کلیدواژه‌ها = ادراک
تعداد مقالات: 6
هندسه، اساس و منشاءِ معماری استعلایی

هندسه، اساس و منشاءِ معماری استعلایی

دوره 15، شماره 2، دی 1403، صفحه 177-193

https://doi.org/10.30475/isau.2024.480801.2196

مسعود فلاح، عبدالحمید نقره کار، بهرام صالح صدق پور

چکیده ماهیت هندسه در معماری و نحوۀ کاربست آن، همواره موضوعی مورد مناقشه در میان معماران و اندیشه‌ورزانِ این حوزه بوده است، و غالباً پژوهشگران با توجه به خاستگاه نظریِ خود، از جنبه‌هایی متفاوت و حصری بدان نگریسته‌اند. حال این پژوهش درصدد است تا با بهره‌گیری از مکتب اسلام به عنوانِ یک خاستگاه نظریِ جامع و مانع به شناخت ماهیت و وظایفِ هندسه در نظامِ آفرینش کلیۀ مخلوقات و مصنوعات و به شکل ویژه معماری همت گمارد و از این رهگذر، به استعلای آموزش و طراحی معماری کمک نماید. از اینرو، ابتدا ضمن بررسیِ این مولفه در مکاتب گوناگون بشری، تلاش گردیده است؛ برای شکل‌دهی به چهارچوبِ نظریِ پژوهش، با رویکردی تفسیری- تحلیلی و با بهره‌گیری از منابع اصیل اسلامی به شناخت این مفهوم و جایگاه آن در نظامِ هستی و کلیۀ ممکنات موجود در آن، از جمله معماری پرداخته شود. سپس با بهره‌گیری از روش استدلال منطقی سعی شده است تا نقش‌های هندسه در معماری از چهارچوب نظری پژوهش استخراج گردد. سپس بر این مبنا و برای ادراکی جامع از نقشِ هندسه در معماری، علل اربعۀ هندسه در معماری شناسایی و در یک بنا که در اینجا «خانۀ کعبه» به عنوانِ نمودی از معماری الهی می‌باشد، بررسیِ انطباقی گردیده است. در پایان، شناختِ این علّل، مبین این موضوع می‌باشد که: علّت فاعلیِ هندسه در معماری، انتظام بخشی به اجزاء در قالبِ یک کلِ وحدت یافته، برای بهره‌برداری انسان (انسانِ کامل) می‌باشد. علت غایی نیز، انتقالِ حقیقتِ معنا متناسب با نوعِ عملکرد معماری، در جهت نیل به مقامِ هدایت و عبودیت است. علّت مادی عنصر «فضا» می‌باشد که می‌بایست متناسب با عملکرد بنا و قوای ادراکی انسان، مشخصاتی خاص یابد. علت صوری، وجوهِ محدود کننده و متمایز کنندۀ فضا (کف، سقف، نمای درونی و بیرونی) می‌باشد، که می‌بایست متناسب با عملکرد بنا و معنای مورد انتظار از آن؛ صورت یابد.

شناسایی و اولویت بندی معیارهای اجتماعی و کالبدی مجموعه های زیستی ناهمگن مبتنی بر ادراک همسایگان (موردپژوهی: محله ی حسن آباد-زرگنده)

شناسایی و اولویت بندی معیارهای اجتماعی و کالبدی مجموعه های زیستی ناهمگن مبتنی بر ادراک همسایگان (موردپژوهی: محله ی حسن آباد-زرگنده)

دوره 11، شماره 2، دی 1399، صفحه 153-172

https://doi.org/10.30475/isau.2020.169246.1171

مهرناز رمضانپور، علی شرقی، بهرام صالح صدق پور

چکیده رشد مجموعه ­های سکونتگاهی، موجب شکل­ گیری محله­ های ناهمگن شده ­است. شکل­ گیری این مجموعه­ ها سبب شده تا مسائل و مشکلات اجتماعی، روانی، کالبدی در محیط مسکونی به وجود آید. هدف پژوهش، شناسایی و اولویت بندی عوامل کالبدی و اجتماعی این مجموعه­ های ناهمگن توسط ادراک همسایگان با سطح اجتماعی-اقتصادی مختلف می ­باشد. این پژوهش کاربردی، در محله حسن آباد-زرگنده مورد بررسی قرار گرفت که در آن به دلیل قرارگیری دو بافت قدیمی و نوساز در کنار یکدیگر، سکونتگاهی برای طبقه­ های مختلف مردم فراهم شده ­است. در این جامعه، دو گروه 250 نفری با سطح اجتماعی-اقتصادی مختلف در بافت ضعیف عمرانی و بافت مرفه زرگنده به صورت غیرتصادفی در دسترس انتخاب شدند. ابتدا جهت استخراج وجوه و شاخصه­ های کیفیت مسکن و محیط مسکونی از مطالعات اسنادی و کتابخانه­ ای استفاده شد و سپس پیمایش با ابزار پرسشنامه و با روش تحلیل عاملی صورت گرفت. اولویت­ های دو گروه مختلف هنگام قضاوت­ هایشان از مسکن و محیط مسکونی محله مجاور خود بدین ترتیب می ­باشد: طبقه مرفه به فاکتورهای گذر، فضای باز و سبز خصوصی، نما، تداخل کاربری ­ها، امنیت، مصالح و جزئیات توجه کرده و گروه ضعیف به ترتیب به فاکتورهای امنیت، نما، تراکم ادراکی، کیفیت فضایی، گذر، دسترسی به امکانات، نما و عامل فرهنگی-اجتماعی در قضاوت­ های خود توجه می­ کند. بنابراین طبقات اجتماعی مختلف بر اساس ادراک خود از اختلال­ هایِ ابتدا بصری و سپس اجتماعی است که درباره محل زندگی و ساکنین گروه متفاوت از خود، قضاوت می­ کنند و بی ­توجهی به شکل ارزش ­گذاری فاکتورهای مسکن و محیط مسکونی، موجب برچسب منفی بین گروهی (بلاخص گروه مرفه به گروه ضعیف ­تر) شده که تنش و از هم گسیختگی جامعه ناهمگن را به دنبال دارد. لازم است در برنامه ­ریزی­ ها و سیاست­گذاری­ های بافت ­های ناهمگن درون شهری به این اولویت­ های ادراکی توجه شود تا زیست ­پذیری گروه ­ها در کنار یکدیگر امکان ­پذیر گردد.

بررسی اهمیت و کاربرد لایه « احساسات شهری » در حوزه طراحی و برنامه ریزی شهری

بررسی اهمیت و کاربرد لایه « احساسات شهری » در حوزه طراحی و برنامه ریزی شهری

دوره 10، شماره 2، بهمن 1398، صفحه 39-60

https://doi.org/10.30475/isau.2020.103676

عصمت پای کن، محمدرضا پورجعفر

چکیده اینکه چگونه شهروندان محیط اطرافشان را درک و دریافت می‌نمایند به عوامل زمینه‌ای پویا و ایستای متعدد بستگی دارد. چنین برداشت ذهنی و زمینه‌محور می‌تواند باعث هیجانات و احساسات مختلفی در افراد گردد که نگاه و رویکردی جدید و الحاقی در مطالعه ساختار مکانی و زمانی شهر ایجاد نموده است. بررسی ارتباط بین محیط ساخته‌شده به عنوان یک بعد کالبدی با جنبه‌های رفتاری و هیجانی انسان در پژوهش‌های اخیر و بخصوص در مطالعات برنامه‌ریزی و طراحی‌شهری بسیار مورد‌توجه قرار‌گرفته و در سال‌های اخیر به یک موضوع ضروری تبدیل شده‌است. هدف پژوهش‌های نظری، تجربی و کاربردی در این زمینه بطور کلی آن است که کیفیت زندگی در شهر را از طریق مطالعه لایه‌ای جدید که به جنبه‌های هیجانی-رفتاری افراد توجه دارد، ارتقاء دهند. از این روی، هدف این مقاله معرفی رویکرد و حوزه پژوهشی «احساسات شهری» است. در این نوشتار سعی شده ‌است تا با مرور و بررسی نظریات و مطالعات انجام‌شده در ارتباط با موضوع به روش توصیفی-تحلیلی و با استفاده از منابع کتابخانه‌ای، به نقش و اهمیت‌، کاربست و یکپارچه‌سازی پاسخ‌های هیجانی محیط‌های شهری در فرآیند برنامه‌ریزی و طراحی ‌شهری پرداخته شود. نتایج نشان می‌دهد که مطالعات انجام­شده در این زمینه را می‌توان به دو دسته نظریه‌ها و مطالعات پایه و مطالعات و پژوهش‌های جدید، آغاز شده با کار کریستین نولد (2009) تقسیم نمود. برخلاف نگاه پایه که بیشتر متمرکز بر عوامل اثرگذار محیطی به‌گونه‌ای کیفی و بسیار کلی و مبتنی بر روش­های سنتی سنجش هیجان بوده­است، پژوهش­های جدید (5 سال اخیر) برحسب فراوانی به­ترتیب شامل 4 حوزه می­شوند: 1- متمرکز بر سنجش هیجان2- روش‌های نوین سنجش هیجان 3- بررسی عوامل اثرگذار بر هیجان در محیط و 4- کاربردهای هیجان. علی‌رغم اهمیت و کاربرد این حوزه میان‌رشته‌ای در مطالعات شهری، هنوز پتانسیل‌های علمی این رویکرد جدید در همه جوانب متنوع کاربرد و تحلیل شهری کشف نشده است. اصلی­ترین حوزه­های کاربرد لایه احساسی- هیجانی در حوزه شهرسازی را می­توان حوزه سلامت روان، شهر شاد و فضاهای شهری دلپذیر، دلبستگی به مکان، حوزه برنامه ریزی شهری مشارکتی و شهر هوشمند تعیین نمود. همچنین ارزیابی و سنجش محیط ساخته‌ شده، ارزیابی اثرات روان‌شناسانه یک طرح قبل از اجرا، ارائه فرصت‌های نوین طراحی و برنامه‌ریزی شهروند محور از فواید کاربرد موضوع در حوزه شهرسازی است.

ارزیابی شکاف بین ادراک و ترجیح مؤلفه امنیت محیطی در پارک­های محله‌ای 	(نمونه موردی: مجموعه پارک­های محله صابون‌پزخانه تهران)

ارزیابی شکاف بین ادراک و ترجیح مؤلفه امنیت محیطی در پارک­های محله‌ای (نمونه موردی: مجموعه پارک­های محله صابون‌پزخانه تهران)

دوره 8، شماره 2، دی 1396، صفحه 5-16

https://doi.org/10.30475/isau.2018.62061

حمیدرضا عظمتی، عبدالحمید قنبران، فاطمه جم

چکیده بی‌شک امنیت به عنوان یکی از مؤلفه ­های کیفیت محیطی شناخته می‌شود. در این میان، پارک ­ها به عنوان بخشی از فضاهای باز شهری که زمینه­ ساز بستر کالبدی و اجتماعی مناسب، جهت افزایش کیفیت زندگی و سلامت جسمانی و روانی افراد هستند، باید بتوانند امنیت محیطی لازم را نیز در ادراک استفاده­ کنندگان آن فراهم آورند. به­ دنبال این مسئله، پژوهش حاضر، ارزیابی امنیت محیطی فضای پارک­ های محل ه­ای، بر پایه رویکرد CPTEDو تعیین شکاف بین ترجیح و ادراک ساکنان محله را هدف قرار داده است. روش پژوهش از نوع توصیفی پیمایشی مبتنی بر پرسشنامه و از لحاظ هدف، کاربردی است. جامعه امّاری آن را ساکنان محله صابونپزخانه، واقع در منطقه 12 شهرداری تهران تشکیل می‌دهند و نمونه‌ها به شیوه تصادفی انتخاب شده ­اند. ابتدا ادراک و ترجیح امنیت محیطی فضای پارک سنجیده شده، سپس با استفاده از فرآیند تحلیل سلسله مراتبی، مؤلفه ­های مؤثر برامنیت محیطی، با تکیه بر شاخص ­های رویکرد CPTED، اولویت‌بندی شده است. پرسشنامه­ های جمع ­آوری شده، در محیط نرم افزار 22-SPSSمورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته ­است. نتایج نشان می­دهد که کمترین شکاف مربوط به شاخص ­های کنترل دسترسی و مدیریت و نگهداری و بیشترین شکاف مربوط به شاخص نظارت است و از دیدگاه استفاده­کنندگان، شاخص نظارت و کنترل دسترسی بیشترین اهمیت را دارند. همچنین نتایج حاصل از فرآیند تحلیل سلسله مراتبی نشان می­دهد که زیرشاخص های «زیبایی و منظرسازی» و «نظافت و تعمیرات تجهیزات» از شاخص «مدیریت و نگهداری» و «تعریف ورودی» و «وجود نگهبانی» از شاخص «کنترل دسترسی» در رتبه­ های نخست قرار دارند. لذا در فرآیند ارزیابی پس از ساخت که به منظور شناخت و اصلاح نقاط ضعف احتمالی انجام می­گیرد و نیز به منظورارائه راهکارهای طراحی فضای پارک در طرح های آتی با توجّه به مؤلفه امنیت محیطی، توجّه به اولویت و اهمیت شاخص­های آن در ادراک و ترجیح ساکنان، به عنوان استفاده‌کنندگان اصلی فضا ضروری است.

بررسی رابطه تئوری ترجیحات محیطی و نظم بلوک‌های شهری 	نمونه موردی: محله‌های خانه اصفهان و مرداویج شهر اصفهان

بررسی رابطه تئوری ترجیحات محیطی و نظم بلوک‌های شهری نمونه موردی: محله‌های خانه اصفهان و مرداویج شهر اصفهان

دوره 8، شماره 2، دی 1396، صفحه 125-136

https://doi.org/10.30475/isau.2018.62069

محمد مسعود، محمود قلعه نویی، محمود شکوهی

چکیده تئوری ترجیحات محیطی، یکی از تئوری‌های پایه در روانشناسیمحیطیاست که تاکنون پژوهش‌های زیادی براساس آن انجام شده است. آنچه که تاکنون بر اساس این تئوری رایج بوده، بررسی متغیرهای آن به عنوان معانی صریح بوده درحالی که در این پژوهش متغیرهای این تئوری به عنوان معانی ضمنی مورد مطالعه قرار گرفته اند. در این پژوهش هدف آن است که ارتباط بین چهار متغیر این تئوری (انسجام، پیچیدگی، خوانایی، رمزآلودی) و نظم بلوک‌های شهری مورد مطالعه قرار گیرد. برای رسیدن به این هدف دو محله خانه اصفهان و مرداویج شهر اصفهان به عنوان محدوده‌های پژوهش انتخاب شده اند. جامعه آماری مورد بررسی افراد ساکن دو محله نام برده هستند که طبق روش‌های آماری، حجم نمونه مورد بررسی 200 نفر (100 نفر در هر محله) هست. روش مورد استفاده در این پژوهش همبستگی بوده و رابطه متغیرهای تئوری ترجیحات محیطی و نظم بلوک‌های شهری با آزمون خی دو و فیشر بررسی شده و به این نتیجه می‌رسد که محدوده‌ها با نظم ساده دارای انسجام و خوانایی بیشتر بوده و محدوده‌ها با نظم پیچیده دارای رمزآلودی و پیچیدگی بیشتر بوده است.

جایگاه خیال در آفرینش اثر هنری (از منظر اسلامی)

جایگاه خیال در آفرینش اثر هنری (از منظر اسلامی)

دوره 2، شماره 2، پاییز 1390

https://doi.org/10.30475/isau.2011.61949

عبدالحمید نقره کار، فرهنگ مظفر، مریم عظیمی

چکیده خیال از کلیدی ترین مفاهیم در حوزۀ علوم اسلامی و معرفت شناسی است، چنانکه در مطالعات ادیان و الهیات، در مسئله تجربه دینی و امر قدسی و در هنر به عنوان اصلی ترین عنصر در آفرینش اثر هنری، بدان پرداخته اند. در غرب، بر خلاف دیدگاه اسلامی، خیال در بیشتر موارد در مقابل عقل قرار گرفته است. در حکمت اسلامی خیال یکی از مراتب پنجگانه وجودی عالم هستی و یکی از مراتب وجودی و معرفتی نفس انسان است و به نوعی بین دو عالم محسوس و معقول قرار می گیرد. از نظر متفکران اسلامی، خیال یکی از پنج حس باطنی است که مدرک صور جزئیه و خزانه حس مشترک می باشد. از طرف دیگر خیال خود دارای مراتبی است: خیال متصل (مقید) که ادراک خیالی آدمی از عالم ملک و خیال منفصل (مطلق) که ادراک خیالی از عالم ملکوت و مجرد می باشد. در این دیدگاه، خیال می تواند اسباب وصول به صورت های روحانی و متعالی را ممکن سازد و به هنرمند در سلوک و ارتباطش با ملکوت و انقطاع از نفس اماره و جهان حس، یاری می رساند. در این مقاله به تشریح معنای خیال در غرب و تأثیر آن بر هنر غربی و سپس مقایسه آن با مفهوم خیال در اندیشه اسلامی و ارتباط آن با هنر قدسی پرداخته و در نهایت اهمیت و جایگاه خیال در فرآیند آفرینش و خلق اثر هنری از منظر اسلامی تبیین و ارائه می گردد.