کلیدواژه‌ها = فرهنگ
تعداد مقالات: 4
شناسایی مؤلفه‌های کیفی مؤثر بر فضاهای باز مسکونی بر اساس بوم‌شناسی فرهنگی؛ مطالعه موردی: بناهای مسکونی شهر تبریز

شناسایی مؤلفه‌های کیفی مؤثر بر فضاهای باز مسکونی بر اساس بوم‌شناسی فرهنگی؛ مطالعه موردی: بناهای مسکونی شهر تبریز

دوره 13، شماره 2، دی 1401، صفحه 387-402

https://doi.org/10.30475/isau.2023.239379.1459

ساحل قاسمی بغدادی، مزین دهباشی شریف، محمدرضا پورزرگر

چکیده با افزایش جمعیت شهرها و احداث مجتمع‌های مسکونی، امروزه فضاهای باز در مجتمع‌های مسکونی جایگزین حیاط درخانه‌های سنتی شده‌اند. فضاهای باز همواره عملکردهای متنوعی در بناهای مسکونی داشته و پاسخگو بودن این فضاها به نیازهای مختلف فردی، اجتماعی و فرهنگی ساکنین از اهمیت خاصی برخوردار است. هدف این پژوهش مشخص کردن مؤلفه‌های مؤثر برکیفیت فضاهای باز مسکونی شهر تبریز، از نظر بوم شناسی فرهنگی است که با روش تحلیلی - توصیفی و موردی انجام شده است. بخشی از اطلاعات کیفی مورد نیاز با رجوع به منابع اسنادی و کتابخانه‌ای و بخش دیگر از طریق پرسشنامه و مشاهده، گردآوری شده است. در این تحقیق تعداد پنج نمونه از بناهای مسکونی شهر تبریز به روش نمونه‌گیری هدفمند انتخاب شده و فضاهای باز از سه جنبه کالبدی، احساسی و ادراکی از نظر ساکنین مورد ارزیابی قرار گرفتند. برای سنجش پایایی و روایی تحقیق از روش AVE و CR و برای تجزیه و تحلیل داده‌ها از مقایسه میانگین و انحراف معیار و بررسی همبستگی استفاده شد. یافته‌های تحقیق مؤید این است که شاخص‌های کالبدی - کارکردی و احساسی نقش مؤثری در افزایش کیفیت فضاهای باز ایفا کرده و بین شاخص‌های مذکور رابطه‌ای مستقیم وجود دارد. در مورد ارتباط شاخص‌های کالبدی، ادراکی، احساسی با توجه به یافته‌های تحقیق می‌توان نتیجه‌گیری کرد که سازمان و ساختار کالبدی و همچنین فعالیت‌ها (شاخص‌های کالبدی) بر روی تصور و ادراک افراد از فضاهای باز بناهای مسکونی تأثیر می‌گذارند (شاخص‌های ادراکی)، ولی توانایی خلق مفاهیم احساسی و اجتماعی برای ساکنین است (شاخص‌های احساسی) که به فضاهای باز هویت فرهنگی می‌بخشد. توجه به نمادها و نشانه‌های فرهنگی و حافظه تاریخی ساکنین، وجود عناصر طبیعی مانند آب و فضای سبز، تعریف مرزهای مشخص میان عرصه و اعیان ساختمان و خوانایی فضاهای باز، در ارتقاء کیفیت محیطی و فرهنگی فضاهای باز مسکونی بسیار مؤثر هستند. 

نقش طرح‌واره‌های ذهنی در تولید فضا (نقد سه‌گانه‌ی فضایی لوفور از منظر مکتب ویگوتسکیایی شناخت)

نقش طرح‌واره‌های ذهنی در تولید فضا (نقد سه‌گانه‌ی فضایی لوفور از منظر مکتب ویگوتسکیایی شناخت)

دوره 12، شماره 1، خرداد 1400، صفحه 5-21

https://doi.org/10.30475/isau.2020.223709.1376

بهراد فرمهینی فراهانی، مظفر صرافی

چکیده نظریه‌ی تولید فضای لوفور از اثرگذارترین نظریه‌ها بر مطالعات فضایی بوده که به رابطه‌ی میان ذهنیت ساکنان شهر و فضای شهری توجه دارد. با این وجود، سه‌گانه‌ی عمل فضایی، بازنمایی‌های فضا و فضاهای بازنمودی یا تمثیلی که در آن نظریه طرح شده است، از آن‌جهت که چگونه دلالت‌های نشانه‌شناختی در فضا، به ایجاد معانی در ذهن می‌انجامد مساله‌ساز بوده، و از منظر علم روان‌شناسی شناختی دقیق نیست. هدف از این مقاله، نقد سه‌گانه‌ی لوفور و توضیح فرایندِ اندیشه و بازنمایی واقعیت در ذهن با بهره‌گیری از مکتب ویگوتسکی در روان‌شناسی شناختی و به‌کارگیری مدل طرح‌واره‌ی ذهنی است. با نقد نظریه‌ی لوفور و نشان دادن کژی‌های آن، نهایتاً با به‌کارگیری مدل طرح‌واره‌های ذهنی به این پرسش پاسخ داده می‌شود که فضای شهری در رابطه‌ با آگاهی و ذهنیتِ ساکنانش چگونه تولید می‌شود؟ روش‌شناسی این مقاله برپایه‌ی دو رویکرد روش‌شناختی کلان نگاشته شده است: رویکرد سیستمی در شناخت‌شناسی، و ساختمند‌گراییِ هستی‌شناختی؛ با تاکید بر این موضوع که پدیده‌های اجتماعی و فضایی را باید در روند تکامل، تکوین و زوال‌شان در طول تاریخ بررسی کرد؛ که همان روش دیالکتیک است. نتیجه‌ی حاصل از یافته‌ها و بحث نشان می‌دهد که دلالت‌های نشانه‌شناختی در فضای زیسته نه به‌صورتِ شاعرانه‌ای که در بیان لوفور نهفته است، بلکه از طریق نقشی که مفاهیم و روابطِ میانِ آن‌ها در قالب طرح‌واره‌ها در روان انسان دارند برقرار می‌شوند. همچنین شناخت شکل‌گیری و دگرگونی فضا مستلزم مطالعه‌ی طرح‌واره‌های انسانِ قصدمندِ کنشگرِ اجتماعاً رشد کرده‌ای‌ است که آگاهی‌اش به‌وساطتِ سیستم‌های نشانه‌شناختی و ابزارها شکل گرفته و البته در گذر زمان تغییر می‌پذیرد. از آن‌جا که آگاهی هر فرد متاثر از گروه اجتماعی است که فرد عضوی از آن است، در مطالعات فضاهای شهری، باید طرح‌واره‌های ذهنی گروه‌های اجتماعی را درباره‌ی فضایی معین مطالعه کرد.

اختلافات فرهنگی، عاملی تأثیر گذار بر ترجیحات محیطی دانشجویان نسبت به فضای خوابگاه (نمونه موردی: ایران و قبرس)

اختلافات فرهنگی، عاملی تأثیر گذار بر ترجیحات محیطی دانشجویان نسبت به فضای خوابگاه (نمونه موردی: ایران و قبرس)

دوره 5، شماره 2، دی 1393

https://doi.org/10.30475/isau.2015.61992

شکوه شاکری اسکی، ساناز لیتکوهی

چکیده با توجه به افزایش روزافزون مهاجرت دانشجویان برای ادامه تحصیل و حجم دانشجویانی که از خوابگاه ها استفاده می کنند، خوابگاه دیگر صرفاً محلی برای اقامت استراحت و خواب دانشجویان نیست بلکه می بایست شرایط رشد فردی، اجتماعی و تحصیلی دانشجو را نیز فراهم کند. بنابراین برای طراحی و فضاسازی، باید علاوه بر اصول زیبایی شناختی، فنی و اجرایی، موارد دیگری مانند توقعات انسانی، ایجاد محیط و فضای مناسب شناخت پارامترهای مؤثر بر میزان رضایتمندی و نارضایتی دانشجویان که منجر به شناخت حداقل استانداردها و ارتقاء آن به کیفیت جهانی و در نتیجه ثمربخش بودن فعالیت های علمی- پژوهشی آنها خواهد شد را در نظر گرفت. این تحقیق می تواند مشخص سازد که آیا اختلافات فرهنگی بر ترجیحات محیطی دانشجویان نسبت به محیط خوابگاه اثرگذار است؟ در این پژوهش از روش "تحقیق پیمایشی" از نوع "عرضی" استفاده شده است. برای این منظور پرسشنامه ای تهیه شده که به بررسی تأثیر فرهنگ و ملیت بر تمایلات و ترجیحات محیطی دانشجویان دختر و پسر ساکن خوابگاه پرداخته است. نمونه آماری این تحقیق از بین 229 دانشجو (121 زن و 108 مرد) که 128 نفر از پاسخ دهنده گان ایرانی و 101 نفر دانشجویان دانشگاه قبرس شمالی بودند، تشکیل شده است. مهترین علت انتخاب این دو خوابگاه شاباهت در نوع سامان دهی فضایی که از نوع ساختار خطی بوده است و علاوه بر این تفاوتها و شباهت های فرهنگی مذهبی و اقلیمی که دو کشور دارند امکان مقایسه را فراهم آورد. هدف تحقیق بررسی تأثیر فرهنگ و ملیت دانشجویان ایران و قبرس شمالی و تأثیر آن بر ترجیحات محیطی آنان نسبت به حفظ حریم شخصی در خوابگاه است. نتایج این تحقیق نشان می دهد که اختلافات فرهنگی بر تمایلات و ترجیحات شخصی اجتمایی و فیزیکی دانشجویان مؤثر بود و رعایت بیشتر حریمهای شخصی در نزد دانشجویان ایرانی در ترجیحات فضایی آنان نسبت به محیط خوابگاه نیز تأثیر گذار بوده است.

مبانی اجتماعی- فرهنگی طراحی اشیاء در دوران اولیۀ اسلامی (نموه پژوهش: ظروف خانگی اول تا پنجم هجری ایران)

مبانی اجتماعی- فرهنگی طراحی اشیاء در دوران اولیۀ اسلامی (نموه پژوهش: ظروف خانگی اول تا پنجم هجری ایران)

دوره 2، شماره 2، پاییز 1390

https://doi.org/10.30475/isau.2011.61944

پردیس بهمنی، محمد تقی آشوری

چکیده در این مقاله سعی بر آن است تا نشان داده شود که اگرچه در دوران اولیه اسلامی در ایران شاهد حرکت های متقارن با نام های متفاوتی هستیم اما این مهم است که آن ها همگی با نام ایران برخاسته اند و شیوه زندگی یکسانی داشته اند. به هر حال به گفته استاد پیرنیا برای هر ملتی لازم است تا گذشته های خود را به خاطر آورد زیرا گذشته ها روح ملیت آن را تقویت و وطن پرستی را در اعماق قلوب مردم تحریک می کند. شیوه زندگی امروزین ما حاصل سال ها زندگی نیاکان ماست. آن ها فرهنگی را حاصل آورده اند که در زندگی فعلی نیز گریزی از آن نیست. پس آشنایی با سیر تحول تاریخی اجتماعی به وجود آمدن این فرهنگ خالی از فایده نخواهد بود. همچنین تمدن به همه تغییرات کمی و کیفی ای اطلاق می شود که در زندگی بشری حاصل شده و در عرصه حیات مشترک انسان هایی که با هم در ارتباطند مجال ظهور و بروز و ماندگاری و تحول یافته است. تمدن، به نسبت فرهنگ که جزء خالص موجودیت گروه اجتماعی معینی را تشکیل می دهد، بر همه آثار و نشانه ها و دستاوردهای مادی و معنوی راه یافته در زندگی تاریخی مردمی خاص و زمان و مکانی بالاخص اشتمال می یابد. در این رابطه اشیاء و لوازمی که مردم در زندگی روزمره استفاده می نمایند اهمیت خاصی در تحقیق در زندگی و فرهنگ ایشان دارا می باشد و از بررسی آن ها می توان به شیوه زندگی مردم دست یافت. در این تحقیق شاهد آن هستیم که شیوه زندگی و آداب و رسوم ایرانیان از سال ها پیش تاکنون تغییر چندانی نکرده است و این خود حاکی از استحکام فرهنگی و تداوم تمدن باشکوه ایرانی است.