کلیدواژه‌ها = تبریز
تعداد مقالات: 6
بررسی تأثیر تکنیک‌های نورپردازی بر کیفیت‌بخشی منظر شهری؛ مطالعه موردی: بناهای تاریخی تبریز

بررسی تأثیر تکنیک‌های نورپردازی بر کیفیت‌بخشی منظر شهری؛ مطالعه موردی: بناهای تاریخی تبریز

مقالات آماده انتشار، اصلاح شده برای چاپ، انتشار آنلاین از 31 شهریور 1404

https://doi.org/10.30475/isau.2025.453395.2148

سیدکمال هاشمی، مهروش کاظمی شیشوان، الهام حاتمی گلزاری، رقیه مهمانی

چکیده اولین شرط برای درک بینایی و فضا، نور است. از این‌رو، در هنر معماری نور ازجمله اجزایی است که در همجواری با عناصر دیگر از قبیل ساختار، نظم، مصالح، رنگ و غیره مطرح می‌شود. همچنین نور یک عنصر معماری و طراحی محیط است و نورپردازی شهری پتانسیل بالایی در افزایش راندمان و کارایی افراد داشته و علاوه بر آن می‌تواند طراحی مجددی برای فضای شهری و معماری محیط و منظر شهری، تأمین زیبایی و امنیت در شب را عهده‌دار باشد. با توجه به اهمیت نورپردازی در فضاها و بناهای شهری، هدف از تحقیق حاضر بررسی تأثیر تکنیک‌های نورپردازی بناهای تاریخی تبریز (مسجد کبود، مسجد صاحب‌الامر، ارگ علیشاه و میدان ساعت) بر کیفیت‌بخشی منظر شهری است. در این راستا، روش تحقیق آمیخته (کیفی-کمی) با ماهیت تحلیلی- تفسیری است که در راستای تجزیه و تحلیل اطلاعات از روش تحلیل مضمون و ضریب رگرسیون لگاریتمی استفاده شده است. یافته‌های تحقیق نشان می‌دهد که نورپردازی بناهای تاریخی تبریز در سال‌های اخیر بر اساس تکنیک‌های مختلف مانند از پایین، سطحی، مستقیم و ...، موجب افزایش کیفیت محیط و ادراک بصری این بناها گردیده است. همچنین نورپردازی این بناها در افزایش زیبایی و جذابیت بصری، افزایش خوانایی و مشخص کردن نشانه‌های شهری، سازمان‌دهی محیط بصری و ایجاد هویت و تصویر مثبت شهری مؤثر بوده است. بنابراین نورپردازی بناهای تاریخی با استفاده از تکنیک‌های مختلف و ترکیبی ضمن هویت‌بخشی، شاخص‌سازی و برجسته‌سازی جزئیات معماری بنا می‌تواند کیفیت منظر شهری را ارتقاء بخشد.

بررسی زمینه‌ها و عوامل تحول خانه از دوره قاجار تا پهلوی اول؛ موردکاوی: خانه‌های تاریخی شهر تبریز

بررسی زمینه‌ها و عوامل تحول خانه از دوره قاجار تا پهلوی اول؛ موردکاوی: خانه‌های تاریخی شهر تبریز

مقالات آماده انتشار، اصلاح شده برای چاپ، انتشار آنلاین از 31 شهریور 1404

https://doi.org/10.30475/isau.2025.451968.2145

محمدحسن خادم زاده، لیلا صفری اصل

چکیده تحولاتِ بین دو دوره قاجار و پهلوی اول در ایران، همراه با دگرگونی‌هایی در ابعاد سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی بوده است که تمامی جوانب زندگی کشور در آن دوران از جمله شهر تبریز را تحت‌تأثیر قرار داده است. به‌تبع آن، معماری و شهرسازی و به‌خصوص معماری خانه‌ها این شهر نیز تغییر و تحول زیادی را به خود دیده‌اند. به عبارتی تأثیرات متقابلی بین تغییرات سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی و معماری خانه وجود داشته است که سبب شده خانه به مکانی فراتر از ساختمان تبدیل شود؛ لیکن تاکنون کمتر به نمود کالبدی این تأثیرات پرداخته شده است. این پژوهش قصد دارد تا با شناخت و تحلیل تأثیر عوامل مؤثر بر تحولات جامعه بر شهر تبریز به‌واسطه حضور ولیعهد و موقعیت سوق‌الجیشی و هم‌جواری با روسیه و عثمانی و تطبیق آن با تحولات فضایی خانه‌های تبریز این تأثیرات متقابل را روشن سازد. برای رسیدن به این هدف، پژوهش در پی پاسخ به چگونگی تغییرات و تحولات کالبدی - فضایی و عملکردی در خانه‌های این شهر و یافتن علل و عوامل تغییرات و تحولات کالبدی در بازه زمانی پژوهش است. بر این اساس خانه‌های دوره قاجار و پهلوی‌اول شهر تبریز به‌عنوان موردکاوی انتخاب و سعی شد که سیر تحول خانه‌ها درگذر از دوره قاجار به پهلوی و هم‌چنین عوامل موثر بر تغییرات استخراج و بررسی شود. در این پژوهش با رویکردی کیفی، از طریق مشاهدات میدانی و کتابخانه‌ای، الگوهای فضایی 40 خانه که امکان بازید و جمع‌آوری مدارک وجود داشت، انتخاب و به روش توصیفی- تفسیری به انجام رسید. نتایج مبین آنند که تغییرات و اصلاحات در معماری خانه‌ها از اواسط دوره قاجار به‌مرور شروع شد. اصلاحات ابتدا سبب تغییر شیوه زندگی ساکنین گردید، سپس و به‌خصوص در دوره پهلوی اول فضاهای خانه که دارای هویت ایرانی مبتنی بر سنت‌های پیشین بودند و عملکردهای متنوعی را داشتند یا حذف شدند و یا تغییر شکل و ماهیت دادند و به صورت فضاهایی تک عملکردی برای نشیمن یا خواب و استراحت درآمدند. به‌عبارتی شکل جدیدی از خانه با حذف‌شدن فضاهایی مانند حیاط‌های اندرونی و یا فضاهای مرتبط با سلسه‌مراتب ورودی (سردر، دالان و هشتی)، همچنین حوض‌خانه‌ها، ایوان‌های سرتاسری، کله‌ای‌ها و ساده‌تر شدن فرم فضاها نمایان شد.

تحلیلی بر تاثیر فعالیت‌های اقتصادی معاصر بر سازمان‌فضایی بازار بزرگ تبریز

تحلیلی بر تاثیر فعالیت‌های اقتصادی معاصر بر سازمان‌فضایی بازار بزرگ تبریز

دوره 13، شماره 1، شهریور 1401، صفحه 143-163

https://doi.org/10.30475/isau.2021.230419.1411

رحمت محمدزاده، ناهیده رضائی

چکیده بازارهای سنتی، در پی سرعت تغییر و تحولات فعالیت‌های اقتصادی معاصر ناشی از مدرنیزاسیون، با دگرگونی‌های بسیاری همراه بوده‌اند. این‌ مساله، تغییر سازمان‌فضایی بازارها را در پی داشته است. بازار سنتی تبریز نمونه‌ای از این موارد می‌باشد. فرضیه پژوهش این است که فعالیت‌های اقتصادی معاصر بر سازمان‌فضایی بازار سنتی این شهر تاثیر شگرفی داشته است. پژوهش حاضر با استفاده از روش کیفی با راهبرد منطق پس‌کاوی و بهره‌گیری از منابع کتابخانه‌ای و مشاهدات عینی در پی درک این مسله و نحوه‌ی کنترل برخی از پیامدهای اقتصادی، اجتماعی، کالبدی و فیزیکی آن است. مطالعات نشان می‌دهد که بازار تبریز از اواخر قاجار، با تحول در نوع و شیوه‌ی فعالیت‌های اقتصادی جدید و رشد فیزیکی به‌تبع افزایش جمعیت و مهاجرت، شاهد ورود و حضور انبوه کالاهای تولیدی و وارداتی و نیز شهرسازی مدرن بوده به‌گونه‌ای که سازمان‌یابی فضایی بازار، توان پاسخ به این حجم از بازار کالا و خدمات را نداشت. این حجم از تولید و عرضه، تناسب فضاهای بازار را دچار شکاف کرده و موجب تضعیف مبادلات آن در سطح منطقه و شهر شد. ساختار‌ قدیمی بازار نیز با توجه به نیازهای نوین دچار تغییراتی گاه جدی گردید که به متروکه شدن پاره‌ای از فضاها و عناصر شاخص و اضافه شدن فضاهای ناهمگون انجامید. این مساله در مواردی به از بین رفتن سلسله‌مراتب و الگوهای فعالیتی و کالبدی در بازار و ایجاد الگویی در پیرامون آن شد که هم‌پیوندی لازم را برقرار نمی‌ساخت. ازاین رو، ضمن شناخت بازار و ارتباط فضایی با اطراف، مدیریت تکنولوژی و نوآوری با بهره‌گیری از روش‌ها و ابزار کارآمد، مدیریت منابع انسانی و نهایتاً مدیریت پروژه در قالب طرح‌هایی چون ساماندهی اقتصادی و اجتماعی و کالبدی بازار و یا طرح‌های متداول شهرسازی چون احیا بافت تاریخی با توجه به واقعیات منطقه‌ای می‌توانند‌ راهکارهای مناسبی در حفظ و ارتقای سازمان‌فضایی بازار باشند.

اجتماع‌پذیری کالبدی مجتمع‌های مسکونی برای گروه سالمندان در تبریز(مطالعه موردی: مجتمع های مسکونی ستارخان، آسمان، علامه امینی و سپیدار)

اجتماع‌پذیری کالبدی مجتمع‌های مسکونی برای گروه سالمندان در تبریز(مطالعه موردی: مجتمع های مسکونی ستارخان، آسمان، علامه امینی و سپیدار)

دوره 11، شماره 1، تیر 1399، صفحه 187-207

https://doi.org/10.30475/isau.2020.156546.1125

زهرا علمی، پریسا هاشم پور، لیلا مدقالچی

چکیده در جوامع امروزی، اجتماع پذیری مجتمع­ های مسکونی برای سالمندان که نیاز به روابط اجتماعی داشته و بیشتر وقت خود را درخانه سپری می­ کنند، اهمیت دارد. پژوهش حاضر با هدف تبیین اجتماع پذیری کالبدی مجتمع­ های مسکونی برای گروه سالمندان در تبریز می باشد که در آن ارزیابی شاخص ­ها در نمونه­ های مورد بررسی به روش علی-مقایسه­ ای صورت گرفته است. در این پژوهش 4 نمونه مجتمع مسکونی از محدوده ­های 4 گانه­ ی تبریز انتخاب شده ­اند. برای سنجش شاخص ­های بدست آمده و مقایسه آن­ ها، پژوهش میدانی بر روی سالمندان بالای 65 سال در چهار مجتمع منتخب، انجام شده است. در این راستا نمونه­ گیری تصادفی ساده درجامعه آماری 313 نفری صورت گرفت که 172 نفر با استفاده از فرمول کوکران به عنوان حجم نمونه انتخاب شدند و از پرسشنامه­ ی بسته و مشاهده غیر­مشارکتی استفاده شد. تحلیل پرسشنامه ­ها به روش­ های واریانس و رگرسیون و در مشاهده با محاسبه میانگین امتیازات انجام پذیرفته­ است. طبق تحلیل واریانس به ترتیب مجتمع­ های ستارخان، آسمان، سپیدار و علامه امینی امتیاز بالاتری برای اجتماع پذیری سالمندان داشته ­اند و طبق تحلیل رگرسیون پرسشنامه ­ها در مجتمع ستارخان محفل­ های متنوع، درمجتمع آسمان چشم ­انداز، در مجتمع علامه امینی فرصت ­های رسیدگی و در مجتمع سپیدار فعالیت­ های متنوع در اولویت بالاتر قرار­ داشتند. بر اساس نتایج حاصل از مشاهده در مجتمع ستارخان فضای نشستن، امکانات ­رفاهی، عناصر طبیعی، مبلمان سالم و دسترسی در محوطه، در مجتمع آسمان طبیعت، عناصر تزیینی، در مجتمع سپیدار ایمنی و کفسازی پیاده، دسترسی مناسب و در مجتمع علامه امینی امکانات رفاهی دراولویت بالاتری قرار داشته ­اند. براساس جمع ­بندی کلی در چهار مجتمع منتخب، راهکارهایی جهت بهبود اجتماع پذیری مجتمع ­های مسکونی برای سالمندان بدست آمد.

تحلیل تطبیقی ساختار اصلی شهر تبریز از اواخر دوره قاجار تا معاصر با استفاده از تکنیک چیدمان فضایی

تحلیل تطبیقی ساختار اصلی شهر تبریز از اواخر دوره قاجار تا معاصر با استفاده از تکنیک چیدمان فضایی

دوره 7، شماره 2، دی 1395

https://doi.org/10.30475/isau.2017.62030

مهدی روشنی، آرش ثقفی اصل

چکیده پیچیدگی موضوع برنامه ریزی و طراحی شهری امروزه به اندازه ای می باشد که به سختی می توان با در نظر گرفتن همه موارد و تأثیرات متقابل بین عناصر به تحلیل و اتخاذ تصمیم مناسب پرداخت. با این وضعیت استفاده از روش های رایانه ای، با امکان تجزیه وتحلیل مسائل پیچیده با دقت و سرعت بالا، به کمک برنامه ریزان و طراحان شهری آمده است. یکی از روش هایی که بر پایه استفاده از رایانه و روش های علمی در زمینه مطالعات شهری به کاررفته است، تکنیک چیدمان فضایی است. این روش تکنیکی برای تحلیل کمی عوامل کیفی شهر می باشد که توسط هیلییر و هانسون در سال 1984 میلادی در لندن پایه ریزی شد. ساختار اصلی شهر به عنوان فرم دهنده استخوان بندی و شکل شهری تأثیر بسزایی در نحوه ارتباط و ترتیب فضایی فضاهای شهری داشته است. حال سؤالی که مطرح می شود این است که چه عوامل و یا چه پارامترهایی بر شکل دهی به ساختار و استخوان بندی شهر می توانند تأثیرگذار باشند؟ به نظر می رسد برخی از این پارامترها در طول زمان نقش پررنگ تری در شکل دهی به ساختار شهری داشته اند و برخی برعکس. هدف از این مقاله شناخت کاربردی تکنیک چیدمان فضا در مطالعه پیکره بندی و ساختار اصلی شهر تبریز در طی یک سده اخیر می باشد که با استفاده از بررسی تطبیقی بین دوره های تاریخی موردنظر به تحلیل پارامترهای تکنیک چیدمان فضایی پرداخته است و نتایج به صورت داده های گرافیکی و ریاضی ارائه شده است. در این مقاله با استفاده از نقشه خطوط محوری به تحلیل پارامترهایی از این تکنیک (اتصالات، هم پیوندی، عمق فضا و هوشمندی یا وضوح) پرداخته شده است. چنانچه از یافته های تحقیق به دست می آید، محورها و مسیرهای بافت های قدیمی و هسته مرکزی شهر تبریز اهمیت و نقش خود را ازدست داده اند، اما پتانسیل و ظرفیت احیای مجدد نقش و اهمیت خود را در ساختار اصلی شهر دارند.

ارزیابی چگونگی تجلی نور در معماری مساجد با مطالعه موردی در محور میانی شهر تبریز (باغ گلستان تا چهارراه آبرسان)

ارزیابی چگونگی تجلی نور در معماری مساجد با مطالعه موردی در محور میانی شهر تبریز (باغ گلستان تا چهارراه آبرسان)

دوره 7، شماره 1، مرداد 1395

https://doi.org/10.30475/isau.2017.62020

پریسا هاشم پور، فرزانه قلی زاده اورنگ

چکیده تجلی محوریت انسان در معماری، در ابنیه مختلف صور متفاوتی به خود می گیرد. بنای مسجد به عنوان محل عبادت با خدا، جایگاه انسان را در این محوریت تشدید نموده و نمودگاه وجوه وجودی او است. به همین منظور پارامتر "نور" به عنوان اساس وجود خدا و انسان که بر پایه دیدگاه اشراقی استوار است؛ به عنوان متغیر این پژوهش انتخاب گردیده و پس از مطالعه ادبیات موضوع با رویکرد کیفی و به روش توصیفی-تحلیلی، ضرورت و جایگاه آن در بنای مسجد مورد پژوهش قرار گرفته است. پس از واکاوی ابعاد نور و جنبه های آن در وجود انسان، سه نقش عمده برای آن بدست آمد که به نظر، مهم ترین کارکردهای معنایی نور در فضای عبادی هستند. به نظر محقق و پس از مطالعه میدانی نمونه مساجد در شهر تبریز و نیز اخذ نظر متخصصین معمار، هریک از این مفاهیم با نمودهای عینی، قابل نیل در کالبد مسجد می باشند که به همین منظور عینیتِ مورد نظر محقق، به عنوان اصل در نظر گرفته شده و میزان ادراک مفاهیم مدنظر، مورد سوال واقع گردیده است. این پژوهش از میان متغیرهای کیفی، روحانیت و قداست، هدایت و طی مراتب و تجلی حق و عروج را به عنوان مفاهیم و نقش های موثر نور و در مقامِ فاکتورهای کمی معادل، جهت نورگیر، ابعاد آن، تعداد آن ها، ارتفاع آن از سطح زمین و رنگ پوشش نورگیر را به عنوان متغیرهای مستقل در ارزیابی مفاهیم وابسته انتخاب نموده است. به نظر می رسد چنانچه بتوان بازشوها را با رعایت مشخصات کالبدی خاص همچون ارتفاع بالاتر از افق دید، قرارگیری در جبهه جنوبی، اندازه های کوچک و در مقابل تعدد آن ها و ... در بدنه مساجد طراحی نمود؛ نیل به مفاهیم عرفانی نور سهل تر خواهد بود. نتایج پژوهش این فرضیه را اثبات نموده و نشان می دهد کاربر مسجد نیز تجلی مفاهیم مذکور را در صورت رعایت این الگوها، قوی تر و محکم تر حس می نماید.