خوانش مولفههای زمینهای موثر بر کنشهای زنان در خرد فضاهای شهری؛ موردپژوهی: پل-فضای خواجوی اصفهان
دوره 16، شماره 1، شهریور 1404، صفحه 137-156
https://doi.org/10.30475/isau.2025.446842.2140
مژده جمشیدی، میترا حبیبی
چکیده پذیرش زندگی روزمره به عنوان بخش جداییناپذیری از فضای عمومی شهری، به عنوان اندیشهی شاخص در دوران معاصر قلمداد میشود. در این انگاره، زندگی عمومی نمایشی از تجربهی زیستهی افراد و بروز عینی کنش آنها در برابر نحوهی عمل ساختارهای مسلط در یک آرایش و نظم فضایی-زمان-تجربی است. پژوهش پیش رو با هدف ژرفکاوی فضای عمومی شهری در مقیاس خرد به دنبال شناسایی مولفههای موثر بر رخداد کنش زنان به عنوان گروهی از جامعه است. پارادایم تحقیق، انتقادی و در چارچوب نظریهی تولید اجتماعی فضا، با وامداری از آرای لوفور میباشد. بر این اساس زندگی روزمره زنان ازطریق نظریه زمینهای و در پیوند زمان-مکان و تجربهی زیستهی آنان در یک فضای عمومی در مقیاس خرد شهری در ایران-اصفهان؛ پل خواجو؛ واکاوی میشود. سؤالات تحقیق شامل شناسایی مولفههای زمینهای موثر بر رخداد کنشهای زنان در پل-فضای خواجو میباشد. نوآوری پژوهش، توصیف و تبیین جنبههای پنهان، ویژگیها و کنش زنان در فضای انتخابی با استفاده از روش زمینهای و با محوریت نیازها و مطالبات فضایی زنان در زندگی روزمرهی شهری است. استخراج مقولههای موثر بر تجربهی زیستهی زنان در فضا و تحلیل سیستماتیک اطلاعات میدانی برداشت شده از طریق مصاحبههای عمیق و مشاهدات وجه عینی رخداد کنشها استخراج میشود؛ و نتایج در یک مدل نظری-زمینهای مبتنی بر شرایط زمینهای، علل بروز،عوامل مداخلهگر و پیامدها به شرح ذیل استناط میگردد: پیشزمینه (خاستگاه: منظر ایدئولوژیک)؛ علل (منظر فرهنگی، منظر جنسی، منظر جهانی، منظر نهادی)؛ زمینه (منظرجغرافیای زیستی، منظر فضایی-کالبدی)؛ شرایط دخیل (منظر روابط اجتماعی، منظر بحرانی و منظر گردشگری) و پیامدها دو سویه برای ساختار و زنان در دو شکل مثبت: کیفیتسازی، اجتماعپذیری (برای زنان) و آیندهنگاری و کنترلپذیری (برای ساختار)؛ و شکل منفی: اجتماع گریزی و کیفیت سازی (برای زنان) و رسمیتزدایی و مشروعیتزدایی از و تصاحب و تملک فضا از ساختار رسمی (برای ساختار) میباشد.

