نویسنده = حمیدرضا عظمتی
تعداد مقالات: 2
ارزیابی شکاف بین ادراک و ترجیح مؤلفه امنیت محیطی در پارک­های محله‌ای 	(نمونه موردی: مجموعه پارک­های محله صابون‌پزخانه تهران)

ارزیابی شکاف بین ادراک و ترجیح مؤلفه امنیت محیطی در پارک­های محله‌ای (نمونه موردی: مجموعه پارک­های محله صابون‌پزخانه تهران)

دوره 8، شماره 2، دی 1396، صفحه 5-16

https://doi.org/10.30475/isau.2018.62061

حمیدرضا عظمتی، عبدالحمید قنبران، فاطمه جم

چکیده بی‌شک امنیت به عنوان یکی از مؤلفه ­های کیفیت محیطی شناخته می‌شود. در این میان، پارک ­ها به عنوان بخشی از فضاهای باز شهری که زمینه­ ساز بستر کالبدی و اجتماعی مناسب، جهت افزایش کیفیت زندگی و سلامت جسمانی و روانی افراد هستند، باید بتوانند امنیت محیطی لازم را نیز در ادراک استفاده­ کنندگان آن فراهم آورند. به­ دنبال این مسئله، پژوهش حاضر، ارزیابی امنیت محیطی فضای پارک­ های محل ه­ای، بر پایه رویکرد CPTEDو تعیین شکاف بین ترجیح و ادراک ساکنان محله را هدف قرار داده است. روش پژوهش از نوع توصیفی پیمایشی مبتنی بر پرسشنامه و از لحاظ هدف، کاربردی است. جامعه امّاری آن را ساکنان محله صابونپزخانه، واقع در منطقه 12 شهرداری تهران تشکیل می‌دهند و نمونه‌ها به شیوه تصادفی انتخاب شده ­اند. ابتدا ادراک و ترجیح امنیت محیطی فضای پارک سنجیده شده، سپس با استفاده از فرآیند تحلیل سلسله مراتبی، مؤلفه ­های مؤثر برامنیت محیطی، با تکیه بر شاخص ­های رویکرد CPTED، اولویت‌بندی شده است. پرسشنامه­ های جمع ­آوری شده، در محیط نرم افزار 22-SPSSمورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته ­است. نتایج نشان می­دهد که کمترین شکاف مربوط به شاخص ­های کنترل دسترسی و مدیریت و نگهداری و بیشترین شکاف مربوط به شاخص نظارت است و از دیدگاه استفاده­کنندگان، شاخص نظارت و کنترل دسترسی بیشترین اهمیت را دارند. همچنین نتایج حاصل از فرآیند تحلیل سلسله مراتبی نشان می­دهد که زیرشاخص های «زیبایی و منظرسازی» و «نظافت و تعمیرات تجهیزات» از شاخص «مدیریت و نگهداری» و «تعریف ورودی» و «وجود نگهبانی» از شاخص «کنترل دسترسی» در رتبه­ های نخست قرار دارند. لذا در فرآیند ارزیابی پس از ساخت که به منظور شناخت و اصلاح نقاط ضعف احتمالی انجام می­گیرد و نیز به منظورارائه راهکارهای طراحی فضای پارک در طرح های آتی با توجّه به مؤلفه امنیت محیطی، توجّه به اولویت و اهمیت شاخص­های آن در ادراک و ترجیح ساکنان، به عنوان استفاده‌کنندگان اصلی فضا ضروری است.

مقایسه تطبیقی الگوی فضایی مسکن شهری مبتنی بر پیشینه تاریخی و اجتماعی شهر (مطالعه موردی: شهر اردبیل)

مقایسه تطبیقی الگوی فضایی مسکن شهری مبتنی بر پیشینه تاریخی و اجتماعی شهر (مطالعه موردی: شهر اردبیل)

دوره 8، شماره 1، مرداد 1396، صفحه 23-32

https://doi.org/10.30475/isau.2018.62045

حمیدرضا عظمتی، ودود رستمی، سمیه پورباقر

چکیده در طول تاریخ خانه به عنوان مهم ترین مکانی که سازگار بازندگی انسان باشد شناخته شده است. به علت عدم شناخت کافی از کاربران و نیازهای آن ها، امروزه شاهد تغییرات زیادی در مبحث مسکن هستیم که منجر به بی هویتی خانه ها و حرکت به سوی یکسان سازی در سطح کشور شده است و پیامدی جز عدم رضایت مندی کاربران، تغییر هنجارهای اجتماعی و از بین رفتن هویت بومی ساکنان نداشته است. درعین حال روی آوردن به اصول مبتنی بر شناخت نیازها، شیوه زندگی، باورهای بومی که در طول زمان تبدیل به فرهنگ آن جامعه شده است، می تواند موجب افزایش حس تعلق به فضا و در کل رضایت مندی ساکنین از برآورده شدن نیازهای واقعی خویش شود. در این پژوهش هدف آن بوده است که به بررسی الگوهای مسکن و تحولات آن در گذر زمان با در نظر گرفتن عوامل اجتماعی مؤثر پرداخته شود؛ لذا به بررسی نظام ساختاری موجود و به بازشناسی ویژگی های اصلی معماری بومی شهر اردبیل پرداخته شده است. پژوهش کمی- کیفی بوده و از روش تحقیق تاریخی و پیمایشی بهره گرفته شده است. در این راستا با ریش سفیدان و اهالی شهر مصاحبه شده و همچنین برداشت میدانی از 36 نمونه خانه در شهر اردبیل مربوط به سه دوره کلی سنتی، سنتی- معاصر و معاصر، انجام شده است؛ تا به تغییرات خانه بومی اردبیل در گذر زمان از نظر تغییرات شیوه زندگی و ویژگی های کالبدی در این خانه ها و تأثیر این تغییرات بر روند تغییر الگوی مسکن شهر پی  برده شود. پس از جمع آوری داده ها به دست آمده با استفاده از نرم افزار Excel به طبقه بندی و نمایش اطلاعات در قالب نمودار ها پرداخته شده است. در نهایت مقایسه تطبیقی تغییرات سه دوره فرض شده برای عوامل تأثیر گذار از قبیل شکل کلی خانه ها، الگوی پلان خانه ها، ویژگی های کالبدی و میزان بهره گیری از فضاها ارائه گردیده است.