کلیدواژه‌ها = طراحی معماری
تعداد مقالات: 6
مدل آموزش مشارکتی در درس طراحی معماری؛ مطالعه موردی: درس طراحی معماری 3 در دانشگاه آزاد اردبیل

مدل آموزش مشارکتی در درس طراحی معماری؛ مطالعه موردی: درس طراحی معماری 3 در دانشگاه آزاد اردبیل

دوره 15، شماره 2، دی 1403، صفحه 59-73

https://doi.org/10.30475/isau.2025.413736.2074

مینا زارع جعفری، مسعود یوسفی تذکر، علی محمد رنجبر کرمانی، معصومه یعقوبی

چکیده یکی از مهارت‌های موردنیاز دانشجویان معماری جهت موفقیت در حرفه، مهارت در همکاری جمعی و کار گروهی است؛ اما امروزه در نظام آموزش دانشکده‌های معماری به این مورد کم‌توجهی می‌شود و دانشجو پس از فارغ‌التحصیلی و حضور در حرفه‌ درمی‌یابد که طراحی یک کار انفرادی نیست و جهت پیش‌برد آن بایستی با افراد مختلف همکاری داشته باشد. لازمه همکاری موفق در حرفه طراحی معماری، آموزش مهارت‌های اجتماعی و کار گروهی به دانشجویان در دروس طراحی معماری است، بنابراین آموزش طراحی، نیازمند یک تغییر الگو در روش آموزشی به سمت یک رویکرد مشترک می‌باشد. در این پژوهش ابتدا به روش مرسوم در دانشکده‌ها، دانشجویان به طراحی انفرادی  می‌پردازد و سپس مدل آموزش مشارکتی طراحی و کار گروهی در کارگاه‌ها اجرا می‌شود و درنهایت این دو روش از دیدگاه اساتید و دانشجویان قیاس می‌شوند و مولفه های مدل آموزش مشارکتی مشخص‌ می‌شود. هدف از این مقاله، شرح اجرا و ارزیابی مدل آموزش مشارکتی در درس طراحی معماری می‌باشد. جامعه آماری این پژوهش دانشجویان درس طراحی معماری سه دانشگاه آزاد اردبیل می‌باشد. روش پژوهش علی- مقایسه ای است. دانشجویان به دو گروه آزمون و گروه شاهد تقسیم‌بندی می‌شوند. گام گردآوری اطلاعات، با گروه‌بندی دانشجویان و کار روی یک موضوع طراحی و ارزیابی گروهی و نیز به‌کارگیری ابزارهای آموزش مشارکتی پیموده می‌شود. پیامدهای تجربه آموزش مشارکتی، با پاسخ گیری پرسشنامه از دانشجویان و اساتید داور ارزیابی می‌شود. در گام داوری و با روش استقرائی، پاسخ‌ها تحلیل و ارزیابی می‌شوند. نقاط قوت و ضعف مشخص می‌شود و ابزارهای «برنامه زمان‌بندی وظایف»، «ارزیابی هم‌گروه» و «مقاله انعکاسی» در جهت رفع نقاط ضعف پیشنهاد می‌گردد. یافته‌های پژوهش روشن می‌کند پیامد روش آموزش مشارکتی، افزایش تعامل دانشجویان و سهیم شدن آن‌ها درروند طراحی، افزایش ظرفیت یادگیری و انگیزه و مهارت‌های ارتباطی و اجتماعی و نیز آماده شدن برای رویارویی با چالش‌های آینده حرفه معماری است. در این پژوهش باتوجه به یافته‌های پژوهش، مدل آموزش مشارکتی مؤلفه‌های اصلی آموزش مشارکتی و ارتباط استاد، گروه و دانشجو به‌عنوان سه ضلع اصلی آموزش مشارکتی را نشان می‌دهد.

بررسی و ارزیابی الگوهای معماری به منظورکاهش علائم بیماران مولتیپل اسکلروزیس(ام‌اس)

بررسی و ارزیابی الگوهای معماری به منظورکاهش علائم بیماران مولتیپل اسکلروزیس(ام‌اس)

دوره 12، شماره 1، خرداد 1400، صفحه 221-236

https://doi.org/10.30475/isau.2021.158491.1148

مهدیه تنهائی اهری، محمد قمیشی

چکیده بیماری مولتیپل اسکلروزیس(ام‌اس) به عنوان یک بیماری روحی- جسمی، وابسته به شرایط محیطی بوده و نقش عوامل محیطی در پیشرفت یا جلوگیری ازعلائم بیماری موثراست. با توجه به آمار بالای این بیماری و شرایط خاص بیماران ام‌اس وکمبود مراکز توانبخشی مخصوص این بیماران، ضرورت توجه به طراحی محیطی مناسب جهت کنترل رفتار و بهبود سلامت روانی آنها اهمیت بسزایی دارد. هدف از این پژوهش، طراحی محیطی متناسب با شرایط روحی وجسمی بیماران ام‌اس بوده و به دنبال این است که چگونه طراحی فضای اطراف بیماران ام‌اس با در نظر گرفتن فاکتورهای محیطی و معماری و استفاده بجا و مناسب از این فاکتورها در جهت کاهش علائم (استرس، خستگی، افسردگی، مشکلات حرکتی) تاثیرگذار است. در این پژوهش در مرحلة اول با استفاده از روش توصیفی و گردآوری اطلاعات از طریق بررسی مقالات وکتاب‌های معتبر در زمینه موضوعات مرتبط با پژوهش به جمع آوری اطلاعات پرداخته شد. در ادامه با استفاده از روش کیفی و مصاحبه با 30 نفر از روانپزشکان و روانشناسان شاغل در محل نگهداری و درمانی بیماران ام‌اس و مراکز توانبخشی و بررسی اطلاعات بدست آمده از طریق آنالیز محتوایی، سعی در شناسایی مشکلات و نیازهای آنها شد و عوامل موثر برکاهش استرس، افسردگی و خستگی و مشکلات حرکتی بیماران شناسایی گردید. سپس با استفاده از راهکارهای صحیح علمی شرایط مناسب در زمینه جسمی و روانی برای بیماران فراهم شد. بنا به نتایج بدست آمده از پژوهش، طراحی فضای باز، بهره مندی از طبیعت و فضای سبز در داخل و خارج مجموعه، دسترسی به نور طبیعی، طراحی فضای مناسب برای پیاده‌روی، ورزش، دورهمی، مناسب‌سازی محیط و بهره‌گیری از امکانات توانبخشی، وجود هندسه منظم در طراحی فضا، جلوگیری از پیچیدگی، استفاده از نور و رنگ مناسب در جهت کاهش استرس، افسردگی، خستگی و مشکلات حرکتی بیماران ام‌اس موثر است و باید در طراحی به آن‌ها توجه ویژه نمود.

بررسی رضایت مندی ساکنان مسکن مهر تهران مبتنی بر معیارهای کالبدی و منظری

بررسی رضایت مندی ساکنان مسکن مهر تهران مبتنی بر معیارهای کالبدی و منظری

دوره 8، شماره 1، مرداد 1396، صفحه 15-21

https://doi.org/10.30475/isau.2018.62044

محمد صادق طاهر طلوع دل، سمیه پورباقر، لیلا مهدوی

چکیده مشکل کمبود مسکن از جمله مشکلات پیش آمده پس از انقلاب صنعتی بود، ازاین رو در کشورهای مختلف دنیا و از جمله کشورهای درحال توسعه، سیاستهای متنوعی برای تأمین مسکن به ویژه برای اقشار کم درآمد ارائه شد. در کشور ایران نیز طرح مسکن مهر به عنوان محوری ترین سیاست دولت قرار گرفت. یکی از مشکلات اصلی مسکن مهر سیاست های اصلی به کار رفته در آن است که بیشتر جنبه ی آماری و اقتصادی بودن آن باعث شده ابعاد کیفیتی و کالبدی آن کم رنگ تر جلوه نماید. یکی از جنبه های رضایت از زندگی، رضایت از محیط مسکونی و به تبع آن رضایت مسکونی می باشد. امروزه با توسعه ی جوامع انسانی و تغییر شیوه ی زندگی و سکونت مردم، توجه طراحان و برنامه ریزان به کیفیت فضاها و محیط ساخته شده به منظور تأمین رضایت ساکنان افزایش یافته است. در نظر گرفتن دیدگاه ها و انتظارات ساکنان در طراحی و خلق فضا موجب افزایش حس تعلق به محیط شده و در رضایت مندی ساکنان مجتمع های مسکونی مؤثر است. لذا در پژوهش حاضر به بررسی نگرش مردمی از نظر رضایت مندی نسبت به معیارهای کالبدی و دید و منظر پرداخته شده است. این تحقیق با استفاده از روش پیمایشی انجام شده و جامعه ی آماری ساکنان مسکن مهر پردیس تهران با حجم نمونه 100 نفر است. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از نرم افزار SPSS انجام گرفته است. نتایج حاصل از تحلیل داده ها بیانگر این مطلب است که میزان رضایت مندی ساکنان از مؤلفه های کالبدی مورد بررسی در این پژوهش، نسبتاً در وضعیت مطلوبی قرار دارد ولی در رابطه با مؤلفه دید و منظر وضعیت مطلوب نمی باشد و نیاز به مکاشفه دقیق و ملزم کردن نکاتی در طراحی است که منجر به ارتقای کیفیت دید و منظر شود.

روش های بهینه طراحی معماری در ساختمان های صنعتی بر اساس آراء صاحب نظران حوزه طراحی معماری

روش های بهینه طراحی معماری در ساختمان های صنعتی بر اساس آراء صاحب نظران حوزه طراحی معماری

دوره 6، شماره 2، دی 1394

https://doi.org/10.30475/isau.2016.62012

یوسف گرجی مهلبانی، سیدجواد هاشمی فشارکی، مجتبی فرهمندیان

چکیده توسعه صنعتی و رشد روزافزون نیازها در جوامع انسانی، تنوع ساختمان ها و رشته های تخصصی مرتبط با معماری را نیز افزایش داده است. حجم بالای دانش میان رشته ای و تخصص های غیرمرتبط با معماری در ساختمان ها و مجموعه های صنعتی، نقش معمار، عوامل مؤثر و روش طراحی آن ها را برای معماران با چالشی جدی مواجه ساخته است. این تحقیق با فرض وجود ارتباط معنادار بین نوع فضای ساخته شده، و روش طراحی آن فضا، متغیرهای موجود در طراحی معماری ساختمان های صنعتی را مورد ارزیابی قرار داده و سپس با بررسی طیفی از روش های موجود، به مطالعه رابطه بین متغیرهای طراحی در این گونه ساختمان ها و روش های طراحی، با هدف معرفی روش های بهینه طراحی ساختمان های صنعتی پرداخته است. محدوده مورد مطالعه در این تحقیق، ساختمان های صنعتی به همراه عوامل و موضوعات مطرح در طراحی آن ها می باشد. در قسمت نخست، پس از بررسی تعاریف و جمع آوری اطلاعات در حوزه نظری و ادبیات تحقیق، روش های طراحی معماری، موضوعات و عوامل اثرگذار در طراحی ساختمان های صنعتی، مورد بررسی قرار گرفته است. در قسمت دوم، پرسشنامه ای استاندارد، به صورت هدفمند جهت دریافت اطلاعات جامعه آماری شامل صاحب نظران حوزه تحقیق تعریف گردیده و نتایج حاصل از اطلاعات گردآوری شده با نرم افزارهای تحلیلی و آماری به روش AHPتحلیل شده و سپس نتایج با استفاده از نمودارها و دیاگرام ارائه گردیده است. براساس نتایج پژوهش، با مقایسه روش های طراحی در ارتباط با عوامل اثرگذار در طراحی معماری این ساختمان ها، روش های طراحی نظام مند و منطقی-مرکب روش های مطلوب تری جهت طراحی ارزیابی گردیده اند. از سوی دیگر، علی رغم ماهیت عملکردی و اقتصادی کاملا غالب در ساختمان های صنعتی و تأثیرپذیری تمام عوامل از فرآیند تولید، این معیارها اختلاف معناداری با عوامل امنیتی-ایمنی، زیست محیطی و انسانی، برخلاف آنچه در مورد عوامل زیبایی شناسی و معنایی دیده می شود، ندارند.

دستیابی به مولفه های معماری فضاهای آموزشی ویژه کودکان کم توان ذهنی آموزش پذیر

دستیابی به مولفه های معماری فضاهای آموزشی ویژه کودکان کم توان ذهنی آموزش پذیر

دوره 5، شماره 1، تیر 1393

https://doi.org/10.30475/isau.2015.61985

مهدی خاک زند، کوروش آقابزرگی، محمدرضا کدخدا

چکیده کودکان کم توان ذهنی به لحاظ جسمانی، عقلانی، رفتاری و اجتماعی تفاوت قابل ملاحظه ای با سایرکودکان دارند . هدف از پژوهش حاضر، شناخت و بررسی عواملی است که موجب کیفیتی ویژه در معماری فضاهای آموزشی کودکان کم توان ذهنی ، که متناسب با ویژگی های ذهنی، جسمی، روحی و رفتاری آنها است، می شود تا بتوان از حداکثر توانایی های این دسته از کودکان که نیازهای ویژه ای دارند، بهره برد. در این پژوهش از روش تحقیق پیمایشی بهره گیری شده، که اطلاعات ضمن جمع آوری و طبقه بندی، با استفاده از آزمون « خی دو » در نرم افزار SPSS مورد تجزیه تحلیل قرار می گیرد. نمونه مورد مطالعه در این پژوهش متشکل از 45 دانش آموز کم توان ذهنی ( 21 دختر، 24 پسر) مقطع چهارم، پنجم و ششم ابتدایی می باشد، که برخی از آنها چند معلولیتی می باشند. یافته ها نشان داد عواملی همچون جنس مصالح، صوت، رنگ ها و تناسبات در فضاهای آموزشی تاثیر محسوسی در سطح کیفی اینگونه محیط ها دارد. طبق یافته های این پژوهش کودکان کم توان ذهنی دارای ذهنی مغشوش و مضطرب می باشند که محیط های معماری می توانند با استفاده از فرم های نرم و منحنی، رنگ ها و ابعاد و تناسبات محیطی موجب افزایش توان رفتاری کودک شوند. در نتیجه با توجه به تاثیر مثبتی که محیط های معماری می تواند در روند رو به رشد کودکان کم توان ذهنی داشته باشد، طراحی فضاهای آموزشی از اهمیت ویژه ای برخوردار است و اینگونه محیط ها باید امن، آرام و در عین حال محرک باشد.

کاربرد الگوی مقداری در همسازی معماری و سازه

کاربرد الگوی مقداری در همسازی معماری و سازه

دوره 2، شماره 1، تیر 1390

https://doi.org/10.30475/isau.2011.61940

محمدجواد مهدوی نژاد، غزل رفالیان

چکیده از دیرباز تا گذشته نه چندان دور، دانش ساختمان و فنون مربوط، این امکان را در اختیار قرار می داد که ساخت بنا به گونه ای یکپارچه آغاز شده، و به پیش رود. اما امروز این مهم با دشواری های بسیاری رو به رو است. پیچیدگی و گستردگی داده های طراحی موجب می شود که برخلاف گذشته کنترل تمامی بخش های طراحی از دستان طراح خارج شده، و روند طراحی به بخش هایی تقسیم شود که هر کدام جداگانه پیش برده می شوند. چند بخشی شدن طراحی اگرچه سرعت و دقت را افزایش داده، اما یکپارچگی نتیجه حاصل را نیز تحت الشعاع قرار داده است. در این میان، یکی از زمینه های مهمی که آسیب دیده، هماهنگی معماری و سازه است. پژوهشگران به ارائه راهکارهای متعددی در این زمینه پرداخته اند. در دهه اخیر روش های مقداری به عنوان ابزاری رو به رشد در اختیار طراحان قرار گرفته، امکاناتی را فراهم آورده است که می تواند یاری رسان توسعه دانش و مهارت طراحی معماری باشد. ماهیت روش های مقداری برقراری رابطه یکپارچه میان داده های مسئله است. به این ترتیب این روش به عنوان ابزاری در دستان معمار قرار می گیرد تا از این طریق به دغدغه خلق اثری یکپارچه، چنانکه پیش از پیشرفت های دنیای مدرن فراهم بود، پاسخ گوید. الگوی پیشنهادی مقاله مبتنی بر تهیه مدل مقداری از طریق چارچوب FBS (پیشنهادی جان جیرو)، و وارد کردن داده های سازه ای از آغاز فرآیند طراحی معماری است. در مقاله ضمن تعریف همسازی، بیان اهمیت همسازی معماری و سازه، و مفاهیم و قابلیت های آن در این زمینه، یک الگوی مقداری به صورت نمونه، جهت ایجاد همسازی تبیین شده است.