کلیدواژه‌ها = Grounded Theory
تعداد مقالات: 6
مبانی «عملکردی بودن» در محیط ساخته‌شده؛ واکاوی داده‌بنیاد با تکیه بر تجارب بازاستفادۀ انطباقی از خانه‌های تاریخی دورۀ پهلوی تهران

مبانی «عملکردی بودن» در محیط ساخته‌شده؛ واکاوی داده‌بنیاد با تکیه بر تجارب بازاستفادۀ انطباقی از خانه‌های تاریخی دورۀ پهلوی تهران

مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 07 شهریور 1405

https://doi.org/10.30475/isau.2026.441263.2127

ایمان رحیم نیا، فرزین حق پرست

چکیده عملکرد بناها به‌واسطه ضرورت‌های استفاده و ارتباط انسان با محیطِ ساخته‌شده، دائماً در طول حیات بنا و در ارتباط تنگاتنگ با زندگی انسان در جریان است؛ فلذا نمی‌توان آن را وابسته به بنا یا صرفاً جزئی از برنامۀ اولیۀ آن در طراحی معماری تلقی کرد. هدف این پژوهش دستیابی به مدل مفهومی از عملکردی بودن است که اقتضائات و پیچیدگی‌های رابطۀ انسان-محیط در آن دیده شده و بتوان ضمن شناخت وجوه و مراتب این تعامل، به سازوکار تحقق آن پی برد.
الگووارۀ واقع‌گرایی انتقادی با رویکرد کیفی و استفاده از روش داده‌بنیاد (گراندد تئوری) در این تحقیق بکارگیری شده است. در این راستا با تمرکز بر تجارب بازاستفاده از بناهای تاریخی به‌عنوان محیط ساخته‌شده، 10 مورد از خانه‌های تاریخی دورۀ پهلوی در تهران مورد بررسی قرار گرفته و طی مصاحبه با 52 مخاطب و تلفیق با سایر داده‌های برآمده از منابع معتبر و مشاهدات میدانی، جهت انجام فرآیند کدگذاری و تحلیل داده با استفاده از نرم‌افزار MAXQDA20 مورد بهره‌برداری قرار گرفته‌اند. نهایتاً ضمن طبقه‌بندی کدهای اولیه (531 کد) و محوری (9 کد)، با دستیابی به 3 مقولۀ اصلی شامل «نیازها/انتظارات مخاطبان»، «تجربۀ زیسته» و «محیط ساخته‌شده» و ارتباطات میان این عوامل در لایه‌های زیرین واقعیت، سازوکار تحقق مقولۀ اصلی تحقیق با عنوان «عملکردی بودن» در چارچوب مدل مفهومی ارائه گردیده است.
نهایتاً، «عملکردی بودن» به‌عنوان حالت تعادلی میان نیازها/ انتظارات کاربران و تجربۀ زیستۀ کاربران در بستر محیط ساخته‌شده تعریف شده؛ بدین ترتیب که هر دسته از نیازها شامل روانی، فیزیولوژیک و عالی/انتظارت ویژه، بسته به ماهیت خود، طی ترتیبات فرآیندی و یا تناسبی (بازنمودها) در حالت تعادل قرار گرفته که امر عملکردی بودن را رقم می‌زند. بدون شک نقش محیط ساخته‌شده در این‌جا، به‌عنوان بستری‌ست که با تکیه بر ویژگی‌های کالبدی و غیرکالبدی خود، نقش تأمین‌کنندگی/ محدودکنندگی یا تقویت‌کنندگی/ تضعیف‌کنندگی را در برقراری شرایط تعادل ایفا خواهد نمود.

تحلیلی بر گفتمان مشارکت شهروندی از منظر حرفه مندان رشته شهرسازی

تحلیلی بر گفتمان مشارکت شهروندی از منظر حرفه مندان رشته شهرسازی

مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 07 شهریور 1405

https://doi.org/10.30475/isau.2026.491322.2218

شادی شکری یزدان آباد، مجتبی رفیعیان، حمیدرضا صارمی

چکیده یکی از موضوعاتی که دهه‌های اخیر در نظام شهرسازی نقش پررنگ‌تری گرفته است، مسائل مرتبط با مشارکت شهروندی است. علیرغم اهمیت نظام مشارکتی شهروندان، نظریات مطرح در این حوزه توانمندی و کارآمدی لازم را ندارد. گفتمان مشارکت شهروندی هم به حوزه تسریع و هم تهدید مشارکت شهروندان اشاره دارد. هدف اصلی این پژوهش کشف موانع مشارکت شهروندی در فرآیند برنامه‌ریزی ، اجرا و بازبینی (3p) از نگاه حرفه‌مندان رشته شهرسازی است. پژوهش حاضر از نظر هدف بنیادی است و در زمره تحقیقات کیفی و تفسیری قرار دارد. در این پژوهش از روش نظریه‌داده‌بنیاد (خوانش کلاسیک) و تحلیل‌محتوا استفاده‌ شده‌است. روش جمع‌آوری اطلاعات از طریق پرسشنامه‌های باز (تکمیل شده با 176 نفر از حرفه‌مندان رشته شهرسازی) میباشد. جهت تحلیل داده‌های کیفی و کدگذاری از نرم‌افزار maxqda استفاده شده است. در مجموع تعداد 474 کد باز استخراج شده‌است که این کدهای باز به 57 مفهوم، 21 مقوله فرعی و در نهایت 8 مقوله اصلی تبدیل شده‌است. در این بین فراهم نبودن بستر و امکانات، سلطه قدرت، عدم شفافیت و اعتماد، ضعف ساختاری و مشارکتی نبودن فرآیند، استفاده از روشهای نامناسب، پشتوانه ضعیف دانشی و تجارب ناکافی، عدم استقبال مردمی، تعارض منافع اقشار مختلف به عنوان مولفه‌های کلیدی در عدم مشارکت شهروندان از دیدگاه حرفه‌مندان رشته شهرسازی شناخته‌شده‌است. مقایسه و تطبیق مولفه‌ها‌ی اشاره‌شده در مطالعات پیشین که به صورت عام عدم مشارکت شهروندان را مورد‌بررسی قرار‌داده بودند و مولفه‌های اشاره‌شده به صورت خاص توسط حرفه‌مندان رشته شهرسازی در خصوص عدم مشارکت شهروندان در فرآیندهای سه‌گانه برنامه‌ریزی، اجرا و بازبینی نشان از آن دارد که بسیاری از مولفه‌ها و عوامل اشاره‌شده مشترک هستند. در انتها با استخراج و تحلیل موانع مشارکت شهروندی از دیدگاه حرفه مندان حرفه رشته شهرسازی و مقایسه این عوامل و مولفه های مستخرج از پیشینه پژوهش ، مشخص گردید که عواملی نظیر عوامل ساختاری- سیاسی و مشارکتی نبودن فرآیند، عوامل مرتبط با تعارض منافع اقشار مختلف، عوامل زمینه ای و بسترساز، سلطه قدرت و عوامل حاکمیتی، عدم استقبال مردمی و عوامل فردگرایانه بین حرفه مندان رشته شهرسازی و دیدگاه های عام حاکم بر جامعه در خصوص مشارکت شهروندی مشترک است و این موضوع نوآوری پژوهش فوق می باشد.

جنبه‌های موثر بر زیبایی یا زشتی شهر از نگاه ساکنان؛ مورد پژوهی: منطقه 2 شهر تهران

جنبه‌های موثر بر زیبایی یا زشتی شهر از نگاه ساکنان؛ مورد پژوهی: منطقه 2 شهر تهران

دوره 13، شماره 2، دی 1401، صفحه 59-72

https://doi.org/10.30475/isau.2022.239481.1463

فرانک عطارد، محسن حبیبی، حسین ذبیحی

چکیده سهم زیادی از آشفتگی‌ها و ناهماهنگی‌های بصری شهر تهران، بر اساس دیدگاه‌های نظری زیبایی‌شناسی، به نوع طراحی و ترکیب توده و حجم‌های ساختمان‌ها مربوط می‌شود. لذا این پرسش مطرح می‌‌گردد که از دیدگاه تجربی و از منظر ساکنان و استفاده‌کنندگان شهر، جنبه زیبایی و مطلوبیت فرم و ظاهر توده‌ها و ساختمان‌های شهر و ترکیب آن‌ها چگونه است؟ و یا چه معیارها و ارزش‌هایی برای طراحان و سازندگان ساختمان‌های امروزی، مطرح است که در توده‌ها و فرم‌های ساختمانی کنونی متجسم می‌شود؟  مقالة حاضر برای پاسخ به پرسش‌های فوق و به دنبال بررسی جنبه های گوناگون موثر بر زیبایی‌شناسی بصری توده های ساختمانی، به کندوکاو در متون نظری مربوطه و مسائل عینی و ذهنی گروهی از ساکنان منطقة 2 شهر تهران، می‌پردازد. این مطالعه با روش پژوهش توصیفی و با استنتاج نتایج کاربردی، بر پایه مرور متون و اسناد مرتبط و هم‌چنین با استفاده از روش نظریة زمینه‌ای (در بخش مطالعات میدانی)، و روش تطبیقی انجام می‌گیرد.  بر اساس نتایج بدست ‌آمده از مطالعات میدانی و مقایسه و ارزیابی آن‌ها با مطالعات نظری، چارچوبی اولیه از نظریه زیبایی‌شناسی در ارتباط با توده های ساختمانی، مشتمل بر مولفه‌های کالبدی- بصری و غیرکالبدی، ارائه گردید. مشخص شد که این نظریه می‌تواند دارای دو بعد یا دو جنبه محتوایی و رویه‌ای باشد. بعد محتوایی بر اصول و معیارهای شکل‌دهنده به احجام و توده‌های ساختمانی، و بعد رویه‌ای بر شرایط و بستر نوع شکل‌گیری احجام و توده‌های ساختمانی، تاکید دارد.

شناسایی مؤلفه‌های معنای نماهای آپارتمان‌های مسکونی از دیدگاه شهروندان؛ مطالعه موردی: آپارتمان‌های شهر اردبیل

شناسایی مؤلفه‌های معنای نماهای آپارتمان‌های مسکونی از دیدگاه شهروندان؛ مطالعه موردی: آپارتمان‌های شهر اردبیل

دوره 13، شماره 1، شهریور 1401، صفحه 55-68

https://doi.org/10.30475/isau.2021.251831.1535

معصومه عالم راثی، قاسم مطلبی، منوچهر فروتن، سارا جلالیان

چکیده نما یکی از عناصر تأثیرگذار بر کیفیت بصری یک بنا می‌باشد و شناخت اولیه هر فرد از بنا از این طریق صورت می‌گیرد. تابحال ادراک معانی نماها بیشتر در حوزه شهرسازی مورد توجه قرار گرفته و معانی نماها در مقیاس معماری کمتر مورد پژوهش متخصصان عرصه معماری قرار گرفته است. لذا پژوهش حاضر به شناسایی مؤلفه‌های معنای نماهای آپارتمان‌های مسکونی اردبیل از دیدگاه شهروندان پرداخته است. از همین‌رو در پژوهش حاضر تلاش شده است که به این پرسش پاسخ دهد که مؤلفه‌های معنای نماهای آپارتمان‌های مسکونی از دیدگاه شهروندان چیست؟ این پژوهش دارای رویکردی ترکیبی بوده است. بخش کیفی با استفاده از روش گراندد تئوری و بخش کمی با استفاده از مدلسازی معادلات ساختاری انجام گرفته است. ابزار جمع‌آوری اطلاعات در بخش کیفی مصاحبه‌های عمیق و نیمه‌ساختار‌یافته با شهروندان اردبیل بوده است و در بخش کمی، پرسشنامه محقق‌ساخت بوده که روایی و پایایی آن بررسی شده است. برای تحلیل داده‌ها از نرم‌افزار مکس‌کیودا و روش مقایسه مداوم در طی سه مرحله کدگذاری باز، محوری و انتخابی استفاده شده است. تجزیه و تحلیل داده‌ها نشان داد که مؤلفه‌های تأثیرگذار بر معنای نما، شامل نه مؤلفه: عوامل فرهنگی اجتماعی، سبک زندگی، عوامل اقتصادی، عوامل محیطی، قوانین شهری، کیفیت بصری، سابقه ذهنی، رسانه‌ها، وضعیت اجرا می‌باشد.

تحلیلی تبیینی درباره عوامل مؤثر بر شکل‌گیری ریخت شهری در یک بافت خودانگیخته (نمونه موردی: محله زیادلو، گرگان)

تحلیلی تبیینی درباره عوامل مؤثر بر شکل‌گیری ریخت شهری در یک بافت خودانگیخته (نمونه موردی: محله زیادلو، گرگان)

دوره 13، شماره 1، شهریور 1401، صفحه 311-325

https://doi.org/10.30475/isau.2020.109228

عماد آقاجان بیگلو، محمود محمدی، بهادر زمانی

چکیده پیش از استقرار نظام شهرسازی نوین در ایران، اغلب بافت‌های مسکونی طی فرایندهای برنامه‌ریزی نشده‌ای شکل می‌گرفته‌اند که به دلیل فقدان نظام جامع ثبت املاک، اطلاعات دقیقی از نحوه تقسیمات اراضی شهری و احداث معابر و بناها در کوی‌های مسکونی در دست نیست. به‌منظور شناخت نحوه پیدایش یک بافت مسکونی خودانگیخته، محدوده‌ای از بافت میانی شهر گرگان انتخاب‌شده و کوشش شده تمام رویدادهای مؤثر بر شکل‌گیری ریختِ شهریِ از 1300 تا 1350 ه.ش. کاوش گردد. طرح این مقاله مبتنی بر رویکرد کیفی و ترکیب روش نظریه زمینه‌ای با خوانش سیستماتیک و روش ریخت‌شناسیِ تطبیقیِ درزمان است. بدین ترتیب که داده‌ها هم از درون مصاحبه‌های ساختاریافته و هم به کمک تکنیک آنالیز توسعه‌ای ریخت‌شناسی استخراج شده‌اند تا فقدان داده‌های مکتوب با استحصال داده‌های شفاهی از آگاهی ساکنان اولیه بافت جبران گردد. یافته‌ها نشان می‌دهد عوامل شکل‌دهنده به ریخت شهری به‌صورت الگویی ماتریسی عمل می‌کنند و نحوه اثرگذاری آن‌ها مطابق با یک فرایند خطی نیست. اجزاء این ماتریس را سه ساحت کنشگران، عمل/تعامل و شرایط تشکیل می‌دهد که هرکدام شامل مجموعه‌ای از مقولات تأثیرگذار و دارای انواع و ابعاد مختص به خود است.  فرد/خانواده، جامعه محلی به ترتیب مؤثرترین کنشگران قلمدادشده‌اند؛ در ساحت عمل/تعامل، حق مالکانه برای تفکیک اراضی، توافق میان صاحبان حقوق و نظام حقوقی مؤثرترین عوامل شناخته شده و مهم‌ترین شرایط زمینه‌ای به ترتیب اقلیم و اقتصاد زمین و بعد خانوار به دست آمده‌اند. همچنین عارضه موجود به‌صورت فرم مصنوع و فرم طبیعی در ورای تمام ساحت‌های برشمرده نقش عمده‌ای را در شکل‌گیری ریخت شهری ایفا کرده است.

گسترش تحلیل پارامتریک بر روی نظریه ماتریس برنامه‌دهی معماری ویلیام ام پنا با استناد به نظریه گراف‌ها

گسترش تحلیل پارامتریک بر روی نظریه ماتریس برنامه‌دهی معماری ویلیام ام پنا با استناد به نظریه گراف‌ها

دوره 13، شماره 1، شهریور 1401، صفحه 391-410

https://doi.org/10.30475/isau.2022.329872.1876

علی ضیایی، حامد مضطرزاده، خسرو موحد

چکیده ویلیام ام پنا نظریه ماتریس یا جدول اطلاعات شبکه‌ای خود را در سال 1987 در کتاب مسئله‌کاوی تشریح نمود. این نظریه مکانیسمی جهت برنامه‌دهی معماری ارایه داده است. پارادایم پارامتریک در چهار دهه گذشته به صورت گسترده جنبه‌های مختلف معماری و نقد را به خود اختصاص داده است. پارادایم پارامتریک از پارامتریک فرمال در ده‌های اولیه به پارامتریک بیم و نهایتاً به پارامتریک اتوماسیون توسعه یافته است. پارامتریک اتوماسیون سطح گسترده و غیرقابل‌انکاری را در روند طراحی معماری و نقد را شامل می‌شود. این تحقیق سعی دارد بر مبنای پارادایم پارامتریک، ماتریس ویلیام ام پنا را گسترش داده و مکانیسمی پارامتریک جهت تحلیل پیچیده داده‌ها را در مقیاس بسیار وسیع برای کمک به طراحان و منتقدان ایجاد نماید. روش داده‌بنیاد استراوس و کوربین به کمک کدگذاری سه‌گانه بستر تحقیق را فراهم کرده است و در نهایت نظریه گراف‌ها به عنوان مکانیسم تحلیل پارامتریک تحت برنامه گفی، نسخه 0.9.2 مورد استفاده قرار گرفته است. مراحل تحقیق عبارتند از: 1- انتخاب ماتریس پنا و گسترش آن. 2- تکمیل محتواهای مرتبط با هر خانه ماتریس مبنا و ارتباطات یک طرفه خانه‌های آن 3- ارجاع اطلاعات جهت بازبینی به تیم متخصصان 4- ادامه تا رسیدن به سنجه اشباع نظری. 5- انتقال اطلاعات به نرم‌افزار گفی. 6- تهیه خروجی‌های مورد نیاز با استفاده از فیلترهای متعدد نرم‌افزار. 7-تحلیل خروجی‌ها در راستای پاسخ به سوال تحقیق بر مبنای کدگذاری انجام شده، خانه‌هایی با درجه و وزن بیشتر در محدوده تعریف شده و همچنین کوتاه‌ترین فاصله بین دو خانه بدست آمده و گراف‌های مرتبط ترسیم می‌گردند. با تکرار مکرر این مرحله قابلیت تحلیل شامل مقایسه، فراوانی و تحلیل آلترناتیوها امکان‌پذیر خواهد بود.