نوع مقاله: مقاله پژوهشی
تعداد مقالات: 234
بررسی کیفیت کالبدی- فیزیکی بازشوهای ارسن امیر بازار تبریز با رویکرد زیبایی شناسی

بررسی کیفیت کالبدی- فیزیکی بازشوهای ارسن امیر بازار تبریز با رویکرد زیبایی شناسی

دوره 11، شماره 2، دی 1399، صفحه 129-152

https://doi.org/10.30475/isau.2020.169105.1169

رحمت محمدزاده، الهام کاظمی، لیلا محبی

چکیده ارسن امیر یکی از مکان­ های قدیمی بازار تبریز و نشان دهنده هویت آن است. این مکان شامل: سرا امیر، تیمچه امیر شمالی، تیمچه امیر جنوبی، راسته امیر، دالان شرقی، دالان جنوب شرقی و دالان غربی است. بازشوهای این ارسن قدیمی و به دو صورت چوبی و فلزی و به رنگ های مختلف و تنوع کتیبه ساخته شده اند. روش تحقیق در این پژوهش، پیمایشی با بهره گیری از متون و منابع و نیز مصاحبه و پرسشنامه با بکارگیری طیف لیکرت بوده است. این پژوهش دارای دو پرسشنامه براساس مطالعات محقق ساخته است. جامعه آماری مورد مطالعه در هر دو پرسشنامه به صورت تصادفی انتخاب شده اند. تعداد نمونه در پرسشنامه اول از میان کسبه و مردم رهگذر می باشد که با استفاده از فرمول کوکران و با ضریب خطای 5 درصد، برای کسبه، 30 عدد و مردم رهگذر نیز، 30 عدد بوده است و در پرسشنامه دوم نیز به همان ترتیب بین کارشناسان 20 عدد توزیع شده است. در پرسشنامه اول کیفیت کالبدی بازشوها بر اساس سه مولفه: "عملکرد"، "فرم"، "هویت" بررسی شده است. تحلیل داده ها با نرم افزار SPSS و برای سنجش توزیع نرمال نمرات متغیرها، از آزمون کولموگروف–اسمیرنوف و برای مقایسه هر یک از سه مولفه در دو گروه مردم رهگذر و کسبه از آزمون آنالیز واریانس یکطرفه استفاده شده است. پرسشنامه دوم که مکان محور بوده، مولفه های کیفیت را در دو گروه اصول طراحی و اصول معماری در هفت مکان مورد مقایسه قرار داده است. نتایج حاکی از آن است بازشوها در این ارسن به طور کلی از لحاظ فرم کتیبه 12 گونه و از لحاظ رنگ 7 گونه هستند. میزان کیفیت بازشوها با توجه به سه مولفه در دو گروه کسبه و رهگذران به ترتیب با میانگین های 65 و 71 از امتیاز کل 115 ضعیف ارزیابی می شود. بنابراین علاوه بر توجه به مولفه های با امتیاز کم و ارائه راهکار برای برطرف نمودن آن ها، به تقویت پتانسیل های موجود ازجمله فرم های برگرفته از سنت و تاریخ مخصوصا بعدهای محیطی- مکانی تاکید می گردد.

بررسی تطبیقی الگوهای جایگیری فضای خیس درانعطاف‌پذیری مسکن

بررسی تطبیقی الگوهای جایگیری فضای خیس درانعطاف‌پذیری مسکن

دوره 11، شماره 1، تیر 1399، صفحه 131-144

https://doi.org/10.30475/isau.2020.138130.1021

آیدا رسولی ثانی آبادی، مریم فرهادی، علی غفاری

چکیده یکی از موضوعاتی که امروزه توجه بسیاری از معماران معاصر را به خود جلب نموده، انعطاف‌پذیری در طراحی مسکن است. مسکن انعطاف‌پذیر می‌تواند با پاسخگویی به چرخه زندگی کاربران، نیازهای متعدد و متغیر آنان را در ابعاد گوناگون از جمله ابعاد اجتماعی و اقتصادی برآورده نماید. عوامل بسیاری در طراحی مسکن انعطاف‌پذیر تاثیرگذار است که یکی از آن‌ها فضای خیس است. تا آنجا که، در صورت طراحی نامناسب فضای خیس، انعطاف‌پذیری پروژه می‌تواند با مشکل مواجه ‌شود. با توجه به اهمیت غیرقابل‌انکار این فضا در مسکن، نبود پژوهش های کافی در این زمینه، و به منظور افزایش قابلیت انعطاف پذیری در پلان‌های مسکونی، تمرکز این پژوهش بر روی موضوع فضای خیس است. این مقاله از نوع کاربردی بوده و به روش توصیفی- تحلیلی صورت گرفته است. هدف از این پژوهش، معرفی و مقایسه رایج‌ترین الگوهای جایگیری فضای خیس در پلان‌های مسکونیِ انعطاف‌پذیر از طریق بررسی نمونه پروژه‌های معاصر طراحی شده توسط پیشگامان این حوزه است. به این ترتیب که ابتدا با جمع‌آوری و بررسی کیفی پلان‌های منتخب بر مبنای انواع رویکردهای انعطاف‌پذیری، به توصیف و سپس مطالعه‌ی تطبیقی سه الگوی جایگیری فضای خیس در پلان، در دو سطح درون‌واحدی و میان‌واحدی، پرداخته شده است. نتیجه پژوهش نشان می‌دهد که فضای خیس می‌تواند، در قالب جایگیری‌های مختلفِ بررسی شده، به عنوان عنصر جداکننده‌ و یا آزادکننده‌ی فضا ایفای نقش کند، و هر یک از این دو حالت، می‌تواند به انعطاف‌پذیری پلان منجر گردد.

تأملی بر شناخت مزرعه قاضی‌بالا بر پایه معیارهای شش‌گانه مزارع اربابی

تأملی بر شناخت مزرعه قاضی‌بالا بر پایه معیارهای شش‌گانه مزارع اربابی

دوره 13، شماره 2، دی 1401، صفحه 131-144

https://doi.org/10.30475/isau.2022.271946.1634

حسین راعی

چکیده در سالیان اخیر مطالعات ویژه‌ای در جهت شناخت و شناسایی مزارع مسکون تاریخی در فلات مرکزی ایران آغاز شده است. جغرافیای فرهنگی شهرهایی مانند قم مأمن این گونه از معماری ایران است. مزرعه قاضی‌بالا در کنار مزارع دیگری چون سزاوار، البرز، کَهَک وچشمه‌علی در برهه‌ای از تاریخ به ویژه دوره قاجار به وجود آمدند، توسعه یافتند و هم‌اکنون نیز بقایای آن‌ها در پیرامون قم دیده می‌شود. مسئله اصلی تحقیق آگاهی اندک جوامع در شناسایی و شناخت مزارع مسکون تاریخی است. بسیاری از مزارع اربابی بدون توجه به هویت آن‌ها در حال بازسازی نادرست هستند و یا با نام‌ها و عناوین دیگری در فهرست آثار ملی به ثبت رسیده‌اند. مزرعه قاضی بالا در قم نیز دچار این مسائل بوده است. دو پرسش در این تحقیق مطرح می‌شود: 1. مجموعه قاضی‌بالا با کدام یک از معیارهای شناسایی مزارع اربابی ایران انطباق دارد؟ 2. شناسایی قاضی‌بالا به عنوان یک مزرعه اربابی چه کمکی به حفاظت از آن می‌کند؟ هدف تحقیق معرفی مزرعه قاضی بالا به عنوان یک مزرعه اربابی در ایران است. بنابراین سعی می‌شود با رهیافت تفسیری و راهبرد تفسیری تاریخی به موضوع پرداخته شود و در قالب مطالعات میدانی و سندپژوهی، یافته‌های تحقیق محقق شود. یافته‌ها نشان می‌دهد تاکنون شش معیار برای شناسایی مزارع اربابی در ایران شناخته شده است و مزرعه قاضی‌بالا در انطباق با معیارهایی چون استقرار عناصرکالبدی، سندیت تاریخی، تداوم تاریخی، مالکیت اربابی، وجود جمعیت ثابت و وضعیت پایدار به عنوان یک مزرعه اربابی شناخته شده‌است. شناسایی این اثر به عنوان یک مزرعه اربابی می‌تواند معرفی، حفاظت و احیاء آن را تحت تأثیر قراردهد و از دخالت‌های کالبدی و کارکردی نامناسب ذیمدخلان و ذینفعان جلوگیری کند. 

بررسی چگونگی افزایش حس انسجام در افراد با توجه به رویکرد سالوتوژنیک (نمونه موردی: بافت مسکونی محله تاریخی سنگ سیاه شیراز)

بررسی چگونگی افزایش حس انسجام در افراد با توجه به رویکرد سالوتوژنیک (نمونه موردی: بافت مسکونی محله تاریخی سنگ سیاه شیراز)

دوره 12، شماره 2، دی 1400، صفحه 137-151

https://doi.org/10.30475/isau.2021.282418.1689

محدثه السادات حمیدی، مهدی خاک زند، محسن فیضی

چکیده امروزه توجه به ارتقای سلامتی انسان‌ها نیازمند یک جنبش بین رشته‌ای است. از اینرو رویکرد سالوتوژنیک به مانند روشی موثر در ارتقای تندرستی بشر نقش بازی می‌کند. یکی از زیر شاخه‌های اساسی در این رویکرد حس انسجام (SoC) می‌باشد که آنتونووسکی آن را یک پاسخ به موقعیت‌های نامطلوب زندگی بیان می‌کند که از این‌رو مبنای کلی این پژوهش را تشکیل می‌دهد. هدف اصلی این پژوهش دستیابی به راه حلی در طراحی به منظور افزایش حس انسجام افراد ساکن در بافت تاریخی شیراز می‌باشد. بدین جهت، محله سنگ سیاه در شهرستان شیراز به عنوان نمونه مورد بررسی، در نظر گرفته شده است. این پژوهش از روش ترکیبی  بهره‌مند می‌باشد .از این‌رو ابتدا به بررسی محتواهای پیشرو با توجه به مطالعات اسنادی و کتابخانه‌ای پرداخته شده است. سپس به منظور گردآوری داده‌ها از پرسشنامه حس انسجام آنتونووسکی و همچنین پرسشنامه کیفیت زندگی سازمان جهانی بهداشت استفاده شده است. در بخش پیمایش، تجزیه و تحلیل داده‌ها، به وسیله‌ی نرم افزار SPSS 24 و به روش آمار توصیفی و استنباطی انجام شده است. همچنین با استفاده از نرم‌افزار SMART PLS 2، رابطه بین متغیرهای پنهان و متغیرهای اصلی پژوهش توسط مدل ساختاری، بررسی شده است. با انجام این پژوهش عوامل اصلی و موثر بر کیفیت زندگی(QoL) افراد و حس انسجام(SoC) در ساکنان محله سنگ سیاه، به طور قابل توجهی شناسایی و بررسی گردیده است. با توجه به نتایج، «مؤلفه معناداری» بیشترین ضریب همبستگی را در رابطه با محیط انسان ساخت و کیفیت زندگی افراد، دارا می‌باشد، از این‌رو با توجه به این تحقیق، این فاکتور به‌عنوان راه‌حلی در محله سنگ سیاه و محله‌های مشابه برای پیشبرد طراحی با رویکرد سالوتوژنیک در نظر گرفته ‌می‌شود.  

تحلیلی بر تاثیر فعالیت‌های اقتصادی معاصر بر سازمان‌فضایی بازار بزرگ تبریز

تحلیلی بر تاثیر فعالیت‌های اقتصادی معاصر بر سازمان‌فضایی بازار بزرگ تبریز

دوره 13، شماره 1، شهریور 1401، صفحه 143-163

https://doi.org/10.30475/isau.2021.230419.1411

رحمت محمدزاده، ناهیده رضائی

چکیده بازارهای سنتی، در پی سرعت تغییر و تحولات فعالیت‌های اقتصادی معاصر ناشی از مدرنیزاسیون، با دگرگونی‌های بسیاری همراه بوده‌اند. این‌ مساله، تغییر سازمان‌فضایی بازارها را در پی داشته است. بازار سنتی تبریز نمونه‌ای از این موارد می‌باشد. فرضیه پژوهش این است که فعالیت‌های اقتصادی معاصر بر سازمان‌فضایی بازار سنتی این شهر تاثیر شگرفی داشته است. پژوهش حاضر با استفاده از روش کیفی با راهبرد منطق پس‌کاوی و بهره‌گیری از منابع کتابخانه‌ای و مشاهدات عینی در پی درک این مسله و نحوه‌ی کنترل برخی از پیامدهای اقتصادی، اجتماعی، کالبدی و فیزیکی آن است. مطالعات نشان می‌دهد که بازار تبریز از اواخر قاجار، با تحول در نوع و شیوه‌ی فعالیت‌های اقتصادی جدید و رشد فیزیکی به‌تبع افزایش جمعیت و مهاجرت، شاهد ورود و حضور انبوه کالاهای تولیدی و وارداتی و نیز شهرسازی مدرن بوده به‌گونه‌ای که سازمان‌یابی فضایی بازار، توان پاسخ به این حجم از بازار کالا و خدمات را نداشت. این حجم از تولید و عرضه، تناسب فضاهای بازار را دچار شکاف کرده و موجب تضعیف مبادلات آن در سطح منطقه و شهر شد. ساختار‌ قدیمی بازار نیز با توجه به نیازهای نوین دچار تغییراتی گاه جدی گردید که به متروکه شدن پاره‌ای از فضاها و عناصر شاخص و اضافه شدن فضاهای ناهمگون انجامید. این مساله در مواردی به از بین رفتن سلسله‌مراتب و الگوهای فعالیتی و کالبدی در بازار و ایجاد الگویی در پیرامون آن شد که هم‌پیوندی لازم را برقرار نمی‌ساخت. ازاین رو، ضمن شناخت بازار و ارتباط فضایی با اطراف، مدیریت تکنولوژی و نوآوری با بهره‌گیری از روش‌ها و ابزار کارآمد، مدیریت منابع انسانی و نهایتاً مدیریت پروژه در قالب طرح‌هایی چون ساماندهی اقتصادی و اجتماعی و کالبدی بازار و یا طرح‌های متداول شهرسازی چون احیا بافت تاریخی با توجه به واقعیات منطقه‌ای می‌توانند‌ راهکارهای مناسبی در حفظ و ارتقای سازمان‌فضایی بازار باشند.

شناخت و امکان‌سنجی بکارگیری سیستم مدل‌سازی اطلاعات ساختمان (BIM) در آموزش معماری ایران

شناخت و امکان‌سنجی بکارگیری سیستم مدل‌سازی اطلاعات ساختمان (BIM) در آموزش معماری ایران

دوره 11، شماره 1، تیر 1399، صفحه 145-166

https://doi.org/10.30475/isau.2020.222331.1368

مرجان لطیفی اسکویی، سید امیر سعید محمودی، الهام ناظمی

چکیده گرچه امروزه مدل‌سازی اطلاعات ساختمان و آموزش آن از موضوعات مهم و رو به رشدی در عناوین پژوهش­های اخیر در جهان به شمار می­رود، اما این جریان نوین بخصوص آموزش آن درکشور ایران نادیده گرفته شده است. پژوهش حاضر با هدف پیشنهاد چارچوب مفهومی جهت شناخت بکارگیری سیستم مدل‌سازی اطلاعات ساختمان درآموزش معماری ایران انجام یافته است. این پژوهش از نظر هدف، کاربردی بوده و رویکردی آمیخته؛ شامل نمونه موردی ثانویه، پیمایش و گروه کانونی دارد. انتخاب جامعة آماری به روش هدفمند بوده و حجم نمونه تعداد 200 نفر دانش­آموختة معماری است. خطای اندازه گیری 05/0 و سطح اطمینان 95 درصد، بوده است. پرسشنامه‌ها بصورت آنلاین پخش و با استفاده از نرم­افزار آماری (اس.پی.اس.اس) تحلیل شده­اند. روایی پرسشنامه­ها ارزیابی و پایایی متغیرها از طریق آزمون آلفای کرونباخ با ضریب 876/0محاسبه و تایید شده است. ابتدا با استفاده از نمونه­های موردی چارچوب نظری پژوهش ترسیم وسپس نظرات مشارکت کنندگان اخذ و تحلیل گردیده و در انتها چارچوب نهایی توسط گروه کانونی از اساتید و خبرگان اعتبار سنجی گشته است. سطح  و اهداف دوره با توجه به نتایج آزمون کای اسکوئر چنین بدست آمد که سیستم مدل‌سازی اطلاعات ساختمان می‌تواند در مقاطع مختلف و به همراه سایر کلاس‌های آموزشی بکار رود. همچنین از آزمون­های t یک نمونه­ای و رتبه‌بندی فریدمن جهت انتخاب محتوا و اهمیت دوره­ها استفاده شده که بیشترین میزان اهمیت کاربرد سیستم مدل‌سازی اطلاعات ساختمان در مدیریت پروژه، مباحث پایداری و کارگاه طراحی معماری و کمترین میزان اهمیت کاربرد آن در حوزة مفاهیم و تصورات ذهنی بدست آمده است. براساس یافته­ها، سه حوزة نرم افزار و مدل­سازی؛ مفاهیم و تئوری؛ و مدیریت اطلاعات؛ در چارچوب آموزشی سیستم مدل‌سازی اطلاعات ساختمان موثر شناخته شده و به عنوان نمونه برنامه درسی دورة کارشناسی معماری مورد بررسی قرار گرفته است و الگوی آموزشی نهایی به صورت تلفیقی در مقاطع مختلف تحصیلی پیشنهاد شده است.

واکاوی و یکپارچه‌سازی نظریات توسعه شهری دانش‌پایه در راستای ارائه چارچوب مفهومی

واکاوی و یکپارچه‌سازی نظریات توسعه شهری دانش‌پایه در راستای ارائه چارچوب مفهومی

دوره 13، شماره 2، دی 1401، صفحه 145-160

https://doi.org/10.30475/isau.2022.248491.1516

معصومه جعفری، منوچهر طبیبیان، حسین بحرینی

چکیده امروزه جهان یک گام اساسی از توسعه سنتی به سوی توسعه دانش‌پایه برداشته است. توسعه شهری دانش‌پایه یک موضوع بحث برانگیز در میان سازمان‌های بین‌المللی، مراجع ذی‌صلاح در شهرها و همینطور پژوشگران بوده است. آینده مناطق شهری خصوصا در کشورهای در حال توسعه به صورت روزافزون وابسته به ظرفیت تولید، جذب، حفظ و تقویت دانش است. پژوهش حاضر به واکاوی و یکپارچه‌سازی نظرات، الگوها و تجارب در رویکرد توسعه شهری دانش‌پایه به روش تحلیل کیفی محتوا می‌پردازد و از طریق طیف لیکرت و اولویت‌دهی توسط 20 کارشناس برجسته، مولفه‌ها و شاخص‌های توسعه شهری دانش‌پایه مشخص شده است. 6 مولفه اساسی برای بهبود شرایط و براساس نظرات کارشناسان بنا به چالش‌های پیش‌روی توسعه شهری در ایران مطرح شد که اولین و مهمترین مولفه مدیریت دانشی و در ادامه اقتصاد دانش پایه در رتبه دوم ، فناوری و اطلاعات رتبه سوم ، محیط دانشی رتبه چهارم، کارکنان دانش رتبه پنجم و مکان دانش در رتبه آخر امتیازدهی شده‌اند. در پایان با توجه به توسعه تکنوکراتیک و منسوخ در ایران، بهترین گزینه توسعه شهری دانش‌پایه است.

شناسایی و اولویت بندی معیارهای اجتماعی و کالبدی مجموعه های زیستی ناهمگن مبتنی بر ادراک همسایگان (موردپژوهی: محله ی حسن آباد-زرگنده)

شناسایی و اولویت بندی معیارهای اجتماعی و کالبدی مجموعه های زیستی ناهمگن مبتنی بر ادراک همسایگان (موردپژوهی: محله ی حسن آباد-زرگنده)

دوره 11، شماره 2، دی 1399، صفحه 153-172

https://doi.org/10.30475/isau.2020.169246.1171

مهرناز رمضانپور، علی شرقی، بهرام صالح صدق پور

چکیده رشد مجموعه ­های سکونتگاهی، موجب شکل­ گیری محله­ های ناهمگن شده ­است. شکل­ گیری این مجموعه­ ها سبب شده تا مسائل و مشکلات اجتماعی، روانی، کالبدی در محیط مسکونی به وجود آید. هدف پژوهش، شناسایی و اولویت بندی عوامل کالبدی و اجتماعی این مجموعه­ های ناهمگن توسط ادراک همسایگان با سطح اجتماعی-اقتصادی مختلف می ­باشد. این پژوهش کاربردی، در محله حسن آباد-زرگنده مورد بررسی قرار گرفت که در آن به دلیل قرارگیری دو بافت قدیمی و نوساز در کنار یکدیگر، سکونتگاهی برای طبقه­ های مختلف مردم فراهم شده ­است. در این جامعه، دو گروه 250 نفری با سطح اجتماعی-اقتصادی مختلف در بافت ضعیف عمرانی و بافت مرفه زرگنده به صورت غیرتصادفی در دسترس انتخاب شدند. ابتدا جهت استخراج وجوه و شاخصه­ های کیفیت مسکن و محیط مسکونی از مطالعات اسنادی و کتابخانه­ ای استفاده شد و سپس پیمایش با ابزار پرسشنامه و با روش تحلیل عاملی صورت گرفت. اولویت­ های دو گروه مختلف هنگام قضاوت­ هایشان از مسکن و محیط مسکونی محله مجاور خود بدین ترتیب می ­باشد: طبقه مرفه به فاکتورهای گذر، فضای باز و سبز خصوصی، نما، تداخل کاربری ­ها، امنیت، مصالح و جزئیات توجه کرده و گروه ضعیف به ترتیب به فاکتورهای امنیت، نما، تراکم ادراکی، کیفیت فضایی، گذر، دسترسی به امکانات، نما و عامل فرهنگی-اجتماعی در قضاوت­ های خود توجه می­ کند. بنابراین طبقات اجتماعی مختلف بر اساس ادراک خود از اختلال­ هایِ ابتدا بصری و سپس اجتماعی است که درباره محل زندگی و ساکنین گروه متفاوت از خود، قضاوت می­ کنند و بی ­توجهی به شکل ارزش ­گذاری فاکتورهای مسکن و محیط مسکونی، موجب برچسب منفی بین گروهی (بلاخص گروه مرفه به گروه ضعیف ­تر) شده که تنش و از هم گسیختگی جامعه ناهمگن را به دنبال دارد. لازم است در برنامه ­ریزی­ ها و سیاست­گذاری­ های بافت ­های ناهمگن درون شهری به این اولویت­ های ادراکی توجه شود تا زیست ­پذیری گروه ­ها در کنار یکدیگر امکان ­پذیر گردد.

شناخت و تحلیل کالبدی معماری بومی روستای لیوس

شناخت و تحلیل کالبدی معماری بومی روستای لیوس

دوره 12، شماره 2، دی 1400، صفحه 153-169

https://doi.org/10.30475/isau.2021.221675.1362

سجاد مؤذن، شینا ص برنجی

چکیده معماری بومی روستایی در بستر طبیعت شکل می‌گیرد و پیوندی بین انسان و طبیعت بر اساس این معماری ایجاد می‌گردد که لازمه آن هنری کاربردی در خدمت نیاز انسان است. برای فهم این هنر رجوع به نمونه‌های موجود و شناخت و تحلیل آن‌ها بهترین مسیر است. هدف مقاله حاضر شناخت و تحلیل دلایل شکل‌گیری یکی از روستاهای منحصربفرد معماری ایرانی است. روستای لیوس علاوه بر این‌که حامل ‌الگوهای معماری بومی روستایی ایران است، ویژگی‌های کالبدی خاصی دارد که برآمده از محیط شکل‌گیری روستا -کوه‌پایه‌های جنوب غربی زاگرس- است. بر مبنای هدف شناخت معماری بومی در روستای لیوس سؤال، استقلال در ساخت‌وساز(بوم‌آورد بودن معماری روستای لیوس) و پیوند با محیط پیرامون چگونه باعث بروز عناصر معماری و ساختاری و فرم‌های جدید در این روستا شده است؟ شکل می‌گیرند. بنابراین روش میدانی و پیمایشی برای گردآوری اطلاعات و پس از آن تحلیل مطالعه موردی مبنای روش تحقیق قرار گرفت. روستای لیوس در 80 کیلومتری شمال شرق دزفول، در دامنه کوهی صخره‌ای قرار دارد. تحلیل کالبد روستا در دو مقیاس کلان شامل: معابر، جهت‌گیری خانه‌ها و بازشوها، معماری پلکانی؛ و خرد شامل: کیفیت ورود و ابعاد بازشوها، مصالح، پوشش‌ها، کنوسازی و عایق‌بندی بام، تابو (ظرف سفالی بزرگ برای ذخیره حبوبات)، انجام می‌شود. نتیجه این شناخت و تحلیل نشان می‌دهد که شکل خاص زندگی مردم لیوس(لزوم رعایت مسائل امنیتی، زندگی در حالتی بین یکجانشینی و کوچ و ایجاد واحدهای مستقل زیستی در قالب خانه) دلیل عدم وجود عناصر معماری زیرساختی زندگی اجتماعی(بازار، مسجد و مرکز محله‌ای از پیش فکر شده) است. این نوع زندگی، معماری ایجاد می‌کند که بر اساس آن می‌توان ادعا کرد خلاقیت در معماری بومی به معنی ساده‌ترین و دم‌دست‌ترین پاسخ به نیازهای اصیل و مبنایی انسان است.

معیارهای گزینش دستیاران تدریس و مدرسان مدعو معماری؛ نمونه‌ی موردی: دانشگاه حکیم سبزواری

معیارهای گزینش دستیاران تدریس و مدرسان مدعو معماری؛ نمونه‌ی موردی: دانشگاه حکیم سبزواری

دوره 13، شماره 2، دی 1401، صفحه 161-173

https://doi.org/10.30475/isau.2022.252278.1537

وحید صدرام، سیده مهسا موسوی شیلگانی، سارا اسعدی جعفرآباد

چکیده با افزایش پذیرش دانشجو در رشته‌ی معماری نسبت به گذشته، استادان معماری برای پیش‌برد کارگاه طراحی نیازمند کمک دستیارانی هستند که غالباً از میان مدرسان مدعو انتخاب می‌شوند. ظاهراً برای انتخاب این دستیاران محدودیت‌ها و معیارهای روشنی وجود ندارد و استادان صرفاً با نظر شخصی و تجربی و با شناخت قبلی خود دستیار انتخاب می‌کنند. از سوی دیگر، برخی دانش‌آموختگان جدید معماری نیز به‌دلیل کمبود کار در بازار حرفه‌ای، بدون میل و استعداد شخصی، متقاضی دستیاری هستند. گاهی بی‌توجهی یا اشتباه استادان در انتخاب یک دستیار مناسب، موجب نارضایتی دانشجویان کارشناسی معماری می‌شود. از این رو، سعی شده به معیار‌های گزینش دستیار تدریس و مدرسان مدعو در دانشکده‌ی معماری دانشگاه حکیم سبزواری پرداخته شود. روش تحقیق این مقاله ترکیبی است و در دو بخش مطالعات کتابخانه‌ای و زمینه‌ای، از طریق مصاحبه و پرسشنامه انجام شده است. از طریق مصاحبه با استادان و پرسش از دانشجویان دوره‌ی کارشناسی، و در ادامه، با مقایسه، تحلیل و تطبیق نظرها، چند معیار روشن بدست آمد و اولویت‌بندی شد. هدف از تحقیق حاضر آن است که از طریق استخراج معیارهای برجسته‌ی مورد قبول استادان و دانشجویان معماری، تعریفی عملیاتی برای گزینش دستیاران استاد ارائه دهد تا استادان علاقه‌مند بتوانند انتخاب‌های شخصی و تجربی خود را با نتایج حاصل از این پژوهش ارزیابی نمایند و خطای کمتری داشته باشند.

تحلیلی بر چگونگی بیان معنا در معماری پست‌مدرن از دریچه‌ی زبان‌شناسی (مقایسه‌ی تطبیقی کاربرد فنون بلاغی در زبان و معماری پست‌مدرن)

تحلیلی بر چگونگی بیان معنا در معماری پست‌مدرن از دریچه‌ی زبان‌شناسی (مقایسه‌ی تطبیقی کاربرد فنون بلاغی در زبان و معماری پست‌مدرن)

دوره 13، شماره 1، شهریور 1401، صفحه 165-180

https://doi.org/10.30475/isau.2020.216256.1345

زهرا احمدی، حسن ذوالفقارزاده

چکیده زبان پست‌مدرن مستلزم به‌کارگیری فنون بلاغی گوناگون است. توجه به نقش فن مجاز و به‌و‌یژه رابطه‌ی تعاملی آن با استعاره، در زبان معماری پست‌مدرن، برای تولید و بیان معنا، در پژوهش‌های پیشین مدنظر قرار نگرفته است. هدف این پژوهش بررسی نحوه‌ی شکل‌گیری و کارکرد فنون بلاغی در تولید و انتقال معنا و نیز رمزگشایی و بازتولید آن در معماری پست‌مدرن است. به‌این منظور، برای نخستین‌بار، شرایط تحقق فنون بلاغی مجاز و استعاره در معماری پست‌مدرن تعریف شد و رابطه‌ی تعاملی آن‌ها در دو محور هم‌نشینی و جانشینی برای ایجاد دو فن دیگر ایهام و کنایه، مورد تجزیه‌وتحلیل قرار گرفت. بنابراین پژوهش حاضر کیفی و با ماهیتی کاربردی است. داده‌ها از طریق مطالعه‌ی اسنادی گردآوری و به‌روش توصیفی‌-‌تحلیلی، با تحلیل نشانه‌شناسانه و شیوه‌ی تطبیقی‌-مقایسه‌ای و مطالعه‌ی موردی تحلیل شد. براساس یافته‌های پژوهش، معماری پست‌مدرن به‌یاری رابطه‌ی تعاملی مجاز و استعاره در دو محور هم‌نشینی و جانشینی با شکل‌دهی دیگر فنون بلاغی مفاهیمی چون پیچیدگی، تضاد، لذت، کثرت‎‌گرایی و تعویق معنا را متجلی می‌کند و موجب تکثیر و توسعه‌ی آن‌ها می‌شود. همچنین با تلفیق معانی صریح و ضمنیِ نشانه‌های متون گذشته و «از آن خود سازی» آن‌ها، ضمن شکل‌دهی به واقعیات، برخلاف ادعای پست‌مدرنیستی خود، به ساخت ایدئولوژی مبادرت می‌ورزد. بنابراین، از طریق درک عملکرد فنون بلاغی و به‌ویژه رابطه‌ی تعاملی مجاز و استعاره، امکان رمزگشایی و بازتولید معنای هر معماریِ پیچیده‌ی بلاغی به‌کمک تحلیل نشانه‌شناسانه‌ میسر می‌شود. همچنین بهره‌گیری از این فنون، به‌مثابه ابراز بیان اندیشه در طراحی معماری، غنای معناییِ معماری حاصل را ممکن می‌کند. 

راهبردهای طراحی خوابگاه‌های دانشجویی براساس تحلیل قرارگاه‌های رفتاری(نمونۀ مورد مطالعه: خوابگاه دانشجویان دختر دانشگاه شیراز)

راهبردهای طراحی خوابگاه‌های دانشجویی براساس تحلیل قرارگاه‌های رفتاری(نمونۀ مورد مطالعه: خوابگاه دانشجویان دختر دانشگاه شیراز)

دوره 11، شماره 1، تیر 1399، صفحه 167-186

https://doi.org/10.30475/isau.2020.163681.1149

مژده جعفری، علی اسدپور، سلما حائری

چکیده قرارگاه‌های رفتاری به عنوان ثمره‌ی دانش روانشناسی اکولوژیک، به رفتار و تجربه های مردم در زندگی روزمره‌شان و در محیط واقعی می‌پردازد. از این دیدگاه مطالعه رفتار انسان وابسته به مطالعه محیط آن رفتار می باشد لذا طراح علاوه بر شناسایی الگوهای رفتاری تکرار شونده و محیطی که رفتار درون آن شکل می گیرد ملزم به شناخت رابطه‌ی بین این دو عامل می باشد. هدف این پژوهش یافتن راهبردهای طراحی معماری خوابگاه‌های دانشجویی متناسب با رفتار فضایی دانشجویان بر پایۀ «قرارگاه رفتاری» دختر ایرانی است. در پژوهش حاضر، علاوه بر شیوه‌های غیر‌مداخله‌گر شامل حضور مستقیم در فضا و ثبت رویدادها، به شیوه ی میدانی یک نمونه 200 تایی از دانشجویان ساکن در مجتمع خوابگاهی خواهران دانشگاه شیراز در مقاطع مختلف (کارشناسی، کارشناسی ارشد و دکتری) مورد مطالعه قرار گرفتند و از طریق پرسشنامه باز و تحلیل محتوایی داده‌های کیفی، ضمن شناسایی قرارگاه‌های رفتاری، وزن مؤلفه‌های موثر در طراحی شامل الگوهای جاری رفتار، ویژگی‌های کالبدی و عوامل برهم زننده سینومورف های رفتار-ظرف کالبدی استخراج شد. در پایان، ضمن ارائه راهبردهای طراحی در سه دسته کلی شامل فضای خصوصی فعالیت‌های فردی، فضای نیمه خصوصی فعالیت های فردی و فضای عمومی و نیمه عمومی فعالیت‌های جمعی براساس پیشینه نظری و عملی پژوهش در نمونۀ موردی خود می‌کوشد تا فنون طراحی متناسب با هر راهبرد را به نمایش گذارد تا در نهایت بستر مناسب جهت تحقق الگوهای رفتاری دانشجویان در خوابگاه فراهم آید.

تحولات کالبدی آرامگاه امامزاده عبدالله شوشتر نمودی از معماری ایرانی در گذر از دوره سلجوقی -خوارزمشاهی به دوره ایلخانی

تحولات کالبدی آرامگاه امامزاده عبدالله شوشتر نمودی از معماری ایرانی در گذر از دوره سلجوقی -خوارزمشاهی به دوره ایلخانی

دوره 12، شماره 2، دی 1400، صفحه 171-187

https://doi.org/10.30475/isau.2020.215617.1342

عباسعلی احمدی، امین احمدی سیاهپوش

چکیده شوشتر با دارا بودن تعداد زیادی از بناهای آرامگاهی به گنجینه‌ای از معماری اسلامی بدل گشته است؛ در این میان، بنای امامزاده عبدالله به دلیل دوره زمانی ساخت(دوره انتقال از دوره سلجوقی-خوارزمشاهی به دوره ایلخانی)، ساختار شکلی، نوع گنبد، سابقه تاریخی گنبد به عنوان نمونه پیشگام در معماری ایران، ویژگی­‌های معماری، تزیینی و تنوع کتیبه‌ها، جایگاه ویژه­‌ای دارد. با در نظر گرفتن موارد یاد شده که حکایت از اهمیت بنا دارد و با این فرض که معمولاً بناهای مذهبی به علت دفعات مرمت، بازسازی و گسترش ساختمانی از کالبد اولیه خود خارج می‌­شوند؛ پژوهش حاضر بر آن است تا چگونگی شکل‌گیری و نحوه گسترش آرامگاه را مورد مطالعه و بازنگری قرار داده و زوایای جدیدی از نحوه شکل‌گیری، پلان اولیه، توسعه ساختمانی و تاریخ معماری بنا را مشخص کند. نتایج پژوهش که به روشی توصیفی-تطبیقی-تحلیلی با تکیه بر اطلاعات بدست آمده از دو مرحله مطالعات میدانی و کتابخانه‌­ای انجام شده، نشان می‌دهد که ساختار اولیه‌ی مقبره، گنبدخانه­‌ای منفرد مربوط به دوران قبل از دوره مغول بوده است. در دوره ایلخانی آرامگاه بر حسب نیاز گسترش یافت و متأثر از شیوه‌ی رایج گنبدسازی این دوره، گنبدخانه‌ای به بنای اولیه الحاق می‌­شود. در دوره‌ی صفویه با وارد شدن فضاها و عناصر معماری جدیدی چون آرامگاه بی‌بی گزیده خاتون و فضاهای وابسته به آن و بازسازی سردر اصلی مجموعه، کالبد بنا دچار تغییر اساسی می‌شود. دو مناره‌ در زمان افشاریه به بنا الحاق گردید و در دوره‌ی قاجاریه با وجود عدم دخالت در کالبد اصلی، برخی کتیبه­‌ها و تزیینات به ویژه نقوش گنبدخانه اصلی ایجاد می­‌شوند.

تبیین مؤلفه‌های محیطی مؤثر بر حضور مخاطب در پل های دوره صفوی اصفهان(نمونه موردی: پل خواجو و پل الله‌وردی خان)

تبیین مؤلفه‌های محیطی مؤثر بر حضور مخاطب در پل های دوره صفوی اصفهان(نمونه موردی: پل خواجو و پل الله‌وردی خان)

دوره 11، شماره 2، دی 1399، صفحه 173-187

https://doi.org/10.30475/isau.2020.223792.1377

غزاله حنایی، بهروز منصوری، داراب دیبا، امیر مسعود دباغ

چکیده شهر اصفهان در عصر صفوی، تجلی ­گاه وجوه مختلف هنر، معماری و شهرسازی بوده است. نگرش ­های ویژه به فعالیت­ های اجتماعی در این عصر سبب ایجاد فضاهای جمعی متنوعی در شهر شده بود. یکی از مهم­ترین این فضاها در این دوره پل­ های شهری هستند که به­ گونه ­ای منحصربه‌فرد به‌عنوان بستر شکل­ گیری فضاهای جمعی در اصفهان در گذشته­ ایفای نقش کرده­ اند و این امر تا به امروز امتدادیافته است. این پژوهش در پی تبیین مؤلفه‌های تأثیرگذار بر حضور مخاطبان، در پل ­های ساخته­ شده ­ی عصر صفوی، به‌عنوان فضاهای جمعی پویا در جامعه امروزی است. ازاین‌رو با انتخاب دو نمونه ­ی مورد مطالعه، پل ­های خواجو و الله­ وردی­ خان، سعی در واکاوی علل اقبال عمومی آن‌ها و یافتن عوامل تأثیرگذار ادراکی و عملکردی پل­ ها است که به نیازهای معاصر پاسخگو م ی­باشد. نوع تحقیق در این پژوهش کیفی است و با استفاده از نظریه داده بنیان سعی در شناخت زندگی اجتماعی در زمان حال دارد. ابزار پژوهش مصاحبه است و این مصاحبه­ ها بر اساس سؤالات تنظیم‌ شده بر مبنای دو حوزه ادراکی و رفتاری مخاطب در ارتباط با محیط پل و از طریق تحلیل محتوای کیفی منجر به دستیابی به نتیجه مطلوب می ­شود. مؤلفه‌های معماری تأثیرگذار در حضور افراد در این پل­ ها شامل 12 مؤلفه کلی در دو حوزه ادراکی و شناختی می ­باشد که هرکدام از چند زیر مقوله تشکیل‌شده‌اند. پل­ های تاریخی اصفهان با اثربخشی بر لایه­ های ادراکی مخاطب (نظیر: زیبایی­شناسی، حافظه فردی و جمعی و خاطره­ انگیزی) موجب شکل­ گیری رفتارهای فردی و جمعی ویژه و تجلی آن در بستر فضای پل‌شده و نمود بارزی از فضای جمعی تاریخی و روابط اجتماعی در شهر معاصر را به منصه­ ی ظهور می­ گذارد.

امکان‌سنجی استفاده از راهکارهای بهینه‌سازی پوسته ساختمان‌های اداری در مناطق معتدل ایران با بهره‌گیری از نمونه‌‌ بناهای صفر انرژی اجرا شده در اقلیم‌های مشابه

امکان‌سنجی استفاده از راهکارهای بهینه‌سازی پوسته ساختمان‌های اداری در مناطق معتدل ایران با بهره‌گیری از نمونه‌‌ بناهای صفر انرژی اجرا شده در اقلیم‌های مشابه

دوره 13، شماره 2، دی 1401، صفحه 175-195

https://doi.org/10.30475/isau.2022.225316.1384

فاطمه یارمحمد، فاطمه مهدیزاده سراج

چکیده انتشار بیش از حد گاز دی‌اکسیدکربن اثرات سوئی را بـر محیط‌زیست گذاشته است حدود 40 درصد از مصرف انرژی و 30 درصد انتشار دی‌اکسیدکربن توسط ساختمان‌ها صورت می‌گیرد. این در حالی است که تاثیر بسزای پوسته ساختمان را در تبادل حرارتی و مصرف انرژی و در پی آن انتشار گاز دی‌اکسیدکربن نمی‌توان نادیده انگاشت، این مقاله به بررسی راهکارهای طراحی پوسته ساختمان‌های صفر انرژی با رویکرد کاهش مصرف انرژی، انتشار دی‌اکسیدکربن و استفاده از انرژی‌های تجدیدپذیر به تفکیک در دو دهه اخیر پرداخته است. سپس 34 نمونه ساختمان اداری در مناطق معتدل اروپایی بررسی و پرکاربردترین راهکارهای طراحی پوسته‌های آن شناسایی شده است.  نهایتاً پرکاربردترین راهکارهای شناسایی شده جهت امکان‌سنجی قابلیت اجرا برای ساختمان‌های اداری در اقلیم مشابه در ایران بر اساس پارامترهایی چون هزینه، سهولت اجرا در زمان ساخت و سهولت نگهداری پس از ساخت بنا، نیاز به نیروی کار ماهر و تجهیزات تخصصی، زمان اجرا، میزان تولید انرژی و بازگشت سرمایه با استفاده از آنتروپی شانون وزن‌دهی و برحسب وزن ترکیبی حاصل از کاربرد و قابلیت اجرا رتبه‌بندی شده است. روش تحقیق استفاده شده از نوع توصیفی تحلیلی بوده و از ابزارهایی چون بهره‌گیری از نتایج تحقیقات پیشین، بررسی نمونه‌های موردی و مقایسه تطبیقی نیز استفاده شده است. نتایج حاصل از پژوهش نشان می‌دهند پرکاربردترین راهکارها به ترتیب مربوط به استفاده از صفحات فتوولتائیک، عایق‌کاری حرارتی جداره‌ها، استفاده از تهویه طبیعی، توجه به ابعاد و موقعیت پنجره‌ها، استفاده از نور روز، استفاده از مصالح با ظرفیت حرارتی مناسب، استفاده از گلخانه و آتریوم و استفاده از دیوار و بام سبز می‌باشد. استفاده توامان این راهکارها در طراحی پوسته‌ها می‌تواند بیشترین بهره‌وری را به جهت کاهش مصرف انرژی و کاهش انتشار دی‌اکسیدکربن در کوتاه مدت داشته باشد.

ارزیابی نظام اتصال انسان و طبیعت در سیستم واقعیت مجازی با هدف ارائه و بازتاب مدلی در کالبد معماری

ارزیابی نظام اتصال انسان و طبیعت در سیستم واقعیت مجازی با هدف ارائه و بازتاب مدلی در کالبد معماری

دوره 13، شماره 1، شهریور 1401، صفحه 181-199

https://doi.org/10.30475/isau.2022.230954.1415

سید علی سجادی زاویه، رعنا نیلی

چکیده مواجهه با طبیعت بعنوان نیاز فطری، یک ضرورت چندوجهی در زندگی شهریست که کَمابیش رویارویی با این مقوله اتصالی فیزیکی و روندی خطی بوده است. در خِلال این سِیر با ورود مفاهیم جدید در علوم، واقعیت مجازی  برای  تنوع دادن این تجربه به شکل تِله‌پِرزِنس مورد توجه بسیاری از کشورها در حوزه معماری قرار گرفته و قواعد سازمانی آن‌ها را تحت تأثیر قرار داده است. درحقیقت، این اصل منطقِ تازه‌ای در زمینه معماری با توجه به پیشرفت‌های حاصله همراه دارد و آن تولید فضاهای احساس‌برانگیزی است که در عین حال انتزاعی ولی بسیار ملموس‌اند. علیرغم جابجایی مرزهای واقعیت در جهان به قصد پیشبرد و ترکیب نو، هنوز تفکری اساسی از این نوع رابطه در کشورمان دیده نشده و کمیابی آن به وضوح حس می‌شود. بدین سان برای محک این فرم حضور، در روشی خاص، انسان و طبیعت برای بازتولید یک تعامل نوآفرین در معماری، در دنیای دیجیتالی ارزیابی می‌شوند. منظور از انجام پژوهش، سنجش حس حضور در طبیعت مجازی با آشکارسازی نظام معیاری آن (سنجش ابزار واقعیت مجازی) و همچنین جهش این پیوند در معماری با تعیین شاخص‌های سازنده آن است. فرایند تحقیق، نخست مبتنی بر مطالعات اسنادی طبق مرور مستندات مربوط به تحقیقات بارز و برجسته با استفاده از منابع کتابخانه‌ای بدست آمده است. در ادامه آن، الگویی از به محک در آوردن این حس در معماری توسط محققین این پژوهش پیشنهاد شده است. در نهایت پارامترهای تحقیق از طریق پرسشنامه ارزیابی شده و برای رسیدن به یک راهکار با استفاده از نرم‌افزار SPSS  مورد تحلیل قرار گرفته‌اند. نتایج نشان می‌دهد بکارگیری ابزار واقعیت مجازی و ارائه تکنیک‌هایی از آن در کالبد معماری، در جهت ارتباط بین انسان و طبیعت میتواند لایه‌ای نو از تعاملات دیجیتالی را در معماری شکل دهد.

اجتماع‌پذیری کالبدی مجتمع‌های مسکونی برای گروه سالمندان در تبریز(مطالعه موردی: مجتمع های مسکونی ستارخان، آسمان، علامه امینی و سپیدار)

اجتماع‌پذیری کالبدی مجتمع‌های مسکونی برای گروه سالمندان در تبریز(مطالعه موردی: مجتمع های مسکونی ستارخان، آسمان، علامه امینی و سپیدار)

دوره 11، شماره 1، تیر 1399، صفحه 187-207

https://doi.org/10.30475/isau.2020.156546.1125

زهرا علمی، پریسا هاشم پور، لیلا مدقالچی

چکیده در جوامع امروزی، اجتماع پذیری مجتمع­ های مسکونی برای سالمندان که نیاز به روابط اجتماعی داشته و بیشتر وقت خود را درخانه سپری می­ کنند، اهمیت دارد. پژوهش حاضر با هدف تبیین اجتماع پذیری کالبدی مجتمع­ های مسکونی برای گروه سالمندان در تبریز می باشد که در آن ارزیابی شاخص ­ها در نمونه­ های مورد بررسی به روش علی-مقایسه­ ای صورت گرفته است. در این پژوهش 4 نمونه مجتمع مسکونی از محدوده ­های 4 گانه­ ی تبریز انتخاب شده ­اند. برای سنجش شاخص ­های بدست آمده و مقایسه آن­ ها، پژوهش میدانی بر روی سالمندان بالای 65 سال در چهار مجتمع منتخب، انجام شده است. در این راستا نمونه­ گیری تصادفی ساده درجامعه آماری 313 نفری صورت گرفت که 172 نفر با استفاده از فرمول کوکران به عنوان حجم نمونه انتخاب شدند و از پرسشنامه­ ی بسته و مشاهده غیر­مشارکتی استفاده شد. تحلیل پرسشنامه ­ها به روش­ های واریانس و رگرسیون و در مشاهده با محاسبه میانگین امتیازات انجام پذیرفته­ است. طبق تحلیل واریانس به ترتیب مجتمع­ های ستارخان، آسمان، سپیدار و علامه امینی امتیاز بالاتری برای اجتماع پذیری سالمندان داشته ­اند و طبق تحلیل رگرسیون پرسشنامه ­ها در مجتمع ستارخان محفل­ های متنوع، درمجتمع آسمان چشم ­انداز، در مجتمع علامه امینی فرصت ­های رسیدگی و در مجتمع سپیدار فعالیت­ های متنوع در اولویت بالاتر قرار­ داشتند. بر اساس نتایج حاصل از مشاهده در مجتمع ستارخان فضای نشستن، امکانات ­رفاهی، عناصر طبیعی، مبلمان سالم و دسترسی در محوطه، در مجتمع آسمان طبیعت، عناصر تزیینی، در مجتمع سپیدار ایمنی و کفسازی پیاده، دسترسی مناسب و در مجتمع علامه امینی امکانات رفاهی دراولویت بالاتری قرار داشته ­اند. براساس جمع ­بندی کلی در چهار مجتمع منتخب، راهکارهایی جهت بهبود اجتماع پذیری مجتمع ­های مسکونی برای سالمندان بدست آمد.

بررسی به کارگیری تکنیک اوریگامی در افزایش دریافت تابش خورشیدی صفحات فتوولتاییک با استفاده از شبیه سازی رایانه ای

بررسی به کارگیری تکنیک اوریگامی در افزایش دریافت تابش خورشیدی صفحات فتوولتاییک با استفاده از شبیه سازی رایانه ای

دوره 11، شماره 2، دی 1399، صفحه 189-203

https://doi.org/10.30475/isau.2021.161914.1144

امیر برزویی، مهدی زندیه، شاهین حیدری

چکیده بر اساس آمار منتشره در حوزه انرژی، امروزه ساختمان ها به عنوان بزرگترین منبع مصرف انرژی شناخته می شوند. به این دلیل پیشرفت های فناوری در حوزه ساخت و ساز بیش از پیش به سمت راهکارهای نوین در جهت کاهش مصرف انرژی در این بخش تمرکز یافته اند. دستیابی به راه حل هایی همسو با محیط زیست در راستای حرکت به سمت توسعه پایدار در بخش معماری، مورد نظر معماران و طراحان قرار گرفته است. فناوری های تطبیق پذیر در پوسته های ساختمانی به منظور استفاده از انرژی های تجدید پذیر بخش مهمی از این دست تلاش ها را در بر می گیرد. پوسته های متشکل از صفحات فتوولتاییکی که از نور خورشید انرژی الکتریکی تولید می کنند، به عنوان بخشی حایز اهمیت در کاهش وابستگی ساختمان ها به انرژی های فسیلی شناخته می شوند. استفاده از تکنیک های کم هزینه و اثر بخش در زمینه ی معماری کمک شایانی به بهبود فرآیند ساخت نموده است. این تحقیق بر آنست تا تاثیر بهره گیری از تکنیک کاغذ و تا را در صفحات فتوولتایک به کار رفته در نمای ساختمان ها به منظور افزایش دریافت تابش خورشیدی بررسی کند. این امر با استفاده از نرم افزارهای شبیه ساز پارامتریک(گرسهاپر) و انرژی(لیدی باگ) انجام گرفته است. پس از تحلیل و بررسی کلی انواع مختلف روش های اوریگامی و نمونه های به کار گرفته شده در صنعت ساختمان و همچنین موارد موجود در طبیعت، 4 مورد به عنوان مدول های پایه برای بررسی بیشتر و مدلسازی در افزونه ی لیدی باگ نرم افزار گرسهاپر انتخاب شدند. مدول های شبیه سازی شده با استفاده از افزونه ی گالاپاگوس بر اساس الگوریتم ژنتیک بهینه سازی شدند تا بهینه ترین حالت آنها برای دریافت حداکثر میزان تابش خورشیدی به دست آید. نتایج این پژوهش نشان می دهد تغییر چینش وجوه مختلف صفحات فتوولتاییک با استفاده از تکنیک اوریگامی نسبت به مدول پایه ی یک متر مربعی عمودی در نمای جنوبی ساختمان، می تواند بین 3.44 تا 11.39 درصد میزان تابش دریافتی از خورشید را افزایش دهد.

تأثیر محدوده‌ی کالبدی مجموعه‌های مسکونی بر ترس از جرم ساکنان مطالعه موردی: مقایسه‌ی مجموعه‌های مسکونی محصور، محصور نمادین و غیرمحصور در شهرک اکباتان

تأثیر محدوده‌ی کالبدی مجموعه‌های مسکونی بر ترس از جرم ساکنان مطالعه موردی: مقایسه‌ی مجموعه‌های مسکونی محصور، محصور نمادین و غیرمحصور در شهرک اکباتان

دوره 12، شماره 2، دی 1400، صفحه 189-204

https://doi.org/10.30475/isau.2021.196767.1273

محمد جلیلی، علیرضا عینی فر، رامین مدنی، بروس جاد

چکیده پژوهش حاضر به بررسی تأثیر محدوده کالبدی مجموعه‌های مسکونی بر ادراک ترس از جرم ساکنان آن‌ها می‌پردازد. مجموعه‌های مسکونی را بر اساس نوع محدوده آن‌ها، می‌توان به سه نوع مجموعه‌های مسکونی محصور، محصور نمادین و غیرمحصور دسته‌بندی کرد. در ادبیات مسکن‌سازی، به یک طرح مسکونی که در آن سعی می‌شود از طریق ایجاد حصار و دورازه، یک محدوده کالبدی سخت شکل بگیرد، مجموعهِ مسکونی محصور گفته می‌شود. علی‌رغم گسترش مجموعه‌های مسکونی محصور محصور، توافقی در مورد عملکرد آن‌ها بر کاهش ترس از جرم وجود ندارد. در این پژوهش، به روش پس‌رویدادی و نمونه‌گیری هدفمند، مجموعه‌های مسکونی شهرک اکباتان تهران به سه دسته مجموعه‌های مسکونی محصور، محصور نمادین و غیرمحصور تقسیم شدند و در هر دسته، دو مجموعه مسکونی برای مطالعه انتخاب شدند. این نوع نمونه‌گیری سبب شد که اثر متغیرهای تعدیل‌کننده اجتماعی و کالبدی کنترل شوند. تجزیه و تحلیل 192 پاسخنامه دریافتی از ساکنان نشان داد که حصارکشی و استخدام نگهبانان در اکباتان کارآیی لازم را برای کاهش ترس از جرم نداشته است و میزان ترس از جرم ساکنان مجموعه‌های مسکونی محصور و غیرمحصور تفاوت معناداری با یکدیگر ندارند؛ اما وضعیت در مجموعه‌های مسکونی محصور نمادین متفاوت است و ترس از جرم کمتری در آن‌ها وجود دارد. مجموعه‌های مسکونی محصور نمادین از طریق ایجاد حس محدوده، همراه با مشارکت فعالانه ساکنان در حفاظت از قلمرو، اساسی‌ترین راه مقابله با جرم و جنایت هستند.

تحلیل تاثیر تغییرات حجمی بر رفتار آکوستیکی در مساجد؛ مطالعه موردی: مساجد تاریخی تبریز

تحلیل تاثیر تغییرات حجمی بر رفتار آکوستیکی در مساجد؛ مطالعه موردی: مساجد تاریخی تبریز

دوره 13، شماره 2، دی 1401، صفحه 197-210

https://doi.org/10.30475/isau.2021.230007.1410

عباس غفاری، فرزانه قلیزاده

چکیده شنوایی در انسان حسی است که در انتخاب ورودی‌ها نقشی ندارد و ناخودآگاه در برابر صداها قرار می‌گیرد. محیط زندگی انسان، سرشار از این اصوات است و منابع مختلفی به ازدیاد آن کمک می‌نمایند که در هر محیطی بسته به موقعیت انسان، تعریف حداکثری برای میزان بار وارده صوتی به گوش انسان تعریف می‌شود. مساجد به عنوان عملکردی خاص در زمینه آکوستیک نیازمند رفتارهای چندگانه در این حوزه‌اند. مسجد ایده‌آلِ آکوستیکی بایستی بتواند در عین این‌که به فضاهای خلوت و تمرکز فردی اهمیت می‌دهد، در پخش مناسب صدا به منظور کاربردهای جمعی نیز موفق عمل نماید. به نظر می‌رسد رفتار کلی صوتی در مساجد با فرم و ساختار سنتی در احجام کمتر همگن‌تر بوده، تراز فشار صدا (Sound Pressure Level: SPL) را در کلیت فضا بالاتر نشان دهد و در نمونه‌های حجیم‌تر مکان‌های متعدد با فشار بالای صدا اما ناهمگن بوجود آید. به منظور واکاوی فرضیه‌ی مذکور، طرح مطالعاتی پیش‌رو، در دو فاز مطالعاتی و میدانی انجام یافته و تحلیل رفتار صوتی دغدغه اصلی پژوهش است تا بتوان در گونه‌های مختلف حجمی تفاوت‌های آکوستیکی را با تکیه بر ابزارهای سنجش بروز که ارائه‌دهنده نتایج کارآمدتری نیز خواهد بود؛ بررسی و تحلیل نمود. نتایج پژوهش نشان می‌دهد افزایش حجم در ساختار یکسان نمونه‌ها، موجب کاهش فشار صدا در بنا می‌شود و در عین حال زمان واخنش افزایش می‌یابد. این مقوله به فرکانس وابستگی مستقیم دارد و در فرکانس‌های پایین‌تر، افزایش حجم تاثیر کمتری در تراز فشار صدای فضا دارد.

تأثیر سطوح عوامل معنایی روش زندگی بر انتظام محیط‌های مسکونی با استناد به موردپژوهی محیط مسکونی روستایی

تأثیر سطوح عوامل معنایی روش زندگی بر انتظام محیط‌های مسکونی با استناد به موردپژوهی محیط مسکونی روستایی

دوره 13، شماره 1، شهریور 1401، صفحه 201-213

https://doi.org/10.30475/isau.2020.242052.1474

محسن افشاری

چکیده محیط‌های مسکونی تحت عوامل مختلفی قرار دارند، که مهمترین آن «روش زندگی» است، که برآمده از الگوهای فرهنگی هستند، و از این رو، هدف اصلی مسکن ایجاد محیطی متناسب با روش زندگی انسان است. «روش زندگی» به انتخاب کیفیت‌های محیطی مرتبط با شیوه انجام فعالیت‌های زندگی در محیط‌های مسکونی منجر می‌گردد، بنابراین، ساختار «روش زندگی» از طریق مؤلفه‌های آشکار آن همچون فعالیت‌ها و وجوه محیطی آن همچون زمانمندی و فضامندی فعالیت‌ها، توالی زمانی و فضایی فعالیت‌ها و دیگر جنبه‌های آشکار آن قابل مطالعه است. فعالیت‌ها علاوه بر وجوه آشکار دارای وجوه پنهان و معناداری نیز هستند، که بررسی آن‌ها می‌تواند جنبه‌های ذهنی روش زندگی را عیان سازد. در این تحقیق، با ‌توجه به ماهیت مسئله و چارچوب نظری پژوهش، روش «تحقیق کیفی» بر مبنای «نظریه مبنایی» و «استدلال منطقی» استفاده شده، که در یک نمونه موردی در مسکن محیط روستایی (روستای قزمزاری در غرب استان فارس) مورد بررسی قرار گرفته است. نتایج تحقیق حاکی از این است که «مؤلفه‌های ذهنی روش زندگی» شامل «سطوح عوامل معنایی» هستند، که «مؤلفه‌های آشکار روش زندگی» و «مؤلفه‌های محیط ساخته شده» از آن تأثیر می‌پذیرند. «سطوح عوامل معنایی» با تأثیر بر انتظام فضایی و زمانی رویدادهای رفتاری و خصوصیات کالبدی مسکن از قبیل؛ عناصر، فواصل و جهات فضائی، محیط مسکن را با مؤلفه‌های پنهان و آشکار روش زندگی هماهنگ می‌سازند. مؤلفه‌های ذهنی روش زندگی و «سطوح عوامل معنایی» با «تعیین خصوصیات فضایی و زمانی رویدادهای رفتاری» از طریق پیامدهایی همچون؛ تفکیک و تجمیع قرارگاه‌های رفتار، توالی زمانی و فضایی قرارگاه‌های رفتار و تعیین خصوصیات کمی و کیفی عناصر فضایی، محیط مسکن را شکل می‌دهند.

تحلیل مطلوبیت رویکرد خوشه‌ای در توسعه شهری دانش‌بنیان اصفهان

تحلیل مطلوبیت رویکرد خوشه‌ای در توسعه شهری دانش‌بنیان اصفهان

دوره 11، شماره 2، دی 1399، صفحه 205-222

https://doi.org/10.30475/isau.2020.250746.1531

احمد خلیلی، مصطفی دهقانی

چکیده توسعه شهری دانش ­بنیان را می­ توان فرم، رهیافت و پارادایم جدیدی برای پایداری شهرها و توسعه در دوره ­ی دانش دانست که هدف نهایی آن ایجاد شهر دانش است. در این الگوی توسعه، تقویت اعتماد و مشارکت ذینفعان برای حرکت به سوی توسعه شهری دانش ­بنیان اهمیت بسزایی دارد. از سویی، با توجه به این­که خوشه­ های دانش­ بنیان (شامل مکان­ های دانش و تکنوپل) بر این فرض استوارند که همجواری فعالیت­ های دانش­ بنیان و نوآورانه، موجب استحکام زنجیره ارزش و تعامل دانشگران و نوآوران و تسهیل به اشتراک­ گذاری دانش و تجربه و هم ­افزایی توانمندی برای توسعه خود و شهر می ­شود، لازم است پیش از انجام اقدامات مبتنی بر رویکرد خوشه­ ای، مطلوبیت این رویکرد برای توسعه شهری دانش بنیان اصفهان مورد آزمون قرار گیرد. این پژوهش برآنست تا با تحلیل شبکه ­های ارتباط، اعتماد و مشارکت ذینفعان کلیدی توسعه شهری دانش بنیان اصفهان به­ عنوان زمینه ­ساز انتقال و تبادل دانش، مطلوبیت رویکرد خوشه ­ای در توسعه شهری دانش ­بنیان اصفهان را به آزمون بگذارد. پژوهش حاضر با رویکردی کمی و هدف عملیاتیِ توصیفی- اکتشافی و در چارچوب مطالعه موردی انجام شده است. و از روش تحلیل شبکه اجتماعی و شاخص QAP استفاده شده است. یافته ­های پژوهش حاضر نشان می ­دهد که افزایش ارتباط بین ذینفعان منجر به افزایش چشم­گیر و قابل توجه مشارکت یا افزایش قابل توجه اعتماد بین آنها نمی­ شود. در واقع، در صورت وجود پیوند ارتباط بین دو ذینفع، احتمال اعتماد و همچنین مشارکت بین این دو ذینفع، کمتر از ۵۰ درصد است. بنابر این، تولید دانش بنیان لزوما نیازمند وجود مکان­ های خاص فناورانه مانند پارک­ های علم و فناوری نیست بلکه می­ تواند در فضاهای عمومی شهر و مکان­ های غیررسمی نیز اتفاق بیفتد. در واقع، دانش لازم برای توسعه شهری را نباید به معنای محدود فناورانه تلقی نمود و فضایی خاص در شهر را به آن اختصاص داد.

مطالعه تطبیقی اصول پیرنیا در معماری و مصنوعات با سبک های طراحی صنعتی

مطالعه تطبیقی اصول پیرنیا در معماری و مصنوعات با سبک های طراحی صنعتی

دوره 12، شماره 2، دی 1400، صفحه 205-216

https://doi.org/10.30475/isau.2021.275192.1698

محمد ذوالفقاری، ناصر کلینی ممقانی

چکیده به دنبال وقوع انقلاب صنعتی و بعد از آن، صنعتگران دست به تولید محصولات متعدد زدند و با پیدایش تفکرات مختلف، ایده‌های تحول زندگی بشر در شعر، موسیقی، صنعت و معماری و سایر موارد در قالب سبک‌ها و ایده‌های مختلف در بستر اجتماع تجلی پیدا نمود. مطالعه علل پیدایش و مبنای فکری پدیدآورندگان هر سبک و یا جنبش طراحی صنعتی، راهنمایی در جهت شناخت سبک‌ها بوده و الگویی برای تعیین نوع سبک و تمایز آن با سبک‌های دیگر ایجاد می‌نماید. در این تحقیق با انتخاب بارزترین مصنوعات تولید شده در هر سبک که به نوعی نماینده آن سبک هستند و سپس ارزیابی کیفی آن‌ها توسط ده نفر از کارشناسان خبره طراحی صنعتی و با معیارهای طراحی محصول، صورت گرفته و تحلیل عامل اکتشافی روی متغیرها انجام گردید. در حوزه معماری ایرانی، اصول پنج گانه استاد پیرنیا، به مصنوعات تاریخی ایران تعمیم داده شده و مصنوعات سه دوره پیش تاریخی، تاریخی و اسلامی ایران با این اصول ارزیابی گردیده و سپس تحلیل عاملی اکتشافی روی متغیرها صورت گرفت. عوامل جدید ایجاد شده حاصل از تحلیل عامل اکتشافی بر روی نتایج ارزیابی سبک‌های طراحی صنعتی با معیارهای طراحی محصول و همچنین آثار تاریخی ایرانی با معیارهای پنچ گانه استاد پیرنیا، با بررسی و اظهار نظر کارشناسان خبره، انسان، هنر و صنعت، نام‌گذاری گردید. نتایج حاصله از تحقیق، اهمیت مفاهیم انسان، هنر و صنعت را در مصنوعات و در دوران مختلف و همچنین جایگاه مصنوعات تاریخی ایران در دوره‌های پیش تاریخی، تاریخی و اسلامی در مقایسه با سبک‌های طراحی صنعتی را تعیین نموده و همچنین الگویی جدید در جهت ارزیابی سبک در مصنوعات مختلف می‌باشد.

ارزیابی میزان خطرپذیری ایستگاه های مترو شهر تهران هنگام وقوع زمین‌لرزه با رویکرد کاهش آسیب پذیری کالبدی از طریق مدیریت هوشمند شهری(مطالعه موردی ایستگاه های تجریش،دروازه شمیران و نواب)

ارزیابی میزان خطرپذیری ایستگاه های مترو شهر تهران هنگام وقوع زمین‌لرزه با رویکرد کاهش آسیب پذیری کالبدی از طریق مدیریت هوشمند شهری(مطالعه موردی ایستگاه های تجریش،دروازه شمیران و نواب)

دوره 11، شماره 1، تیر 1399، صفحه 209-229

https://doi.org/10.30475/isau.2020.131744.0

اسماعیل شیعه، کیومرث حبیبی، مهران احسانی

چکیده با ارزیابی و پایش کمی و کیفی برنامه‌های مدیریت خطرپذیری و مدیریت بحران در گسترش حمل و نقل ریلی کلان شهر تهران و به تبع آن با بررسی میزان مخاطرات و آسیب‌پذیری شبکه ریلی کشور، خلأ ناشی از مدیریت هوشمند شهری در ابعاد برنامه‌ریزی کالبدی و فضایی کاملاً مشهود است. نکته بارز در مواجهه با بحران‌هایی همچون زمین‌لرزه و سیل در خطوط حمل و نقل زیرزمینی (مترو) عمدتاً وابسته به فرضیات آزمون و خطا ، پیروی از روش‌های مدیریت سنتی و ضعف در آینده‌نگری و آینده‌پژوهی است. در گسترش خطوط ریلی زیرزمینی، بررسی مطالعات زمین‌ساختی (تکتونیکی)، پهنه‌های لرزه‌خیز، تفاوت جنس زمین و مسیر گسل‌های شمال و جنوب تهران (پیش از بحران) و توجه به آسیب پذیری ایستگاه مترو و احتمال تشدید بحران با تخریب بافت فرسوده شهری، هنگام وقوع زلزله و سیل بسیار حائز اهمیت است. این مقاله، با تمرکز بر موضوع ارزیابی خطرپذیری و آسیب‌پذیری گسترش شبکه حمل و نقل ریلی و با رویکرد پایش مخاطرات کالبدی و فضایی ایستگاه‌های مترو انجام شده است. روش انجام کار ارزیابی خطرپذیری از طریق تنظیم فهرست سنجشی پژوهشگر ارائه شده است. بدین منظور سه ایستگاه نواب، تجریش و دروازه شمیران به عنوان ایستگاه ­های منتخب شبکه متروی تهران مورد مطالعه قرار گرفت. در انجام پژوهش، از روشی ترکیبی و مبتنی بر مطالعات کتابخانه‌ای، بررسی سوابق و مدارک، تکنیک دلفی، روش تحلیل سلسله مراتبی و روی‌هم‌گذاری لایه‌ها استفاده شده است. نتایج ارزیابی آسیب‌پذیری نشانگر آن بوده است که تمامی ایستگاه ها در محدوده آستانه خطر قرار دارند و نیازمند اتخاذ تدابیری هوشمند در تمامی مراحل قبل، حین و بعد از بحران زمین‌لرزه و به کارگرفتن راهکارهای مدیریتی و اجرایی به منظور کاهش آسیب‌های احتمالی می‌باشد.

ارزیابی و معرفی مدل‏‌های حکمروایی اثربخش برای مناطق کلان‏‌شهری ایران

ارزیابی و معرفی مدل‏‌های حکمروایی اثربخش برای مناطق کلان‏‌شهری ایران

دوره 13، شماره 2، دی 1401، صفحه 211-229

https://doi.org/10.30475/isau.2023.254622.1553

ایرج اسدی، اسفندیار زبردست

چکیده به رسمیت شناختن مناطق کلان‏‌شهری و نیز پرسش از نهادها و ساختارهای متناسب و اثربخش برای مدیریت و حکمروایی این گونه مناطق نزدیک یک قرن دغدغه فکری جدی اندیشمندان این حوزه بوده است. مطالعات نشان می‏‌دهد در مواقعی که مدل‏‌هایی برای تجدید‏سازمان حکومتی این مناطق در ایران پیشنهاد شده‌‏است، بافتار فضایی و سیاسی خاص مناطق کلان‏‌شهری کشور کمتر مورد ملاحظه قرار گرفته‏‌اند. ازاین رو، هدف اصلی این مقاله یافتن آن دسته از مدل‏‌های منطقه‌‏گرایی کلان‏شهری است که با تعریف جغرافیایی از مجموعه‏‌های شهری کلان‏‌شهری و نیز ویژگی‏‌های ساختار سیاسی و مدیریت محلی و منطقه‌‏ای کشور تناسب نسبی دارند. این مقاله بعد از بحث موجز درباره دلایل پرداختن به منطقه‏‌گرایی کلان‏‌شهری، ابتدا به طرح گونه‏‌شناسی‌‏های مختلف درباره منطقه‏‌گرایی کلان‏‌شهری پرداخته و با بررسی تفصیلی چند گونه‏‌شناسی مهم و شناخته شده به فهرست نمودن مدل‏‌ها و اشکال اصلی منطقه‏‌گرایی کلان‏‌شهری می‏‌پردازد. در ادامه تناسب و اثربخشی هر یک از مدل‏‌های منطقه‏‌گرایی کلان‏‌شهری بر حسب دو تعریف عمده از «شهر»، یکی در معنای ناحیه ساخته‌‏شده شهری یا کلان‏‌شهری و دیگری در معنای منطقه عملکردی شهری یا کلان‏‌شهری مورد بررسی قرار می‏‌گیرند. یافته‏‌های تحقیق نشان می‌‏دهد برخی از مدل‏‌های منطقه‏‌گرایی از پیش در کشور مورد استفاده بوده‌‏اند. با این حال از میان تمام مدل‏‌های مورد بررسی تنها سه مدل تاسیس سازمان‏‌های خدماتی منطقه‏‌ای چندمنظوره، شورای منطقه‌‏ای و حکومت منطقه‌‏ای برای اداره یکپارچه مناطق مجموعه‏‌های شهری کلان‏‌شهری تناسب و اثربخشی خواهند داشت.