نویسنده = مریم محمدی
تعداد مقالات: 3
بررسی وضعیت هوشمندی شهر تهران از منظر رویکرد حق به شهر

بررسی وضعیت هوشمندی شهر تهران از منظر رویکرد حق به شهر

دوره 16، شماره 1، شهریور 1404، صفحه 19-36

https://doi.org/10.30475/isau.2025.443821.2134

کیارش کاظمی، مریم محمدی

چکیده در سال‌های اخیر توجه ویژه‌ای به مفهوم شهر هوشمند شده است، در این ارتباط از خلال رویکردهای متفاوت به این مفهوم، رویکردهایی چون حق به شهر هوشمند، مورد توجه قرار گرفته است. هدف مقاله‌ی حاضر آن است تا این رویکرد را در شهر تهران بررسی کند. بنابراین پس از پرداختن به ادبیات جهانی در این حوزه، ابعاد و مولفه‌های آن با توجه به شرایط فعلی تهران از منظر پژوهشگران (دو حوزه‌ی حق به شهر و شهر هوشمند) با استفاده از پارادایم برساخت‌گرایی و تحلیل محتوای کیفی، ارائه شده است. به‌منظور جمع‌آوری داده‌ها از روش مصاحبه‌ی نیمه‌ساختاریافته استفاده و اطلاعات پس از پیاده‌سازی، کدگذاری باز شده و سپس مقوله‌ها و زیرمقوله‌ها با توجه به اشتراکات معنایی شناسایی و در نتیجه مفاهیم اصلی و فرعی که نشان‌دهنده‌ی چارچوب مفهومی حق به شهر هوشمند در تهران است، تدوین شده است. شیوه‌ی شناسایی پژوهشگران، در گام اول هدفمند بوده و چهار نفر (دو پژوهشگر از هر دو حوزه) انتخاب و پس از آن به روش گلوله برفی، سایرین شناسایی شده‌اند و مصاحبه با 24 پژوهشگر به اشباع نظری رسیده است. در ادامه، سند برنامه‌ی هوشمند تهران (1400) و سند طرح جامع (1386) و برنامه چهارم تحول و پیشرفت شهر تهران (1401) به‌عنوان اسناد فرادست به‌منظور شناسایی میزان تاکید آنها بر ابعاد حق به شهر هوشمند، با روی تحلیل محتوای کیفی، بررسی شده‌اند. مدل حق به شهر هوشمند در تهران مشتمل بر ابعاد زیر به ترتیب اولویت است: حق به امنیت هوشمند، حق به داده هوشمند، حق به فناوری هوشمند، حق به مردم هوشمند، حق به تحرک هوشمند، حق به زندگی هوشمند، حق به حکمروایی هوشمند، حق به زیرساخت هوشمند، حق به خدمات هوشمند، حق به اقتصاد هوشمند و حق محیط زیست هوشمند است. همچنین با توجه به ویژگی‌های بستر، شش تناقض «شهر هوشمند: در خدمت مردم یا ایدئولوژی»، «شهر هوشمند: تأمین کننده امنیت یا کنترل کننده شهروندان»، «شهر هوشمند: تلاشی در جهت فعال کردن شهروندان یا منفعل کردن آنان»، «مشارکت در شهر هوشمند: مشارکت شهروندان یا عاملان خاص حکومتی»، «تصاحب شهر هوشمند: توسط حکومت یا شهروندان» و «شهر هوشمند: در دسترس همه شهروندان یا سرمایه داران» در ارتباط با حق به شهر هوشمند در تهران شناسایی شده است. براساس نتایج به‌دست آمده در اسناد نیز، بیشترین توجه به حق به زیرساخت هوشمند و کمترین توجه را به حق به زیرساخت هوشمند بوده است.

ارائه‌ی مدل پیش‌بینی کننده تحلیل احساسات کاربران از شهر مبتنی بر شبکه‌ی اجتماعی توئیتر؛ نمونه مطالعاتی: کلان‌شهرهای ایران

ارائه‌ی مدل پیش‌بینی کننده تحلیل احساسات کاربران از شهر مبتنی بر شبکه‌ی اجتماعی توئیتر؛ نمونه مطالعاتی: کلان‌شهرهای ایران

دوره 14، شماره 2، دی 1402، صفحه 301-317

https://doi.org/10.30475/isau.2023.337531.1905

مریم محمدی

چکیده تحلیل احساسات کاربران از طریق شبکه‌‌های مجازی، به‌‌حوزه‌‌ای موثر در علوم مختلف تبدیل شده و مخاطبان آن نه تنها صاحبان شرکت‌‌ها و سیاست‌‌مدارن، بلکه کاربران هستند. در این میان این حوزه در مطالعات شهری هم نفوذ کرده و به‌‌دلیل روش‌‌مندی آن؛ چه در قالب پژوهش‌‌هایی که صرفاً تحلیل احساس را هدف خود قرار داده‌‌اند و چه به‌‌صورت لایه‌‌ای تلفیقی در پژوهش‌‌ها مورد استفاده برنامه‌‌ریزان و طراحان شهری قرار گرفته است. مقاله‌‌ی پیش‌‌رو با هدف تبیین این حوزه در تحلیل احساسات شهری در قالب روش‌‌های مدل‌‌گرا بر آن است تا با بررسی اهمیت احساس و روش‌‌های مطرحِ بررسی آن در شهر، جایگاه این حوزه را در مطالعات شهری نشان دهد و در ادامه به آموزش ماشین برای ارائه‌‌ی مدل پیش‌‌بینی‌‌کننده برای تحلیل احساسات شهر بپردازد. مجموعه‌‌ی داده‌‌های این پژوهش مربوط به 8 کلان‌‌شهر ایران است که از توئیتر استخراج شده و تحلیل داده‌‌های متنی مورد توجه قرار گرفته است. به‌‌منظور آموزش ماشین برای تحلیل احساسات از یادگیری ماشین و یادگیری عمیق بهره برده شده و نتایج آنها با هم مقایسه شده است. الگوریتم‌‌های مورد استفاده در یادگیری ماشین، ماشین بردار پشتیبان، رگرسیون لجستیک و درخت تصمیم بوده و در یادگیری عمیق، ماشین با استفاده از شبکه‌‌ی عصبی و شبکه‌‌ی هیبریدی آموزش و تست شده است. براساس نتایج یادگیری عمیق برای پیش‌‌بینی احساسات و قطبیت متن در کلان‌‌شهرهای ایران بهتر عمل کرده و دقتی برابر با 80 داشته است.

بازشناسی تقابل‌های دوگانه‌ی فضایِ شهریِ جنسیتی، مبتنی بر رویکرد نشانه‌شناسی - تحلیلی بر فضای عمومی در محلات سنتی

بازشناسی تقابل‌های دوگانه‌ی فضایِ شهریِ جنسیتی، مبتنی بر رویکرد نشانه‌شناسی - تحلیلی بر فضای عمومی در محلات سنتی

دوره 9، شماره 2، اسفند 1397، صفحه 33-51

https://doi.org/10.30475/isau.2019.87932

مریم محمدی

چکیده فضای عمومی شهری، باید عرصه­ای همه­شمول باشد. علی­رغم این موضوع، همواره مواردی وجود داشته که فضای شهری نتوانسته است به این مهم دست یابد. در این میان اگر زنان به­عنوان نمونه­ای از گروه­های اجتماعی، حضورشان در فضا کاهش یابد، فضای شهری، به فضایی جنسیتی تبدیل می­شود. براین اساس این مقاله، با طرح مسئله‌ی فضای جنسیتی، بر آن است تا ابعاد فضای جنسیتی را در محلات تبیین نماید. پیش­فرض مقاله­ی حاضر، تأثیرگذاری شکل‌گیری فضاهای جنسیتی در محلات (که مهم­ترین بستر حضور و فعالیت زنان هستند) بر کاهش حضور و فعالیت زنان و شکل­گیری هویت جنسیتی زنان به عنوان یک زن سنتی است. در این نوشتار برای بررسی فضای جنسیتی، از نشانه‌شناسی ساختارگرا و پساساختارگرا استفاده شده است. نمونه­ی موردی به­منظور بررسیِ بازنمایی رابطه­ی فضا و جنسیت، نمونه­ای از فضاهای محله‌ای سنتی در تهران- میدان امام­زاده علی­اکبر در محله­ی چیذر- بوده است که در قالب روش تحقیق نشانه­شناسی دال‌ها، مدلول‌ها و انواع رمزگان­ها از خلال بررسی واحد تحلیل که در اینجا روایت‌های 30 زن از فضای محله­ای است شناسایی شده­اند. بررسی­ها حاکی از آن است که عملکرد جنسیتی و نمایش عملکرد فضا، دو عامل عمده در ایجاد فضای جنسیتی هستند که تصرف فضایی، زمانی و فعالیتی-رفتاری را جنسیتی می‌کنند. بدین ترتیب فضای خانه به­عنوان فضای درون، به فضای امن زنانه و فضای بیرون به فضای مردانه تبدیل شده است. این امر بدین معنی است که نگرش زنان به هویت خویش (در ابعاد فردی، خانوادگی و اجتماعی)، ناشی از فضای جنسیتی و ایدئولوژی و اسطوره­سازی، به مثابه­ی یک زن مذهبی است. نتایج بررسی­ها همچنین نشان داد، رمزگان‌های کالبدی و فعالیتی در فضا (عملکرد جنسیتی فضا)، تحت تأثیر رمزگان اجتماعی - فرهنگی (نمایش عملکرد فضا) در ایجاد فضای نامطلوب برای زنان تأثیر داشته است. به استناد تحلیل روایت­های زنان، فضای جنسیتی در مقیاس محله، فضایی غیرپاسخده، ناامن، غیرپذیرنده، نامطلوب، مردانه و ناخوشایند است.