کلیدواژه‌ها = طراحی شهری
تعداد مقالات: 4
کاربست شهرسازی تاکتیکال در طراحی فضای شهری دوست‌دار کودک؛ بازخوانی یک تجربه در محله سنگ سیاه شیراز

کاربست شهرسازی تاکتیکال در طراحی فضای شهری دوست‌دار کودک؛ بازخوانی یک تجربه در محله سنگ سیاه شیراز

مقالات آماده انتشار، اصلاح شده برای چاپ، انتشار آنلاین از 31 شهریور 1404

https://doi.org/10.30475/isau.2025.435252.2120

مریم روستا، آیدا کمالی

چکیده با آن‌که در باب ضرورت و اهمیت طراحی و اجرای فضاهای شهری دوست‌دار کودک، پژوهش‌های بسیاری صورت پذیرفته است اما هنوز تحقق آن به خصوص در کشورهای در حال توسعه مانند کشور ما، وضعیت قابل قبولی ندارد. یکی از رویکردهایی که می‌تواند فاصله میان پژوهش و عمل را در پروژه‌های شهری کوچک‌مقیاس کم کند و هم‌زمان مشارکت مردمی را در حداکثر سطح آن، محقق نماید، رویکرد شهرسازی تاکتیکال است. این پژوهش به بررسی نحوه کاربست این رویکرد در تحقق فضای شهری دوست‌دار کودک در دو بعد فرآیندی و محتوایی می‌پردازد. در این پژوهش به عنوان یک پژوهش کاربردی، با استفاده از راهبرد کیفی، ضمن انتخاب محله سنگ سیاه به عنوان نمونه مورد مطالعه، یک گروه کانونی 15 نفره از کودکان محله در رده 8 تا 12 سال تشکیل گردید و با تسهیل‌گری پژوهش‌گران در سه جلسه و چهار مرحله منطبق بر فرآیند شهرسازی تاکتیکال، داده‌ها در قالب گفتگوی شفاهی و گروهی، نقاشی و یاداشت‌نویسی (انشا) جمع‌آوری شد. داده‌ها در هر مرحله مورد تحلیل محتوای کیفی قرار گرفت و یافته‎ها در قالب پنج موضوع: 1- ویژگی‌های فضای شهری مورد علاقه کودکان؛ 2- سنجش وضع موجود محله از نگاه کودکان؛ 3- مکان‌گزینی فضا برای حضور کودکان در سطح محله توسط آنان؛ 4- طراحی و سناریو سازی برای مکان منتخب و 5- فرآیند انتخاب گزینه بهینه برای فضای مورد نظر، دسته‌بندی و تدوین گردید. یافته‌های پژوهش در لایه محتوا، تبیینی از ویژگی‌های فضای شهری دوست‌دار کودک از نگاه خود آنان را به دست داده و نشان می‌دهد شاخص‌های امنیت و ایمنی، سبزینگی، وجود تجهیزات مناسب بازی و فراغت کودک، پاکیزگی و بهداشت فضا بیشترین اهمیت را از نگاه کودکان داراست. در لایه فرآیندی، مراحل پروژه، در قالب فرآیند پنج‌گانه شهرسازی تاکتیکال؛ «همدلی»، «طرح موضوع»، «ایده‌پردازی»، «اجرای پروژه» و «آزمون» تبیین و ارائه شده است. پژوهش حاضر می‌تواند به عنوان چارچوب و الگویی تجربه‌شده در فرآیندتسهیل‌گری پروژه‌های تاکتیکال کودک‌محور توسط سازمان‌های مردم‌نهاد و برنامه‌ریزان و طراحان شهری مورد کاربست قرار گیرد و بر تصمیم‌گیری و تصمیم‌سازی نهادهای مدیریت شهری برای زمینه‌سازی حقوقی و قانونی پیش‌برد این دست پروژه‌ها اثربخش باشد.

ارزیابی کیفیت فضاهای باز پردیس مرکزی دانشگاه تبریز

ارزیابی کیفیت فضاهای باز پردیس مرکزی دانشگاه تبریز

دوره 7، شماره 2، دی 1395

https://doi.org/10.30475/isau.2017.62038

رحمت محمدزاده، ناهید رضائی

چکیده بدنبال تغییر و تحولات ایجاد شده در عرص ههای علمی و آموزشی و لزوم توجه به امر آموزش در فضاهای باز، طراحی محوطه های دانشگاهی از اهمیت بسزایی برخوردار شده است. با چنین درکی، بررسی سایت دانشگاه تبریز به دلیل جایگاه آن به عنوان دانشگاه مادر در کشور و جایگاه ویژه آن برای ساخت و سازهای آتی و نیز به علت بحث توسعه و استراتژی مناسب، اهمیت خاص می یابد. هدف این مقاله ارزیابی کیفی پردیس قدیمی دانشگاه تبریز و شناخت نقاط ضعف و قدرت آن به منظور تسهیل فرایند آموزش در محوطه و یاری رساندن به فراگیران در نیل به اهداف اصلی خود می باشد. این مطالعه به روش ارزیابی بعد از اجرا و با در نظر گرفتن اصول طراحی محوطه های دانشگاهی، از طریق روش تطبیق سایت دانشگاه تبریز با نمونه های مشابه، مقایسه تشابهات سایت های دانشگاهی با فضاهای شهری وانجام مشاهده و مصاحبه صورت گرفته است. در مجموع معیارهای مورد ارزیابی با بررسی ایده "دانشگاه همچون یک شهر" و بررسی پلان سایت های دانشگاهی استخراج و در جداولی جداگانه با امتیازدهی طیف لیکرت ارزیابی شده اند. نتایج ارزیابی حاکی از متوسط بودن معیارهای مورد بررسی در سطح پردیس دانشگاه تبریز می باشد؛ به گونه ای که در عرصه دسترسی:حجم ترافیک، ضعف سلسله مراتب شبکه های ارتباطی، نبود تجهیزات اطفاء حریق و بی توجهی به استانداردهای طراحی برای معلولان، در عرصه سرزندگی مبلمان نامناسب (کمی و کیفی )، کمبود فضاهای اجتماعی و خدماتی- رفاه، در عرصه تناسب: مکفی نبودن امکانات به نسبت تقاضا، در عرصه نظارت، نبود ارتباط منعطف بین دانشگاه و شهر و در عرصه ارزیابی پلان، تعریف نامناسب ورودی اکثر دانشکده ها، عدم تناسب ورودی دانشگاه و میدان اصلی با کل مجموعه و کم توجهی به مبلمان ایوان های جلویی دانشکده ها، جزء مهمترین نقاط ضعف می باشند. بنابراین علاوه بر توجه خاص بر معیارها و زیر معیارهای با امتیاز کم، بر تقویت و طراحی نقاط دارای پتانسیل تبدیل به مکان های عمومی موفق چون آمفی تئاتر روباز مقابل دانشکده عمران، احیاء و سازماندهی مسیرها و رعایت الزامات اقلیمی و اجتماعی در طراحی فضاها به طور خاص در مکان هایی چون خیابان شهید خلوتی، محوطه اطراف ساختمان شهداء، علوم انسانی و مسجد - به عنوان پر جمعیت ترین مکان ها تاکید می گردد.

طراحی هویت مند سکونت گاه های انسانی رویکردی کل نگر در ارتباط با سکونت

طراحی هویت مند سکونت گاه های انسانی "رویکردی کل نگر در ارتباط با سکونت"

دوره 2، شماره 2، پاییز 1390

https://doi.org/10.30475/isau.2011.61948

حمید ماجدی، امیرحسین فهیمی

چکیده فقدان هویت در بافت های شهری، عدم توجه به فراهم نمودن کیفیت مناسب زندگیو تمرکز عاملین امر در پیشبرد جنبه های کمی و فیزیکی ساخت و ساز سکونتگاه ها از عواملی بوده که رضایت ساکنان را از اجزای طرح های شهری برآورد نکرده است. هدف از نگارش این مقاله ارائه راهکارهایی در جهت لحاظ نمودن عنصر هویت به طریقی کلی در مقیاس های مختلف سکونت می باشد. روش اتخاذ شده در این مقال ساختار چهار ردیفه ای از سکونت تحت عناوین "آبادی"، "فضای شهری"، "نهاد یا مؤسسه" و "خانه" است که شولتز ارائه می کند و بدین ترتیب تقسیم بندی جامعی از شهر را به دست می دهد. تدابیر اتخاذ شده در مقیاس آبادی شامل استفاده از قوانین گشتالت و تحلیل دورنمای شهر به وسیله آن ها است. در عرصه عمومی آنچه مورد اهمیت است دسترسی همگانی در جهت افزایش حضور، مداخله و مشارکت در فضا برای شکل گیری تصویر ذهنی و هویت یابی در خلال این امر است. انعطاف پذیری فضاهای شهری، اتخاذ معیارهای زیبایی شناسانه، توجه به روابط توده و فضا و سازگاری ساخت و ساز های جدید با روحیه مکان از سایر موارد مورد توجه در این سطح بوده است. مهم ترین نکته در برداشت تصویر ذهنی مطلوب ایجاد واحدهایی همسایگی با لبه های مشخص در سطح شهر است. در نهاد عمومی توجه به این نکته که معماری عمومی باید برخاسته از فرهنگ و محیط باشد مدنظر بوده و خانه به عنوان خصوصی ترین عرصه باید به منزله مکانی در نظر گرفته شود که شخص گویی صندوقچه ای از چیزهایی را که به آن تعلق دارد در آن جمع آوری کرده است و با رسیدن به آن آرامش می یابد. در نتیجه اجرای موارد فوق و پرهیز از اقدامات مقطعی و موردی می توان انتظار داشت که ساکنان به محل سکونت خود در نتیجه برخورداری از سطح کیفیت مطلوب تعلق حس نموده فرسودگی بافت ها، مهاجرت های بی برنامه و ناهنجاری های اجتماعی و ... کمرنگ تر گردد.

پیاده راه عاملی برای افزایش سرمایه اجتماعی

پیاده راه عاملی برای افزایش سرمایه اجتماعی

دوره 1، شماره 1، فروردین 1389

https://doi.org/10.30475/isau.2010.61925

محمود شکوهی دولت آبادی، محمد مسعود

چکیده مفهوم سرمایه اجتماعی در دو دهه اخیر جایگاه ویژه ای در مطالعات جامعه شناسی پیدا کرده است. سرمایه اجتماعی ریشه در تعاملات اجتماعی دارد و هنگامی که سطح تعاملات در جامعه ای افزایش یابد، باعث افزایش سطح سرمایه اجتماعی می شود. یکی از عواملی که می تواند باعث افزایش سطح تعاملات شود، حرکت عابر پیاده در فضای شهری است. پژوهش پیش رو تعاملات اجتماعی را به عنوان نقطه اشتراک طراحی شهری، پیاده راه و سرمایه اجتماعی معرفی می کند و به صورت پیمایشی و با استفاده از پرسش نامه،۸۴۰ نفر را که به صورت سهمیه ای و متناسب با متغیرهای سن و جنس انتخاب شده اند، به عنوان حجم نمونه، مورد بررسی قرار داده است. در نهایت با تکنیک تحلیل عاملی و به وسیله نرم افزار spss به این نتیجه می رسد که پیاده راه عاملی برای افزایش سطح سرمایه اجتماعی می باشد.