نویسنده = فریبا البرزی
تعداد مقالات: 2
جستاری پیرامون نور و مصادیق آن در معماری ایرانی؛ رهیافتی بسوی معنا در معماری

جستاری پیرامون نور و مصادیق آن در معماری ایرانی؛ رهیافتی بسوی معنا در معماری

دوره 10، شماره 1، خرداد 1398، صفحه 95-111

https://doi.org/10.30475/isau.2019.87948

فریبا البرزی، فرح حبیب، ایرج اعتصام

چکیده نقش نور در تداعی معنا در فضاهای معماری قابل تأمل است و این مهم در معماری فضاهای مذهبی به ویژه مساجد به گونه ای درخور توجه تجلی یافته است. از دیرباز در بسیاری از مساجد و اماکن مذهبی توجه معماران و سازندگان بنا به نور و چگونگی ورود، تابش و انعکاس آن از مداخل ایجاد شده در بنا و توجه به جلوه های معنایی که با جهت دهی به نحوه ورود نور در فضای معماری انعکاس یافته اند بوده است. معمار ایرانی با نگاهی اندیشمندانه و متأثر از بینش اسلامی، نور را چون روحی بر این کالبد تابانیده است تا به آن جلوه ای معنایی ببخشد. در این پژوهش هدف آن است که نور در قرآن و تأثیری که نگاه قرآنی بر معماری ایرانی داشته است مورد بررسی قرار گیرد. فرضیه پژوهش بیان می دارد که از نمودهای برگرفته از آیات قرآن، گذر از تاریکی به نور و تقابل نور و تاریکی است که به عنوان یکی از مصادیق ارزشمند در معماری ایران مورد استفاده قرار گرفته است. روش انجام پژوهش، کیفی با رویکرد تفسیری می باشد و از روش تحلیل محتوای متن در برداشت از آیات قرآن استفاده شده است. نتایج پژوهش بیانگر آن است که تقابل نور و تاریکی و حضور نور و سایه (تاریکی) در معماری و هدایتگری از تاریکی به روشنایی از مفاهیم و معانی ارزشمندی است که در معماری ایرانی نمود یافته است و در تعالیم قرآنی نیز بارها و بارها به آن ها اشاره شده است و در ایجاد فضایی معنوی نقش درخور توجهی را ایفا نموده اند. نور و سایه تمثیلی از مفاهیم ارزشمند نور و ظلمت در قرآن است و هدایتگری از سایه (تاریکی) به نور علاوه بر جنبه های فیزیکی و کالبدی، از دیدگاه معنایی نیز درخور
تامل است.

بررسی راهکارهای ارتقای فضای معماری مدرسه با توجه به دیدگاه دانش آموزان از نگاه نقاشی‌های آنان (نمونه موردی: مدارس ابتدایی شهرستان بندر انزلی)

بررسی راهکارهای ارتقای فضای معماری مدرسه با توجه به دیدگاه دانش آموزان از نگاه نقاشی‌های آنان (نمونه موردی: مدارس ابتدایی شهرستان بندر انزلی)

دوره 7، شماره 1، مرداد 1395

https://doi.org/10.30475/isau.2017.62016

سیمین بیلابری، فریبا البرزی

چکیده پژوهش حاضر در پی تاکید بر اهمیت فضاهای آموزشی، نقش آنها در افزایش خلاقیت و یادگیری دانش آموزان به عنوان سرمایه‌های یک کشور و جستجوی الگوهایی جهت بهبود شرایط کنونی مدرسه‌ها و ایجاد فضای آموزشی مطلوب، با توجه به نیاز‌های دانش‌آموزان به عنوان بهره‌برداران اصلی محیط‌های آموزشی و یادآوری اهمیت توجه به نظرات آن‌ها در طراحی این محیط‌ها است. در راستای این اهداف و برای یافتن پاسخ پرسش‌های تصور دانش آموزان از مدرسه ایده‌آل و نقش و امکان‌پذیری همکاری میان طراحان و دانش‌آموزان به عنوان استفاده‌کنندگان فضاهای آموزشی و امکان تطبیق نظرات دو گروه (طراحان و دانش‌آموزان) در طراحی مدرسه، با استفاده از روش توصیفی-پیمایشی، به بررسی پنج مدرسه ابتدایی دخترانه در سطح شهرستان بندر‌انزلی پرداخته شد. نظرات پیرامون مدرسه ایده‌آل به کمک دریافت نقاشی و متونی که توصیف‌کننده چنین مدرسه‌ای از سوی آن‌ها باشد، انجام شد. در مجموع 208 نقاشی دریافت شد و اطلاعات به دست آمده به کمک نرم افزار MAXQDA، تجزیه و تحلیل و کد‌گذاری گردید. نتایج نشان‌دهنده نارضایتی دانش‌آموزان از وضع فعلی مدارس، نیاز آن‌ها به گذران وقت بیشتر خارج از کلاس و توجه ویژه به ارتباط طبیعت و فضاهای معماری بود که محققین بر پایه این یافته‌ها و مطابقت طرح‌های پیشنهادی خود با نظرات کودکان سعی نمودند به ایجاد محیطی بر پایه خواست آن‌ها کمک نمایند و بدین ترتیب با احترام به مصرف‌کنندگان فضا، بر میزان کیفیت محیط‌های آموزشی بیفزایند. بداعت موضوع انطباق دیدگاه‌ها و نظریات نوین در راستای طراحی مدرسه ایده‌آل با تصورات دانش‌آموزان از یک مدرسه ایده‌آل است و در این راستا نگارندگان این فصل مشترک‌ها را ارائه داده‌اند.