نویسنده = اسفندیار زبردست
تعداد مقالات: 2
ارزیابی و معرفی مدل‏‌های حکمروایی اثربخش برای مناطق کلان‏‌شهری ایران

ارزیابی و معرفی مدل‏‌های حکمروایی اثربخش برای مناطق کلان‏‌شهری ایران

دوره 13، شماره 2، دی 1401، صفحه 211-229

https://doi.org/10.30475/isau.2023.254622.1553

ایرج اسدی، اسفندیار زبردست

چکیده به رسمیت شناختن مناطق کلان‏‌شهری و نیز پرسش از نهادها و ساختارهای متناسب و اثربخش برای مدیریت و حکمروایی این گونه مناطق نزدیک یک قرن دغدغه فکری جدی اندیشمندان این حوزه بوده است. مطالعات نشان می‏‌دهد در مواقعی که مدل‏‌هایی برای تجدید‏سازمان حکومتی این مناطق در ایران پیشنهاد شده‌‏است، بافتار فضایی و سیاسی خاص مناطق کلان‏‌شهری کشور کمتر مورد ملاحظه قرار گرفته‏‌اند. ازاین رو، هدف اصلی این مقاله یافتن آن دسته از مدل‏‌های منطقه‌‏گرایی کلان‏شهری است که با تعریف جغرافیایی از مجموعه‏‌های شهری کلان‏‌شهری و نیز ویژگی‏‌های ساختار سیاسی و مدیریت محلی و منطقه‌‏ای کشور تناسب نسبی دارند. این مقاله بعد از بحث موجز درباره دلایل پرداختن به منطقه‏‌گرایی کلان‏‌شهری، ابتدا به طرح گونه‏‌شناسی‌‏های مختلف درباره منطقه‏‌گرایی کلان‏‌شهری پرداخته و با بررسی تفصیلی چند گونه‏‌شناسی مهم و شناخته شده به فهرست نمودن مدل‏‌ها و اشکال اصلی منطقه‏‌گرایی کلان‏‌شهری می‏‌پردازد. در ادامه تناسب و اثربخشی هر یک از مدل‏‌های منطقه‏‌گرایی کلان‏‌شهری بر حسب دو تعریف عمده از «شهر»، یکی در معنای ناحیه ساخته‌‏شده شهری یا کلان‏‌شهری و دیگری در معنای منطقه عملکردی شهری یا کلان‏‌شهری مورد بررسی قرار می‏‌گیرند. یافته‏‌های تحقیق نشان می‌‏دهد برخی از مدل‏‌های منطقه‏‌گرایی از پیش در کشور مورد استفاده بوده‌‏اند. با این حال از میان تمام مدل‏‌های مورد بررسی تنها سه مدل تاسیس سازمان‏‌های خدماتی منطقه‏‌ای چندمنظوره، شورای منطقه‌‏ای و حکومت منطقه‌‏ای برای اداره یکپارچه مناطق مجموعه‏‌های شهری کلان‏‌شهری تناسب و اثربخشی خواهند داشت.

تبیین اصول نوسازی در بافت‌های ناکارآمد شهری با هدف ارتقاء رضایتمندی سکونتی

تبیین اصول نوسازی در بافت‌های ناکارآمد شهری با هدف ارتقاء رضایتمندی سکونتی

دوره 7، شماره 1، مرداد 1395

https://doi.org/10.30475/isau.2017.62021

ملیحه باباخانی، اسفندیار زبردست، محمدسعید ایزدی

چکیده تجارب نوسازی شهری اغلب حاکی از آن است که علی‌رغم بهبود در وضعیت اقتصادی و کالبدی بافت‌های ناکارآمد شهر، مشکلات اجتماعی از قبیل تخریب شبکه‌های اجتماعی موجود، اخراج گروه‌های آسیب‌پذیر وبه عبارتی نارضایتی ساکنان را همراه داشته است. پرسش اصلی این مقاله آن است که چگونه و با بکارگیری چه اصولی در نوسازی بافت‌های ناکارآمد شهری می‌توان رضایتمندی ساکنان را ارتقاء داد و در نهایت مانع از بروز مشکلات در این نواحی شد. مقالة حاضر با تکیه بر روش تحقیق توصیفی،ابتدا به شرح مفاهیم رضایتمندی سکونتی و مسائل بافت‌های ناکارآمد پرداخته و سپس با استنباط استقرایی، اصولی که می‌تواند نتیجه نوسازی بافت‌های ناکارآمد را در راستای ارتقاء رضایتمندی سکونتی قرار دهد، تبیین و تشریح نموده است. در این میان "جامع‌نگری" به عنوان یکی از اصول مهم در نوسازی بافت‌های ناکارآمد معرفی شده که به موجب ایجاد نگاهی یکپارچه به مسائل، از تمرکز صرف به بخشی از مشکلات جلوگیری کرده است و در نهایت پاسخگویی به تمام ابعاد ناکارآمدی را موجب می‌شود. از سوی دیگر "توسعة اجتماع‌مبنا" موجب می‌شود تا با حضور ساکنان در تمام فرآیند نوسازی، ضمن بهره‌‌مندی از دارایی‌های جامعة محلی و سرمایه‌های اجتماعی، اقدامات نوسازی با دیدگاه‌های ساکنان نزدیک شده و در نهایت رضایتمندی آنها حاصل شود. به عبارت دیگر دو اصل جامع‌نگری و توسعة اجتماع‌مبنا از اصول مهم در نوسازی بافت‌های ناکارآمد می‌باشند که اگر سرلوحة اقدامات نوسازی شهری قرار بگیرند می‌توان انتظار رضایتمندی ساکنان را از نتایج آن داشت.