کلیدواژه‌ها = تولید فضا
تعداد مقالات: 2
صورت‌بندی مفهوم ارزش و ارزش‌آفرینی در تولید فضاهای شهری با رویکرد اقتصاد سیاسی

صورت‌بندی مفهوم ارزش و ارزش‌آفرینی در تولید فضاهای شهری با رویکرد اقتصاد سیاسی

دوره 15، شماره 1، شهریور 1403، صفحه 221-238

https://doi.org/10.30475/isau.2024.296775.1750

حمیده فرهمندیان، سید محسن حبیبی، حمید ماجدی، زهراسادات زرآبادی

چکیده در دوران متأخر، مطالعه انتقادی فضا جایگاه خود را به عنوان بدیلی برای نگاه پوزیتویستی به آن، تثبیت نموده است. بدین‌سیاق، فضای شهری یک محصول اجتماعی- اقتصادی و بازتابی از کارکردهای سیاسی- اقتصادی جامعه تلقّی می‌شود که برای شناخت سازوکارهای تولید آن، اقتصاد سیاسی فضا، زبانی گویا خواهد بود. از این منظر، فضای تولیدشده در دوران سرمایه‌داری متأخر، بخشی از شیوه‌ تولید سرمایه‌دارانه و کالایی برای رشد اقتصادی، انباشت سرمایه و تولید ارزش اضافی است. بنابراین، با کالاپنداری فضا، دو ارزش استفاده و مبادله بر آن مترتّب شده و نظامِ شهری‌ای به وجود می‌آید که فضا را به عاملی در فرآیند ارزش‌آفرینی بدل می‌کند. هدف از این مقاله، تبیین مفهوم ارزش در فرایند تولید فضا و شناسایی صور مختلف ارزش‌های متجلّی در فضا است. همچنین این نوشتار برآنست در پرتو شناخت مفهومی از ارزش، روندها و مجادلاتی که به دنبال تسلّط ارزش‌های مبتنی بر دارایی و مبادله بر ارزش‌های استفاده هستند را واکاوی نموده و راهکاری را برای ایجاد موازنه بین انواع ارزش در فضا به دست دهد. روش‌شناسی این مقاله با ابتنا بر ترکیب هم‌افزای دو پارادایم تفسیرگرایی (با نگاهی هنجاری و هرمنوتیک) و پسااثبات‌گرایی (با نگاهی انتقادی) تأکید دارد که بدون دخالت مناسبات اقتصادی-سیاسی، تفسیر واقعیّات اجتماعی ناممکن و یا ناقص است. بدین‌ترتیب، با بهره‌گیری از راهبرد قیاسی، فرضیّاتی مطرح و با جستجوی تجلیّات و مصادیق آن در شهر تهران، چارچوبی مفهومی از ارزش‌آفرینی در فضا ارائه می‌شود. یافته‌ها نشان می‌دهند که ائتلافی از بازیگران حوزه‌ اقتصادی و سیاسی بر سر لزوم سودآوریِ شهر اجماع کرده و آن را به محملی برای تصاحب ارزش مبادله بدل کرده‌اند؛ حال آنکه فضاهای شهر کالایی عمومی ا‌ست یعنی برای بهره‌برداران، ارزش استفاده نیز دارد. در اینصورت، اولویت‌بخشی به ارزش استفاده یا دستِ کم تعادل‌بخشی بین ارزش‌های تولید فضا، تنها مسیر ارتقا کیفیت محیطی و کاهش نابرابری در توسعه فضایی به شمار می‌رود.

نقش طرح‌واره‌های ذهنی در تولید فضا (نقد سه‌گانه‌ی فضایی لوفور از منظر مکتب ویگوتسکیایی شناخت)

نقش طرح‌واره‌های ذهنی در تولید فضا (نقد سه‌گانه‌ی فضایی لوفور از منظر مکتب ویگوتسکیایی شناخت)

دوره 12، شماره 1، خرداد 1400، صفحه 5-21

https://doi.org/10.30475/isau.2020.223709.1376

بهراد فرمهینی فراهانی، مظفر صرافی

چکیده نظریه‌ی تولید فضای لوفور از اثرگذارترین نظریه‌ها بر مطالعات فضایی بوده که به رابطه‌ی میان ذهنیت ساکنان شهر و فضای شهری توجه دارد. با این وجود، سه‌گانه‌ی عمل فضایی، بازنمایی‌های فضا و فضاهای بازنمودی یا تمثیلی که در آن نظریه طرح شده است، از آن‌جهت که چگونه دلالت‌های نشانه‌شناختی در فضا، به ایجاد معانی در ذهن می‌انجامد مساله‌ساز بوده، و از منظر علم روان‌شناسی شناختی دقیق نیست. هدف از این مقاله، نقد سه‌گانه‌ی لوفور و توضیح فرایندِ اندیشه و بازنمایی واقعیت در ذهن با بهره‌گیری از مکتب ویگوتسکی در روان‌شناسی شناختی و به‌کارگیری مدل طرح‌واره‌ی ذهنی است. با نقد نظریه‌ی لوفور و نشان دادن کژی‌های آن، نهایتاً با به‌کارگیری مدل طرح‌واره‌های ذهنی به این پرسش پاسخ داده می‌شود که فضای شهری در رابطه‌ با آگاهی و ذهنیتِ ساکنانش چگونه تولید می‌شود؟ روش‌شناسی این مقاله برپایه‌ی دو رویکرد روش‌شناختی کلان نگاشته شده است: رویکرد سیستمی در شناخت‌شناسی، و ساختمند‌گراییِ هستی‌شناختی؛ با تاکید بر این موضوع که پدیده‌های اجتماعی و فضایی را باید در روند تکامل، تکوین و زوال‌شان در طول تاریخ بررسی کرد؛ که همان روش دیالکتیک است. نتیجه‌ی حاصل از یافته‌ها و بحث نشان می‌دهد که دلالت‌های نشانه‌شناختی در فضای زیسته نه به‌صورتِ شاعرانه‌ای که در بیان لوفور نهفته است، بلکه از طریق نقشی که مفاهیم و روابطِ میانِ آن‌ها در قالب طرح‌واره‌ها در روان انسان دارند برقرار می‌شوند. همچنین شناخت شکل‌گیری و دگرگونی فضا مستلزم مطالعه‌ی طرح‌واره‌های انسانِ قصدمندِ کنشگرِ اجتماعاً رشد کرده‌ای‌ است که آگاهی‌اش به‌وساطتِ سیستم‌های نشانه‌شناختی و ابزارها شکل گرفته و البته در گذر زمان تغییر می‌پذیرد. از آن‌جا که آگاهی هر فرد متاثر از گروه اجتماعی است که فرد عضوی از آن است، در مطالعات فضاهای شهری، باید طرح‌واره‌های ذهنی گروه‌های اجتماعی را درباره‌ی فضایی معین مطالعه کرد.