موضوعات = برنامه ریزی
تعداد مقالات: 16
فراتحلیل مطالعات حاکم بر رویکرد شهر ۱۵ دقیقه‌ای با تکیه بر مطالعات جهان

فراتحلیل مطالعات حاکم بر رویکرد شهر ۱۵ دقیقه‌ای با تکیه بر مطالعات جهان

دوره 15، شماره 2، دی 1403، صفحه 89-110

https://doi.org/10.30475/isau.2024.428702.2112

فاطمه شیخی، زینب عادلی، ملیحه باباخانی

چکیده رویکرد شهر ۱۵ دقیقه‌ای پس از شیوع کووید-۱۹ به عنوان یک رویکرد شهرسازی پساکرونا مورد توجه بسیاری از پژوهشگران قرارگرفت. پژوهشگران نیز با توجه به مقیاس مطالعه، زمینه فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی، نوع مطالعه و رشته تحصیلی (برنامه‌ریزی شهری، طراحی شهری، جغرافیا، حمل‌ونقل) به گونه‌ای متفاوت به این مفهوم پرداخته‌اند. این تنوع در دیدگاه، چالش‌های متعددی ایجاد می‌کند. از این روی، پژوهش حاضر سعی دارد تا با بازشکافی موضوع، گامی در جهت روشن‌تر شدن ابعاد این مفهوم و کاربردهای آن بردارد. هدف این پژوهش ارائه پایه و اساس نظری عمیق و قوی جهت پیشبرد تحقیقات مفهوم شهر ۱۵ دقیقه‌ای است. در این پژوهش از روش فراتحلیل استفاده شده است. برای محدودسازی جستجو، تنها جستجوی کلیدواژه‌ها در عنوان مقالات درنظر گرفته‌شد. 106 مقاله مورد تجزیه و تحلیل موجز قرار گرفت؛ که از این تعداد ۴ مقاله فارسی و 102 مقاله انگلیسی بوده‌اند. براساس نتایج این پژوهش، این رویکرد از چهار بعد تراکم، تنوع، مجاورت و دیجیتالی شدن شکل یافته است و در بیشتر مطالعات با تحلیل دسترسی به امکانات مورد نیاز شهروندان پیش رفته است. در روش‌شناسی این مفهوم هر سه رویکرد کمی، کیفی و آمیخته مشاهده می‌شود؛ با این تفاوت که تعداد مقالات آمیخته با اختلاف کمی، بیشتر است. مقیاس شهر و پس از آن محله بیشترین مقیاس مورد استفاده در مقالات بررسی‌شده، بوده‌اند؛ چرا که کلیدواژه‌های مورد استفاده در این پژوهش طیف وسیعی از شهر/ محله ۱۵ دقیقه‌ای و یا شهر/ محله ۲۰ دقیقه‌ای را شامل شده‌اند. این رویکرد به معیارهای متفاوتی وابسته‌است که در این مقاله به ۵ بعد عوامل فردی، زیست‌محیطی، تسهیلاتی و خدماتی، کالبدی و ادراکی-اجتماعی تقسیم‌بندی شده‌اند. با توجه به جستجوهای انجام شده این رویکرد در ایران در موارد بسیار کمی مورد استفاده قرار گرفته است و فرصت مطالعات بیشتر برای پژوهشگران و متخصصان شهرساز وجود دارد.

ارزیابی فضای سبز خیابانی در منظر شهری؛ نمونه موردی: بلوار امیرکبیر شیراز حد فاصل تقاطع‌های غیرهمسطح امام حسن و استاد بهمن بیگی

ارزیابی فضای سبز خیابانی در منظر شهری؛ نمونه موردی: بلوار امیرکبیر شیراز حد فاصل تقاطع‌های غیرهمسطح امام حسن و استاد بهمن بیگی

دوره 15، شماره 2، دی 1403، صفحه 111-126

https://doi.org/10.30475/isau.2024.385656.2026

فرخنده فرس، مونا علی شاهی، محسن معلمی

چکیده سرسبزی شهری به طور گسترده به عنوان یک عنصر کلیدی برای ایجاد محیط‌های شهری قابل زندگی و بهبود کیفیت زندگی ساکنان شناخته شده است. در حالی که فضای سبز حاشیه خیابان‌ها یکی از اجزای ضروری پوشش گیاهی شهری است که ساکنان فراوان بیشتری به آن دسترسی دارند و به طور روزمره با آن مواجه هستند، بیشتر مطالعات فضای سبز و فعالیت فیزیکی شهری به جای خیابان‌های محوطه‌سازی شده، بر پارک‌ها متمرکز شده‌اند. با توجه به مطالعات اندک در زمینه فضای سبز خیابان‌ها در مقیاس خرد، پژوهش پیش رو در پی ارزیابی و درک مزایای گسترده روانشناختی ، فیزیولوژیکی، رفاه عمومی و اجتماعی است که افراد در نتیجه تجربه فضای سبز خیابانی باکیفیت در منظر شهری دریافت می‌کنند. این پژوهش با روش ترکیبی و مطالعه موردی انجام گردیده است. از این رو ابتدا به بررسی محتواهای پیشرو با توجه به مطالعات اسنادی و کتابخانه‌ای پرداخته شده است. در حالی که تکنیک‌های تجزیه و تحلیل اهمیت و عملکرد (IPA) برای تعیین اینکه ویژگی‌های یک کالا یا خدمات در برآورده کردن انتظارات مصرف‌کنندگان، مشتریان، کاربران و بازدیدکنندگان چقدر خوب عمل می‌کنند، استفاده می‌شوند، در بخش پیمایش، تجزیه و تحلیل داده‌ها با استفاده از این تکنیک، میزان اهمیت تأثیرات و ویژگی‌های فضای سبز خیابانی (USG) با کیفیت بالا شناسایی شده از ادبیات، در برابر عملکرد نسبی آنها از نظر کاربران (180=n) بلوار امیرکبیر شهر شیراز حد فاصل دو تقاطع غیر همسطح امام حسن و استاد بهمن بیگی بررسی می‌گردد. از نرم‌افزار Excel و SPSS27 جهت تجزیه و تحلیل و نمودارسازی داده‌ها استفاده شده است. نتایج این پژوهش بر نقش کلیدی سرسبزی خیابان‌ها بر زیست‌پذیری محیط خیابان تأکید می‌کند و به طور موردی نشان می‌دهد فضای سبز خیابانی محدوده مورد مطالعه به طور کلی از کیفیت پایینی برخوردار است و اولویت اول اقدامات مدیریتی مربوط به تأثیرات برابری محیطی، زیست‌محیطی و اجتماعی می‌باشد.

خوانش پیشران‌های موثر بر بازآفرینی اجتماع محور در بافت‌های ناکارآمد در جهت ارتقاء زیست‌پذیری شهری؛ مطالعه موردی: محله انجیراب گرگان

خوانش پیشران‌های موثر بر بازآفرینی اجتماع محور در بافت‌های ناکارآمد در جهت ارتقاء زیست‌پذیری شهری؛ مطالعه موردی: محله انجیراب گرگان

دوره 15، شماره 2، دی 1403، صفحه 141-157

https://doi.org/10.30475/isau.2024.434459.2124

ساره فخاری، مرتضی طلاچیان

چکیده فضاهای شهری به مرور دستخوش تغییرات شده و به‌ لحاظ کالبدی و عملکردی دچار فرسودگی می‎شوند. در این راستا به منظور ارتقاء کیفیت فضاهای شهری رویکردهای متعددی ارایه‌ شده، که برآیند سیر تکاملی آن‎ها بازآفرینی بوده‌است. بازآفرینی شهری دربرگیرنده‎  برنامه‌هایی با اهداف کالبدی، اقتصادی، اجتماعی، زیست‌محیطی می‌باشد. این مقاله کوشیده است با روش تحلیل ساختاری، پیشران‌های موثر بر بازآفرینی اجتماع‌محور محله انجیراب گرگان در جهت ارتقاء زیست‌پذیری آن را بازشناسی و خوشه‌بندی کند. داده‌های نظری با روش اسنادی و داده‌های تجربی با روش پیمایشی بر پایه تکنیک دلفی تهیه شده است. جامعه آماری20 نفر از خبرگان شهری بر اساس نمونه‌گیری هدفمند و پیشران‌های توسعه، با 44 نیروی پیشران در 5 بعد اقتصادی، اجتماعی، کالبدی، و نهادی- مدیریتی و زیست‌محیطی است که با روش تحلیل اثرات متقابل ساختاری در نرم‌افزار MICMAC پردازش شده است. یافته‌ها از نظر تحلیل کلی محیط سیستم نشان داد که 218 رابطه عدد 3 دارد و این به معنای آن است که روابط پیشران‌های کلیدی بسیار زیاد بوده و از تاثیرگذاری و تاثیرپذیری زیادی برخوردارند. همچنین نتایج دیگر پژوهش از تحلیل اثرات متقابل، بیانگر پراکندگی نیروهای پیشران در وضعیتی پیچیده و بینابین از اثرگذاری و اثرپذیری است؛ نظام خوشه‌بندی پیشران‌ها حاکی از تمرکز پیشران‌ها در بخش مستقل است. از مجموع 44 نیروی پیش‌برنده توسعه، 9 پیشران کلیدی شامل تشکل‌های محلی سازمان‌یافته، جذب اعتبارات برای بازآفرینی، نگرش و دانش مدیران شهری، توجه به بازآفرینی اجتماع‌محور در طرح‌های شهری، وضع قوانین خاص بازآفرینی اجتماع‌محور، انطباق طرح‌ها با نیازها و سبک زندگی ساکنین، تقویت جایگاه شورایاران محله، ارتقاء موقعیت و ارزش اقتصادی زمین و تخصیص بودجه دولت، پیش برنده‌های کلیدی و بایسته‌های بازآفرینی اجتماع‌محور در محله انجیراب است که باید از طریق شالوده اسناد فرادست و محتوای طرح‌های بازآفرینی فراهم آید.

شهر انسانی: رویکرد مطالعاتی جدید برای ارزیابی زیست‌پذیری؛ نمونه موردی: منطقه 22 کلان‌شهر تهران

شهر انسانی: رویکرد مطالعاتی جدید برای ارزیابی زیست‌پذیری؛ نمونه موردی: منطقه 22 کلان‌شهر تهران

دوره 15، شماره 2، دی 1403، صفحه 247-265

https://doi.org/10.30475/isau.2024.424290.2095

مجید اکبری، اسماعیل علی اکبری

چکیده زیست‌پذیری یکی از اصول راهنمای اصلی برنامه‌ریزی و سیاست‌گذاری شهری است که تعریف و ارزیابی آن به موضوع حیاتی پژوهش تبدیل شده است. همان‌طور که پیشرفت در توسعه اجتماعی-اقتصادی شتاب می‌گیرد، شرایط زندگی در مقیاس خرد نیاز به توجه فوری بیشتری دارد. تاریخ نسبتاً کوتاه مطالعات انجام شده در رابطه با زیست‌پذیری جوامع شهری نشان می‌دهد این مفهوم به علت گستره معنایی قابلیت این را دارد که با رویکردهای متفاوت و متنوعی مورد مطالعه و بررسی قرار بگیرد. پژوهش حاضر با هدف وضعیت‌ستجی زیست‌پذیری منطقه 22 کلان‌شهر تهران با رویکرد شهر انسانی انجام گرفته است. نوشتار حاضر از ازنظر هدف کاربردی و از حیث روش بررسی توصیفی- تحلیلی است. داده‌ها و اطلاعات موردنیاز پژوهش، به دو روش اسنادی (کتابخانه‌ای) و میدانی (پرسشنامه) گردآوری ‌شده است. نتایج پژوهش حاضر نشان داد که زیست‌پذیری منطقه 22 پایین‌تر‌ از حد متوسط است و محله‌ها از لحاظ زیست‌پذیری با رویکرد شهر انسانی در شرایط یکسان و همگونی قرار ندارند. در این بین، محله‌‌های دریاچه شهدای خلیج فارس، گلستان و زیبادشت به ترتیب با کسب بیشترین امتیاز ماباک (0/220)، (0/188) و (0/222) در جایگاه اول تا سوم و در مقابل مناطق هوانیروز، سروآزاد و شریف با کسب کمترین امتیاز ماباک (0/103-)، (0/136-) و (0/203) در جایگاه دهم تا دوازدهم قرار گرفتند. دربین ابعاد زیست‌پذیری بیشترین میزان شکاف در بعد کالبدی و کمترین برای بعد زیست‌محیطی است. فضای غالب زیست‌پذیری با رویکرد شهر انسانی بر محله‌های منطقه 22 در وضعیت متوسط و نامطلوب قرار دارد. به‌طوری که 16درصد مناطق در خوشه قابل قبول، 17درصد در خوشه قابل تحمل، 25درصد در خوشه متوسط، 25درصد در خوشه نامطلوب و 17درصد در خوشه غیرقابل قبول قرار گرفته بودند. مقدم بودن شهرنشینی بر شهرسازی، عدم شکل‌گیری کامل ساختار و سازمان فضایی، عدم توزیع نامناسب خدمات مسکونی، عدم تحقق‌پذیری کاربری‌های خدماتی و ابتناء به توسعه خودرو محور منطقه 22 در تقابل با توسعه انسان محور ، زیست‌پذیری آن‌را به سوی شرایط نامطلوبی سوق داده است.

رهیافت‌های توسعه گردشگری در شهرهای کوچک برمبنای تحلیل عوامل و مسائل بازدارنده آن؛ مطالعه موردی: شهر دلبران

رهیافت‌های توسعه گردشگری در شهرهای کوچک برمبنای تحلیل عوامل و مسائل بازدارنده آن؛ مطالعه موردی: شهر دلبران

دوره 15، شماره 1، شهریور 1403، صفحه 95-107

https://doi.org/10.30475/isau.2024.387344.2027

مهدی عبدالملکی، کیومرث حبیبی، مهدی سعیدی

چکیده جریان فعالیت گردشگری اثرات زیادی را در زمینه‌های مختلف به دنبال دارد و رونق و توسعه آن نیز وابسته به عوامل متنوعی است. ضعف امکانات شهری و خدمات زیرساختی، در شهرهای کوچک مناطق محروم، عاملی است که فاصله جریان فعالیت گردشگری را نسبت به حد ایده‌آل بیشتر می‌کند و محدودیت‌ها و مسائلی را در مسیر توسعه آن به وجود می‌آورد. این پژوهش که از نوع کاربردی و رویکرد روش‌شناسی آن آمیخته است، با هدف ارائه رهیافت‌های توسعه گردشگری در شهرهای کوچک، در پی تبیین و تحلیل زمینه‌های بازدارنده توسعه گردشگری در شهر دلبران می‌باشد. مسائل مترتب بر گردشگری شهر دلبران و حوزه تحت نفوذ آن احصاء و جمع‌آوری شده و بر اساس بار محتوایی آنها در سه بُعد ناکارآمدی نظام اقتصادی، ضعف زیرساخت‌های ارتباطی و خدماتی و ناتوانی و سستی ساختارهای اجتماعی-فرهنگی نام‌گذاری و دسته‌بندی شدند. ابعاد مذکور در ارتباط با ایستایی فعالیت گردشگری از طریق 23 شاخص مشاهده‌پذیر و در چارچوب مدلسازی معادلات ساختاری (SEM) سنجش و بررسی شد. یافته‌ها نشان می‌دهند که رابطه عامل‌های ضعف زیرساخت‌ها و ناکارآمدی نظام اقتصادی با ایستایی فعالیت گردشگری معنی‌دار می‌باشد و 94 درصد از تغییرات کسادی و بی رونقی فعالیت گردشگری در مدل ساختاری پژوهش قابل تبیین و برآورد است. ناکارآمدی نظام اقتصادی و ضعف زیرساخت‌ها به ترتیب با ضریب اثر 0.401 و 0.394 بر ایستایی فعالیت گردشگری اثرگذار هستند. ضعف زیرساخت‌ها هرچند در رتبه دوم اثرگذاری قرار دارد ولی به دلیل اینکه اثر غیرمستقیم (0.311) هم دارد مهم‌ترین و اثرگذارترین متغیر موثر بر جریان فعالیت گردشگری است. درنهایت متناسب با نقشه روابط میان عوامل و مسائل بازدارنده فعالیت گردشگری، رهیافت‌های ارتقاء و توسعه زیرساخت‌های ارتباطی و خدماتی، بهبود زمینه‌های اقتصادی و توانمندسازی ساختارهای اجتماعی- فرهنگی ارائه شده است.

ارزیابی توسعه پیرامونی پایانه‌های اتوبوسرانی بر اساس شاخص‌های توسعه مبتنی بر حمل و نقل همگانی (TOD)؛ مطالعه موردی: شهر شیراز

ارزیابی توسعه پیرامونی پایانه‌های اتوبوسرانی بر اساس شاخص‌های توسعه مبتنی بر حمل و نقل همگانی (TOD)؛ مطالعه موردی: شهر شیراز

دوره 15، شماره 1، شهریور 1403، صفحه 175-190

https://doi.org/10.30475/isau.2024.453914.2150

علیرضا صادقی، زهرا مکتبی فرد

چکیده همگام با ظهور انقلاب صنعتی در قرن هجدهم و رشد سریع شهرنشینی، چالش‌های بسیاری برای سیاستگذاران و برنامه‌ریزان در تدوین استراتژی‌های ﺣوزه مدیریت شهری مطرح گشت. از جمله این چالش‌ها، برنامه‌ریزی یکپارچه و ﻫﻤﺎﻫﻨﮓ توسعه ﺷﻬﺮی همراه ﺑﺎ توسعه ﺣﻤﻞ و ﻧﻘﻞ ﻫﻤﮕﺎﻧﻲ در شهرها می‌باشد. در این زمینه آنچه که برای پاسخگویی به مشکل به وجود آمده بر آن تأکید می‌شود، توسعه مبتنی بر حمل و نقل عمومی (TOD) است. پژوهش پیش رو درصدد است تا با کاربست روش SAW و TOPSIS به بررسی میزان انطباق توسعه‌های پیرامونی پایانه‌های اتوبوسرانی منتخب شهر شیراز با اصول TOD بپردازد و راهکارهایی مؤثر برای ارتقاء و بهبود وضعیت محدوده‌های پیرامونی پایانه‌های اتوبوسرانی منتخب شهر شیراز بیان دارد. نتایج حاصل از این مطالعه نشان می‌دهد محدوده پایانه‌های شهید دستغیب، ولی‌عصر و نمازی به ترتیب دارای بیشترین میزان انطباق با اصول توسعه مبتنی بر حمل و نقل عمومی (TOD) هستند. با این وجود نیاز به تقویت هر چه بیشتر آن‌ها و از بین بردن نقاط ضعف موجود احساس می‌شود. همچنین از میان شاخص‌های مختلف؛ سه شاخص اختلاط کاربری، تراکم ایستگاه‌های مترو و اتوبوس موجود در محدوده و متوسط قیمت اراضی و ساختمان‌ها، به ترتیب بیشترین اهمیت را در میان عوامل تاثیرگذار بر پیاده‌سازی رویکرد توسعه مبتنی بر حمل و نقل همگانی به خود اختصاص داده‌اند. از میان ابعاد مختلف توسعه مبتنی بر حمل و نقل همگانی نیز دو بعد تنوع و طراحی به ترتیب دارای بیشترین میزان اهمیت هستند. در نهایت نتایج این پژوهش حاکی از این موضوع است که به علت مورد توجه قرار دادن اکثر مطالعات انجام شده در زمینه TOD بر ایستگاه‌های مترو و مغفول ماندن پایانه‌های اتوبوسرانی علی‌رغم جایگاه مهم آن‌ها در سیستم حمل و نقل شهری، نقاط ضعف زیادی در رابطه با این موضوع یافت شد که نیازمند توجه و پژوهش‌های بیشتری است.

الزامات راهبردی ارتقاء ظرفیت خودسازماندهی شهرها در راستای هوشمندسازی؛ مطالعۀ موردی: کلانشهر اهواز

الزامات راهبردی ارتقاء ظرفیت خودسازماندهی شهرها در راستای هوشمندسازی؛ مطالعۀ موردی: کلانشهر اهواز

دوره 14، شماره 2، دی 1402، صفحه 5-21

https://doi.org/10.30475/isau.2023.338329.1912

مهیار سجادیان، محمد علی فیروزی، احمد پوراحمد

چکیده امروزه، شهرهای هوشمند، پارادایمی نوین در نظام شهرسازی دنیا محسوب می‌گردند؛ که مبتنی بر قابلیت‌های فناوری اطلاعات و ارتباطات، سعی در ارتقای کیفیت زندگی در شهرهایی را دارند؛ که در میان معضلات متعدد؛ با ابعاد اجتماعی، اقتصادی، زیست‌محیطی و غیره غوطه‌ور هستند.  اما شهر هوشمند، پدیده‌ای جامع، چند‌بعدی و پیچیده؛ و مبتنی بر پارادایم برنامه‌ریزی شهری در چهارچوب نظریات نوین پیچیدگی و آشوب است؛ که می‌توان با تکیه بر این پارادایم، به برنامه‌ریزی و مدیریت موفق پدیدۀ نوین شهرهای هوشمند پرداخت. در این راستا، پژوهش حاضر از منظر نظریۀ نوین آشوب، به هدف تدوین الزاماتی راهبردی در راستای تحقق شهر هوشمند اهواز به تحقیق پرداخته است. این مقاله در زمرۀ پژوهش‌های کاربردی- توسعه‌ای محسوب می‌گردد؛ که سوال‌محور بوده و به صورت اکتشافی، با بهره‌گیری از روش گردآوری داده‌های اسنادی- کتابخانه‌ای و پیمایشی؛ و با استفاده از روش‌های تحلیل عاملی اکتشافی، آزمون آماری تی به صورت تک‌نمونه‌ای و همچنین آزمون آماری رتبه‌بندی فریدمن در نرم افزار SPSS، انجام یافته است. ابزار پیمایش، پرسشنامه لیکرت 5 درجه‌ای بوده است که روایی محتوایی نهایی آن با نظر اساتید و پایایی آن با ضریب آلفای کرونباخ 0/906 تائید گردید. جامعۀ آماری، کارشناسان نهادهای دخیل در فرآیند هوشمندسازی کلانشهر اهواز می‌باشند. روش نمونه برداری، تلفیقی از روش‌های گلوله برفی خوشه‌ای و شبکه‌ای نظارت شده در دسترس بوده است؛ که  در نهایت 380 پرسشنامه تکمیل گردید. کفایت تعداد نمونه‌ها با روش KMO تائید گردید. بر اساس یافته‌های تحقیق، شاخص‌های 37 گانه‌ای در چارچوب مولفه‌های دهگانه شناسایی شد. سپس وضعیت شاخص‌ها و مولفه‌های شناسایی شده در شرایط کنونی کلانشهر اهواز ارزیابی گردید؛ در نهایت نیز، با بهره‌گیری از نتایج تحقیق، در هفت محور الزاماتی راهبردی تدوین شد.

تحلیل و بررسی شاخص‌های موثر بر تحقق شهر سالم؛ نمونه موردی: شهر رشت

تحلیل و بررسی شاخص‌های موثر بر تحقق شهر سالم؛ نمونه موردی: شهر رشت

دوره 14، شماره 2، دی 1402، صفحه 117-128

https://doi.org/10.30475/isau.2023.320826.1835

صابر محمدپور، آرمان حمیدی، حمیدرضا صبوری

چکیده رشد بی رویه جمعیت و گسترش نامتوازن شهرها در قرن اخیر موجب بروز مشکلات زیست محیطی و کالبدی فراوانی شده است که همین امر موجب تاکید بیشتر برنامه‌ریزان شهری بر مبحث شهرسالم شده است. در همین راستا پژوهش حاضر با هدف ارزیابی شاخص‌های شهر سالم در شهر رشت و سپس بررسی روابط میان شاخص‌های شهر سالم می‌باشد. روش پژوهش از نوع توصیفی- کمی بوده و جهت جمع‌آوری اطلاعات تعداد 384 پرسشنامه در میان ساکنین شهر رشت توزیع و تکمیل گردیده است. داده‌های به‌دست آمده با استفاده از نرم‌افزار SPSS  مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. جهت تحلیل داده‌ها از آزمون‌های دوجمله‌ای، همبستگی پیرسون و رگرسیون خطی گام به گام استفاده گردید. نتایج حاصل از تجزیه و تحلیل داده‌ها نشان داد که میانگین کلی گویه‌ها برابر مقدار 2/86 بوده که نشان از وضعیت نامطلوب شاخص‌های شهر سالم در شهر رشت می‌باشد. همچنین براساس میانگین تک‌تک شاخص‌ها، به جز دو شاخص «کیفیت مسکن» و «سلامتی و بهداشتی»، میانگین چهار شاخص دیگر پایین‌تر از حد متوسط بوده و وضعیت نامطلوبی در این شهر دارند. در نهایت مشخص گردید که شاخص «مدیریتی و سازمانی» که نمود مدیریت شهری در این شهر می‌باشد، بیشترین تاثیر و همبستگی را بر وضعیت سلامتی و بهداشتی شهروندان دارد.

تحلیل کمی الگوی توسعه کالبدی شهر یزد

تحلیل کمی الگوی توسعه کالبدی شهر یزد

دوره 14، شماره 2، دی 1402، صفحه 233-246

https://doi.org/10.30475/isau.2023.346590.1932

محراب محرابی، محسن رفیعیان

چکیده امروزه رشد شتابان شهرنشینی از زوایای مختلف محیط‌های شهری را تحت تاثیر قرار داده؛ به گونه‌ای که توسعه‌ی کالبدی پویا و مداوم را در شهر‌ها رقم‌زده است. شرایطی که تعیین جهات توسعه شهر‌ها را بسیار چالش‌برانگیز ساخته است. توسعه کالبدی که تحت تاثیر نیرو‌های مختلفی پدید می‌آید و چنانچه بسط ناموزون را تجربه نماید، هزینه‌های فراوانی همچون تبدیل و تغییرکاربری اراضی کشاورزی و طبیعی، افزایش هزینه زیرساخت، افزایش مصرف سوخت‌های فسیلی و انتشار گاز‌های گلخانه‌ای، جدایی‌گزینی اجتماعی و... را در ابعاد گوناگون بر شهر و ساکنینش تحمیل می‌کند. این موضوع اهمیت هدایت و مدیریت گسترش کالبدی شهرها را دو چندان می‌کند. براین اساس هدف اصلی این پژوهش، تحلیل کمی الگوی توسعه کالبدی شهر یزد در دهه‌های اخیر می‌باشد. در پژوهش حاضر از مدل‌های تحلیلی کمی مختلفی همچون آنتروپی شانون، هلدرن، ضریب موران، مقایسه اراضی پر و خالی شهری و تصاویر ماهواره‌ای چند زمانه در بازه زمانی 2013-2000-1990 و 2021 برای بررسی الگوی توسعه کالبدی شهر استفاده شده است. نتایج تمامی تحلیل‌ها حاکی از رشد پراکنده و لجام گسیخته شهر یزد در طی دهه‌های اخیر می‌باشد و نتایج مبین آن است که چهره کنونی ساختار کالبدی شهر یزد با توجه به ظرفیت بالای اراضی قابل توسعه در شهر، خوشه‌ای و نامتوازن بوده و روند پراکنده‌ای را تجربه می‌کند. براین اساس پیشنهاد می‌شود از ظرفیت‌های درونی و سطوح غیرفعال شهری استفاده گردد. 

بررسی الگوی انتخاب مسکن و محله در گروه‌های خاص شهر تهران؛ با مروری بر مدل‌های انتخاب مسکن

بررسی الگوی انتخاب مسکن و محله در گروه‌های خاص شهر تهران؛ با مروری بر مدل‌های انتخاب مسکن

دوره 14، شماره 2، دی 1402، صفحه 285-299

https://doi.org/10.30475/isau.2023.327472.1864

رضا اسدی، آتوسا مدیری، فرهاد حسینعلی، علی اکبر قلی‌زاده

چکیده خانوارها با تغییر شرایط زندگی، نیازهای متفاوتی پیدا می‌کنند که پاسخگویی به آن‌ها ضرورت جابجایی در شهر را بوجود می‌آورد که شامل تغییر در واحد مسکونی و بافت اجتماعی- اقتصادی ساکنین پیرامونی است. در این مقاله شناسایی الگوی انتخاب مسکن و تمایز ترجیحات خانوارها برمبنای نظریه ادوار زندگی تبیین می‌شود که چرخه عمومی تحولات زندگی و نیازهای مسکن برای تمامی خانوارها را بیان می‌کند. در توسعه نظریه مذکور، هر خانوار شهری به دسته‌های متمایزی با ویژگی‌های اجتماعی- اقتصادی تقسیم می‌شود که این تمایزها منشأ انتخاب‌های گوناگون مسکن است. شناسایی اثرات و ارتباط میان ویژگی‌های اجتماعی- اقتصادی خانوارها و ویژگی‌ همسایه‌ها امکان تبیین گفتمان‌ها و جریان‌های اصلی شهر را فراهم می‌کند؛ مانند همگنی محلات و جدایی‌گزینی فضایی. در این مقاله به انتخاب مسکن گروه‌های خاص در شهر تهران با تاکید بر بافت اجتماعی- اقتصادی محله انتخابی آن‌ها پرداخته شده است. بنابراین گروه‌های خانوار هدف پژوهش مهاجران به شهر تهران، متولدین خارج از تهران، کارگران ساده، خانوارهای تک‌سرپرست، دارای معلول و اجاره‌نشین هستند. مدلسازی انتخاب مسکن بصورت انتخاب گسسته و با استفاده از روش «رگرسیونی چند متغیره کمی» انجام شده است که امکان تحلیل متغیرهای متعدد وابسته را ممکن می‌کند. داده‌های ورودی مدل از سرشماری عمومی نفوس ‌و مسکن سال 1390 شهر تهران و تسهیلات شهری تهران از طرح تفصیلی اخذ شده است. متغیرهای گروه واحد مسکونی شامل متراژ زیربنا و پایداری بنا است و متغیرهای گروه بافت اجتماعی- اقتصادی ساکنین شامل نرخ باسوادی در گروه زنان، نرخ اشتغال زنان، نرخ حضور ساکنین دارای تحصیلات عالی، سرانه وسیله نقلیه شخصی و نرخ حضور دانشجویان است. یافته‌های پژوهش نشان می‌دهد که متغیرهای گروه «واحد مسکونی» بیشترین نقش را در انتخاب مسکن ایفا می‌کند و از میان متغیرهای بافت اجتماعی- اقتصادی خانوارها، تمامی متغیرها ارتباط معناداری دارند که نشان از روایی مدل دارد و دو متغیر «سرانه اتومبیل شخصی خانوار» و «نرخ باسوادی زنان» بیشترین درصد تبیین در این گروه را ایفا می‌کنند. در گروه «واحد مسکونی» شانس انتخاب واحدهای مسکونی با متراژ زیربنای کمتر و بناهای ناپایدار در میان گروه‌های خاص بیشتر است و همچنین شانس انتخاب بافت اجتماعی- اقتصادی پایین‌ترِ ساکنین افزایش می‌یابد و تنها استثنای این روند، گروه هدف مهاجران 5 سال گذشته است. یافته‌های کلی پژوهش نشان می‌دهد که برای گروه‌های خاص انتخاب واحد مسکونی مناسب ارجح‌تر از محله است و تنها برای گروه مهاجران 5 سال گذشته است که انتخاب بافت اجتماعی- اقتصادی محله در اولویت قرار می‌گیرد.

بررسی جایگاه برند مسکن از دیدگاه ساکنان با استفاده از فن نقشه ادراکی؛ مجتمع آپارتمان‌های بلند، خانه و آپارتمان کوتاه در شهر اردبیل

بررسی جایگاه برند مسکن از دیدگاه ساکنان با استفاده از فن نقشه ادراکی؛ مجتمع آپارتمان‌های بلند، خانه و آپارتمان کوتاه در شهر اردبیل

دوره 14، شماره 2، دی 1402، صفحه 367-383

https://doi.org/10.30475/isau.2023.317109.1829

سمیرا سعیدی زارنجی، محمد حسن یزدانی

چکیده به عنوان یکی از موضوعات مهم الگوی شهری در کشور ما، الگوهای سنتی متاثر از طرح‌های جامع شهری و مدیریت شهری حاکم می‌باشد که باعث گسترش افقی شهرها می‌گردد. بر همین اساس گسترش بدون برنامه و ناموزون سبب بروز اختلالات مختلف در پیکره‌ی شهرها شده است. این پژوهش با هدف بررسی برند مسکن آپارتمان‌های بلند با خانه و آپارتمان کوتاه در شهر اردبیل از دیدگاه ساکنان با استفاده از فن نقشه ادراکی می‌باشد. دراین راستا به بررسی تطبیق ارزش برند خانه‌های تک‌واحدی به برج‌های مسکونی در جهت بلندمرتبه‌سازی و جلوگیری از توسعه افقی شهر جهت برنامه‌ریزی آتی در شهر اردبیل انجام گرفته‌است. روش اصلی مورد استفاده در این پژوهش تحلیلی-توصیفی می‌باشد. داده‌های مورد نیاز در این بررسی از طریق روش‌های میدانی و کتابخانه‎ای گردآوری شده‌اند. جامعه آماری پژوهش منطبق بر ساکنان خانه‌های ویلایی و آپارتمان‌های بلند که قبلاً به ترتیب در آپارتمان‌های بلند و خانه‌های ویلایی سکونت داشته‌اند می‌باشد که به روش نمونه‌گیری گلوله‌برفی صورت گرفته است. برای تحلیل داده‌ها از نرم‌افزار SPSS  و آزمون‌های آماری (t تک نمونه‌ای و ضریب همبستگی پیرسون) و نقشه ادراکی استفاده شده است. باتوجه به یافته‌های حاصل از پژوهش حاضر بین دیدگاه ساکنان در مورد جایگاه برند خانه‌های ویلایی و آپارتمان‌های کوتاه با برج‌های‌مسکونی تفاوت وجود دارد. و خانه‌های ویلایی و آپارتمان‌های کوتاه از لحاظ تصویر نسبت به برج‌های مسکونی از جایگاه بهتری برخوردار می‌باشند. همچنین در زمینه میزان رضایتمندی از مسکن، برج‌های مسکونی از جایگاه بهتری نسبت به خانه‌های ویلایی و آپارتمان‌های کوتاه قرار دارند. طبق نتایج حاصل از پژوهش حاضر، با توجه به نقاط قوت آپارتمان‌های بلند می‌توان با اقدامات آتی در جهت توسعه پایدار و توسعه درون‌شهری و بلندمرتبه‌سازی در شهر اردبیل برنامه‌ریزی نمود.

تبیین رابطه اختلاط کاربری و استرس شهری؛ نمونه مطالعاتی: ناحیه 8 منطقه 1 شهرداری تهران

تبیین رابطه اختلاط کاربری و استرس شهری؛ نمونه مطالعاتی: ناحیه 8 منطقه 1 شهرداری تهران

دوره 14، شماره 2، دی 1402، صفحه 385-397

https://doi.org/10.30475/isau.2024.367384.2001

خاطره مغانی رحیمی، مصطفی بهزادفر، سمانه جلیلی صدر آباد

چکیده استرس شهری به عنوان عامل مهم ایجاد بیماری‌های جسمی و روانی در شهرها و اختلاط کاربری به عنوان یکی از اصول مهم شهرسازی، بسیار مهم بوده و لازم است برنامه‌ریزان و طراحان شهری در برنامه‌ها و طرح‌های خود به آنها توجه ویژه داشته باشند. اما با وجود مطالعه مجزا این دو موضوع، تاکنون هیچ مطالعه‌ای در راستای تبیین رابطه آنها انجام نشده است. در حالی که شناسایی این رابطه می‌تواند در طراحی و برنامه‌ریزی شهری درمانگر استرس و برنامه‌ریزی کاربری اراضی بسیار موثر باشد. به همین منظور این پژوهش با هدف تبیین رابطه استرس شهری و اختلاط کاربری در ناحیه 8 منطقه 1 شهرداری تهران انجام شده است. روش تحقیق در این پژوهش توصیفی-تحلیلی بوده و برمبنای هدف از تحقیقات کاربردی محسوب می‌شود. برای جمع‌آوری اطلاعات از روش‌های کمی و کیفی مانند پرسشنامه و مطالعات کتابخانه‌ای و برای تحلیل آنها از روش تحلیل رگرسیونی استفاده شده است. یافته‌های پژوهش حاکی از آن است که مقدار ضریب همبستگی بین متغیر مستقل و وابسته 0.738 می‌باشد که نشان می‌دهد بین اختلاط کاربری و استرس شهری همبستگی بالایی وجود دارد. همچنین ضریب تعیین تعدیل شده و یا اصلاح شده نشان می‌دهد 54 درصد از کل تغییرات میزان استرس‌‌زا بودن محیط زندگی افراد وابسته به اختلاط کاربری محدوده زندگی آنهاست. همچنین این دو متغیر رابطه عکس با یکدیگر دارند. در نتیجه هرچه اختلاط کاربری بیشتر باشد استرس شهری کاهش پیدا می‌کند. پس با ارتقا آن می‌توان استرس شهری را تا حد چشمگیری کاهش و سلامت روانی شهروندان را ارتقا داد.

رویارویی با نامعلومی‌ها و عدم قطعیت‌های برنامه‌ریزی حریم پایتخت به شیوه آینده‌پژوهی مشارکتی

رویارویی با نامعلومی‌ها و عدم قطعیت‌های برنامه‌ریزی حریم پایتخت به شیوه آینده‌پژوهی مشارکتی

دوره 14، شماره 2، دی 1402، صفحه 419-437

https://doi.org/10.30475/isau.2023.324649.1848

سحر ندایی طوسی، حمید میرمیران

چکیده پابرجایی پایین و از بین رفتن مناسبت برنامه‌های توسعة فضایی در برخورد با شرایط آشوبناک و پیش‌بینی‌ناپذیر ناشی از وجود عدم قطعیت‌ها و نامعلومی‌هایی که در رویکردهای اثبات‌گرا شناسایی نمی‌شوند، بازاندیشی مفاهیم معرفت‌شناسانه و شیوه‌های جایگزین فازی را ضروری ساخته است. در مصوبات قانونی موجود، حریم 1200 کیلومترمربعی کلانشهر تهران، با همة پیچیدگی‌ها و شباهت‌هایی که به یک منطقة شهری چندگرهی دارد، با سایر شهرهایی که مناسبات اجتماعی، اقتصادی و سیاسی آن بسیار ساده‌تر است یکسان انگاشته شده است. برای رویارویی با این چالش مفهوم گستره‌تر حریم شش‌هزار کیلومتری پایتخت در گفتمان نظام برنامه‌ریزی این منطقة کلانشهری مطرح شده است که تاکنون به دلایل متعدد محقق نشده است؛ اما تهیة طرح آن در دستورکار مدیریت شهری قرار گرفته است. بر این اساس، در مقالة پیش رو کوشیده شده است به شیوه‌ی نوین کارگاه آینده‌پژوهی و با نیت تصویرسازی آینده‌های محتمل پیشِ‌روی امر هدایت و کنترل مداخلات این محدوده، با نظرداشت انواع عدم‌قطعیت‌ها و نامعلومی‌های ناشی از شرایط ژئوپلتیک جهانی، تحریم‌ها، پیشرفت‌های فناورانه، تضادها و تعارضات قانونی و تفرق نهادی، روایت‌های چندگانه‌ای به شیوة سناریونگاری و تحلیل ساختاری ارائه شود. در تشخیص پیش‌ران‌های اثرگذار بر آیندة حریم پایتخت از ذهن‌کاوی عمیق 13 کنش‌گر نهادی و متخصص اصلی شهر تهران بهره‌گیری شده است. نتیجه ترسیم طیفی از سناریوها و روایت‌نگاری 3 سناریوی خوش‌بینانة حریم آرمانی و پیشرو، سناریوی بدبینانة حریم بحرانی و فروپاشیده و سناریوی میانة حریم امیدوار، رقابت‌پذیر و فعال است. توجه به این سناریوها در فضای تصمیم‌گیری و برنامه‌ریزی حریم پایتخت منجر به تاب‌آوری و پابرجایی بیشتر راهبردها و سیاست‌های آتی توسعة فضایی آن خواهد گشت.

تدوین سازوکارهای ارتقای توزیع و دسترسی به خدمات تجاری محله‌ای در شهر تهران

تدوین سازوکارهای ارتقای توزیع و دسترسی به خدمات تجاری محله‌ای در شهر تهران

دوره 14، شماره 1، مرداد 1402، صفحه 377-399

https://doi.org/10.30475/isau.2023.365017.1997

زهرا آزاد تکچی علیا، کورش آصف وزیری، محمد سعید ایزدی

چکیده آنچه در طرح‌های توسعۀ شهر تهران ذیل خدمات محلی بررسی می‌شود، صرفاً محدود به خدماتی است که با عنوان خدمات هفتگانه مستقیماً توسط نهادهای عمومی و دولتی تأمین می‌شود. همین امر باعث شده است که در برخی محلات شهر تهران، پراکندگی خدمات تجاری محله‌ای به درستی صورت نگیرد و بخشی از جمعیت محله دسترسی مناسب به ویژه به صورت پیاده به خدمات تجاری محله‌ای نداشته باشند. بر این اساس، لازم است مداخلاتی توسط شهرداری در فرآیند توزیع و دسترسی (به ویژه به صورت پیاده) به خدمات تجاری محله‌ای در سطح محلات شهر تهران صورت گیرد. بر این اساس، این پژوهش با هدف تدوین برنامه راهبردی توزیع مکانی مناسب خدمات محله‌ای (با تاکید بر خدمات تجاری محله‌ای) مبتنی بر پیاده‌مداری در محلات شهر تهران صورت گرفته است. برای انجام این پژوهش که ذیل پژوهش‌های کاربردی قرار می‌گیرد، از رویکرد ترکیبی با غلبۀ روش کیفی استفاده شده است. به منظور جمع‌آوری داده از روش‌های اسنادی، داده‌های ثانویه، مشاهدۀ غیرمشارکتی، مصاحبۀ عمیق و پرسشنامه استفاده شده است. تحلیل داده‌ها نیز با استفاده از تحلیل آماری، تحلیل محتوای کیفی و تحلیل تطبیقی صورت گرفته است. مطالعات این پژوهش نشان می‌دهد که ارتقای توزیع خدمات محله‌ای مبتنی بر پیاده‌مداری نیازمند تدوین و اجرای برنامه‌هایی در سه بازۀ کوتاه‌مدت، میان‌مدت و بلندمدت است. در کوتاه‌مدت، لازم است دستورالعمل‌هایی مرتبط با توزیع خدمات تجاری محله‌ای، دسترسی به خدمات تجاری محله‌ای و نیازسنجی خدمات تجاری محله‌ای در برنامۀ توسعۀ محلات شهر تهران ذیل اسناد فرادست مربوطه تصویب و ابلاغ شوند. برنامه‌ها و اقدامات میان‌مدت جهت ارتقای توزیع خدمات محله‌ای مبتنی بر تعریف جایگاه شهرداری در فرآیند توزیع خدمات محله‌ای (از طریق صدور پروانۀ کسب یا تأمین فضای مورد نیاز این خدمات) در نظر گرفته شده است. برنامه‌ها و اقدامات بلندمدت نیز بر تغییر قوانین فرادست جهت تثبیت شهرداری به عنوان یکی از مراجع صدور پروانۀ کسب متکی هستند. 

مفهوم شناسی و ارائه الگوی فرآیندی تحقق‌پذیری طرح‌های توسعه شهری در ادبیات جهانی

مفهوم شناسی و ارائه الگوی فرآیندی تحقق‌پذیری طرح‌های توسعه شهری در ادبیات جهانی

دوره 14، شماره 1، مرداد 1402، صفحه 401-423

https://doi.org/10.30475/isau.2023.396311.2040

امیرحسین بخشی، احمد خلیلی

چکیده موضوع عملیاتی‌سازی و تحقق‌پذیری طرح‌های توسعه شهری یکی از مهمترین موضوعات مورد بررسی در ادبیات نوین برنامه‌ریزی شهری جهانی است. زیرا اگر برنامه‌ای به بهترین شکل ممکن هم تهیه شود اما اجرا نشود، انگار که اصلا تهیه نشده‌است. نیاز به این موضوع کاملاً حتی برای افراد غیر متخصص در این حوزه مشخص است. در همین راستا‌ در این تحقیق برای ارائه یک نظام پیشنهادی اولیه به مرور ادبیات جهانی این حوزه پرداخته شده‌ است. هدف اصلی این پژوهش بررسی ادبیات جهانی این موضوع و جمع‌بندی آن تحت ارائه یک الگو عملیاتی‌سازی و مدیریت اجرای طرح‌های شهری بر اساس ادبیات جهانی است. این پژوهش یک پژوهش توصیفی – تحلیلی است که در آن با بررسی اسناد و ادبیات جهانی حوزه مورد بررسی عملیاتی‌سازی و اجرای طرح‌های شهری به جمع‌آوری شاخص‌ها، نظام و ارکان این موضوع در ادبیات جهانی پرداخته شده ‌است و سپس با کمک متخصصان و بررسی ارتباطات اسناد به ارائه یک چهارچوب نهایی پیشنهادی تحت عنوان الگوی فرآیندی مدیریت اجرایی و عملیاتی‌سازی طرح‌های شهری بر اساس ادبیات جهانی پرداخته شده ‌است. در نهایت در این مطالعه با بررسی‌های انجام شده تعداد 74 شاخص، 21 آسیب، 17 رکن و یک الگویی عملیاتی‌سازی ارائه شده ‌است. یافته اصلی و نهایی این پژوهش شامل یک فرآیند 8 مرحله‌ای برای پیاده‌سازی طرح‌های توسعه شهری است. مراحل اصلی چهارچوب کلی ۸ مرحله‌ای که برای مدیریت اجرایی طرح‌های توسعه شهری در این پژوهش ارائه شده به ترتیب عبارتند از: بررسی اولیه کلیت اجرا طرح، بررسی شرایط اجرایی، مسئولیت و قوانین، زمان و منابع، برنامه عملیاتی‌سازی، اثربخشی، اجرا و ارزیابی و اصلاح؛ که تمامی این مراحل خود شامل زیر مجموعه‌های اجرایی خاص می‌باشند که به توضیح کامل آن‌ها در این پژوهش پرداخته شده ‌است.

تحلیل علم‌سنجی و مرور سیستماتیک متون نظری جهانی درحوزه‌ی سلامت شهری

تحلیل علم‌سنجی و مرور سیستماتیک متون نظری جهانی درحوزه‌ی سلامت شهری

دوره 13، شماره 2، دی 1401، صفحه 351-372

https://doi.org/10.30475/isau.2023.395942.2039

مرضیه فلاح برزگر، احمد خلیلی

چکیده امروزه با توجه به طیف وسیعی از عوامل تهدید کننده سلامت انسان در حوزه سلامت شهری، نیاز به شناسایی مولفه‌های موثر بر سلامت انسان امری ضروری تلقی می‌شود. بر این اساس پیوند میان محیط شهری و برنامه‌ریزی شهری جهت نیل به سلامت‌ و رفاه شهری مورد تاکید است. هدف این پژوهش، تحلیل علم‌سنجی مطالعات سلامت شهری، جهت کشف مسائل و تحولات اصلی و نیز یافتن روند عملکرد نوظهور مقالات و مجلات، شناخت الگوهای همکاری و مؤلفه‌های تحقیق و کشف ساختار فکری سلامت‌شهری در ادبیات جهانی می‌باشد؛ جهت نیل به این اهداف، شناسایی و استخراج مولفه‌ها و شاخص‌های موثر بر سلامت شهری در مفهوم عام در جهان با بهرمندی از منابع اسنادی وکتابخانه‌ای معتبر خارجی و داخلی انجام گردید. در ادامه از تحلیل علم سنجی جهت کشف موضوعاتی همچون، هم زمانی وقوع دو آیتم، هم نویسندگی و هم استنادی اسناد کتاب شناختی با استفاده از روش‌های کمی استفاده شده‌است. نتایج هم‌زمانی وقوع دو آیتم بر اساس کلمات کلیدی نشان می‌دهد که کلید واژه‌ی "سلامت شهری" از بالاترین مجموع قدرت پیوند و تعداد دفعات هم رخدادی وقوع دو آیتم برخوردار است. مولفه‌های "مرگ و میر" و "شیوع" به ترتیب در رده دوم و سوم قرار گرفته‌اند. مولفه کویید-19 و فضای سبز، طی سال‌های اخیر ازجمله مولفه‌های مورد توجه پژوهشگران هستند. تحلیل هم‌نویسندگی براساس کشورها نشان می‌دهد که نویسندگان سه کشور آمریکا، انگلیس و استرالیا به ترتیب، بیش‌ترین میزان همکاری را با نویسندگان سایر کشورها در تولید مستندات علمی حوزه سلامت شهری دارند. در آخر تحلیل هم استنادی بر اساس هم استنادی نویسندگان مشخص نمود که سازمان بهداشت جهانی از بیش‌ترین تعداد استناد برخوردار است.