کلیدواژه‌ها = SPACE SYNTAX
تعداد مقالات: 3
تحلیل نحوی نمودپذیری شفافیت فضایی در معماری معاصر ایران

تحلیل نحوی نمودپذیری شفافیت فضایی در معماری معاصر ایران

دوره 13، شماره 2، دی 1401، صفحه 41-57

https://doi.org/10.30475/isau.2022.290149.1721

حسنا ورمقانی

چکیده جایگاه مثبت فضا یا به عبارتی فضامحوری در برابر حجم‌انگاری، از وجوه شاخص معماری ایران است و در این راستا، شفافیت از اصول و مبانی و ازجمله کیفیات ویژه و بنیادین در ساختار فضایی معماری ایرانی به حساب می‌آید. بر همین اساس، برخی معماران معاصر ایران بر این اصل پای فشرده و با الهام از آثار جاودانه این سرزمین سعی در نمودپذیری و تحقق و تداوم آن داشته‌اند. با تکیه بر اهمیت پرداختن به این شاخصه، هدف تحقیق حاضر، سنجش نحوه کاربرد مفهوم شفافیت و چگونگی بروز آن در عناصر فیزیکی و ساختارهای فضایی معماری معاصر ایران است. بر این مبنا پژوهش حاضر اقدام به بررسی موضوع در دو مرکز فرهنگی از دوره معاصر ایران و مقایسه و تطبیق تدابیر بکار رفته در تحقق این اصل نموده و جهت پیشبرد تحلیل از تکنیک نحو فضا و ترسیم و تفسیر نمودارهای توجیهی و محیط نرم‌افزارهای UCL Depthmap و Agraph بهره برده است. دو بنای مطالعاتی شامل مرکز فرهنگی سینمایی دزفول و مرکز بین‌المللی فرهنگی اصفهان از آثار معمار معاصر، فرهاد احمدی است. رویکرد تحقیق شامل دو وجه کمی و کیفی است. به‌طوری‌که شاخص‌های چهارگانه شفافیت از طریق بررسی ادبیات تحقیق به روش تحلیلی توصیفی استنتاج شد و پس از بررسی و گزینش شاخص‌های مرتبط با موضوع در نظریه نحو فضا، فرآیند تحلیل به روش استدلالی قیاسی و منطقی پی گرفته شد. به‌این‌ترتیب با استفاده از خروجی شاخص‌هایی چون عمق، اتصال، تعداد فضا، یکپارچگی فضایی و مخروط دید، موضوع شفافیت در چهار زیربخش گشایش فضایی، انسجام فضا، تداوم و توالی و ادغام و همپوشانی در بناهای مطالعاتی مورد ارزیابی قرار گرفت. نتایج پژوهش حاکی از آن بود که تدابیر متعدد در کنار هم و گاه با اولویت‌بندی‌هایی نسبت به یکدیگر در ایجاد شفافیت بصری و فیزیکی مؤثرند. هم‌چنین نحوه نمودپذیری شفافیت در دو بنای مرکز فرهنگی دزفول و اصفهان، تفاوت‌ها و شباهت‌هایی را آشکار می‌کند که می‌تواند در غنای معماری معاصر ایران مؤثر گردد. 

بررسی تأثیر غنای حسی برتسهیل مسیریابی- جهت‌یابی کاربران در ایستگاه‌های حمل‌ونقل ریلی شهرتهران؛ نمونه موردی: ایستگاه مترو میدان ولی‌عصر

بررسی تأثیر غنای حسی برتسهیل مسیریابی- جهت‌یابی کاربران در ایستگاه‌های حمل‌ونقل ریلی شهرتهران؛ نمونه موردی: ایستگاه مترو میدان ولی‌عصر

دوره 13، شماره 2، دی 1401، صفحه 373-386

https://doi.org/10.30475/isau.2023.236861.1447

ساناز حق شناس، مهناز محمودی زرندی، نسیم خانلو

چکیده حمل‌ونقل ریلی ایران، به‌دلیل رویکرد عملکردمحور و مبتنی برحس‌بینایی صرف، علی‌رغم مزایای فراوان آن، تنها امکان بهره‌مندی طیف خاصی ازکاربران را ازاین سامانه مفید انبوه‌بر، فراهم نموده است. این نقص، آسیب‌هایی همچون حس سرگشتگی وعدم سهولت مسیریابی-جهت‌یابی و... را برای کاربران به‌همراه داشته است. به‌نظر می‌رسد، این آسیب‌ها بیش ازهمه ریشه در عدم توجه به‌سایر حواس و افزایش غنای‌حسی کاربران به‌واسطه نوع طراحی مؤلفه‌های معماری و اطلاعاتی دراین فضاها دارد. لذا تحقیق حاضربا هدف دستیابی به‌راهکارهای تسهیل وبهبود عملکرد مسیریابی-جهت‌یابی مبتنی برافزایش غنای‌حسی کاربران درایستگاه‌های حمل‌ونقل‌ریلی شهرتهران، به‌روش توصیفی-تحلیلی، ازنوع همبستگی انجام شده است. حوزه پژوهش، ایستگاه‌های مترو تهران و جامعه‌آماری آن کاربران ایستگاه‌ها به‌روش تصادفی هدفمند بوده است. نمونه تحقیق، ایستگاه میدان‌ولی‌عصربه دلیل مقیاس عملکردی و اهمیت ایستگاه، تقاطعی وعمیق بودن، طیف کاربران متنوع، نوع معماری خاص و نزدیکی به رویکرد پژوهش انتخاب شده است. داده‌ها، ازطریق ﭘﺮﺳﺸﻨﺎﻣﻪ ﺑﺴﺘﻪ‌ﭘﺎﺳﺦ کاربران‌گردآوری شده است. ﭘﺮﺳﺸﻨﺎﻣﻪ، محقق ساخته بوده که روایی‌محتوایی آن ازطریق تحلیل عاملی و پایایی آن با محاسبه آلفای‌کرونباخ، تأیید شد. ایستگاه نمونه در مرحله اول، به شیوه نحو فضا در محیط نرم‌افزار DepthmapX تحلیل شده است. در مرحله دوم با اجرای پرسشنامه مصور و ایجاد شرایط حسی‌خاص(ایجاد تصویرذهنی مناسب کاربران به وسیله نمایش فیلم، ایجاد محرک‌های حسی بویایی، چشایی، لامسه، بینایی وشنوایی)، توسط کاربران، مورد سنجش قرار گرفت. دراین تحقیق طراحی مبتنی برغنای‌حسی(متغیرمستقل)؛ مؤلفه‌های‌اطلاعاتی و‌معماری(متغیرهای وابسته‌میانی) و مسیریابی-   جهت‌یابی(متغیر وابسته نهایی) است.  داده‌های گردآوری شده به‌روش‌ تحلیل‌مسیر، مورد تجزیه‌وتحلیل قرار گرفت. افزایش ضرایب‌مسیر از 0.435 به 0.536 و 0.571 به‌واسطه تأثیر غنای‌حسی بر مؤلفه‌های اطلاعاتی و معماری درایستگاه نمونه، فرضیه پژوهش را تأیید نمود و نتایج نشان داد که، ضریب تأثیر غنای‌حسی برمؤلفه‌های اطلاعاتی(0.462) و بر مؤلفه‌های معماری (0.531) است. همچنین مؤلفه‌های‌اطلاعاتی با ضریب(0.218) و مؤلفه‌های‌معماری با ضریب (0.256)، بر تسهیل فرآیند مسیریابی-جهت‌یابی کاربران تأثیرگذار است. درواقع این‌گونه مؤلفه‌ها، از پیچیدگی فضا می‌کاهد.

استفاده ترکیبی از چند روش در امکان سنجی قابلیت پیاده مداری معابر شهری

استفاده ترکیبی از چند روش در امکان سنجی قابلیت پیاده مداری معابر شهری

دوره 10، شماره 1، خرداد 1398، صفحه 141-158

https://doi.org/10.30475/isau.2019.131810.

پویان شهابیان

چکیده پیاده مداری اهمیتی اساسی در ادراک هویت فضایی و دریافت کیفیت محیط دارد و به این لحاظ مورد توجه نظریه پردازان متعددی قرار گرفته است. با توجه به تلاش های اخیر برنامه ریزان و طراحان جهت تشویق مردم به پیاده روی، مدل ها و روش های بسیاری جهت امکان سنجی پیاده مداری معابر ارائه شده اما هر کدام تنها ابعاد خاصی از معابر را مورد بررسی قرار می دهند. جامع نبودن این روش ها موجب شد که در این پژوهش با تلفیق چند روش و مدل شامل: چیدمان فضا، ارزیابی کیفیت کالبدی مسیر، ارزیابی راحتی پیاده و شاخص های روش پادکس، رویکردی نسبتاٌ جامع در سنجش پیاده مداری تدوین گردیده و در نمونه موردی های پژوهش به کار گرفته شود. استراتژی این پژوهش استقرایی و روش پژوهش توصیفی است. نمونه های موردی در این تحقیق معابر محله های باغ فردوس و زعفرانیه منطقه یک تهران می باشد. نتایج تحقیق حاکی از این است که هرچند وضعیت پیاده مداری در خیابان آصف از محله زعفرانیه براساس سنجش توسط مدل های چیدمان فضا و روش راحتی پیاده بر اساس سطوح سرویس، وضعیت بهتری نسبت به خیابان فیضی از محله باغ فردوس دارد اما نتیجه حاصل شده از ترکیب چهار مدل، خیابان فیضی را در وضعیت بهتری می شناساند.