کلیدواژه‌ها = بازآفرینی
تعداد مقالات: 4
چارچوب بازآفرینی بافت‌های تاریخی با رویکرد فرهنگ ‌مبنا جهت تحقق‌بخشی توسعه گردشگری پایدار؛ نمونه موردی: بافت تاریخی ارومیه

چارچوب بازآفرینی بافت‌های تاریخی با رویکرد فرهنگ ‌مبنا جهت تحقق‌بخشی توسعه گردشگری پایدار؛ نمونه موردی: بافت تاریخی ارومیه

دوره 13، شماره 1، شهریور 1401، صفحه 105-123

https://doi.org/10.30475/isau.2021.236712.1445

کیومرث حبیبی، کیومرث ایراندوست، احمد شیخ احمدی

چکیده امروزه موضوع بافت‌‌های تاریخی از موضوعات اصلی شهرسازی به حساب می‌‌آید. بازآفرینی فرهنگ‌‌مبنا رویکردی جدید به بازآفرینی شهری است که با بهره‌‌گیری از ویژگی‌‌های فرهنگی اجتماعی هر منطقه، به ساخت دوباره شهر و محله پرداخته و فضای کالبدی و اجتماعی متمایزی خلق می‌‌نماید. این رویکرد تأثیری مثبت بر اقتصاد و ایجاد اشتغال در شهرها دارد و می‌‌تواند موجب افزایش پیوستگی اجتماعی و صنعت گردشگری در شهر شده و میزان جرم و جنایت را کاهش دهد. صنعت گردشگری به‌‌عنوان یکی از سودآورترین صنایع خدماتی نقش مهمی را در اقتصـاد کشـورها ایفـا می‌‌کند و امروزه از آن به‌‌عنوان صنعت نامرئی در روند جهانی شدن یاد می‌‌شود. ارومیه به عنوان شهر ادیان و اقوام از مناطق مستعد گردشگری فرهنگی به شمار می آید که از توانمندی های بالایی برای جذب گردشگران برخوردا است. هدف از پژوهش حاضر بررسی ظرفیت های مولفه‌‌های بازآفرینی فرهنگ مبنا در بافت تاریخی ارومیه است و ارائه راهبرد جهت افزایش هویت‌مندی و توسعه گردشگری در این محدوده است. نوع تحقیق کاربردی و روش آن توصیفی تحلیلی است، برای جمع‌‌آوری اطلاعات از روش‌‌های کتابخانه‌‌ای- اسنادی و میدانی - پیمایشی با استفاده از ابزار پرسشنامه و مشاهده استفاده شده است. محدوده جغرافیایی و جامعه آماری پژوهش کلیه محلات بافت تاریخی ارومیه و حجم  نمونه آماری آن طبق فرمول کوکران برابر با 379 نفر می باشد. پس از تبیین مدل مفهومی بازآفرینی فرهنگ مبنا به تدوین پرسشنامه پرداخته شده و توسط ارزش‌گذاری طی لیکرت به بررسی کیفی و توسط آزمون فریدمن و آزمون همبستگی به بررسی آماری داده‌‌های حاصل از پرسشنامه پرداخته شده است. نتایج حاصل از پژوهش حاکی از آن است که تأثیرپذیری مولفه‌های بازآفرینی شهری در محدوده مورد مطالعه به ترتیب اولویت عبارت است از: 1- اجتماع محور، 2- خلاقیت محور، 3- طراحی محور. نتایج تحقیق حاکی از آن است که بافت تاریخی ارومیه پتانسیل بالایی را به لحاظ اجتماعی و توسعه گردشگری فرهنگی از جمله منابع فرهنگی و رویدادهای فرهنگی  و مکان‌‌های تاریخی را داراست اما در عین حال همانگونه که چیاردی و هانیگان معتقدند، فرسودگی بافت، جدایی آن از مراکز جدید شهری و وجود فضاهای رها شده و بی دفاع و فضاهای فاقد طراحی با فضای نامناسب از موانع توسعه این نوع گردشگری و کُند شدن فرایند بازآفرینی بافت تاریخی ارومیه محسوب می‌­شوند.

تحلیل تقاضای جریان پیاده، ضرورتی انکارناپذیر در برنامه ریزی جهت بازآفرینی بافت های تاریخی

تحلیل تقاضای جریان پیاده، ضرورتی انکارناپذیر در برنامه ریزی جهت بازآفرینی بافت های تاریخی

دوره 9، شماره 1، شهریور 1397، صفحه 149-173

https://doi.org/10.30475/isau.2018.68586

فرهنگ مظفر، مصطفی بهزادفر، ساجد راست بین

چکیده فرآیند بازآفرینی بافت تاریخی، درپی ایجاد توسعه پایدار در جمیع ابعاد کالبدی، اجتماعی- فرهنگی و اقتصادی بافت است و از این ­رو، تجدید حیات اجتماعی و اقتصادی به عنوان مهمترین اصول مورد تأکید فرآیند بازآفرینی مطرح می ­باشد. در این خصوص، نحوه مداخله در عرصه­ های همگانی در جهت تجدید حیات کالبدی، اجتماعی و اقتصادی بافت تاریخی در راستای تحقق اهداف بازآفرینی، تبدیل به چالش اصلی امروز دانش مرمت شهری شده است. در راستای پاسخ به این چالش، پژوهش­ های متأخر در حوزه برنامه ­ریزی و طراحی شهری، بر ضرورت تحلیل جریان‌های حرکتی در بافت ­های شهری در جهت تبیین میزان بهره­ گیری شهروندان از کیفیت­ های محیطی و نقش توزیع متناسب جریان پیاده در اجتماع‌پذیری، تقویت سرمایه­ های اجتماعی و رشد اقتصاد محلی بافت­ های شهری صحه می­ گذارد. بنابراین، در این پژوهش در راستای بازآفرینی بافت تاریخی و با تمرکز بر عرصه ­های همگانی و فضاهای شهری بافت، موضوع تحلیل تقاضای جریان پیاده مورد بررسی قرار می­ گیرد تا بتوان بر اساس نتایج حاصل از این تحلیل، به ارزیابی طرح ­های پیشنهادی و ارائه راهکارهای کارامد جهت توزیع متناسب جریان پیاده در بافت تاریخی نائل شد. تحقق این هدف عملیاتی، اولاً، منجر به افزایش میزان بهره­ گیری شهروندان (عابران) از ارتقای کیفیت­ های محیطی در نتیجه اجرای طرح ­های مرمتی به عنوان پروژه­ های محرک توسعه خواهد شد و بنابراین سرزندگی بافت، اجتماع­ پذیری فضاهای شهری و زمینه­ های ارتقای سرمایه ­های اجتماعی در جهت حفظ ساکنان و بومیان و تجدید حیات اجتماعی بافت را پی خواهد داشت و ثانیاً، توزیع متناسب با ظرفیت جریان پیاده در بافت منجر به توزیع متناسب فرصت­ های اقتصادی شده و رشد اقتصاد محلی و تجدید حیات اقتصادی بافت را به دنبال خواهد داشت. بنابراین، در این پژوهش، برآورد تقاضا به عنوان نخستین مرحله از مطالعات جامع ­نگر جریان پیاده به عنوان هدف عملیاتی مطرح است که برآورد حاصل، پایه و اساس توزیع متناسب جریان پیاده در بافت بوده و زمینه­ های تحقق تجدید حیات اقتصادی و اجتماعی و درنتیجه بازآفرینی بافت تاریخی به عنوان هدف غایی را موجب می­ گردد. این پژوهش، از نقطه نظر هدف، تحقیق کاربردی و از نقطه نظر روش، تحقیق همبستگی می ­باشد و شاخص ­های مورد پژوهش به عنوان متغیرهای مستقل، بر اساس بررسی مبانی و پیشینه تحقیق، حاصل شده است. بخشی از بافت تاریخی- فرهنگی شهر تهران به عنوان نمونه موردی جهت انجام فرآیند پیشنهادی در این پژوهش، انتخاب شده که علاوه بر ارزیابی نقشه ­های محدوده، با توزیع پرسش­نامه، داده ­های اولیه جهت مدل­سازی فراهم گردیده است و درنهایت، از رگرسیون گام به گام جهت تبیین روابط مابین متغیرهای وابسته و مستقل و برآورد تقاضای جریان پیاده به تفکیک اهداف مختلف سفر پیاده استفاده شده است. نتایج حاصل از رگرسیون، از نقظه نظر معناداری کل فرآیند حاکم بر رگرسیون و معناداری هر یک از متغیرهای مستقل، مورد آزمون قرار گرفته و در نهایت، روابط پیشنهادی جهت برآورد تقاضای جریان پیاده، ارائه شده است. مبتنی بر روابط کمی حاصل از رگرسیون و بر اساس پیشنهادات طرح تفصیلی مصوب محدوده، مشخص گردیده است که پیشنهادات طرح تفصیلی در راستای توزیع متناسب جریان پیاده، کارامد نخواهد بود و درنتیجه بازبینی ­های اساسی در پیشنهادات طرح تفصیلی به عنوان طرح فرادست، جهت تجدید حیات اقتصادی و اجتماعی و درنتیجه تحقق اهداف بازآفرینی بافت مورد مطالعه، لازم است. بنابراین فرآیند پیشنهادی می ­تواند در راستای اثرسنجی و غنای طرح ­های بازآفرینی بافت ­های تاریخی بسیار موثر و کارامد باشد.

تحلیل کیفیت باز آفرینی فضا عمومی شهری برمبنای رضایتمندی کاربران فضا (نمونه موردی میدان منیریه تهران)

تحلیل کیفیت باز آفرینی فضا عمومی شهری برمبنای رضایتمندی کاربران فضا (نمونه موردی میدان منیریه تهران)

دوره 7، شماره 1، مرداد 1395

https://doi.org/10.30475/isau.2017.62015

احسان درستکار، حمید ماجدی

چکیده باز آفرینی میدان به عنوان یک فضای عمومی می تواند از اهمیت ویژه ای برخوردار باشد. یکی از مسائل اصلی که در این میان وجود دارد، تغییر فضای بوجود آمده در میدان، به واسطه ی تخریب و اجرای عملیات عمرانی و بازآفرینی مجدد میدان می باشد که فضای بوجود آمده جدید تا چه حد نیازهای کاربران فضا را در ابعاد مختلف شامل ارتباطی، اجتماعی، فرهنگی، دسترسی و غیره فراهم می کند .فرضیه و سوال تحقیق پیشرو می تواند به این موضوع بپردازد که، فضای ایجاد شده یا باز آفرین شده تا چه حد رضایت کاربران فضا را به همراه داشته است و توانسته کیفیت فضا را ارتقاء دهد؟ هدف تحقیق حاضر بررسی رضایتمندی کاربران فضا از بازآفرینی فضای عمومی شهری به مرکزیت میدان منیریه است. رویکرد حاکم بر این پژوهش روش پیمایشی با استفاده از پرسشنامه می باشد. علاوه بر این، به منظور تقویت پایه های نظری و دقت در گردآوری اطلاعات از روش های مطالعه اسناد و مدارک، نیز استفاده شده است. برای سنجش روایی از روش روایی صوری و برای آزمودن پایایی از روش آلفای کرونباخ استفاده گردیده است. میدان منیریه که به عنوان نمونه موردی درنظر گرفته می شود، یک فضای عمومی شهری می باشد، که به دلیل قرار گیری در مرکز شهر تهران و نزدیکی به بازار، از نظر ارتباطی و هم از نظر فعالیت ها و مشاغل جایگاه خاصی را دارد. از طرفی هم علاوه بر ساکنین محدوده، پذیرای تعداد زیادی افراد از بیرون به درون محدوده می باشد. نتایج حاصل از تحلیل مسیر نشان می دهد که، متغییرهای مستقل به طور کلی حدود 43 درصد از تغییرات متغییر وابسته را تبیین می کنند. به طوری که، نفوذپذیری به میزان 43 درصد، ادراک شخصی به میزان 32 درصد، غنا به میزان 30 درصد، تنوع به میزان 22 درصد، خوانایی به میزان 21 درصد، رونق و وسعت به میزان 15 درصد و مقتضیات بصری به میزان 14 درصد تاثیر داشته اند. بنابراین نتایج تحقیق بیانگر این است که، کاربران از فضای ایجاد شده به نسبت زیاد و خیلی زیاد رضایت دارند. بجز متغییر غنا که در بررسی نظرات کاربران فضا نشان داد با افزایش غنا، رضایتمندی کاربران از فضا کاسته می شود، با افزایش متغییرهای دیگر شاهد افزایش رضایتمندی کاربران از فضای عمومی بازآفرینی شده میدان منیریه تهران خواهیم بود.

همخوانی بازار ایرانی با اصول جدید معماری رنسانس شهری

همخوانی بازار ایرانی با اصول جدید معماری رنسانس شهری

دوره 2، شماره 1، تیر 1390

https://doi.org/10.30475/isau.2011.61935

فاطمه رجبی

چکیده بازخوانی تجارب غرب در مرمت شهری این نکته را بر متخصصین امر روشن می کند که اینان همواره در یک روند رو به رشد، با اصلاح و بازنگری شیوه های گذشته خود، موجبات بهبود هرچه بیشتر فضاهای تاریخی را فراهم نموده اند. این در حالی است که در کشور ما، به دلیل عدم اتخاذ سیاست های مناسب توسط مسئولین ذیربط، بافت های تاریخی هر چند که در گذشته دارای حیات پویایی بودند، اما در حال حاضر یا با زوال و فرسودگی مفرط رو به رو هستند و یا در انتظار طرح های نوسازی-بهسازی کلان مقیاسیند که در تجربه های متأخر در این زمینه، نشان داده، حتی در صورت وجود منابع مالی مورد نیاز، طرح و برنامه ریزی های نادرست در این بافت ها از جمله تخریب و تملک های نابه جا، نوعی ناهمگونی را به وجود می آورد. در میان این طرح ها بعضا ناهماهنگ که تنها جزئی کوچک از علل نا به سامانی بافت تاریخی شهر به شمار می آید، ارائه مدلی به منظور بازسازی این فضاهای شهری ارزشمند -با وجود آن سابقه درخشان- با استفاده از تجارب جهانی و خودی می تواند گامی مؤثر در جهت بهبود وضع نا به سامان موجود و به عبارت دیگر بهره مندی بیشتر شهروندان از میراث ارزشمند خود باشد. البته نباید از نظر دور داشت که تقلید از دستاوردهای غربی یا تداوم شیوه معماران زبردست ایرانی، مسیر حرکت را در دو سوی متفاوت پیش خواهد برد. در این راستا در ذیل این نوشتار، ابتدا یکی از عناصر مهم شهر تاریخی، به عنوان نمونه مورد بررسی، برگزیده خواهد شد؛ نگارنده با توجه به اهمیت و کارکرد عناصر تاریخی، بازار را که در گذشته ستون فقرات و قلب تپنده شهر محسوب می شده انتخاب نموده است. در گام بعدی به منظور یافتن اصولی جهت چگونگی بازآفرینی این عنصر تاریخی -با مطالعه نظری و عملی صورت گرفته- به مقایسه ویژگی های معماری بازار تاریخی با اصولی که اخیرا کشورهای توسعه یافته غربی در بازسازی استفاده می کنند و از آن تحت عنوان نوزایی شهری یاد می شود پرداخته خواهد شد؛ -لازم به ذکر است که نوزایی شهری (رنسانس) از آخرین دستاوردهای سودمند اروپاییان در جهت مداخله در مراکز ارزشمند تاریخی می باشد- بدین ترتیب مشخص خواهد شد که آیا این اصول (رنسانس شهری غرب)، به واقع، تحول جدیدی در فضای شهری ایجاد می کنند، یا اینکه «نوزایی» مفهوم جدیدی نیست و در حقیقت تئوریزه شده همان اصولی است که معمار و بنای ایرانی از گذشته های دور در معماری از آن بهره می برده است.