضای محراب به صورت یکسان و متشابه در هر دو مسجد به تاثیرگذاری شاخص بصری مصالح گچی، شاخص معنوی مفاهیم قرآنی و شاخص فرامرزی خط کوفی عربی معطوف می‌شود.

نظریه برگردان درتحلیل معماری مسکونی مدرن کشورهای ترکیه و ایران(دهه1930)

نظریه برگردان درتحلیل معماری مسکونی مدرن کشورهای ترکیه و ایران(دهه1930)

دوره 12، شماره 2، دی 1400، صفحه 55-68

https://doi.org/10.30475/isau.2021.204088.1299

محمدحامد موسوی

چکیده برگردان فعالیتی است درون زبانی و میان فرهنگی، که به شرح و تفسیر جهان و پدیده‌‌های آن می‌‌پردازد. برگردان در این‌جا حوزه‌‌ای مطالعاتی است که جزئیات مبادلات فرهنگی بین مکان‌‌ها را مورد بررسی قرار می‌‌دهد و به بحث در مورد اثرات خارجی/ بیرونی بر یک مکان معین می‌‌پردازد. این پژوهش در بخش مبانی نظری تعاریف مفهوم برگردان در معماری، جمع‌‌بندی شد. سپس روش‌های برگردان در معماری مسکونی ایران و ترکیه مورد واکاوی قرارگرفت. روش به کار گرفته شده در بخش اول پژوهش، روش تحقیق بازنگری پژوهش است که زیر مجموعه روش تحقیق فراتحلیل بازنگری پژوهش است. در بخش دوم از روش تحقیق کیفی و تحلیل محتوا جهت شناسایی روش‌‌های برگردان در معماری مسکونی ایران و ترکیه استفاده شد. نتایج پژوهش نشان می‌‌دهد، معماران مدرن در ایران و ترکیه از طریق روش‌های برگردان، مفاهیم نو را به مفاهیم سنتی و یا برعکس، بطوری که موجب دگرگونی یا نو شدن مجدد این مفاهیم می‌‌شدند، تغییر می‌دادند. عمدتاً رویکرد تولید یک سنت جدید در معماری مسکونی مبتنی بر برگردان مدرنیسم در غرب، از طریق شیوه‌هایی چون همسان‌‌سازی فضایی، انطباق با بافت شهری و بیگانگی در محیط شهری است؛ که بسته به زمینه فرهنگی و میزان تغییر، گاهاً معماری مسکونی دوره پهلوی و جمهوری اول را یک گام به سمت همگن شدن تحت یک قدرت هژمونیک متمایل می‌‌کند. 

شناسایی مؤلفه‌های معنای نماهای آپارتمان‌های مسکونی از دیدگاه شهروندان؛ مطالعه موردی: آپارتمان‌های شهر اردبیل

شناسایی مؤلفه‌های معنای نماهای آپارتمان‌های مسکونی از دیدگاه شهروندان؛ مطالعه موردی: آپارتمان‌های شهر اردبیل

دوره 13، شماره 1، شهریور 1401، صفحه 55-68

https://doi.org/10.30475/isau.2021.251831.1535

معصومه عالم راثی، قاسم مطلبی، منوچهر فروتن، سارا جلالیان

چکیده نما یکی از عناصر تأثیرگذار بر کیفیت بصری یک بنا می‌باشد و شناخت اولیه هر فرد از بنا از این طریق صورت می‌گیرد. تابحال ادراک معانی نماها بیشتر در حوزه شهرسازی مورد توجه قرار گرفته و معانی نماها در مقیاس معماری کمتر مورد پژوهش متخصصان عرصه معماری قرار گرفته است. لذا پژوهش حاضر به شناسایی مؤلفه‌های معنای نماهای آپارتمان‌های مسکونی اردبیل از دیدگاه شهروندان پرداخته است. از همین‌رو در پژوهش حاضر تلاش شده است که به این پرسش پاسخ دهد که مؤلفه‌های معنای نماهای آپارتمان‌های مسکونی از دیدگاه شهروندان چیست؟ این پژوهش دارای رویکردی ترکیبی بوده است. بخش کیفی با استفاده از روش گراندد تئوری و بخش کمی با استفاده از مدلسازی معادلات ساختاری انجام گرفته است. ابزار جمع‌آوری اطلاعات در بخش کیفی مصاحبه‌های عمیق و نیمه‌ساختار‌یافته با شهروندان اردبیل بوده است و در بخش کمی، پرسشنامه محقق‌ساخت بوده که روایی و پایایی آن بررسی شده است. برای تحلیل داده‌ها از نرم‌افزار مکس‌کیودا و روش مقایسه مداوم در طی سه مرحله کدگذاری باز، محوری و انتخابی استفاده شده است. تجزیه و تحلیل داده‌ها نشان داد که مؤلفه‌های تأثیرگذار بر معنای نما، شامل نه مؤلفه: عوامل فرهنگی اجتماعی، سبک زندگی، عوامل اقتصادی، عوامل محیطی، قوانین شهری، کیفیت بصری، سابقه ذهنی، رسانه‌ها، وضعیت اجرا می‌باشد.

ارتقای کیفیت تهویه طبیعی در کلاس‌های مدارس استان مازندران بر اساس وضعیت بازشوها با روش CFD

ارتقای کیفیت تهویه طبیعی در کلاس‌های مدارس استان مازندران بر اساس وضعیت بازشوها با روش CFD

دوره 11، شماره 1، تیر 1399، صفحه 57-71

https://doi.org/10.30475/isau.2020.161257.1140

امید رهایی، حمید رضا عظمتی

چکیده تامین هوای پاک و تازه برای دانش آموزان در کلاس درس، خصوصا در فصل گرم، بسیار ضروری است. بر اساس شواهد و مطالعات، سیستمهای تهویه مکانیکی، ضمن گرانی، مصرف انرژی نسبتا بالایی دارند و تولید نوفه مینمایند. این مسئله در اقلیم مازندران، خصوصا در هوای شرجی، بسیار مطرح است خصوصا اینکه این مدارس با کولر آبی خنک میشوند؛ درحالیکه در بخش قابل توجهی از سال امکان استفاده از فرایند تهویه طبیعی وجود دارد و در فصل گرم مدارس تعطیل است. لذا هدف اصلی این مقاله ارائه راه حلی اجرایی در معماری کلاسهای درس است که بتواند موجب بهبود جریان هوای داخل تحت تاثیر باد خارج (تهویه طبیعی) شده، به نحوی که جریان هوای مطلوب و قابل کنترلی طبق استاندارد اشری در فضای داخلی برقرار باشد. پژوهش حاضر که یک تحقیق کاربردی است و ماهیتی میان رشته ای دارد، با اتکا به اندازه گیریهای تجربی در یک مدرسه موردی در آمل، بدست آمده است. روش تحقیق در این پژوهش، یک روش ترکیبی است: در مرحلة اول با استفاده از یک راهبرد تجربی، متغیرهای مستقل تأثیرگذار، شناسایی و متغیر وابسته (سرعت و جهت جریان هوای داخل) توسط دستگاه‌های دقیق دیجیتال و انجام آزمایش دود اندازه‌گیری شد. سپس داده‌ها با استفاده از راهبرد شبیه‌سازی، تحلیل شدند. شبیه‌سازی در این پژوهش با روش دینامیک سیال محاسباتی (CFD) و با استفاده از نرم افزارهای Gambit و Fluent صورت پذیرفت. ابتدا روایی و پایای شبیه سازیها از طریق تطبیق با شواهد تجربی به اثبات رسید و سپس اقدام به تجزیه و تحلیل داده‌ها و متعاقبا مداخله در معماری از طریق شبیه سازی شد. نتایج نشان دادند که ترکیب بندی صحیح بازشوها و ایجاد نمای پلکانی در راستای باد موافق و نیز پیش بینی مکنده های موثر در دیوار رو به باد، میتواند با کنترل موثر ورود، خروج و پخشایش هوا در فضای داخلی (طبق استاندارد اشری)، تهویه طبیعی را تحت کنترل قرار داده و جریان مطلوبی را در تمام فضای داخل برقرار نماید.

بررسی تأثیر فضای نیمه‌‌باز بیرونی بر کیفیت محیط‌ مسکونی نمونه موردی: مسکن آپارتمانی بندر بوشهر

بررسی تأثیر فضای نیمه‌‌باز بیرونی بر کیفیت محیط‌ مسکونی نمونه موردی: مسکن آپارتمانی بندر بوشهر

دوره 11، شماره 2، دی 1399، صفحه 57-76

https://doi.org/10.30475/isau.2020.214584.1338

اعظم هدایت، پرستو عشرتی، باقر کریمی

چکیده فضای نیمه‌باز یکی از مشخصه­ های معماری ایرانی است که در معماری و شهرسازی مناطق گرم و مرطوب نمود ویژه ­ای داشته است. با وجود پیشینه غنی بهره‌گیری از انواع فضاهای نیمه ­باز در معماری بافت تاریخی بندر بوشهر، نقش آن در ساخت و سازهای جدید این شهر کم‌رنگ گردیده است. به گونه ­ای که بسیاری از ویژگی­ های کالبدی و کارکردی خود را از دست داده است. این پژوهش به هدف بررسی تأثیر فضاهای نیمه ­باز بیرونی بر کیفیت زندگی در آپارتمان­ های معاصر بندر بوشهر از روش تحقیق ترکیبی کمی و کیفی بهره برده است. بدین منظور پیشینه پژوهش در دو حوزه فضاهای نیمه‌باز به عنوان متغیر مستقل و کیفیت محیط مسکونی به عنوان متغیر وابسته انجام گردید. در ادامه مبتنی بر راهبرد تحلیل محتوا چهار مؤلفه انسانی، کالبدی، عملکردی، و محیطی به عنوان مؤلفه‌های اصلی ارزیابی کیفیت فضای نیمه‌باز مسکونی استخراج و ریزمؤلفه‌های آن‌ها تدقیق گردید. با تدوین پرسشنامه‌ای مبتنی بر طیف لیکرت، ابزار نظرسنجی از ساکنان درباره مؤلفه‌های اصلی و ریزمؤلفه‌های آن‌ها فراهم گردید. اطلاعات به دست آمده با روش تحقیق کمی و توسط نرم افزار R و آزمون­ های دقیق فیشر، کروسکال والیس و دان تجزیه و تحلیل گردید. نتایج حاصل از این پژوهش نشان می‌دهد از نظر زنان مؤلفه­ فضایی و از نظر مردان مؤلفه­ های عملکردی بیشترین تأثیر و مؤلفه انسانی بین هر دو گروه زن و مرد کمترین تاثیر را بر کیفیت فضاهای نیمه­ باز بیرونی در آپارتمان­ های مسکونی معاصر بندر بوشهر داشته ­است. همچنین مؤلفه فرعی زیبایی­ شناسی با شاخص هماهنگی بصری در مؤلفه فضایی، امکانات با شاخص ارتباط با عناصر طبیعت در مؤلفه عملکردی، مؤلفه فرعی فرهنگ با شاخص شیوه زندگی در مؤلفه محیطی و جنبه روانشناختی با شاخص دلبستگی به مکان در مؤلفه انسانی بیشترین تأثیر را از بین مؤلفه ­های فرعی و شاخص­ های مرتبط با آن ­ها در این زمینه دارند.

جنبه‌های موثر بر زیبایی یا زشتی شهر از نگاه ساکنان؛ مورد پژوهی: منطقه 2 شهر تهران

جنبه‌های موثر بر زیبایی یا زشتی شهر از نگاه ساکنان؛ مورد پژوهی: منطقه 2 شهر تهران

دوره 13، شماره 2، دی 1401، صفحه 59-72

https://doi.org/10.30475/isau.2022.239481.1463

فرانک عطارد، محسن حبیبی، حسین ذبیحی

چکیده سهم زیادی از آشفتگی‌ها و ناهماهنگی‌های بصری شهر تهران، بر اساس دیدگاه‌های نظری زیبایی‌شناسی، به نوع طراحی و ترکیب توده و حجم‌های ساختمان‌ها مربوط می‌شود. لذا این پرسش مطرح می‌‌گردد که از دیدگاه تجربی و از منظر ساکنان و استفاده‌کنندگان شهر، جنبه زیبایی و مطلوبیت فرم و ظاهر توده‌ها و ساختمان‌های شهر و ترکیب آن‌ها چگونه است؟ و یا چه معیارها و ارزش‌هایی برای طراحان و سازندگان ساختمان‌های امروزی، مطرح است که در توده‌ها و فرم‌های ساختمانی کنونی متجسم می‌شود؟  مقالة حاضر برای پاسخ به پرسش‌های فوق و به دنبال بررسی جنبه های گوناگون موثر بر زیبایی‌شناسی بصری توده های ساختمانی، به کندوکاو در متون نظری مربوطه و مسائل عینی و ذهنی گروهی از ساکنان منطقة 2 شهر تهران، می‌پردازد. این مطالعه با روش پژوهش توصیفی و با استنتاج نتایج کاربردی، بر پایه مرور متون و اسناد مرتبط و هم‌چنین با استفاده از روش نظریة زمینه‌ای (در بخش مطالعات میدانی)، و روش تطبیقی انجام می‌گیرد.  بر اساس نتایج بدست ‌آمده از مطالعات میدانی و مقایسه و ارزیابی آن‌ها با مطالعات نظری، چارچوبی اولیه از نظریه زیبایی‌شناسی در ارتباط با توده های ساختمانی، مشتمل بر مولفه‌های کالبدی- بصری و غیرکالبدی، ارائه گردید. مشخص شد که این نظریه می‌تواند دارای دو بعد یا دو جنبه محتوایی و رویه‌ای باشد. بعد محتوایی بر اصول و معیارهای شکل‌دهنده به احجام و توده‌های ساختمانی، و بعد رویه‌ای بر شرایط و بستر نوع شکل‌گیری احجام و توده‌های ساختمانی، تاکید دارد.

سنجش ظرفیت بازتوسعه اراضی متروکه در اراضی صنعتی - کارگاهی شهر یزد

سنجش ظرفیت بازتوسعه اراضی متروکه در اراضی صنعتی - کارگاهی شهر یزد

دوره 12، شماره 2، دی 1400، صفحه 69-82

https://doi.org/10.30475/isau.2020.221664.1363

فاطمه کریمی، سمانه جلیلی صدر آباد

چکیده رشد جمعیت شهرها و شهرنشینی مدیران و نظریه‌پردازان شهری را در پی راه‌حل‌های درست توسعه شهری سوق داده است. در دو دهه 1980و 1990میلادی بازتوسعه اراضی متروکه در زیرمجموعه سیاست توسعه درون‌زا مطرح شد. این سیاست به بازتوسعه پهنه‌های درون شهرها که آلوده، روبه‌زوال، متروکه و دارای پتانسیل‌هایی نظیر تأسیسات - تجهیزات شهری هستند، می‌پردازد. این مقاله بر محور سنجش ظرفیت بازتوسعه اراضی متروکه (نمونه موردی: اراضی صنعتی - کارگاهی شهر یزد) شکل‌گرفته است. روش آن توصیفی - تحلیلی می‌باشد. ابتدا معیارها و شاخص‌های مناسب از مبانی نظری استخراج ‌شده‌اند. سپس معیارها و شاخص‌ها با استفاده از تکنیک دلفی و فرآیند تحلیل شبکه‌ای (ANP) در نرم‌افزار Super Desition وزن‌دهی شده‌اند. در گام بعدی نمونه‌ها بر اساس وزن معیارها در نرم‌افزار ARC GIS مورد بررسی و در آخر ظرفیت باز توسعه اراضی در 5 دسته (قابلیت بسیار بالا، قابلیت بالا، قابلیت متوسط، قابلیت پایین و قابلیت  بسیار پایین) حاصل شده است. نتایج نشان می‌دهد که قطعه‌های زمین موجود در بافت میانی و مرکزی شهر یزد دارای قابلیت توسعه بسیار بالا و بالا می‌باشند. در بین این قطعه‌های زمین، قطعه‌هایی با دسترسی مناسب به معابر و متروکه از قابلیت توسعه بسیار بالا برخوردار می‌باشند. بنابراین به ترتیب موقعیت در شهر، آمادگی مالک (وضعیت فعالیت)، دسترسی به معابر و مساحت دارای اهمیت هستند. همچنین نسبت پایین مساحت اراضی با قابلیت توسعه بسیار بالا و بالا به کل اراضی (%35.8)، نشان‌دهنده ظرفیت پایین باز توسعه می‌باشد؛ در حالی‌که توسعه مجدد این اراضی می‌تواند سرزندگی و پویایی دوباره بافت‌ پیرامون را به دنبال داشته باشد. 

شناسایی و اولویت‌بندی شاخص‌های مؤثر بر ارتقای کیفیت رسانه‌ای معماری؛ مطالعه موردی: دانشکده معماری و شهرسازی دانشگاه هنر اسلامی تبریز

شناسایی و اولویت‌بندی شاخص‌های مؤثر بر ارتقای کیفیت رسانه‌ای معماری؛ مطالعه موردی: دانشکده معماری و شهرسازی دانشگاه هنر اسلامی تبریز

دوره 13، شماره 1، شهریور 1401، صفحه 69-84

https://doi.org/10.30475/isau.2021.247306.1509

علی پوراحمد قلعه جوق، فرزین حق پرست، محمدتقی پیربابایی

چکیده رسانه‌ها به یکی از بخش‌های جدایی‌ناپذیر زندگی انسان ‌در عصر تکنولوژی تبدیل‌شده‌اند. از سویی معماری نیز به‌عنوان عاملی رسانه‌ای معرفی می‌شود که در سطوح مختلف قابل‌تحلیل است؛ اما با این تفاسیر هنوز الگویی روشن از تعاملات میان معماری و رسانه تبیین نشده است. این پژوهش با هدف شناسایی شاخص‌های مؤثر بر ماهیت رسانه بودن معماری و اولویت‌بندی آن‌ها و نهایتاً ارائه مدلی از عوامل اثرگذار بر کیفیت رسانه‌ای معماری در دانشکده معماری و شهرسازی دانشگاه هنر اسلامی تبریز، به دنبال پاسخ به این سؤالات است که ابتدا شاخص‌های مؤثر بر ارتقای کیفیت رسانه‌ای معماری کدام‌اند و سپس چگونه می‌توان در نمونه استفاده مجدد تطبیقی مدلی از این شاخص‌ها را تدوین کرد. پژوهش حاضر ازنظر هدف بنیادی-تجربی، و ازنظر ماهیت و روش توصیفی-پیمایشی در مطالعه موردی است. پس از مطالعات کتابخانه‌ای، 21 نفر از اعضای هیئت‌علمی دانشکده معماری و شهرسازی دانشگاه هنر اسلامی تبریز به‌عنوان متخصصین پانل دلفی انتخاب شدند و ایده‌پردازی شاخص‌ها با مصاحبه‌های نیمه ساختاریافته انجام شد. سپس با ادغام شاخص‌های مبانی نظری و شاخص‌های حاصل از تحلیل محتوای مصاحبه‌ها، 43 شاخص مؤثر بر ارتقای کیفیت رسانه‌ای معماری در چهار دسته استخراج گردید. پس از تائید روایی و پایایی ابزار پژوهش، خبرگان در پرسشنامه‌های بسته و طیف 5 درجه‌ای لیکرت به امتیازدهی شاخص‌ها پرداختند و داده‌ها با تکنیک تاپسیس مورد تحلیل قرار گرفتند. نتایج نشان می‌دهد که شاخص‌های «اشاره‌کننده به هنر ساخت و تکنولوژی زمان»، «بازتاب‌دهنده فرهنگ مردم جامعه» و «به وجود آورنده ادراکات حسی جدید» دارای بالاترین اولویت‌ها بودند و دسته «شاخص‌های مربوط به کاربردهای رسانه» نیز مؤثرترین دسته معرفی شد. معماری اگر نقش رسانه‌ای نداشته باشد دیگر معماری نیست. معماری به‌عنوان یک میانجی در ظرف رسانه‌ای خود انتقال‌دهنده ایده‌ها و پیام‌ها به آیندگان است و کیفیت رسانه‌ای آن باعث باز زایش‌های گوناگون فضایی در بسترهای ذهنی طیف‌های مخاطبان می‌شود.

تبیین رویکرد توسعه حفاظت محور درهویت یابی منظر شهری زاهدان دوره پهلوی از طریق نشانه شناسی لایه ای

تبیین رویکرد توسعه حفاظت محور درهویت یابی منظر شهری زاهدان دوره پهلوی از طریق نشانه شناسی لایه ای

دوره 11، شماره 1، تیر 1399، صفحه 73-94

https://doi.org/10.30475/isau.2020.155956.1121

سحر رستگارژاله، بهنام پدرام، مصطفی کیانی

چکیده منظر شهری زاهدان متنی چند لایه است که در آن لایه­ های مختلف انسانی، طبیعی و مصنوع بر پایه­ ی قواعد هم­ نشینی/جانشینی در کنار یک­دیگر قرار گرفته و از طریق فرایندی ارتباطی به صورت ریزوماتیک، با به ­کارگیری ابزار مذاکره و ترجمه بینارمزگانی هم ­تافت معنا­داری را به وجود آورده ­اند و از زمان پیدایش تا به امروز در مواجهه با تغییرات ناشی از توسعه و پیشرفت، به سبب رابطه­ ی دیالکتیکی که با فرایند توسعه برقرار نموده، ویژگی­ ها، قابلیت­ ها و ظرفیت­ های هویتی جدیدی کسب کرده که در راستای الگوواره­ ی پیشین بوده است. اما در دهه­ های اخیر، توسعه به مثابه­ ی «دیگری» با عدم مذاکره و ارتباط صحیح با رمزگان سنتی این شهر، رفتار ریزوماتیک آن­ را مختل کرده و شکافی میان شبکه ­ی منسجم شهر به وجود آورده است. در این چرخش الگوواره امروزه ساکنین شهر زاهدان با روایتی شلخته روبه ­رو بوده و احساس تعلق و دل­بستگی به آن را تا حدی از دست داده ­اند. لذا هدف این پژوهش ارائه­ ی راهکاری است که هویت­ یابی منظر شهری زاهدان دوره­ ی پهلوی را مد نظر دارد که این مهم از طریق بازیابی و خوانش نشانه­ های هویت­مند مستتر در لایه­ های این شهر از طریق نشانه ­شناسی لایه ­ای و روش پیدایشی آن ممکن می­ گردد. نشانه ­شناسی لایه­ ای معتقد است متن یک شهر به تدریج با رمزگذاری/رمزگشایی رمزگانی که در بین یک گروه انسانی مشترک است، شکل گرفته و از همین طریق نیز قابل فهم می­ گردد. نشانه­ شناسی لایه­ای همچنین متنِ شهر را شبکه­ای همواره در صیرورت می­پندارد، به همین سبب راهکاری همه­جانبه مانند «توسعه حفاظت­محور» را پیشنهاد می­کند که حیات شهری را در گرو واکنش و پاسخ به موقعیت­ های جدید و بسط و توسعه استراتژی­ های تازه و خلاقانه برای روبه ­رو شدن با آن در نظر می­ گیرد؛ به شیوه­ ای که تغییرات را پذیرا ­شود و در عین حال با اتصالات رمزگانیِ خود به شبکه­ ی پیشین متصل بماند.
 

بررسی سیر تکوینی نقش رایانش در الگوسازی از فرآیندهای شکل‌گیری پدیده‌های طبیعی در تولید فرم معماری

بررسی سیر تکوینی نقش رایانش در الگوسازی از فرآیندهای شکل‌گیری پدیده‌های طبیعی در تولید فرم معماری

دوره 13، شماره 2، دی 1401، صفحه 73-88

https://doi.org/10.30475/isau.2021.242338.1476

یاشار قراچمنی اصل، محمد بهاروند، سحر طوفان

چکیده ایده تعمیق در طبیعت و توجه به نحوه رشد و شکل‌گیری پدیده‌های زیستی بجای تقلید از لایه‌های سطحی و شکلی، سابقه‌ای طولانی دارد. لیکن در عمل، توانایی علمی و فنی کافی برای اجرای آن وجود نداشته است. شاید بتوان دلیل آن را انتخاب سطحی موضوعات پیچیده و غیر قابل احاطه به لحاظ ضعف در زمینه‌های علمی و یا نبود امکانات فنی برای اجرا دانست. حال با عنایت به تحولات فنی و علمی در چند دهه اخیر امکان‌پذیری چنین رویکرد ماهیتی، دور از ذهن نمی‌باشد. ظهور نظریات و روش‌های رایانشی نوین بر گرفته از سیستم‌های زیست‌شناختی، در طی چند دهه اخیر، تعمیق در اصول و قواعد فرآیند تولید فرم را امکان‌پذیر نموده است. هدف مقاله حاضر بررسی چگونگی الگو‌سازی از فرآیندهای رشد و شکل‌گیری پدیده‌های زیستی در روشمند‌سازی فرآیند تولید فرم در حوزه معماری می‌باشد. یکی از الگوهای مطرح در فرآیند رشد پدیده‌های زیستی، الگوی رشد دیفرانسیلی می‌باشد. روش تحقیق در پژوهش پیش‌رو، بصورت توصیفی تحلیلی بوده و اطلاعات از طریق مطالعات کتابخانه‌ای و اسناد و مدارک، گردآوری شده‌اند. پس از مرور سوابق نظری و عملی رایانشی ملهم از اصول زیست‌شناختی و بررسی سیر تکوینی آن‌ها، با استفاده از روش تحقیق شبیه‌سازی با راهبرد استدلال منطقی، الگوی رشد دیفرانسیلی، در یک فرآیند تولید فرم معماری مورد آزمایش و بررسی قرار گرفت. به نحوی که طی یک آزمایش شبیه‌سازی، مدلی از الگوهای رشد در تولید فرم رایانشی ارایه گردید. نتایج آزمایش‌ها نشانمی‌دهد که شبیه‌سازی الگوریتمیک الگوهای رشد و شکل‌گیری پدیده‌های زیستی از مجرای رایانشی، در خلق روش‌های نوین فرآیند تولید فرم معماری می‌تواند مؤثر واقع گردد. 

بررسی تصاویر ذهنی ارزیابانه شهروندان در کناره رود کارون (نمونه موردی: حدفاصل پل سفید و پل طبیعت)

بررسی تصاویر ذهنی ارزیابانه شهروندان در کناره رود کارون (نمونه موردی: حدفاصل پل سفید و پل طبیعت)

دوره 11، شماره 2، دی 1399، صفحه 77-92

https://doi.org/10.30475/isau.2020.145165.1061

محمد دیده بان، شیرین سردار موری، پریسا انصاریان، پرنیان زاده مراد

چکیده تصاویر ارزیابانه، انعکاسی از تصویرهای ذهنی مؤثّر عمومی شهر هستند. این تصاویر، تصوّر سودمندی از کیفیت درک شده از عناصر غالب شهر را ارائه می‌دهند. پژوهش حاضر با هدف بررسی تصویر ذهنی شهروندان اهوازی نسبت به عناصر موجود در کناره‌ی رودخانه‌ی کارون، صورت گرفته است. معیارهای این بررسی، صفات ارزیابانه‌ای چون: آرامش‌بخشی، ایمنی، رضایت‌بخشی، تحریک‌کنندگی، هیجان‌انگیزی محیط و موردعلاقه بودن، هستند. بخش اعظم این نوشتار با استفاده از تحقیقات میدانی و بکارگیری پرسش‌نامه، صورت گرفته است و جامعه‌ی آماری آن افراد مراجعه‌کننده به کناره‌ی رود کارون حدفاصل پل هفتم و پل طبیعت می‌باشد که نمونه‌های آماری تحقیق، مجموعاً 186 نفر از این افراد است. داده‌ها با هدف بررسی تصویر ذهنی افراد جمع‌آوری ‌شده است و میزان مطلوب یا نامطلوب (تأثیرگذار)  بودن این تصاویر  با استفاده از پرسش‌نامه و تحلیل آن‌ها با استفاده نرم‌افزار اس‌پی‌اس‌اس 20، صورت گرفت. بنابراین نگارندگان جهت رسیدن به هدف تعیین‌شده و بر اساس انتخاب روش، میزان تأثیرگذاری تصاویر ارزیابانه ذهنی را به‌صورت کمّی مورد بررسی قرار داده‌اند، البته با توجه به ماهیت موضوع، مطالعات کیفی آتی نیز می‌تواند در بهبود و تکمیل نتایج این تحقیق مؤثر واقع گردد. درنهایت یافته‌های تحقیق نشان داد که، عموم شهروندان در جذابیّت و عدم جذابیّت بصری فضاها اتّفاق نظر دارند و طی بررسی‌های صورت گرفته، تصویر ذهنی شهروندان اهوازی با توجه به صفات ارزیابانه نسبت به محیط به‌گونه‌ای است که فضاهای با عملکردهای متفاوت و با کیفیت‌های محیطی بالا، تصاویر ذهنی مثبت قوی و فضاهای باکیفیت محیطی پایین، تصاویر ذهنی ارزیابانه مثبت ضعیفی را در ذهن شهروندان ایجاد می‌کنند.   

الگوی طراحی پوسته تلفیقی بهینه در تولید برق خورشیدی با بهره‌‏گیری از الگوریتم ژنتیک در اقلیم سرد ایران

الگوی طراحی پوسته تلفیقی بهینه در تولید برق خورشیدی با بهره‌‏گیری از الگوریتم ژنتیک در اقلیم سرد ایران

دوره 12، شماره 2، دی 1400، صفحه 83-101

https://doi.org/10.30475/isau.2020.241977.1473

علیرضا فرهنگی خانقاه، یوسف گرجی مهلبانی، سید مجید مفیدی شمیرانی، حسین مدی

چکیده تأمین انرژی الکتریکی مورد ‏نیاز در ساختمان‏‌های انرژی‌کارا توسط خودِ بنا یکی از راهبردهای توصیه‏ شده در کاهش سهم عمده بخش ساختمان در کل سرانه مصرف انرژی است؛ در این ‌بین سامانه‌های پیل‌خورشیدی یکپارچه با پوسته بنا به دلیل قرارگیری در سطح بیرونی ساختمان موقعیت ممتازی در تولید الکتریسیته دارند اما تغییرات زیاد شدت و جهت تابش نور خورشید در طی فصول و در طول روز باعث کاهش بازده این سامانه‌‏ها می‌‏شود. این پژوهش که بستر مطالعاتی آن اقلیم سرد ایران است، نشان می‌دهد که طراحی الگوریتمیک یک پوسته تلفیقی از ترکیب بازتابنده تخت و پیل‌خورشیدی بر اساس الگوی تابش راهکاری کارآمد درافزایش بازده الکتریکی پوسته به‌ویژه در فصل تابستان است. پژوهش از منظر ماهیت در دسته تحقیقات کمّی از بُعد هدف، کاربردی و از جهت روش در زمره پژوهش‌های توصیفی- شبیه‌‏سازی قرار دارد. در این تحقیق از افزونه گرس‌‏هاپر برای پیاده‌‏سازی الگوی مولد پوسته و از الگوریتم ژنتیک درروند بهینه‏‌سازی استفاده‌شده و روند رسیدن از سؤال به جواب با روش استدلال منطقی انجام‌شده است. در این پژوهش افزایش بازده سامانه پیشنهادی به میزان 87.38 درصد در ابتدای فصل تابستان، 33/63 درصد در شروع فصل بهار و 17.83 درصد در آغاز فصل زمستان با میانگین 46.44 درصد در طول سال محاسبه شد. یافته‌های پژوهش شش مؤلفه اصلی سازنده پوسته تلفیقی را در تعیین بازده آن مؤثر دانست که به ترتیب تأثیر عبارت‌اند از زاویه شیب عرضی بازتابنده‌های طرفینی، زاویه شیب عرضی بازتابنده‌های زیرین، عمق افقی بازتابنده‌های کناری، تعداد تقسیمات پوسته در امتداد قائم، شیب طولی بازتابنده‌های کناری و درنهایت کمترین تأثیر  که مربوط به  شیب طولی بازتابنده‌های زیرین است؛ به‌طوری‌که درصد تأثیر مهم‌ترین مؤلفه بر افزایش شدت تابش 64.14 درصد و بر افزایش سطح بازتابش 62.21 درصد به دست آمد و برای کم اثرترین مؤلفه بر بازده این مقادیر به ترتیب 15.85 و 15.90 درصد محاسبه گردید.

تبیین راهبردهای داوری طرح‌های معماری و نقش آن در فرایند یادگیری دانشجویان

تبیین راهبردهای داوری طرح‌های معماری و نقش آن در فرایند یادگیری دانشجویان

دوره 13، شماره 1، شهریور 1401، صفحه 85-103

https://doi.org/10.30475/isau.2020.232738.1428

مائده میاحی، سعید میرریاحی، محمدابراهیم مظهری، یداله مهرعلیزاده

چکیده فرایند یادگیری مستمر و جامع وابسته به انتخاب شیوه آموزش مناسب در هر نظام آموزشی پیشرو است. فرایند آموزش جامع در امر تدریس از دو جنبه یادگیری و ارزیابی بررسی می‌شود. در این پژوهش جایگاه ارزیابی طرح‌های معماری در فرآیند یادگیری و  ارتقای توان علمی دانشجویان  بررسی شد. روش تحقیق از نوع آمیخته (کمی-کیفی) باهدف کاربردی است. جامعه‌ی آماری 51 مدرس از اعضای هیئت‌علمی متخصص رشته معماری در دانشگاه‌های شهید بهشتی، تهران، علم و صنعت و شهید چمران اهواز می‌باشند. نمونه‌گیری به‌صورت سامانمند و غیر تصادفی انجام‌ و نظر به اینکه یکی از عوامل مهم در ارزشیابی آموزشی عملاً خود دانشجویان می‌باشند ترجیح داده شد که نظرات دانشجویان هم درزمینه‌ی ارزشیابی طرح‌های معماری گرفته شود. بر این اساس دانشجویان آتلیه طرح معماری (3)، کارشناسی ارشد دانشگاه آزاد اسلامی واحد اهواز به‌عنوان جامعه آماری انتخاب شدند. ابزار جمع‌آوری داده‌ها از طریق پرسشنامه طیف لیکرت است. تجزیه‌وتحلیل آماری نتایج با کمک نرم‌افزار SSPS و به‌کارگیری آزمون همبستگی اسپیرمن برای سنجش مدل پژوهش و ارزیابی اعتبار آن و از آزمون فریدمن برای اولویت‌بندی متغیرها استفاده شد. امتیازدهی خبرگان در ارزشیابی نهایی پروژه‌ها محاسبه گردید. نتایج حاصل از پرسشنامه‌ها در تهیه راهکارهای پیشنهادی و امتیازدهی معیارها و ضوابط داوری پروژه‌های طراحی معماری مؤثر هستند. نتایج پژوهش نشان می‌دهد که مطالعات و دانش فنی، با بالاترین ضریب همبستگی معنی‌دار بیشترین رابطه را با محصول نهایی داشته است و بعدازآن مهارت طراحی، پیشبرد روند طراحی و دانش اولیه قرار دارند. نتایج آزمون رتبه‌بندی فریدمن نشان داد که زیرمولفه تحلیل و تفسیر نتایج محصول نهایی،تکنیک نحوه ارائه و ماکت بالاترین رتبه و مهم‌ترین زیرمولفه‌های مرتبط با ارزشیابی طرح‌های معماری هستند. شاخص وزنی 5 مؤلفه اصلی تاثیرگزار بر داوری  طرح‌های نهایی بر اساس آزمون رتبه‌بندی زیرمولفه‌ها به ترتیب محصول نهایی، مطالعه و دانش  فنی، مهارت طراحی، پیشبرد روند طراحی و دانش اولیه است.

بررسی تحلیلی تجدیدحیات رودخانه‌های شهری به‌مثابه مکان عمومی پایدار و تبیین مدل مفهومی آن؛ نمونه موردی: بالقلی چای (اردبیل)، زاینده‌رود (اصفهان)، کارون (اهواز)، زرجوب (رشت)

بررسی تحلیلی تجدیدحیات رودخانه‌های شهری به‌مثابه مکان عمومی پایدار و تبیین مدل مفهومی آن؛ نمونه موردی: بالقلی چای (اردبیل)، زاینده‌رود (اصفهان)، کارون (اهواز)، زرجوب (رشت)

دوره 13، شماره 2، دی 1401، صفحه 89-110

https://doi.org/10.30475/isau.2022.248179.1512

سید مجتبی صفدرنژاد، عبدالهادی دانشپور، مصطفی بهزاد فر

چکیده رودخانه‌های شهری، بر اثر توسعه شتابان شهرنشینی با چالش‌های فراوانی روبرو شده‌اند. رویکرد مؤخر «بازآفرینی شهری پایدار آبکنار» در پی احیای آنها در قالب «مکان‌های پایدار» در توازن با مقوله حفاظت اکولوژیک است. پژوهش حاضر، ضمن بررسی ارزیابی مردم از اقدامات انجام‌شده روی رودخانه‌ها و سنجش کلان کیفیت آنها به‌عنوان مکان‌های عمومی، در تلاش برای تبیین چگونگی تجدیدحیات رودخانه‌ به‌مثابه مکان عمومی پایدار است. بنیان فلسفی پژوهش عمل‌گرایی، رویکرد آن آمیخته پژوهی و روش تحقیق، موردکاوی رودخانه در شهرهای اصفهان، اهواز، اردبیل و رشت است. مفهوم و چگونگی تجدیدحیات پایدار، از طریق ادبیات موضوع و تجارب مشابه واکاوی شده و به‌واسطه بررسی‌های میدانی مبتنی بر تحلیل محتوا و تئوری زمینه‌ای تکمیل‌شده است. مکان‌سنجی نمونه‌های موردی بیانگر آن است که از دیدگاه مردم، کیفیت مکان‌های عمومی مبتنی بر کارون و زرجوب در سطح متوسط به پایین، بالقلی چای اردبیل در سطح متوسط و زاینده‌رود اصفهان در سطح متوسط رو به بالا قرار دارد. اقدامات اصلاحی تا حدودی موجب ارتقای وضع رودخانه و مکان‌های عمومی آن شده است. تجدیدحیات پایدار رودخانه‌های شهری، به دنبال احیای آن در قالب «مکان‌ عمومی پایدار» است. سازوکارهای کلان این رویکرد شامل: توازن ابعاد رودخانه و مواجهه فعال و جامع‌نگر با آن، تسهیل عملکردهای مختلف، رویکرد کل‌نگر نسبت به رودخانه، اولویت سلامت رودخانه به‌عنوان سامانه زیستی باز و سرشار از تنوع، تمرکز توأمان بر «درونداد، فرایند، برونداد، کیفیات، اثرات»، پیوستگی رودخانه، زمینه‌سازی حضور انسان برای تجربه مکان، بازتعریف جایگاه رودخانه در نظام‌های کلان زیست‌محیطی/ اجتماعی/ اقتصادی، تناظر فرایند با چرخه حیات مکان عمومی و متکی بر سازندهای آن، توجه به انتظارات شهروندان در فرایند مراجعه و تسهیل ارتباط شهر/ شهروندان/ رودخانه است. 

اولویت‌بندی عوامل معناساز در فرآیند ادراک محیط با استفاده از تکنیک تاپسیس جهت تدوین مدل علت و معلولی معنا

اولویت‌بندی عوامل معناساز در فرآیند ادراک محیط با استفاده از تکنیک تاپسیس جهت تدوین مدل علت و معلولی معنا

دوره 11، شماره 2، دی 1399، صفحه 93-110

https://doi.org/10.30475/isau.2020.186497.1219

مرجان محسن زاده، محمد علی‌آبادی، جاوید قنبری، سیدمحمدحسین ذاکری

چکیده برای ادراک محیط انسان نیازمند ایجاد نوعی تطابق میان حالات روانی خود و نیروهای محیطی ناشی از پدیده است، بنابراین فضای احاطه ­کننده مخاطب از طریق سازمان عناصر، بر احساس ما از محیط تأثیر می­ گذارد. ازاین رو یافتن عوامل معناساز در فرآیند ادراک به معماران برای طراحی کمک می کند. هدف پژوهش حاضر یافتن عوامل تأثیر­گذار بر شکل­ گیری معنا، رتبه ­بندی این عوامل به منظور یافتن اولویت­ های برتر تأثیرگذار، یافتن نحوه ارتباط و تأثیر‌گذاری متقابل عوامل بر یکدیگر و چگونگی کارکرد بهینه آن­ها می ­باشد. این پژوهش از لحاظ هدف، یک پژوهش کاربردی و از نظر طرح پژوهش، توصیفی محسوب می ­شود. در بخش ­نظری به منظور یافتن عوامل معناساز، از منابع اینترنتی، مطالعات کتابخانه­ ای و اسنادی استفاده شده است. در این راستا 28 عامل تأثیرگذار بر معنا شناسایی شدند و پرسشنامه بر اساس الزامات تکنیک تاپسیس تنظیم شد. جامعه­ آماری پژوهش، شامل استادان و دانشجویان تحصیلات تکمیلی دانشگاه‌های شهر شیراز می­ باشد. اطلاعات حاصل از تعداد 203 پرسش­نامه­ های برگشتی، با استفاده از تکنیک تاپسیس و روش آنتروپی شانون، تجزیه و تحلیل شد. یافته­ ها نشان داد که عامل «هویت و شخصیت»(Ci=1.00، Di+=0.00، Di-=0.20)در زیرمعیارهای شخصیتی و «نوع رابطه انسان با محیط» (Ci=1.00، Di+=0.00، Di-=0.26) در زیرمعیارهای محیط رفتاری در رتبه ­ی اول تأثیرگذاری قرار دارند. در نهایت به تدوین مدلی جامع و ساختاری نظام ­مند از عوامل تأثیر­گذار بر شکل­ گیری معنا با استفاده از نرم ­افزار ونسیم اقدام گردید. این مدل علت و معلولی با تشکیل یک ساختار به هم پیوسته از عوامل با توجه به اولویت آن­ ها، نشانگر نحوه ارتباط و تأثیر‌گذاری متقابل عوامل بر یکدیگر است.

ارائه تیپولوژی معماری مسکونی با رویکرد بهسازی عملکرد حرارتی مسکن در شهر بابلسر

ارائه تیپولوژی معماری مسکونی با رویکرد بهسازی عملکرد حرارتی مسکن در شهر بابلسر

دوره 11، شماره 1، تیر 1399، صفحه 95-114

https://doi.org/10.30475/isau.2020.131915.0

ماریا کردجمشیدی

چکیده با افزایش قابل توجه مصرف انرژی در بخش ابنیه، توجه به ویژگی‌های ساخت و ساز و سیاست‌گذاری برای بهینه‌سازی مصرف انرژی امری ضروری است. اصولا برنامه‌ریزی و سیاست‌گذاری برای تک تک ساختمان‌ها امری غیر ممکن بوده و راهبردهای کلی برای تدوین چارچوب‌های بهسازی  ساختمانها براساس مطالعه بر روی تیپولوژی‌های  منطبق با ساختار هر منطقه تدوین می‌گردند. در همین راستا، هدف این مطالعه استخراج تیپولوژی وضع موجود مسکن شهر بابلسر، با تاکید بر پارامترهای تاثیرگذار بر مصرف انرژی، و به منظوربهسازی عملکرد حرارتی آن‌ها بر مبنای مقررات ملی ساختمان است. گردآوری اطلاعات به روش میدانی بر روی 384 نمونه مسکونی ساخته شده در بازه زمانی سال‌های 1342- 1395 در شهر بابلسر انجام گردید. تحلیل داده‌ها با راهبرد توصیفی- تحلیلی و استفاده از روش‌های آماری در تحلیل کمی و همچنین ساده‌سازی تصاویر پلان‌های مسکونی انجام گرفت. نتیجه تحلیل‌های ارائه شده، هشت تیپولوژی برای ساختمان‌های مسکونی بابلسر در دو گروه ویلایی و آپارتمانی ارائه می‌کند. نتایج حاصل از تحلیل عملکرد حرارتی تیپولوژی‌های استخراج‌شده نشان داد که نمونه‌ها حداقل شرایط لازم بر مبنای مقررات ملی مبحث 19 را دارا نمی‌باشند و برای ارتقا عملکرد حرارتی آنها، اضافه نمودن حداقل یک لایه عایق حرارتی مانند یونولیت به ضخامت پنج سانتیمتر به جداره خارجی بنا شامل دیوارها و بام ضروری است. نتایج این مطالعه برای بهسازی مصرف انرژی ساختمان‌ها و تدوین مقررات ملی منطقه‌ای اقلیم معتدل خزری قابل استفاده می‌باشد.

ارائه مدل مفهومی مکان در همنوایی نمایانگرهای زمان و فضا(نمونه موردی: امام‌زاده یحیی تهران)

ارائه مدل مفهومی مکان در همنوایی نمایانگرهای زمان و فضا(نمونه موردی: امام‌زاده یحیی تهران)

دوره 12، شماره 2، دی 1400، صفحه 103-117

https://doi.org/10.30475/isau.2021.231763.1423

غزاله گودرزی، مصطفی بهزاد فر، یوسفعلی زیاری

چکیده در قرن حاضر در پی ظهور اندیشه‌های جدید شهرسازی، تفکر‌ها در ارتباط با ساخت و طراحی شهر‌ها به ماهیت پیچیده خود رجعت کرده و پارادایم‌های شهری نیز همواره انسان را به تفکر و تعمق دعوت کرده است. طراحی شهری مبنی بر پارادایم فضا - زمان به علت مفهوم پیچیده و بدون بازگشت زمان؛ به یکی از پارادایم‌های جدید شهرسازی مبدل شده‌است. به گونه‌ای که طراحی، در جهت حفظ و نگهداری زمان برای شهروندان منجر شده و رهایی مکان از قید زمان به یکی از اصول طراحی شهری مبدل شده است. پژوهش حاضر، با رهیافت پدیدار شناسی و با هدف بنیادی و روش آمیخته پژوهی؛ بعد از بیان نمایانگرهای مکان، ارتباط بین دو نمایانگر زمان و فضا (به صورت مستقیم) به مثابه عناصر پایه جهت تفهیم مکان عام و نمایانگر ذهن( به صورت غیر مستقیم) برای معنادهی به فضاها و رویدادها را معرفی نموده است. در ادامه، شاخص‌های مکانی - زمانی را در امام‌زاده یحیی تهران به عنوان مکان شهری خاص، با کمک تحلیل عاملی اکتشافی(EFA) در قالب 3 مولفه اصلی(حسی- شخصی، رفتاری- عملکردی و کالبدی- محیطی) اعتباریابی و دسته بندی نموده‌است. نتایج حاکی ازآن است که، بارقه‌های حسی، نمایانگر‌ها و یا میانجی‌های مکان هستند؛ به نحوی که می‌توانند ارزش‌هایی را بر روی آن‌ها قرار داد. در این زمینه به نظر می‌رسد لحاظ کردن زمان به عنوان یکی از اصلی‌ترین نمایانگرهای مکان، قابلیت‌های جدیدی را در برخورد با مسائل شهری پیش رو قرار خواهد داد.  

چارچوب بازآفرینی بافت‌های تاریخی با رویکرد فرهنگ ‌مبنا جهت تحقق‌بخشی توسعه گردشگری پایدار؛ نمونه موردی: بافت تاریخی ارومیه

چارچوب بازآفرینی بافت‌های تاریخی با رویکرد فرهنگ ‌مبنا جهت تحقق‌بخشی توسعه گردشگری پایدار؛ نمونه موردی: بافت تاریخی ارومیه

دوره 13، شماره 1، شهریور 1401، صفحه 105-123

https://doi.org/10.30475/isau.2021.236712.1445

کیومرث حبیبی، کیومرث ایراندوست، احمد شیخ احمدی

چکیده امروزه موضوع بافت‌‌های تاریخی از موضوعات اصلی شهرسازی به حساب می‌‌آید. بازآفرینی فرهنگ‌‌مبنا رویکردی جدید به بازآفرینی شهری است که با بهره‌‌گیری از ویژگی‌‌های فرهنگی اجتماعی هر منطقه، به ساخت دوباره شهر و محله پرداخته و فضای کالبدی و اجتماعی متمایزی خلق می‌‌نماید. این رویکرد تأثیری مثبت بر اقتصاد و ایجاد اشتغال در شهرها دارد و می‌‌تواند موجب افزایش پیوستگی اجتماعی و صنعت گردشگری در شهر شده و میزان جرم و جنایت را کاهش دهد. صنعت گردشگری به‌‌عنوان یکی از سودآورترین صنایع خدماتی نقش مهمی را در اقتصـاد کشـورها ایفـا می‌‌کند و امروزه از آن به‌‌عنوان صنعت نامرئی در روند جهانی شدن یاد می‌‌شود. ارومیه به عنوان شهر ادیان و اقوام از مناطق مستعد گردشگری فرهنگی به شمار می آید که از توانمندی های بالایی برای جذب گردشگران برخوردا است. هدف از پژوهش حاضر بررسی ظرفیت های مولفه‌‌های بازآفرینی فرهنگ مبنا در بافت تاریخی ارومیه است و ارائه راهبرد جهت افزایش هویت‌مندی و توسعه گردشگری در این محدوده است. نوع تحقیق کاربردی و روش آن توصیفی تحلیلی است، برای جمع‌‌آوری اطلاعات از روش‌‌های کتابخانه‌‌ای- اسنادی و میدانی - پیمایشی با استفاده از ابزار پرسشنامه و مشاهده استفاده شده است. محدوده جغرافیایی و جامعه آماری پژوهش کلیه محلات بافت تاریخی ارومیه و حجم  نمونه آماری آن طبق فرمول کوکران برابر با 379 نفر می باشد. پس از تبیین مدل مفهومی بازآفرینی فرهنگ مبنا به تدوین پرسشنامه پرداخته شده و توسط ارزش‌گذاری طی لیکرت به بررسی کیفی و توسط آزمون فریدمن و آزمون همبستگی به بررسی آماری داده‌‌های حاصل از پرسشنامه پرداخته شده است. نتایج حاصل از پژوهش حاکی از آن است که تأثیرپذیری مولفه‌های بازآفرینی شهری در محدوده مورد مطالعه به ترتیب اولویت عبارت است از: 1- اجتماع محور، 2- خلاقیت محور، 3- طراحی محور. نتایج تحقیق حاکی از آن است که بافت تاریخی ارومیه پتانسیل بالایی را به لحاظ اجتماعی و توسعه گردشگری فرهنگی از جمله منابع فرهنگی و رویدادهای فرهنگی  و مکان‌‌های تاریخی را داراست اما در عین حال همانگونه که چیاردی و هانیگان معتقدند، فرسودگی بافت، جدایی آن از مراکز جدید شهری و وجود فضاهای رها شده و بی دفاع و فضاهای فاقد طراحی با فضای نامناسب از موانع توسعه این نوع گردشگری و کُند شدن فرایند بازآفرینی بافت تاریخی ارومیه محسوب می‌­شوند.

ساز و کار اثرگذاری دالان های دید طبیعی شهری در شهر همدان بر میزان سلامت روان شهروندان، مورد کاوی شهر همدان

ساز و کار اثرگذاری دالان های دید طبیعی شهری در شهر همدان بر میزان سلامت روان شهروندان، مورد کاوی شهر همدان

دوره 11، شماره 2، دی 1399، صفحه 111-128

https://doi.org/10.30475/isau.2020.115413

عطیه عسگری، مصطفی بهزادفر، اسدالله نقدی

چکیده < p>بسیاری از مطالعات نشان داد‌ه‌اند که تخریب دالان‌های دروازه­ای طبیعی یکی از مشکلات توسعه شهری کنونی ایران است. در جریان توسعه­ ی نابسامان شهرهای کشور دالان‌های دید طبیعی رو به تخریب نهادند که شهر همدان یکی از این نمونه­ ها است. با این وجود، ادبیات موضوع و نظریات صاحبنظران کمتر حول موضوع دالان‌های طبیعی شهری به­ عنوان راهکاری برای ایجاد سلامت روانی در شهروندان مورد مطالعه قرار گرفته است.‌‌‌‌‌‌ به نظر می­ رسد عدم وجود ضوابط و راهکارهای نظری و فضا محور به عنوان شکافی دانشی در این موضوع وجود دارد. درواقع، می­توان بیان کرد که در تیین سیاست­های طرح ­های شهری اعم از جامع، موضعی و موضوعی، عدم وجود خط مشی­ هایی در جهت دالان‌های دید می­ تواند به عنوان مسئله در نظر گرفته شود.در همین راستا، پژوهش حاضر در پی مطالعه رابطه بین دالان‌های دید طبیعی در شهرها با سلامت روانی شهروندان بوده است. دو دالان دید طبیعی در شهر همدان که روبه سمت الوند کشیده شد‌ه‌اند، به­ عنوان نمونه مورد مطالعه انتخاب شدند. در ادامه تحقیق تلاش شد تا میزان نقش این دو دالان در سلامت روانی شهروندان همدانی مورد بررسی قرار گیرد. برای رسیدن به این هدف از پرسشنامه پنج گزینه­ ای لیکرت و تحلیل رگرسیونی در نرم افزار‌‌‌‌‌‌ SPSS19 استفاده شد. نتایج نشان داد که معیارهای زیست محیطی، ادراک منظر ذهنی، ادراک منظر عینی، اکولوژی فرهنگی اجتماعی و سازگاری با الزامات حیاتی روزمره در قالب دو دالان‌های دید طبیعی شهری در همدان اثرگذاری معناداری را بر سلامت روان شهروندان این شهر داشته ­اند.

تحلیل و ارزیابی مولفه‌های راهبرد توسعه شهر در شهرهای کوچک؛ مورد مطالعه شهر گلوگاه، مازندران

تحلیل و ارزیابی مولفه‌های راهبرد توسعه شهر در شهرهای کوچک؛ مورد مطالعه شهر گلوگاه، مازندران

دوره 13، شماره 2، دی 1401، صفحه 111-129

https://doi.org/10.30475/isau.2022.280499.1682

علی حسینی، محمدحسین محمدی، زهرا کبیری، رامین ضربی کناری

چکیده طرح‌های جامع شهری به‌دلیل مسائلی همچون بلندپروازانه بودن، عدم ملاحظه امکانات واقعی، عدم انعطاف‌پذیری، عدم مشارکت شهروندی، کمرنگ بودند نقش هدایت‌کنندگی و نقش بازدارندگی ناکارآمدی خود را در برنامه‌ریزی و مدیریت شهری نشان دادند. راهبرد توسعه شهر به عنوان یک برنامه کل‌نگر و یک فرآیند عمل‌گرا به شهرها کمک می‌کند تا رویکرد راهبردی و دیدگاه بلندمدت را در برنامه‌ریزی شهری ادغام و تلاش می‌کند رشد عادلانه در شهر را ارتقاء دهد تا کیفیت زندگی برای همه شهروندان بهبود یابد. در شهر گلوگاه علاوه بر مسائل اعم مذکور مسائل دیگری از جمله مدیریت شهری، دسترسی به خدمات شهری، کیفیت فضاهای کالبدی و محیط زیستی مشاهده می‌شود. بنابراین هدف این تحقیق، تحلیل و ارزیابی مولفه‌های راهبرد توسعه در این شهر می‌باشد تا درک بهتری از وضعیت شهر ایجاد شود. برای این منظور ابعاد راهبرد توسعه شهر شامل زیست‌پذیری، حکمروایی، بانکی بودن و رقابت‌پذیری مورد سنجش قرار گرفت. پژوهش حاضر از نوع توصیفی-تحلیلی و گردآوری اطلاعات به‌صورت اسنادی و پیمایشی و از طریق مشاهده و توزیع پرسش‌نامه بین دو جامعه شهروندان و کارشناسان مختلف شهری صورت گرفت. برای ارزیابی ابعاد راهبرد توسعه شهر، از آمار توصیفی و استنباطی شامل تی ‌تک‌نمونه‌ای، تی مستقل، تحلیل واریانس یک‌طرفه و همبستگی استفاده شد. یافته‌های‌ پژوهش نشان داد که شهر گلوگاه با چالش‌هایی مواجه است که اینها همه منجر به کاهش کیفیت زندگی شهری در آن شده است. در این میان میانگین شاخص‌ها برای ساکنین، شاخص زیست‌پذیری شهری ضعیف‌تر از سایر شاخص‌ها می‌باشد و بعد از آن شاخص رقابت‌پذیری شهری قرار دارد. شاخص حکمروایی شهری و بانکی بودن در مرتبه بعدی قرار می‌گیرند. همچنین نتایج همبستگی روابط متوسط تا ضعیفی را بین ابعاد نشان می‌دهد. به‌طورکلی ارزیابی از ابعاد راهبرد توسعه شهر در شهر گلوگاه از دید کارشناسان و از دید شهروندان با میزان کمتر از میانگین استاندارد در حد پایین قرار دارد که نشان‌دهنده وضعیت نه چندان مطلوب از نگاه این دو گروه می‌باشد. این تحقیق وضعیت شاخص‌های موجب قبل از تهیه برنامه راهبرد توسعه شهر را برای درک بهتر وضعیت شهر نشان می‌دهد و همچنین تهیه و اجرای این برنامه را برای این شهر ضروری می‌داند تا در راستای آن موجب پایداری شهری گردد.

ارزیابی تطبیقی مولفه های سرمایه اجتماعی در مساکن عمومی شهری مطالعه موردی مناطق مسکونی بریم و بوارده آبادان

ارزیابی تطبیقی مولفه های سرمایه اجتماعی در مساکن عمومی شهری مطالعه موردی مناطق مسکونی بریم و بوارده آبادان

دوره 11، شماره 1، تیر 1399، صفحه 115-130

https://doi.org/10.30475/isau.2020.143850.1057

مرتضی ضامنی، سینا رزاقی اصل، الهام پور مهابادیان

چکیده امروزه با عنایت به توسعه شهرنشینی و نیاز به اسکان نیروی کار، احداث شهرک های مسکونی پایدار اجتناب ناپذیر است. یکی از ابعاد پایداری، پایداری اجتماعی می­باشد واز آنجایی که تحقق پایداری اجتماعی بدون توجه به مولفه های سرمایه اجتماعی مقدور نمی­باشد لذا شناخت نمونه­های موجود و مقایسه تطبیقی آن­ها به منظور تبیین تحقق مولفه­های سرمایه اجتماعی از اهمیت بسزایی برخوردار است. این مقاله بر آن است که مولفه­های سرمایه اجتماعی در مناطق مسکونی بریم و بوارده آبادان را مورد ارزیابی تطبیقی قرار دهد. در صورت انجام این پژوهش ضمن مقایسه تطبیقی مولفه­های سرمایه اجتماعی در این دو محله موفق، موانع  دستیابی  به پایداری اجتماعی از دریچه تحقق سرمایه اجتماعی مورد بررسی قرارمی­گیرد تا از این رهگذر، توجه تصمیم گیران را به بازخورد احداث شهرک­های مسکونی جدید جلب نماید. روش تحقیق این پژوهش توصیفی تحلیلی  و نحوه جمع­آوری داده­ها  کتابخانه­ای و میدانی می­باشد. نتایج این پژوهش نشان می­دهد که در منطقه بریم فقط متغیر احساس تعلق اجتماعی و در منطقه بوارده متغیرهای احساس تعلق اجتماعی و اعتماد نهادی در وضعیت مطلوبی قرار دارند و در سایر متغیرها نظیر مشارکت وضعیت دو منطقه نامطلوب است. همچنین در سه متغیر « اعتماد بین شخصی»، « اعتماد نهادی» و « احساس تعلق اجتماعی» محله بوارده وضعیت بهتری نسبت به منطقه بریم دارد. این نتایج مشخص می­کند که منطقه­بندی محلات و تفکیک ساکنان براساس رتبه سازمانی می­تواند تاثیرات سویی در افزایش تعاملات و مشارکت اجتماعی داشته باشد.

تأثیر حس‌تعلق به مکان ساکنان بر نمای بناهای مسکونی محلات مجاور مادی‌های اصفهان

تأثیر حس‌تعلق به مکان ساکنان بر نمای بناهای مسکونی محلات مجاور مادی‌های اصفهان

دوره 12، شماره 2، دی 1400، صفحه 119-136

https://doi.org/10.30475/isau.2021.270077.1631

مرجان امجد، فرهنگ مظفر، شیرین طغیانی، وحید قاسمی

چکیده حاشیه مادی‌ها، مرز رویارویی انسان و طبیعت، قابل ترکیب با عناصر معماری و موثر بر طراحی سیما و منظر محلات شهری است. امروزه توسعه جوامع انسانی بر سکونت مردم بی‌تاثیر نبوده،‌ چنانچه تغییر شیوه زندگی و آپارتمان نشینی، باعث ایجاد فاصله بین طبیعت مادی‌ها و ساکنان گشته است. ساکنان به عنوان گروه‌های جمعیتی جدید به محلات وارد شدند. استقرار در منازل آپارتمانی باعث قطع ارتباط با طبیعت شد و این عدم ارتباط بر ضعف حس ‌تعلق مکان آنان افزود. به این ترتیب بناهای مسکونی جدید بدون توجه به بناهای پیرامون خود و بر اساس سلیقه‌های شخصی شکل گرفت و سیمای محلات از آشفتگی و نابسامانی ناشی از عدم هماهنگی در ترکیب عناصر نما متأثرشد. این پژوهش با هدف بررسی نحوه و چگونگی تأثیر حس‌تعلق بر مؤلفه‌های نمای محلات مسکونی، در مجاورت طبیعت مادی‌ها از دیدگاه ساکنان، به دنبال پاسخگویی به این سوال است که تأثیر حس تعلق مکان بر ویژگی‌های نمای محلات مسکونی مجاور مادی‌های اصفهان  از دید ساکنان چیست؟ پژوهش از نظر جمع‌آوری اطلاعات، پژوهش‌ میدانی و از نظر مسیر اجرا از نوع پژوهش‌های ترکیبی متوالی با پارادایم پراگماتیسم است. داده‌های کیفی با استفاده از مشاهدات مستقیم، مطالعه اسنادی و مصاحبه با متخصصین، گردآوری و تحلیل محتوای مضمون (تماتیک)  انجام شد، سپس داده‌های کمی در بستری پیمایشی به روش تهیه پرسشنامه از ساکنان محلات مسکونی مجاور مادی‌ها گردآوری و  توسط نرم‌افزار Spss و Amos تحلیل شد و تحلیل‌ها یکجا مورد تفسیر قرارگرفت. نتایج مطالعات نشان داد که حس تعلق و مادی‌ها بر نما تأثیر معنادار دارند. از دیدگاه ساکنان، حس‌تعلق بیشترین تأثیر را به ترتیب بر مؤلفه‌ی فرم و اندازه ، سپس بر اجزای نما و در درجه سوم بر مؤلفه مصالح دارد و مولفه‌های مادی‌، به ترتیب با خاطره انگیزی، خوانایی، آرامش و آسایش اقلیمی و منحصر به فرد بودن باعث افزایش تأثیر طبیعت موجود بر نما شده‌اند. بنابراین توجه به زیر ساخت سبز مادی‌های اصفهان و جلب مشارکت ساکنان تحت تأثیر حس تعلق آن‌ها، ارتقای شاخص‌های کالبدی نمای بناهای مسکونی مجاور مادی‌ها را به همراه خواهد داشت.محاسبه گردید.

تبیین مفاهیم کلیدی شهر اسلامی در تفکر مدینه فاضله فارابی

تبیین مفاهیم کلیدی شهر اسلامی در تفکر مدینه فاضله فارابی

دوره 13، شماره 1، شهریور 1401، صفحه 125-141

https://doi.org/10.30475/isau.2022.256872.1579

مرضیه الزهرا نصیرپور، محمد نقی زاده، زهرا سادات سعیده زرآبادی

چکیده باوجود مطالعات بسیار‌،‌ کمبود منابع جهت استواری پایه‌های نظری مفهوم «شهر اسلامی»‌،‌ همچنان مهم‌ترین معضل این بخش از دانش شهرسازی است‌.‌ بدین‌جهت‌،‌ بازخوانی و واکاوی آثار اندیشمندان بزرگ مسلمان که نظریات آن‌ها عمدتاً مبتنی بر تعالیم اسلامی است‌،‌ ضروری به نظر می‌رسد‌.‌ پژوهش بنیادی حاضر‌،‌ باهدف کمک به توسعه مبانی نظری «شهر اسلامی»‌،‌ نظریه «مدینه فاضله‌ فارابی» را با استفاده از مطالعات اسنادی‌،‌ مراجعه به منابع دست‌اول و بر اساس روش تجزیه‌وتحلیل کیفی‌،‌ موردمطالعه قرار داده است‌. فارابی حکیم مسلمان ایرانی،‌ در کتب «آراء اهل المدینه الفاضله» و «سیاسه المدنیه»‌،‌ به شرح علمی مفهوم «شهر آرمانی» می‌پردازد‌. ویژگی‌های منحصربه‌فرد او را می‌توان در «جامع‌نگری»، «ساختار و سازمان منظم تفکر او»، «سعی در کاربردی کردن فلسفه اسلامی در اجتماع» و «توجه به مبادی سه‌گانه الهی، انسانی و طبیعی در ارائه نظریات» دانست که این مشخصات، استحکام تفکر مبتنی بر نظریات وی را تا حدود زیادی تضمین می‌نماید. پس از بررسی منابع و تحلیل نتایج‌، مفاهیم کلیدی نظریه فارابی شامل‌:‌ «سعادت»، «جامع‌نگری»، «انسان‌گرایی»، «عدالت»، «الگوی جهانی»، «سیاست»، «نظام اجتماعی»، «مدیریت» و «آموزش» استخراج گردیده است.‌ این مفاهیم، در سه بخش «آرمان متعالی، مسیر حرکت و ابزار عملیاتی» تنظیم و روابط میان آن‌ها تحلیل شده است. درنهایت، کاربست این مفاهیم در تعریف بنیان نظری مفهوم «شهر اسلامی» مشخص گردیده است. این مفاهیم می‌توانند «هدف، رویکرد، ساز و کار، فرم، بستر، سازمان و محتوا»ی مفهوم «شهر اسلامی» را تبیین نمایند.