نوع مقاله: مقاله پژوهشی
تعداد مقالات: 234
تحلیل علم‌سنجی و مرور سیستماتیک متون نظری جهانی درحوزه‌ی سلامت شهری

تحلیل علم‌سنجی و مرور سیستماتیک متون نظری جهانی درحوزه‌ی سلامت شهری

دوره 13، شماره 2، دی 1401، صفحه 351-372

https://doi.org/10.30475/isau.2023.395942.2039

مرضیه فلاح برزگر، احمد خلیلی

چکیده امروزه با توجه به طیف وسیعی از عوامل تهدید کننده سلامت انسان در حوزه سلامت شهری، نیاز به شناسایی مولفه‌های موثر بر سلامت انسان امری ضروری تلقی می‌شود. بر این اساس پیوند میان محیط شهری و برنامه‌ریزی شهری جهت نیل به سلامت‌ و رفاه شهری مورد تاکید است. هدف این پژوهش، تحلیل علم‌سنجی مطالعات سلامت شهری، جهت کشف مسائل و تحولات اصلی و نیز یافتن روند عملکرد نوظهور مقالات و مجلات، شناخت الگوهای همکاری و مؤلفه‌های تحقیق و کشف ساختار فکری سلامت‌شهری در ادبیات جهانی می‌باشد؛ جهت نیل به این اهداف، شناسایی و استخراج مولفه‌ها و شاخص‌های موثر بر سلامت شهری در مفهوم عام در جهان با بهرمندی از منابع اسنادی وکتابخانه‌ای معتبر خارجی و داخلی انجام گردید. در ادامه از تحلیل علم سنجی جهت کشف موضوعاتی همچون، هم زمانی وقوع دو آیتم، هم نویسندگی و هم استنادی اسناد کتاب شناختی با استفاده از روش‌های کمی استفاده شده‌است. نتایج هم‌زمانی وقوع دو آیتم بر اساس کلمات کلیدی نشان می‌دهد که کلید واژه‌ی "سلامت شهری" از بالاترین مجموع قدرت پیوند و تعداد دفعات هم رخدادی وقوع دو آیتم برخوردار است. مولفه‌های "مرگ و میر" و "شیوع" به ترتیب در رده دوم و سوم قرار گرفته‌اند. مولفه کویید-19 و فضای سبز، طی سال‌های اخیر ازجمله مولفه‌های مورد توجه پژوهشگران هستند. تحلیل هم‌نویسندگی براساس کشورها نشان می‌دهد که نویسندگان سه کشور آمریکا، انگلیس و استرالیا به ترتیب، بیش‌ترین میزان همکاری را با نویسندگان سایر کشورها در تولید مستندات علمی حوزه سلامت شهری دارند. در آخر تحلیل هم استنادی بر اساس هم استنادی نویسندگان مشخص نمود که سازمان بهداشت جهانی از بیش‌ترین تعداد استناد برخوردار است.

بازشناسی الگوهای بومی بافت کهن و شناخت فاکتورهای تشکیل دهنده آن در مجموعه‏‌های ‏مسکونی؛ نمونه موردی شهر اردبیل

بازشناسی الگوهای بومی بافت کهن و شناخت فاکتورهای تشکیل دهنده آن در مجموعه‏‌های ‏مسکونی؛ نمونه موردی شهر اردبیل

دوره 13، شماره 1، شهریور 1401، صفحه 355-374

https://doi.org/10.30475/isau.2020.226766.1389

شاهرخ عبدالهی ملایی، علی جوان فروزنده

چکیده مسکن به عنوان یکی از شیوه‎های سکونت می‎بایست نشانی از برقراری ارتباط میان انسان و محیط را داشته باشد. امروزه از طرفی نوگرایان با نادیده گرفتن این ارتباط، محیطی فاقد معنا آفریده و انسان را سرگردان و بی هویت ساخته و از طرفی دیگر غلبه نگرش اقتصادی به مسکن و کیفیت نازل ساختمان‎های جدیدالاحداث و نادیده گرفتن سیمای مطلوب شهری، مسائل اقلیمی، اجتماعی، فرهنگی، زیست محیطی سبب تشدید نیازهای فیزیکی، روح و ادراک انسان گشته است. با بیان این مشکل هدف اصلی این پژوهش شناسایی الگوهای بومی تاثیرگذار در شکل‏گیری ‏فضاهای مسکونی در بافت کهن شهر اردبیل می‌‌‌باشد. در این پژوهش ابتدا با نگاهی توصیفی- تحلیلی به توصیف متغیرها پرداخته شده، فراوانی و درصد هر متغیر متناسب با وضعیت یا حالات موجود به شکل جدول و نمودار ارائه شده است. در مرحله دوم برای بررسی رابطه بین متغیرها از آزمون آماری کای اسکوئر و ضریب همبستگی پیرسون استفاده شده است. اطلاعات وارد نرم‌افزار SPSS شد و نتایج مورد نیاز با استفاده از آزمون‏های ‏ذکر شده استخراج گردید. نتایج بدست آمده نشان می‌دهد جهت‌گیری ساختمان تاثیری بر جبهه ورودی به ساختمان ندارد اما با بیشتر شدن مساحت عرصه تعداد ورودی‌ها نیز افزایش می‌یابد. در این خانه‌‌‌ها جبهه‌‌‌ی شمالی، رو به نور جنوب و یا جبهه‌‌‌ی قرارگیری تالار، طنبی- پنجره‎های ارسی- مهم‌ترین و شاخص‌‌‌ترین جبهه خانه‌ها است. همچنین مشخصاتی چون استفاده از زیرزمین به طور عمده و تالار و طنبی با استفاده از الگوی شکلی مستطیل و شکم‌‌‌دریده و بهره‌‌‌گیری از اعداد مشخص در فضاها با میزان فراوانی بالا مشاهده می‌‌‌شود.

بررسی تأثیر غنای حسی برتسهیل مسیریابی- جهت‌یابی کاربران در ایستگاه‌های حمل‌ونقل ریلی شهرتهران؛ نمونه موردی: ایستگاه مترو میدان ولی‌عصر

بررسی تأثیر غنای حسی برتسهیل مسیریابی- جهت‌یابی کاربران در ایستگاه‌های حمل‌ونقل ریلی شهرتهران؛ نمونه موردی: ایستگاه مترو میدان ولی‌عصر

دوره 13، شماره 2، دی 1401، صفحه 373-386

https://doi.org/10.30475/isau.2023.236861.1447

ساناز حق شناس، مهناز محمودی زرندی، نسیم خانلو

چکیده حمل‌ونقل ریلی ایران، به‌دلیل رویکرد عملکردمحور و مبتنی برحس‌بینایی صرف، علی‌رغم مزایای فراوان آن، تنها امکان بهره‌مندی طیف خاصی ازکاربران را ازاین سامانه مفید انبوه‌بر، فراهم نموده است. این نقص، آسیب‌هایی همچون حس سرگشتگی وعدم سهولت مسیریابی-جهت‌یابی و... را برای کاربران به‌همراه داشته است. به‌نظر می‌رسد، این آسیب‌ها بیش ازهمه ریشه در عدم توجه به‌سایر حواس و افزایش غنای‌حسی کاربران به‌واسطه نوع طراحی مؤلفه‌های معماری و اطلاعاتی دراین فضاها دارد. لذا تحقیق حاضربا هدف دستیابی به‌راهکارهای تسهیل وبهبود عملکرد مسیریابی-جهت‌یابی مبتنی برافزایش غنای‌حسی کاربران درایستگاه‌های حمل‌ونقل‌ریلی شهرتهران، به‌روش توصیفی-تحلیلی، ازنوع همبستگی انجام شده است. حوزه پژوهش، ایستگاه‌های مترو تهران و جامعه‌آماری آن کاربران ایستگاه‌ها به‌روش تصادفی هدفمند بوده است. نمونه تحقیق، ایستگاه میدان‌ولی‌عصربه دلیل مقیاس عملکردی و اهمیت ایستگاه، تقاطعی وعمیق بودن، طیف کاربران متنوع، نوع معماری خاص و نزدیکی به رویکرد پژوهش انتخاب شده است. داده‌ها، ازطریق ﭘﺮﺳﺸﻨﺎﻣﻪ ﺑﺴﺘﻪ‌ﭘﺎﺳﺦ کاربران‌گردآوری شده است. ﭘﺮﺳﺸﻨﺎﻣﻪ، محقق ساخته بوده که روایی‌محتوایی آن ازطریق تحلیل عاملی و پایایی آن با محاسبه آلفای‌کرونباخ، تأیید شد. ایستگاه نمونه در مرحله اول، به شیوه نحو فضا در محیط نرم‌افزار DepthmapX تحلیل شده است. در مرحله دوم با اجرای پرسشنامه مصور و ایجاد شرایط حسی‌خاص(ایجاد تصویرذهنی مناسب کاربران به وسیله نمایش فیلم، ایجاد محرک‌های حسی بویایی، چشایی، لامسه، بینایی وشنوایی)، توسط کاربران، مورد سنجش قرار گرفت. دراین تحقیق طراحی مبتنی برغنای‌حسی(متغیرمستقل)؛ مؤلفه‌های‌اطلاعاتی و‌معماری(متغیرهای وابسته‌میانی) و مسیریابی-   جهت‌یابی(متغیر وابسته نهایی) است.  داده‌های گردآوری شده به‌روش‌ تحلیل‌مسیر، مورد تجزیه‌وتحلیل قرار گرفت. افزایش ضرایب‌مسیر از 0.435 به 0.536 و 0.571 به‌واسطه تأثیر غنای‌حسی بر مؤلفه‌های اطلاعاتی و معماری درایستگاه نمونه، فرضیه پژوهش را تأیید نمود و نتایج نشان داد که، ضریب تأثیر غنای‌حسی برمؤلفه‌های اطلاعاتی(0.462) و بر مؤلفه‌های معماری (0.531) است. همچنین مؤلفه‌های‌اطلاعاتی با ضریب(0.218) و مؤلفه‌های‌معماری با ضریب (0.256)، بر تسهیل فرآیند مسیریابی-جهت‌یابی کاربران تأثیرگذار است. درواقع این‌گونه مؤلفه‌ها، از پیچیدگی فضا می‌کاهد.

گونه‌شناسی مدارس سنتی ایران براساس جغرافیای تاریخی (مطالعه موردی: مدارس جغرافیای تاریخی خراسان و اصفهان)

گونه‌شناسی مدارس سنتی ایران براساس جغرافیای تاریخی (مطالعه موردی: مدارس جغرافیای تاریخی خراسان و اصفهان)

دوره 13، شماره 1، شهریور 1401، صفحه 375-390

https://doi.org/10.30475/isau.2022.217531.1351

فاطمه میرزایی خلیل‌آبادی، حجت گلچین

چکیده مدارس، یکی از مهمترین بناهای ادوار تاریخ هنر و معماری ایران محسوب می‌‌‌شوند. از شاخص‌‌‌ترین نمونه‌های آن‌ها می‌‌‌توان به مدارس دوره‌‌‌ی اسلامی اشاره کرد؛ که مطالعه و تحقیق برروی کالبد و طرح معماری آن‌‌‌ها در بازشناسی هویت این ابنیه تاریخی گامی موثر است.تاکنون مطالعات گوناگونی در زمینه گونه‌‌‌شناسی مدارس سنتی ایران انجام گرفته است، لیکن ارزیابی مصادیقی از دو حوزه جغرافیای تاریخی مشخص در یک مطالعه‌‌‌ی تطبیقی،‌‌‌ وجه مشخصه این پژوهش است. جغرافیای تاریخی، در کنار عواملی همچون شیوه‌‌‌های ساخت و دستاوردهای معماری ادوار مختلف، یکی از مولفه‌‌‌های مهم ابنیه تاریخی است که توجه به آن برای شناسایی هویت معماری آن‌‌‌ها لازم است. اما در پژوهش‌‌‌های تاریخ معماری ایران کمتر به این رویکرد توجه شده است. هدف این مقاله گونه‌‌‌شناسی مدارسی است که در دو حوزه جغرافیای تاریخی خراسان و اصفهان قرار گرفته‌‌‌اند. این مسئله با طرح این پرسش محقق می‌‌‌شود که آیا مدارس واقع در یک جغرافیای تاریخی از یک الگوی مشخص در ویژگی‌‌‌های کالبدی پیروی می‌‌‌کنند؟ بدین منظور ابتدا به تبیین مفهوم جغرافیای تاریخی، معرفی جغرافیای تاریخی ایران و به ویژه دو حوزه‌‌‌ی خراسان و اصفهان پرداخته شده است. از آنجایی که این تحقیق از نوع کیفی است، پس از شناسایی مدارس، تعدادی از مدارس هریک از دو حوزه‌‌‌ی مذکور بصورت هدفمند انتخاب شدند و در روندی استقرایی و به روش توصیفی-‌‌‌ تحلیلی بررسی و تحلیل شدند. نتایج حاصل نشان می‌‌‌دهد باتوجه به وجود ویژگی‌‌‌های مشترک زیاد در میان مدارس حوزه‌‌‌ی جغرافیای تاریخی خراسان بزرگ، می‌‌‌توان یک الگوی مشخص برای آن تعریف نمود. این الگو شامل موقعیت و تعداد برخی عناصر معماری نظیر مدرس‌‌‌ها، برجک‌‌‌های برروی محیط خارجی بنا، پله‌‌‌ها، تالارها، دستگاه ورودی و همچنین تعداد محورهای تقارن و سلسله مراتب فضاهای دستگاه ورودی است. اما در بین مدارس حوزه‌‌‌ی اصفهان، با وجود تنوع زیاد الگوها، الگوی واحدی نمی‌‌‌توان یافت.

شناسایی مؤلفه‌های کیفی مؤثر بر فضاهای باز مسکونی بر اساس بوم‌شناسی فرهنگی؛ مطالعه موردی: بناهای مسکونی شهر تبریز

شناسایی مؤلفه‌های کیفی مؤثر بر فضاهای باز مسکونی بر اساس بوم‌شناسی فرهنگی؛ مطالعه موردی: بناهای مسکونی شهر تبریز

دوره 13، شماره 2، دی 1401، صفحه 387-402

https://doi.org/10.30475/isau.2023.239379.1459

ساحل قاسمی بغدادی، مزین دهباشی شریف، محمدرضا پورزرگر

چکیده با افزایش جمعیت شهرها و احداث مجتمع‌های مسکونی، امروزه فضاهای باز در مجتمع‌های مسکونی جایگزین حیاط درخانه‌های سنتی شده‌اند. فضاهای باز همواره عملکردهای متنوعی در بناهای مسکونی داشته و پاسخگو بودن این فضاها به نیازهای مختلف فردی، اجتماعی و فرهنگی ساکنین از اهمیت خاصی برخوردار است. هدف این پژوهش مشخص کردن مؤلفه‌های مؤثر برکیفیت فضاهای باز مسکونی شهر تبریز، از نظر بوم شناسی فرهنگی است که با روش تحلیلی - توصیفی و موردی انجام شده است. بخشی از اطلاعات کیفی مورد نیاز با رجوع به منابع اسنادی و کتابخانه‌ای و بخش دیگر از طریق پرسشنامه و مشاهده، گردآوری شده است. در این تحقیق تعداد پنج نمونه از بناهای مسکونی شهر تبریز به روش نمونه‌گیری هدفمند انتخاب شده و فضاهای باز از سه جنبه کالبدی، احساسی و ادراکی از نظر ساکنین مورد ارزیابی قرار گرفتند. برای سنجش پایایی و روایی تحقیق از روش AVE و CR و برای تجزیه و تحلیل داده‌ها از مقایسه میانگین و انحراف معیار و بررسی همبستگی استفاده شد. یافته‌های تحقیق مؤید این است که شاخص‌های کالبدی - کارکردی و احساسی نقش مؤثری در افزایش کیفیت فضاهای باز ایفا کرده و بین شاخص‌های مذکور رابطه‌ای مستقیم وجود دارد. در مورد ارتباط شاخص‌های کالبدی، ادراکی، احساسی با توجه به یافته‌های تحقیق می‌توان نتیجه‌گیری کرد که سازمان و ساختار کالبدی و همچنین فعالیت‌ها (شاخص‌های کالبدی) بر روی تصور و ادراک افراد از فضاهای باز بناهای مسکونی تأثیر می‌گذارند (شاخص‌های ادراکی)، ولی توانایی خلق مفاهیم احساسی و اجتماعی برای ساکنین است (شاخص‌های احساسی) که به فضاهای باز هویت فرهنگی می‌بخشد. توجه به نمادها و نشانه‌های فرهنگی و حافظه تاریخی ساکنین، وجود عناصر طبیعی مانند آب و فضای سبز، تعریف مرزهای مشخص میان عرصه و اعیان ساختمان و خوانایی فضاهای باز، در ارتقاء کیفیت محیطی و فرهنگی فضاهای باز مسکونی بسیار مؤثر هستند. 

گسترش تحلیل پارامتریک بر روی نظریه ماتریس برنامه‌دهی معماری ویلیام ام پنا با استناد به نظریه گراف‌ها

گسترش تحلیل پارامتریک بر روی نظریه ماتریس برنامه‌دهی معماری ویلیام ام پنا با استناد به نظریه گراف‌ها

دوره 13، شماره 1، شهریور 1401، صفحه 391-410

https://doi.org/10.30475/isau.2022.329872.1876

علی ضیایی، حامد مضطرزاده، خسرو موحد

چکیده ویلیام ام پنا نظریه ماتریس یا جدول اطلاعات شبکه‌ای خود را در سال 1987 در کتاب مسئله‌کاوی تشریح نمود. این نظریه مکانیسمی جهت برنامه‌دهی معماری ارایه داده است. پارادایم پارامتریک در چهار دهه گذشته به صورت گسترده جنبه‌های مختلف معماری و نقد را به خود اختصاص داده است. پارادایم پارامتریک از پارامتریک فرمال در ده‌های اولیه به پارامتریک بیم و نهایتاً به پارامتریک اتوماسیون توسعه یافته است. پارامتریک اتوماسیون سطح گسترده و غیرقابل‌انکاری را در روند طراحی معماری و نقد را شامل می‌شود. این تحقیق سعی دارد بر مبنای پارادایم پارامتریک، ماتریس ویلیام ام پنا را گسترش داده و مکانیسمی پارامتریک جهت تحلیل پیچیده داده‌ها را در مقیاس بسیار وسیع برای کمک به طراحان و منتقدان ایجاد نماید. روش داده‌بنیاد استراوس و کوربین به کمک کدگذاری سه‌گانه بستر تحقیق را فراهم کرده است و در نهایت نظریه گراف‌ها به عنوان مکانیسم تحلیل پارامتریک تحت برنامه گفی، نسخه 0.9.2 مورد استفاده قرار گرفته است. مراحل تحقیق عبارتند از: 1- انتخاب ماتریس پنا و گسترش آن. 2- تکمیل محتواهای مرتبط با هر خانه ماتریس مبنا و ارتباطات یک طرفه خانه‌های آن 3- ارجاع اطلاعات جهت بازبینی به تیم متخصصان 4- ادامه تا رسیدن به سنجه اشباع نظری. 5- انتقال اطلاعات به نرم‌افزار گفی. 6- تهیه خروجی‌های مورد نیاز با استفاده از فیلترهای متعدد نرم‌افزار. 7-تحلیل خروجی‌ها در راستای پاسخ به سوال تحقیق بر مبنای کدگذاری انجام شده، خانه‌هایی با درجه و وزن بیشتر در محدوده تعریف شده و همچنین کوتاه‌ترین فاصله بین دو خانه بدست آمده و گراف‌های مرتبط ترسیم می‌گردند. با تکرار مکرر این مرحله قابلیت تحلیل شامل مقایسه، فراوانی و تحلیل آلترناتیوها امکان‌پذیر خواهد بود.

تبیین رابطه مفهومی الگو و ضابطه در معماری

تبیین رابطه مفهومی الگو و ضابطه در معماری

دوره 13، شماره 2، دی 1401، صفحه 403-417

https://doi.org/10.30475/isau.2022.257504.1577

آزاده مهاجرمیلانی، علیرضا عینی فر

چکیده دو واژه الگو و ضابطه از پراستفاده‌ترین واژه‌ها در ادبیات معماری و شهرسازی هستند. همنشینی این دو واژه از آن منظر که هر دو نقش نظام‌دهندگی به محیط مصنوع را دارند اما نتیجه‌ متفاوتی از بهره‌گیری آنها حاصل شده، مورد توجه این پژوهش است. بنابراین این سوال مطرح می‌شود که آیا نسبت بین الگو و معماری همان نسبت بین ضابطه و معماری است که معماران سعی در احیای آن دارند؟ و آیا الگوها را می‌توان در قالب ضوابط در معماری امروز به منصه بروز رساند؟ هدف این پژوهش این است تا با روشن‌سازی نسبت بین الگو و ضابطه با معماری، بنیان‌های تغییرات صورت گرفته را توضیح دهد و گامی در جهت تنظیم آگاهی‌ در حوزه معماری برداشته، در بسط نظریه‌های معماری تاثیرگذار باشد. برای بسط این مفاهیم و پر کردن خلأ پژوهشی موجود، روش استدلال منطقی از مجموعه روش‌های کیفی انتخاب شد که در ترکیبی با تکنیک دلفی، برای آزمون داده‌های گردآوری شده از ادبیات موضوع، و روش گروه‌کردن، مدل مفهومی پژوهش تبیین گردید. نتایج نشان می‌دهد که امروز ضوابط علاوه بر نزدیک کردن طراحی به واقعیت‌های اجرا،  نقش تعیین‌کننده‌ روند طراحی را دارند و از آنجا که در نقش محدودکنندگی آن‌ها تاکید بسیاری شده است، امکان بروز خلاقیت در طراحی را کاهش داده، نمی‌توانند متضمّن حضور مفاهیم معماری الگویی در معماری امروز باشند.

بهینه‌سازی مناظر شهری با تأکید بر تاب‌آوری در برابر سیل

بهینه‌سازی مناظر شهری با تأکید بر تاب‌آوری در برابر سیل

دوره 13، شماره 2، دی 1401، صفحه 419-434

https://doi.org/10.30475/isau.2022.349273.1943

فاطمه فتوحی اهل، آزیتا بلالی اسکویی، یاسر شهبازی

چکیده منظر بطور عام و منظرشهری بطور خاص، در برابر خطرات فزاینده‌ی طبیعی، انسانی و انسان‌ساخت رو به اضمحلال می‌رود. این جریان در کشور ایران، در مقایسه با بسیاری از سرزمین‌های دیگر از حالت شکننده‌تری برخوردار است. زیرا، از یک طرف توسعه مصنوع انواع ارزش‌های منظرین را تحت هجوم قرار داده است و از طرف دیگر رخدادهایی چون سیل بر تخریب آن تشدید می‌کند. منظر بُعدی از ابعاد مکان محسوب می‌شود که با مفاهیمی چون اینجا و آنجا و پی‌گاه‌های صحنه‌ای حوزه‌های طبیعی و مصنوع در قالب‌هائی چون چشم‌انداز زمین و چشم‌ انداز شهر تبیین می‌شود. شناخت ویژگی‌های آن با کیفیت‌هائی چون غنای حسی، تنوع، جذابیت و دعوت‌کنندگی مفهوم پیدا می‌کند. این پژوهش بر آن است که ضمن شناخت و معرفی تاب‌آوری منظر شهری در مقابل سیل نسبت به تقویت و بهینه‌سازی آن بکوشد. با یک انگاشت عملگرایانه و رویکرد عمدتاً کمی تاب‌آوری در منظر شهری پُل‌دختر با هدف کاربردی بررسی شد. برای داده‌پردازی از نقشه‌های مختلف مکان‌مبناء و برای تحلیل از نرم‌افزارهای هوشمند، بویژه City Engine استفاده شد. یافته‌اندوزی‌ها نشان می‌دهد که با استناد به نقشه‌های پایه هوشمند از یکطرف جریان‌های متداول و عادی توسعه غنای حسی، جذابیت و کارائی مناظر پایه را در مسیر سازندگی بهتر بکار گرفت و از طرف دیگر در شرایط بحرانی از بسترهای منظر، حریم رودخانه‌ها و دامنه ارتفاعات و محورهای شهری و میراث مصنوع و طبیعی تاریخی حفاظت نمود.

تحلیل اثرات ایجاد بزرگراه‌های درون شهری بر شهر با استفاده از رویکرد آینده‌نگاری

تحلیل اثرات ایجاد بزرگراه‌های درون شهری بر شهر با استفاده از رویکرد آینده‌نگاری

دوره 13، شماره 2، دی 1401، صفحه 421-442

https://doi.org/10.30475/isau.2021.278400.1673

سمانه جلیلی صدر آباد، شقایق پرهیزگار

چکیده در خلال تغییرات سریع جهانی، شهرها تغییر الگویی را تجربه می‌کنند که بزرگراه یکی از آنها است و نقش مهمی را در جابجایی و دسترسی شهری ایفا می‌کنند. در همین راستا باید تاثیراتی که بر شهر می‌گذارند نیز مورد بررسی قرار گیرد. روش پژوهش حاضر توصیفی- تحلیلی و از نوع کاربردی است و استخراج شاخص‌ها با شیوه دلفی در سه راند انجام شده است. ابتدا از متخصصین خواسته شده تا شاخص‌ها و عوامل موثر را بیان کنند و در مرحله بعدی شاخص‌های بیان شده دسته‌بندی و نهایی شده‌اند و در راند آخر به تعیین امتیازات عوامل پرداخته شده است. بدین منظور 10 نسخه پرسشنامه جهت تعیین امتیازات عوامل توسط کارشناسان تکمیل شده و با بهره‌گیری از روش تحلیل اثرات متقاطع که یکی از روش‌های متداول و مورد پذیرش آینده‌نگاری است، به تحلیل مؤلفه‌های موثر در ارتباط با بزرگراه‌ها پرداخته است. تعداد 24 عامل در ارتباط با تاثیرات بزرگراه مورد بررسی قرار داده شده و در نهایت با جداول و نمودارهای مستخرج از این نرم‌افزار تحلیل عوامل انجام گرفته است. نتایج حاصل از این پژوهش نشان می‌دهد از میان شاخص‌ها و عواملی که مورد بررسی قرار گرفتند، متغیرهای میزان تغییر شبکه راه‌ها، میزان استفاده از حمل و نقل موتوری، مسیر پیاده و دوچرخه، عملکرد و کارایی کاربری اراضی، میزان آلودگی آب های سطحی، جهت گسترش شهر و میزان جریان باد و هوا حائز اهمیت ویژه‌ای هستند و متغیر میزان تغییر شبکه راه‌ها و میزان استفاده از حمل و نقل موتوری، بیشترین تاثیرات بزرگراه‌های درون شهری دارند. به طور کلی این موارد 7 عامل کلیدی اثرات بزرگراه‌های درون شهری هستند که باید در روند برنامه‌ریزی‌های خرد و کلان در جهت بهبود وضعیت شهر و بزرگراه‌ها به آن‌ها توجه ویژه‌ای کرد.