کلیدواژه‌ها = حرکت
تعداد مقالات: 2
تحلیل اثر حرکت بر ارزیابی محیط؛ بسوی معماری اپیزودیک

تحلیل اثر حرکت بر ارزیابی محیط؛ بسوی معماری اپیزودیک

مقالات آماده انتشار، اصلاح شده برای چاپ، انتشار آنلاین از 31 شهریور 1404

https://doi.org/10.30475/isau.2025.435523.2121

صالحه بخارائی

چکیده آگاهی، ثمره ادراک و ارزیابی محیط است. حضور در یک فضا، آگاهانه و یا ناخودآگاه، انسان را در فرایند ارزیابی کیفیت‌های آن فضا قرار می‌دهد. سیری در پژوهش‌های حوزه معماری و طراحی محیط، به تاثیر مشخصه‌های فضای فیزیکی و مولفه‌های انسانی بر ویژگی‌های کیفی محیط اشاره دارد. در این بین پژوهش‌های تجربی در ارتباط با بررسی اثر حرکت -در خلال لایه‌های کیفی فضا- بر ادراک محیط، به علل گوناگون، راکد مانده است. این پژوهش، با مرور ادبیات زمینه‌ای و در چارچوب پژوهشی کمّی، با تحلیل داده‌های آماری حاصل از ارائه 10 انیمیشن شبیه‌سازی شده از دو فضای متوالی (با تغییر در مولفه‌های فیزیکی فضای اول) به 92 نفر شرکت‌کننده (54 زن و 38 مرد)، به بررسی اثر حرکت در ارزیابی اندازه فضای دوم می‌پردازد. یافته‌های این پژوهش ضمن تایید مبانی تئوری سطح انطباق، حرکت را عاملی موثر در فرایند قضاوت محیط می‌داند که توجه به آن می‌تواند نحوه دیاگرام‌کردن فضای معماری را دستخوش تغییرات کلی نماید. بسط یافته‌های این تحقیق در مطالعات آتی، فرایند طراحی معماری را بسوی معماری وابسته به حرکت و به تعبیر این پژوهش «معماری اپیزودیک» هدایت می‌کند.

کاربرد روش تحلیل تماتیک در شناسایی قابلیت‌های معنایی تجربه شده حین حرکت روزمره در محیط انسان ساخته

کاربرد روش تحلیل تماتیک در شناسایی قابلیت‌های معنایی تجربه شده حین حرکت روزمره در محیط انسان ساخته

دوره 10، شماره 2، بهمن 1398، صفحه 85-98

https://doi.org/10.30475/isau.2019.91473

سمیه رفیعی، مجید صالحی نیا، قاسم مطلبی

چکیده تحلیل تماتیک، به عنوان روشی کیفی در تحلیل داده­ها مورد استفاده پژوهشگران حوزه­های مختلف، به­ویژه روانشناسی و جامعه شناسی بوده است. این روش کمتر مورد توجه پژوهشگران حوزه معماری و شهرسازی قرار گرفته است. این در حالی است که روش­هایی نظیر تحلیل تماتیک با دسته­بندی الگوهای معنا از دل مجموعه داده­ها، به شناخت درک کاربران از محیط، که شکل دهنده رابطه ایشان با محیط است کمک­ می­کند. مقاله پیش رو با ارائه پژوهشی انجام شده با روش تحلیل تماتیک، ضمن معرفی آن بعنوان روشی انعطاف پذیر، نحوه کاربرد آن را در پژوهش­های حوزة محیط ساخته شده تبیین می­نماید. پژوهش مذکور، در جستجوی قابلیت­های معنایی تجربه شده توسط باشندگان در فضا، به این پرسش پاسخ می­دهد که «هنگام حرکت در محیط ساخته شده چه ابعادی از معنا دریافت می­شود؟ پژوهش حاضر، پژوهشی کیفی با رویکرد مردم نگاری پدیدارشناسانه است که در آن دانشجویان و کارکنان یک مجموعه دانشگاهی حین حرکت در مسیرهای روزانه خود در دانشگاه، به پرسش­های یک مصاحبه عمیق پاسخ داده­اند. حاصل تحلیل تماتیک محتوای مصاحبه­ها، هشت زیر-مقوله قابل جمع بندی ذیل سه مقوله: آسودگی، جذبه و معناداری (قابل فهم بودن) است که معانی که افراد هنگام حرکت بین و درون ساختمان­ها تجربه می­کنند توضیح می­دهد.