تعداد مقالات: 400
بازشناسی مؤلفه های تأثیرگذار بر شکل گیری هویت و خاطره جمعی در فضاهای شهری پیرامون پل های تاریخی

بازشناسی مؤلفه های تأثیرگذار بر شکل گیری هویت و خاطره جمعی در فضاهای شهری پیرامون پل های تاریخی

دوره 8، شماره 1، مرداد 1396، صفحه 5-14

https://doi.org/10.30475/isau.2018.62043

عباس ترکاشوند، حیدر جهانبخش، مریم کریمی نژاد

چکیده تغییر و تحولات زندگی در شهرهای امروزی، موجب کم رنگ شدن و یا از دست رفتن بسیاری از فضاهای شهری و عملکردهای اجتماعی و فرهنگی آن ها شده است. تغییراتی که اغلب، احساس عدم تعلق، بی هویتی و عدم مشارکت شهروندان در فعالیت های اجتماعی را به دنبال دارد. حال آن که، هویت شهری که زمینه ساز تشخص و اعتبار شهروندان می شود، از طریق تداعی خاطرات و ایجاد حس تعلق در آن ها، پیوند شهر و شهروندان را تقویت نموده، آن ها را به سوی ویژگی های ممتاز اجتماعی هدایت می کند. یکی از راه های تحقق این مهم، بهره گیری از ظرفیت بناهای خاطره انگیز و تاریخی شهرهاست. بر این اساس، هدف از این پژوهش امکان سنجی ارتقای کیفیت فضای شهری پیرامون پل های تاریخی با تأکید بر مؤلفه های هویت و خاطره جمعی شهروندان می باشد. در پژوهش حاضر، فضای شهری اطراف پل تاریخی لنگرود به عنوان نمونه موردی مطالعه شده و مؤلفه های ایجاد خاطره جمعی و هویت برای شهروندان لنگرودی، در خلال یک پیمایش میدانی، بازشناسی شده است. برای این منظور از دو نوع پرسشنامه استفاده شد و اعتبار (پایایی) هر کدام از پرسشنامه ها با توجه به آلفای کرونباخ مورد تأیید قرار گرفت. پرسشنامه ها با استفاده از نرم افزار Spss تحلیل  شدند. یافته های پژوهش بیانگر آن است که مؤلفه های معنا، کالبد و فعالیت به ترتیب بیشترین تأثیر را در ارتقای فضای شهری محدوده پل تاریخی لنگرود و ایجاد حس تعلق در شهروندان دارند. نتیجه نهایی پژوهش آن است که برنامه ریزی کالبدی محدوده ی پل های تاریخی شهرها می بایست برای تقویت فعالیت های مناسب اجتماعی و فرهنگی و معنا بخشیدن به شهر انجام پذیرد و نقش این عناصر ارزشمند در ایجاد فضای شهری خاطره انگیز و با هویت برای شهروندان بیش از یک بنای تاریخی است.

ارزیابی شکاف بین ادراک و ترجیح مؤلفه امنیت محیطی در پارک­های محله‌ای 	(نمونه موردی: مجموعه پارک­های محله صابون‌پزخانه تهران)

ارزیابی شکاف بین ادراک و ترجیح مؤلفه امنیت محیطی در پارک­های محله‌ای (نمونه موردی: مجموعه پارک­های محله صابون‌پزخانه تهران)

دوره 8، شماره 2، دی 1396، صفحه 5-16

https://doi.org/10.30475/isau.2018.62061

حمیدرضا عظمتی، عبدالحمید قنبران، فاطمه جم

چکیده بی‌شک امنیت به عنوان یکی از مؤلفه ­های کیفیت محیطی شناخته می‌شود. در این میان، پارک ­ها به عنوان بخشی از فضاهای باز شهری که زمینه­ ساز بستر کالبدی و اجتماعی مناسب، جهت افزایش کیفیت زندگی و سلامت جسمانی و روانی افراد هستند، باید بتوانند امنیت محیطی لازم را نیز در ادراک استفاده­ کنندگان آن فراهم آورند. به­ دنبال این مسئله، پژوهش حاضر، ارزیابی امنیت محیطی فضای پارک­ های محل ه­ای، بر پایه رویکرد CPTEDو تعیین شکاف بین ترجیح و ادراک ساکنان محله را هدف قرار داده است. روش پژوهش از نوع توصیفی پیمایشی مبتنی بر پرسشنامه و از لحاظ هدف، کاربردی است. جامعه امّاری آن را ساکنان محله صابونپزخانه، واقع در منطقه 12 شهرداری تهران تشکیل می‌دهند و نمونه‌ها به شیوه تصادفی انتخاب شده ­اند. ابتدا ادراک و ترجیح امنیت محیطی فضای پارک سنجیده شده، سپس با استفاده از فرآیند تحلیل سلسله مراتبی، مؤلفه ­های مؤثر برامنیت محیطی، با تکیه بر شاخص ­های رویکرد CPTED، اولویت‌بندی شده است. پرسشنامه­ های جمع ­آوری شده، در محیط نرم افزار 22-SPSSمورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته ­است. نتایج نشان می­دهد که کمترین شکاف مربوط به شاخص ­های کنترل دسترسی و مدیریت و نگهداری و بیشترین شکاف مربوط به شاخص نظارت است و از دیدگاه استفاده­کنندگان، شاخص نظارت و کنترل دسترسی بیشترین اهمیت را دارند. همچنین نتایج حاصل از فرآیند تحلیل سلسله مراتبی نشان می­دهد که زیرشاخص های «زیبایی و منظرسازی» و «نظافت و تعمیرات تجهیزات» از شاخص «مدیریت و نگهداری» و «تعریف ورودی» و «وجود نگهبانی» از شاخص «کنترل دسترسی» در رتبه­ های نخست قرار دارند. لذا در فرآیند ارزیابی پس از ساخت که به منظور شناخت و اصلاح نقاط ضعف احتمالی انجام می­گیرد و نیز به منظورارائه راهکارهای طراحی فضای پارک در طرح های آتی با توجّه به مؤلفه امنیت محیطی، توجّه به اولویت و اهمیت شاخص­های آن در ادراک و ترجیح ساکنان، به عنوان استفاده‌کنندگان اصلی فضا ضروری است.

مقایسه تطبیقی کیفیت پیاده راه ها در ایران و خارج کشور با مدل ANP

مقایسه تطبیقی کیفیت پیاده راه ها در ایران و خارج کشور با مدل ANP

دوره 9، شماره 1، شهریور 1397، صفحه 5-19

https://doi.org/10.30475/isau.2018.68575

کیومرث حبیبی، محمدرضا حقی

چکیده در پی گسترش استفاده از وسایل نقلیه و افت کیفیت محیطی به خصوص در بافت مرکزی شهرها، تلاش برای بهبود شرایط زیست مردم و باز گرداندن فضاهای شهری به آن ها از اهمیت بسزایی برخوردار شد. پیاده راه سازی نیز به عنوان یکی از سیاست های حرکت به سمت پیاده مدار نمودن شهرها از نیم قرن گذشته مورد توجه بسیاری از شهرهای جهان قرار گرفته است. با این وجود اجرای پیاده راه ها در شهرهای مختلف با نتایج متنوعی همراه بوده است؛ تا جایی که برخی پیاده راه ها با شکست مواجه شده و مجددا به روی سواره ها باز شده اند. از همین رو، در پژوهش حاضر تلاش شده است با شناسایی شاخص هایی معتبر به مقایسه تطبیقی نمونه هایی از پیاده راه های موفق در داخل و خارج از کشور پرداخته شود تا از این طریق بتوان مهم ترین نواقص پیاده راه های داخلی به نسبت نمونه های خارجی را شناسایی کرد. روش پژوهش توصیفی-تحلیلی و مبتنی بر مطالعات اسنادی و میدانی است. همچنین به منظور مقایسه منطقی میان نمونه ها از مدل فرایند تحلیل شبکه ای (ANP) استفاده شده است تا کلیه روابط میان خوشه ها و گره ها در ارزیابی حفظ شوند. مقایسات زوجی گره ها و خوشه ها نیز بر اساس نظرات گروه کارشناسی (روش دلفی) انجام پذیرفته است. نتایج پژوهش نشان می دهد کیفیت پیاده راه های داخلی نسبت به نمونه های موفق خارجی به طور محسوسی پایین‌تر است که یکی از اصلی ترین علل آن کم توجهی به مسائل «اجتماعی-مدیریتی» در فرایند برنامه ریزی و طراحی پیاده‌راه است. لذا توجه به نیازهای ذی نفعان در فرایند طراحی، تنوع کاربران محیط، انعطاف پذیری طرح و خارج شدن از نگاه صرفا ترافیکی به پیاده راه ها از پیشنهادات کلی پژوهش هستند.

کاربرد تکنیک چیدمان فضا برای مقایسه تطبیقی میان ساختار فضایی بافت‌های تاریخی و توسعه‌های جدید شهری (نمونه پژوهش: بافت تاریخی و شهرک فرهنگیان گرگان)

کاربرد تکنیک چیدمان فضا برای مقایسه تطبیقی میان ساختار فضایی بافت‌های تاریخی و توسعه‌های جدید شهری (نمونه پژوهش: بافت تاریخی و شهرک فرهنگیان گرگان)

دوره 9، شماره 2، اسفند 1397، صفحه 5-16

https://doi.org/10.30475/isau.2019.87930

محمدعلی طبرسا، رضا پاسیان خمری، سید محسن حسینی فوجردی

چکیده ساختار فضایی شهرها نتیجه فرآیندهای مختلفی از ابعاد اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و کالبدی است. با تغییرات این فرآیندها شکل‌های جدیدی از ساختار فضایی پدید می‌آید. بدین‌سان مقایسه ساختار فضایی دوره‌های مختلف می‌تواند بیانگر ابعاد اجتماعی، اقتصادی و شیوه‌های سکونتی دوره‌های مختلف را نشان دهد. تکنیک چیدمان فضا یکی از الگوهای قدرتمند نحو فضا است که می‌تواند الگوی فضایی را بر اساس بسترهای اجتماعی، اقتصادی تفسیر کند. بدین ترتیب در این پژوهش برای مقایسه تطبیقی میان ساختار فضایی بخشی از بافت تاریخی گرگان با بخش‌هایی از توسعه‌های نسبتاً جدید شهری گرگان استفاده شده است. هدف پژوهش شناسائی تمایز ساختار فضایی دو محدوده مذکور به لحاظ مؤلفه‌های تکنیک چیدمان فضا و تفسیر تمایزات آن در بستری است که منجر به تغییر الگوهای فضایی محدوده شده است. در این میان می‌توان الگوهای مطلوبی در هر دو ساختار فضایی شناسائی کرد که توسعه آن‌ها منجر به افزایش کیفیت محیطی می‌شود. بدین‌سان سؤال اصلی پژوهش اینگونه شکل گرفته است: چه تفاوت‌هایی میان بافت تاریخی و شهرک فرهنگیان شهر گرگان به لحاظ شاخص‌های چیدمان فضا وجود دارد؟ برای پاسخ به این سؤال، این پژوهش از روش پژوهش توصیفی- تحلیلی برای توصیف و تفسیر مقایسه‌ها بهره می‌برد که مبتنی بر تکنیک چیدمان فضا تدبیر شده است. بر‌این‌اساس داده‌ها به شکل نقشه محوری در محیط نرم افزار Depthmap تحلیل شده است. یافته‌های پژوهش نشان می‌دهد که در بافت شهرک فرهنگیان شاخص‌های کنترل، همپیوندی و اتصال بطور میانگین از بافت تاریخی بیشتر و در شاخص عمق کمتر از بافت تاریخی بوده است. نتایج حاصل از تفسیر یافته‌های تحقیق بیانگر آن است که ارزش‌های طراحی حاصل از بستر اجتماعی زندگی سنتی در بافت تاریخی که فضای سکونتی با محرمیت بیشتر، جدایی گزینی، اختلاط کاربری کمتر، شبکه معابر سلسله مراتبی را شکل داده است، که در آن شیوه در مجموع به امنیت و آرامش بیشتری منجر می‌شده است؛ در بافت شهرک فرهنگیان به عنوان یک محدوده شهری جدید برنامه‌ریزی شده به ارزش‌های طراحی چون دسترسی، نفوذپذیری، و پیوستگی فضایی بالاتر و تسلط خیابان بر فضای زندگی تغییر پیدا کرده است. بر این حسب امروزه مردم به سکونت در فضاهایی با عمق کمتر و با دسترسی‌های بیشتر تمایل پیدا کرده‌اند.

سنجش کیفیت‌های محیطی در دروازه شهر و اولویت‌بندی آنها با استفاده از فرایند تحلیل شبکه‌ای

سنجش کیفیت‌های محیطی در دروازه شهر و اولویت‌بندی آنها با استفاده از فرایند تحلیل شبکه‌ای

دوره 10، شماره 1، خرداد 1398، صفحه 5-23

https://doi.org/10.30475/isau.2019.131418.

کیومرث حبیبی، اسماعیل شیعه، مهدی سعیدی

چکیده دروازه شهر یکی از اصلی ترین اجزاء ساختار فضایی و کالبدی شهر است که از کارکردها و عملکردهای ویژه‌ای برخوردار می­باشد. دروازه شهر حد واسط و مفصل ارتباط دهنده محیط پیرامونی شهر و محیط انسان ساخت داخلی آن است که به حالت یک عرصه می­باشد و به عنوان یک فضای شهری روابط و مناسبات مختلف فضایی و کارکردی-عملکردی در آن جاری است. هر یک از فضاهای شهری با دارا بودن کیفیت­های منحصربه­فرد، مطالعه آنها از نظر ابعاد مبانی علمی و اجرایی در شهرسازی، دارای اهمیت قابل ملاحظه‌ای می­باشد. کیفیت­های محیطی دروازه شهر عناصر و اجزاء گوناگونی را در بر می­گیرند و روابط متقابلی میان آنها بر قرار است و به صورت مستقیم قابل اندازه گیری نیستند. بر هم کنش عناصر مذکور، ماهیت پیچیده­ کیفیت­های محیطی دروازه شهر را نشان می­دهد. این مقاله به لحاظ هدف از نوع بنیادی می­باشد و رویکرد روش­شناسی آن بر مبنای رویکرد آمیخته (کمی-کیفی) است که به تبیین کیفیت­های محیطی در فضای دروازه شهر و تعیین میزان اهمیت و اولویت­بندی آنها می­پردازد. براساس نتایج بدست آمده مشخص شد که با فاصله اطمینان 99 درصد می‌توان گفت که استفاده از اصطلاح ورودی شهر به لحاظ مفهومی درست نیست و لازم است در مطالعات شهرسازی از اصطلاح دروازه شهر استفاده شود. در این مقاله براساس مبانی علمی موضوع مورد مطالعه، برای سنجش نمایانگرهای کیفیت­های محیطی در دروازه شهر عنصر، هنجار و سنجه­های تخصصی تعریف شده است و نتایج بدست آمده از تبیین و تعیین اهمیت و اولویت­بندی نمایانگرهای کیفیت­های محیطی در فرایند مطالعات و ساماندهی دروازه شهر به ترتیب شامل 1- زیست بوم، 2- کارکردی، 3- زمان، 4- ادراکی، 5- اجتماعی، 6- منظر، 7- مدیریت، 8- فضایی، 9- ریخت شناسی و 10- یگانه‌تنی می‌‌باشد.

شناسایی عوامل موثر بر اجتماع پذیری در محیط آموزش معماری وتحلیل تعامل بین آن ها (با رویکرد تصمیم گیری چندمعیاره فازی)

شناسایی عوامل موثر بر اجتماع پذیری در محیط آموزش معماری وتحلیل تعامل بین آن ها (با رویکرد تصمیم گیری چندمعیاره فازی)

دوره 10، شماره 2، بهمن 1398، صفحه 5-18

https://doi.org/10.30475/isau.2020.103673

الهام جعفری، حمزه غلامعلی زاده، محمود مدیری

چکیده با توجه به تاثیر محیط کالبدی آموزش معماری بر یادگیری دانشجویان مربوطه، ضرورت دارد تا مولفه‌های موثر در این رابطه شناخته شود. درخصوص آموزش معماری، نقش تعاملات و روابط میان دانشجو و استاد حائز اهمیت است. اجتماع­پذیری به عنوان قابلیتی کیفی از محیط آموزشی می­تواند امکان تعاملات اجتماعی بین دانشجویان معماری با اساتید و نیز با یکدیگر را افزایش داده و موجب ارتقاء فرآیند یادگیری معماری گردد. تحقیق پیش­رو با فرض اینکه اجتماع­پذیری محیط بر یادگیری دانشجویان تاثیرگذار است، به بررسی عوامل محیطی تاثیرگذار بر اجتماع­پذیری در محیط آموزش معماری و ارزیابی روابط میان آن­ها می­پردازد. برای پاسخ به سوال تحقیق، پس از شناخت مفاهیم اولیه در باب اجتماع­پذیری و تعاملات اجتماعی و نیز محیط آموزش معماری، از طریق روش تحلیل منطقی و استدلال قیاسی، مدل پیشنهادی از عوامل موثر بر اجتماع­پذیری پرداخته شده است. سپس از طریق روش دلفی فازی(نظرسنجی از خبرگان و اساتید معماری)، شاخصه­ها در مدل پیشنهادی با درنظرگرفتن نقش آن­ها در محیط آموزش معماری غربالگری گردید. در مرحله بعدی، به منظور سنجش روابط میان این عوامل از روش دیماتل فازی استفاده شده است. نتایج به دست آمده عوامل موثر بر اجتماع­پذیری در محیط آموزش معماری را به صورت شش دسته کلی نشان داد که عبارتند از: عناصر فیزیکی، عوامل فضایی-معماری، معانی زیباشناختی، احساس امنیت، معنایی-ادراکی و عملکردی-فعالیتی. در بین عوامل اصلی " عناصر فیزیکی" تأثیرگذارترین و "عملکردی-فعالیتی" تأثیرپذیرترین شاخص و مهمترین عامل در هنگام طراحی معماری است.

نقش طرح‌واره‌های ذهنی در تولید فضا (نقد سه‌گانه‌ی فضایی لوفور از منظر مکتب ویگوتسکیایی شناخت)

نقش طرح‌واره‌های ذهنی در تولید فضا (نقد سه‌گانه‌ی فضایی لوفور از منظر مکتب ویگوتسکیایی شناخت)

دوره 12، شماره 1، خرداد 1400، صفحه 5-21

https://doi.org/10.30475/isau.2020.223709.1376

بهراد فرمهینی فراهانی، مظفر صرافی

چکیده نظریه‌ی تولید فضای لوفور از اثرگذارترین نظریه‌ها بر مطالعات فضایی بوده که به رابطه‌ی میان ذهنیت ساکنان شهر و فضای شهری توجه دارد. با این وجود، سه‌گانه‌ی عمل فضایی، بازنمایی‌های فضا و فضاهای بازنمودی یا تمثیلی که در آن نظریه طرح شده است، از آن‌جهت که چگونه دلالت‌های نشانه‌شناختی در فضا، به ایجاد معانی در ذهن می‌انجامد مساله‌ساز بوده، و از منظر علم روان‌شناسی شناختی دقیق نیست. هدف از این مقاله، نقد سه‌گانه‌ی لوفور و توضیح فرایندِ اندیشه و بازنمایی واقعیت در ذهن با بهره‌گیری از مکتب ویگوتسکی در روان‌شناسی شناختی و به‌کارگیری مدل طرح‌واره‌ی ذهنی است. با نقد نظریه‌ی لوفور و نشان دادن کژی‌های آن، نهایتاً با به‌کارگیری مدل طرح‌واره‌های ذهنی به این پرسش پاسخ داده می‌شود که فضای شهری در رابطه‌ با آگاهی و ذهنیتِ ساکنانش چگونه تولید می‌شود؟ روش‌شناسی این مقاله برپایه‌ی دو رویکرد روش‌شناختی کلان نگاشته شده است: رویکرد سیستمی در شناخت‌شناسی، و ساختمند‌گراییِ هستی‌شناختی؛ با تاکید بر این موضوع که پدیده‌های اجتماعی و فضایی را باید در روند تکامل، تکوین و زوال‌شان در طول تاریخ بررسی کرد؛ که همان روش دیالکتیک است. نتیجه‌ی حاصل از یافته‌ها و بحث نشان می‌دهد که دلالت‌های نشانه‌شناختی در فضای زیسته نه به‌صورتِ شاعرانه‌ای که در بیان لوفور نهفته است، بلکه از طریق نقشی که مفاهیم و روابطِ میانِ آن‌ها در قالب طرح‌واره‌ها در روان انسان دارند برقرار می‌شوند. همچنین شناخت شکل‌گیری و دگرگونی فضا مستلزم مطالعه‌ی طرح‌واره‌های انسانِ قصدمندِ کنشگرِ اجتماعاً رشد کرده‌ای‌ است که آگاهی‌اش به‌وساطتِ سیستم‌های نشانه‌شناختی و ابزارها شکل گرفته و البته در گذر زمان تغییر می‌پذیرد. از آن‌جا که آگاهی هر فرد متاثر از گروه اجتماعی است که فرد عضوی از آن است، در مطالعات فضاهای شهری، باید طرح‌واره‌های ذهنی گروه‌های اجتماعی را درباره‌ی فضایی معین مطالعه کرد.

شبیه‌سازی و ارزیابی تأثیر سایه‌بان غشایی بر آسایش حرارتی فضای بیرونی در شهر سمنان

شبیه‌سازی و ارزیابی تأثیر سایه‌بان غشایی بر آسایش حرارتی فضای بیرونی در شهر سمنان

دوره 14، شماره 1، مرداد 1402، صفحه 5-19

https://doi.org/10.30475/isau.2023.262631.1596

سپیده جعفریان، الهام سرکرده‌ئی، دانیال منصفی پراپری، محمدرضا مجاهدی

چکیده نیاز انسان به حضور در فضاهای باز و نقش تأثیرگذار اقلیم در فعالیت‌ها و رفتارهای شهری، توجه به آسایش حرارتی بیرونی را ضروری می‌سازد. در فضاهای باز شهری بویژه در اقلیم‌های گرم، کاربران بارهای حرارتی زیادی را تجربه می‌کنند، که باعث عدم آسایش حرارتی می‌شود. با کنترل تابش و سایه‌اندازی می‌توان آسایش حرارتی در فضای باز را بهبود بخشید. مسئله، ایجاد سایه و محافظت فضاهای باز از تنش‌های ناشی از افزایش بیش از حد دمای سطح زمین و محیط است. اهمیت سایه و کاهش تابش در دستیابی به آسایش حرارتی در فضاهای باز شهری جهت افزایش حضور انسان، ایجاد خرد اقلیم و افزایش شرایط آسایش است. با شناخت عوامل ایجاد سایه مانند سایه‌بان‌ها می‌توان فضای باز مطلوبی ایجاد کرد. بدین منظور سازه‌های پارچه‌ای جدید برای مناطق با آب و هوای گرم بواسطه ایجاد سایه‌بان و تهویه طبیعی بسیار مناسبند. پژوهش حاضر با مطالعات کتابخانه‌ای و شبیه‌سازی در نرم‌افزارهای انویمت و انسیس تأثیر سایه‌بان غشایی سبک بر ایجاد آسایش حرارتی بیرونی در شهر سمنان با اقلیم گرم و خشک را بررسی می‌کند. طبق یافته‌ها وجود سایه‌بان غشایی در تابستان، تا 4.7 درجه سلسیوس اختلاف درجه حرارت ایجاد می‌کند و شرایط آسایش حرارتی را بهبود می‌دهد. سایه‌بان غشایی سبب خنکی فضای زیرین خود شده و از گرمای بیش از حد زمین جلوگیری می‌کند. نتایج پژوهش نشان می‌دهد که سایه‌بان غشایی در اقلیم گرم و خشک سبب ایجاد اختلاف درجه حرارت می‌شود. از میان چهار مدل سایه‌بان غشاییِ ساده، مخروطی، چتری و زین‌اسبی، سایه‌بان زین اسبی با 43.15% تأثیرگذاری در محیط دارای عملکرد مناسبی بوده و فضای خنک‌تری زیر سایه‌بان ایجاد می‌کند و مدل مناسب سایه‌بان غشایی است.

الزامات راهبردی ارتقاء ظرفیت خودسازماندهی شهرها در راستای هوشمندسازی؛ مطالعۀ موردی: کلانشهر اهواز

الزامات راهبردی ارتقاء ظرفیت خودسازماندهی شهرها در راستای هوشمندسازی؛ مطالعۀ موردی: کلانشهر اهواز

دوره 14، شماره 2، دی 1402، صفحه 5-21

https://doi.org/10.30475/isau.2023.338329.1912

مهیار سجادیان، محمد علی فیروزی، احمد پوراحمد

چکیده امروزه، شهرهای هوشمند، پارادایمی نوین در نظام شهرسازی دنیا محسوب می‌گردند؛ که مبتنی بر قابلیت‌های فناوری اطلاعات و ارتباطات، سعی در ارتقای کیفیت زندگی در شهرهایی را دارند؛ که در میان معضلات متعدد؛ با ابعاد اجتماعی، اقتصادی، زیست‌محیطی و غیره غوطه‌ور هستند.  اما شهر هوشمند، پدیده‌ای جامع، چند‌بعدی و پیچیده؛ و مبتنی بر پارادایم برنامه‌ریزی شهری در چهارچوب نظریات نوین پیچیدگی و آشوب است؛ که می‌توان با تکیه بر این پارادایم، به برنامه‌ریزی و مدیریت موفق پدیدۀ نوین شهرهای هوشمند پرداخت. در این راستا، پژوهش حاضر از منظر نظریۀ نوین آشوب، به هدف تدوین الزاماتی راهبردی در راستای تحقق شهر هوشمند اهواز به تحقیق پرداخته است. این مقاله در زمرۀ پژوهش‌های کاربردی- توسعه‌ای محسوب می‌گردد؛ که سوال‌محور بوده و به صورت اکتشافی، با بهره‌گیری از روش گردآوری داده‌های اسنادی- کتابخانه‌ای و پیمایشی؛ و با استفاده از روش‌های تحلیل عاملی اکتشافی، آزمون آماری تی به صورت تک‌نمونه‌ای و همچنین آزمون آماری رتبه‌بندی فریدمن در نرم افزار SPSS، انجام یافته است. ابزار پیمایش، پرسشنامه لیکرت 5 درجه‌ای بوده است که روایی محتوایی نهایی آن با نظر اساتید و پایایی آن با ضریب آلفای کرونباخ 0/906 تائید گردید. جامعۀ آماری، کارشناسان نهادهای دخیل در فرآیند هوشمندسازی کلانشهر اهواز می‌باشند. روش نمونه برداری، تلفیقی از روش‌های گلوله برفی خوشه‌ای و شبکه‌ای نظارت شده در دسترس بوده است؛ که  در نهایت 380 پرسشنامه تکمیل گردید. کفایت تعداد نمونه‌ها با روش KMO تائید گردید. بر اساس یافته‌های تحقیق، شاخص‌های 37 گانه‌ای در چارچوب مولفه‌های دهگانه شناسایی شد. سپس وضعیت شاخص‌ها و مولفه‌های شناسایی شده در شرایط کنونی کلانشهر اهواز ارزیابی گردید؛ در نهایت نیز، با بهره‌گیری از نتایج تحقیق، در هفت محور الزاماتی راهبردی تدوین شد.

ارائه الگوی روش‌شناسانه مطالعات علوم رفتاری در شهر؛ فرا روش مطالعات داخلی 1390 تا 1402

ارائه الگوی روش‌شناسانه مطالعات علوم رفتاری در شهر؛ فرا روش مطالعات داخلی 1390 تا 1402

دوره 15، شماره 1، شهریور 1403، صفحه 5-22

https://doi.org/10.30475/isau.2024.401795.2051

فرید گنجعلی، ایمان قلندریان

چکیده در حوزه علوم رفتاری، فقدان الگوی روش‌شناسی، شامل شیوه گردآوری و تحلیل، روش، رویکرد، راهبرد، هدف و پارادایم پژوهش، منجر به تعدد رهیافت‌های پژوهش شده است و همین امر سبب بروز ناهماهنگی میان اجزای مختلف پژوهش و عدم تحقق اهداف بوده است. پژوهش حاضر به دنبال دستیابی به چارچوب روشی مناسبی جهت افزایش کارایی پژوهش‌ها در این حوزه است. این مطالعه به صورت نظام‌مند با رویکرد فرا روش در دوره سال‌های (1402-1390)، به بررسی ملاحظات روش‌شناسی در حوزه علوم رفتاری پرداخته است. در این بررسی70 مقاله مرتبط از پایگاه‌های علمی داخلی استخراج و پس از حذف مقالات نامرتبط، 30 مقاله تحلیل شد. بررسی‌ها نشان داد، مطالعات فوق غالباً از نظر ساختاری تناسبی نداشته و از نظر محتوایی تنها به بررسی یک یا دو مورد از رفتارها پرداخته است. مطالعات اغلب از نوع کاربردی بوده و به پژوهش‌های توسعه‌ای و بنیادی کمتر توجه شده است. در این پژوهش، الگویی مبتنی بر چارچوب و نوع سوال پژوهش معرفی شده است. این الگو با توجه به هدف و نوع سوال تحقیق، مسیر پژوهش را از نظر روش انجام آن، روشن می‌کند. 

بررسی سیر تحولات کالبدی شارستان میبد از زمان شکل‌گیری تاکنون

بررسی سیر تحولات کالبدی شارستان میبد از زمان شکل‌گیری تاکنون

دوره 15، شماره 2، دی 1403، صفحه 5-22

https://doi.org/10.30475/isau.2024.209834

زهرا شفیع‌زاده اسفندآبادی، علی زمانی فرد، ذات‌الله نیکزاد

چکیده برج و باروهای شهری به عنوان یکی از الزامات اساسی در دفاع از سکونت‌گاه‌ها در طول تاریخ در سرزمین‌های مختلف ایفای نقش کرده‌اند. نمونه‌های زیادی از برج و باروهای شهری در فلات ایران، به عنوان یکی از سرزمین‌های دارای سابقه‌ی طولانی زیست شهرنشینی، دیده می‌شود. این آثار به عنوان میراث شهرهای تاریخی واجد حفاظت هستند و جهت حفاظت از آن‌ها شناخت روند تحولات آن‌ها ضروری است. این پژوهش از طریق موردپژوهی انجام گرفته و برج و باروی میبد به عنوان یک اثر خاکی و بومی که دارای نقشی اساسی در تضمین حیات زیستگاه میبد در طول تاریخ بوده، مطالعه شده است. به منظور شناخت برج و باروی میبد و تحولات آن‌، این اثر از دو زاویه‌ی شناخت ویژگی‌های کالبدی و شناخت تغییرات و تحولات برج و بارو بررسی شد. در این پژوهش وضعیت اثر در ارتباط با جایگاه شارستان میبد در پنج دوره تاریخی مورد توجه قرار گرفت. نتایج این پژوهش نشان می‌دهد که این اثر در دوره‌های تاریخی مختلف با توجه به جایگاه شهر هر دوره‌ی زمانی دستخوش تحولاتی شده تا به شاکله کنونی رسیده است. تحولات برج و بارو و شارستان را می‌توان بر اساس‌ شواهد میدانی و اسناد تاریخی در سه مرحله شکل‌گیری و رشد، تکامل و افول طبقه‌بندی کرد. هم‌چنین این پژوهش نشان داده که بیشترین میزان مداخلات مخرب با ورود خیابان‌سازی‌های مدرن و جریانات توسعه‌ی شهری روی داده است؛ این در حالی است که تغییرات تا پیش از این زمان در هماهنگی با نیروهای طبیعی در پاسخ به نیازهای انسان‌ها و با به کارگیری فناوری‌های بومی، به صورت حداقلی و بدون متحول کردن آنیِ شاکله‌ی کلی آن بوده است.

سازگاری ساختاری سیستم های صنعتی ساختمان سازی

سازگاری ساختاری سیستم های صنعتی ساختمان سازی

دوره 1، شماره 1، فروردین 1389

https://doi.org/10.30475/isau.2010.61920

جلیل اولیا، علیرضا تقدیری، سارا قنبرزاده قمی

چکیده نوشته حاضر به مشکلات موجود در روش ها و سیستم های صنعتی ساختمان سازی در پاسخ به نیازهای جمعیت در حال رشد، کیفیت نسبتا پایین محصول نهایی، تقاضا برای ساخت با کیفیت بالاتر، بالا بودن میزان مصرف انرژی و مواد اولیه در ساختمان سازی و تأثیرات منفی محیطی ناشی از تولید انبوه زباله و نخاله های ساختمانی می پردازد. علاوه بر لزوم ساخت ساختمان های جدید، کیفیت ضعیف فرآیند ساخت، باعث تسریع استهلاک ساختمان های موجود شده و در نهایت، تقاضا برای ساختمان های جدید را افزایش می دهد. علاوه بر موارد فوق، دوره های زمانی طولانی بازیافت مصالح از نخاله های ساختمانی، آلودگی محیط زیست در فرآیند بازیافت مصالح، بالا بودن هزینه مصالح و ماشین آلات ساختمانی، تأثیر تغییرات (عملکردی، تکنولوژیک، اقتصادی، فرهنگی و اکولوژیک) مداوم بر ساختمان ها در دوره عمر آن ها، نیاز متغیر و روزافزون به بناها و گسترش پذیری و انعطاف پذیری نامناسب و اندک بناهای موجود نیز جزو مهمترین مسایل سیستم های صنعتی ساختمان سازی هستند که دوره عمر مورد انتظار ساختمان های موجود را به شدت کاهش داده و باعث ایجاد تغییرات کلی و اساسی ساختاری در دوره های زمانی کوتاه مدت می شوند. مهمترین اهداف این مقاله عبارت است از تبیین اهمیت ساختار و اجزای سیستم های صنعتی ساختمان سازی و ارزیابی امکان، روش ها و مزایای سازگاری و بروزآوری آنها بعد از دوره عمر مفید است. علاوه بر این، روش های عملی و تکنیکی دستیابی به سیستم های صنعتی ساختمان سازی با قابلیت بروزآوری، سازگاری و استفاده مجدد مورد بررسی قرار گرفته و روش های سازگارسازی سیستم های صنعتی ساختمان سازی در برابر تغییرات مؤثر ارائه شده است؛ به نحوی که: الف) این سیستم های ساختمانی، پاسخی درخور در برابر نیاز به ساختمان جدید داشته باشند ب) با دارا بودن امکان استفاده مجدد از اجزای ساختاری در برابر تغییرات مؤثر در طول دوره عمر ساختمان، بتواندد پاسخی مناسب بر اساس طرح، بنا، شرایط و نیاز جدید را ارائه دهند.

تأثیرات معماری فضاهای مجازی بر محیط انسانی

تأثیرات معماری فضاهای مجازی بر محیط انسانی

دوره 2، شماره 1، تیر 1390

https://doi.org/10.30475/isau.2011.61933

احمد اخلاصی، حسام قمری

چکیده در کنکاش پیرامون گذشتگان، معماری همواره گویای پیشرفت های فنی، علمی و ویژگی های فرهنگی زمان قلمداد شده است.این موضوع مبین آن است که معماری از تغییرات اساسی جوامع متأثر بوده و به تبع آن ها شکل گرفته است. در عصر حاضر رشد برق آسای فضای سایبر و انتقال بسیاری از کنش های انسانی از جهان عینی به آن خبر از تولد جهانی مجازی را می دهد که در حال گستراندن افق های خود همانند جهان عینی است،شکل دادن به این جهان و سکونت پذیر ساختن آن هدفی است که معماری مجازی به معنای اخیر خود در جستجوی آن است. این مقاله کنکاشی است در مورد تأثیرگذاری و تعامل میان فناوری اطلاعات و ارتباطات و معماری در محیط مجازی و محیط های انسانی. ضرورت این امر از آن جا ناشی می شود که امروزه بسیاری از فضاهای معماری در حال حرکت به سوی فضاهای سایبر هستند. در این زمینه بررسی فضاهای سکونت و میزان قابلیت آن ها در انطباق با فضاهای مجازی قابل تأمل است. در این جستار ابتدا به مفاهیم سایبرنتیک و سایبر اسپیس پرداخته می شود. سپس با تعبیر جدید فضا در حوزه دیجیتال، ویژگی های متمایز کننده میان فضای کالبدی و مفهوم جدید فضای مجازی مورد بررسی و مقایسه قرار می گیرد و در پایان ابعاد تعامل با محیط مجازی و تأثیرات متقابل آن با دنیای واقعی، جامعه و انسان مورد نقد و بررسی قرار گرفته و به امکان سکونت گزینی در محیط مجازی پاسخ خواهد داد.

مقدمه ای بر مفهوم وانواع شفافیت در هنر و معماری معاصر غرب

مقدمه ای بر مفهوم وانواع شفافیت در هنر و معماری معاصر غرب

دوره 2، شماره 2، پاییز 1390

https://doi.org/10.30475/isau.2011.61942

محمدرضا بابایی، حسین سلطان زاده، مسعود شریک زاده

چکیده بررسی مبانی نظری شفافیت در هنر و معماری معاصر غرب موضوع این پژوهش می باشد. اهمیت این موضوع، بیشتر از آن روست که با بررسی مقایسه ای نگرش ها و دیدگاه ها پیرامون مفهوم شفافیت در دوره معاصر مبانی شکل گیری این مفهوم و انواع آن با هدف نیل به تعریفی دقیق و ساختاری عینی از مفاهیمی ذهنی و تئوریک، تبیین گردد. این مطالعه از نوع توصیفی-تحلیلی بوده و اطلاعات آن از طریق کتابخانه ای و اسنادی جمع آوری شده است. بر اساس نتایج حاصله از تحلیل یافته ها؛ به نظر می رسد مبادی شفافیت را می توان در ابتدای مدرنیته و در هنر نقاشی از کوبیسم تا به فوتوریسم و کانستراکتیویسم و آثار دی استیل، کاندینسکی، موهولی ناگی و ماله ویچ جستجو کرد که با چنین رویکردی به خاستگاه و مبانی نظری شفافیت و البته بر اساس تحلیل بناهای آغازین عصر مدرن مفهوم شفافیت در کالبد بنا و معماری را می توان به 8 گروه تقسیم بندی نمود؛ شفافیت واقعی، شفافیت یک طرفه، شفافیت دوطرفه، صفحات شفاف، شفافیت پدیداری دوبعدی، شفافیت پدیداری سه بعدی، شفافیت در معنی، شفافیت ترکیبی؛ که در مصالح و نوع گشایش تجلی یافته و در حیطه گذر و کنترل نور و البته روشنایی معنی دار می باشد و در شفاف بودن ساختمان های معاصر غرب تأثیر بیشتری دارند.

استخراج معیارهای هماهنگی و ناهماهنگی نماهای ساختمان با دستگاه بینایی انسان با توجه به اصول بوم شناسی بصری

استخراج معیارهای هماهنگی و ناهماهنگی نماهای ساختمان با دستگاه بینایی انسان با توجه به اصول بوم شناسی بصری

دوره 3، شماره 1، دی 1391

https://doi.org/10.30475/isau.2013.61951

محمدرضا پور جعفر، مریم علوی با المعنی

چکیده همواره تناسب و زیبایی و به عبارتی خوشایندی محیط بصری در حوزه طراحی شهری و معماری امری مهم و مورد توجه بوده است. یکی از مهم ترین و عمده ترین اجزاء محیط بصری شهرها نماهای ابنیه می باشند که نحوه شکل دهی به آن ها تاثیر بسیار قابل توجهی در سیمای شهر دارند. از طرفی همواره برای طراحی نماهای ابنیه از معیارهای تجربی و هنجاری استفاده شده است و معیارهای مورد نظر بر پایه استاندارهای علمی نبوده اند. اما مبحث ویدئواکولوژی با هدف خوشایندتر کردن محیط بصری برای چشم انسان در پی به دست آوردن معیارهای بصری برای انطباق بیشتر محیط مصنوع با قوانین و مکانیسم های بینایی به عنوان مهم ترین ابزار ارتباط انسان با دنیای بصری است. ویدئواکولوژی می کوشد با کشف استاندارهای دستگاه بینایی در تشخیص تصاویر، معیارهای هماهنگی بیشتر محیط با بینایی و در نتیجه غنی تر کردن و خوشایندی آن ها برای چشم در محیط شهرها کشف کند. نتایج این مطالعات نشان می دهد نماهای ابنیه با توجه به انطباق ویژگی های معمارانه خود با استانداردهای بینایی، می توانند محیط های بصری یکنواخت، تهاجمی و آسایش بخش را شکل دهند. این مقاله می کوشد با توجه به معرفی ویدئواکولوژی در ارتباط با نماهای ابنیه معیارهای خوشایندی و ناخوشایندی نماها را برای چشم انسان به دست دهد؛ تا در کنار سایر معیارهای زیبایی شناختی و هنجاری موجود سیمای بصری شهر را بتوان در هماهنگی و خوشایندی بیشتری برای انسان شکل داد.

رویکرد پایداری در طراحی اشیای کهن ایران (نمونه پژوهش : ظروف خانگی قرون اولیه اسلامی تا پنجم هجری)

رویکرد پایداری در طراحی اشیای کهن ایران (نمونه پژوهش : ظروف خانگی قرون اولیه اسلامی تا پنجم هجری)

دوره 4، شماره 1، خرداد و تیر 1392

https://doi.org/10.30475/isau.2014.61959

پردیس بهمنی

چکیده در طراحی محصولات، عوامل تاثیر گذار زیادی وجود دارند و محصولات مختلف مراحل طراحی خاصی را نیاز دارند، که در درجه اول، این مراحل نیازمند آگاهی از فرهنگ و خواسته های جامعه هدف می باشد. در این میان حجم گستردۀ محصولات تولیدی و تنوع در بازار باعث شده است که استفاده گر در گستره بزرگی از انتخاب قرار گیرد و مسلما انتخاب او بر گرفته از تطابق باورها و هنجارهای او با محصولات مختلف در محیط زندگی خواهد بود. اشیا و لوازمی که مردم در زندگی روزمره استفاده می نمایند اهمیت خاصی در تحقیق در زندگی و فرهنگ ایشان دارا می باشد و یکی از اصول طراحی پایدار توجه به عوامل اجتماعی و محیطی در طراحی محصولات می باشد. در این مقاله تلاش شده است ضمن معرفی سبک طراحی ظروف خانگی قرون اولیه اسلامی ایران به اصول و مبانی طراحی پایدار رعایت شده در ساختمان و شکل گیری اشیای کهن ایران پرداخته شود. به عبارت دیگر، هدف اصلی در این مقاله، معرفی رویکردهای طراحی پایدار استفاده شده در ساختار طراحی این ظروف می باشد. این موضوع در دو بخش ساختار زیبایی شناسی و عناصر مفهوم دار ارایه می گردد. جهت تجزیه و تحلیل از آنالیز گشتالت در عناصر ماکرو و میکرو استفاده می شود. روش تحقیق در این مقاله به صورت تاریخی – تطبیقی و تحلیل محتواست. بدین گونه که ابتدا تعری فهای مرتبط در مورد طراحی، خلق و ابداع، طراحی پایدار بیان می شود، سپس، با معرفی ظروف خانگی قرون اولیه هجری ایران در جداولی با استفاده از آنالیز گشتالت، سبک طراحی این ظروف معرفی شده و در نهایت اصول طراحی پایدار استفاده شده در طراحی ظروف بررسی می گردد.

بازشناسی برخی نشانه ها در فضاهای شهری

بازشناسی برخی نشانه ها در فضاهای شهری

دوره 4، شماره 2، دی 1392

https://doi.org/10.30475/isau.2014.61971

عباس ترکاشوند، سحر مجیدی

چکیده نشانه، عنصر طبیعی یا مصنوعی است که به لحاظ شکل و عملکرد با محیط اطراف متفاوت بوده و جهت القای حس مکان و هدایت گری برای شهروندان مورد استفاده قرار می گیرد. تقویت کردن این عناصر، به عنوان نمودِ کالبدی ارزش های معنایی و فرهنگی جامعه، می تواند موجبات ارتقای تصویر ذهنی شهروندان و خوانایی فضای شهری را فراهم کند. گام اول برای تقویت نشانه های موجود، بازشناسی آن ها از میان سایر عناصر شهری است. بر این اساس، هدف از پژوهش حاضر، یافتن معیارهای کالبدی تاثیرگذار در نشانه شدن یک عنصر در فضاهای شهری است. یافته های به دست آمده از مبانی نظری و پرسش نامه ای که توسط متخصصین پاسخ داده شد؛ نشان داد که معیارهای مذکور به دو دسته اصلی «تمایز نسبت به بافت اطراف » و «دلالت مشترک میان کاربران » تفکیک می شوند. نتایج حاصل از بررسی معیارهای فوق، متغیرها و روابط متقابل آن ها در جدولی معرفی شده است. این جدول می تواند به عنوان مبنایی برای امتیازدهی و سنجش میان عناصر مختلف در فرم شهری برای بازشناسی نشانه از میان آن ها مورد استفاده قرار گیرد.

تدوین راهبردهای طراحی مبادی ورودی شهرها با رویکرد کیفیات ادراکی - بصری (نمونه مورد مطالعه: ورودی جنوب شرقی کلان شهر تهران)

تدوین راهبردهای طراحی مبادی ورودی شهرها با رویکرد کیفیات ادراکی - بصری (نمونه مورد مطالعه: ورودی جنوب شرقی کلان شهر تهران)

دوره 5، شماره 1، تیر 1393

https://doi.org/10.30475/isau.2015.61979

عبدالهادی دانشپور، مهدی ماستیانی

چکیده در گذشته های نه چندان دور فضای ورودی شهر به مثابه اولین فضای شهری، نخستین تصویری از شهر بود که در ذهن مسافران شکل می گرفت. لذا این فضاها نه تنها از کیفیات فضایی بالایی برخوردار بودند بلکه جزء ویژگی های شاخص شهرها بودند. امروزه با گسترش شهرها و ظهور وسایل نقلیه، ورودی شهرها به فضایی بی کیفیت برای تردد سواره و استقرار کاربری های وابسته به آن و همین طور کاربری های ناسازگار با محیط شهری که از شهر بیرون رانده شده اند، تبدیل گشته است. بدین ترتیب فضای ورودی بسیاری از شهرهای کشورمان با افت شدید کیفی از جمله کیفیات ادراکی - بصری به عنوان مهمترین عوامل سازنده توقعات موردی از ورودی شهرها مانند خوانایی، پذیرندگی، هویت مندی، تبدیل پذیری و خاطره انگیزی مواجه است . بنابراین بررسی و کشف این کیفیات در مبادی ورودی شهرها و ارائه راهبردهایی جهت ساماندهی آن ها، نقش تعیین کننده ای در حصول و ارتقاء جایگاه این فضاهای شهری دارد. مقاله حاضر به دنبال تعاریف و مفاهیم مرتبط با پدیده ورودی و کیفیات مرتبط با آن به ویژه بررسی کیفیات ادراکی - بصری در مبادی ورودی، در جستجوی راهبردهایی ادراکی - بصری در راستای این کیفیات می باشد. روش پژوهشی مورد استفاده در این مقاله، روش تحلیلی توصیفی و مبتنی بر معیارهای کیفی ادراکی - بصری خواهد بود. همچنین برای بازنمایی ادبیات علمی موجود، مبادی ورود جنوب شرقی کلان شهر تهران (گرمسار-تهران) به عنوان پایتخت کشور برگزیده شده است تا مهمترین راهبردهای طراحانه کیفی ادراکی - بصری آن مبتنی بر مبانی نظری حاکم بر پژوهش به عنوان هدف اصلی شناسایی گردد.

سازوکار داوری و سنجش طراحی در آموزش معماری پیشنهاد مدلی برای ارزیابی فرآیند و ارزشیابی طرح در تعامل استاد و دانشجو

سازوکار داوری و سنجش طراحی در آموزش معماری پیشنهاد مدلی برای ارزیابی فرآیند و ارزشیابی طرح در تعامل استاد و دانشجو

دوره 5، شماره 2، دی 1393

https://doi.org/10.30475/isau.2015.61988

رضا سامه، عباسعلی ایزدی

چکیده آموزش معماری در سطوح مختلف وجهی از آموزش عالی است که به دلیل نقش و جایگاه حرفه ای این رشته، از روش و فرآیند ویژه ای برخوردار است. در این راستا امر قضاوت و سنجش توانایی های دانشجویان موضوعی است که به تبع ساختار ویژة آموزش معماری، همواره به صورت ویژه مورد پیگیری بوده است. این نکته که می بایست سازوکار داوری و سنجش طراحی مبتنی بر چارچوبی هدفمند و فرآیندی روشن استوار گردد تا پیشرفت تحصیلی با اتکای بر معیارها و شاخص های دقیق مورد کنترل و نظارت قرار گیرد، از مهم ترین اهداف آموزش معماری در این مقاله به شمار می رود. همچنین این امر که تعامل دوسویة داوری از سوی اساتید و دانشجویان چه نسبتی را در نظام سنجش تحصیلی پدید می آورد و نقش هریک در این نظام چگونه باید تنظیم گردد تا به پیشرفت تحصیلی نایل گردد، از جمله مسائلی هستند که در مقالة حاضر بدان پرداخته شده است. بطور خلاصه مقاله در پی آن بوده است که برپایة چنین اهدافی و با مرور روش های رایج در ادبیات موضوع، ضمن تبیین سازوکاری مبتنی بر دو شیوة متفاوت اما مکمل «ارزیابی فرآیند» و «ارزشیابی طرح»، به چگونگی سنجش توان طراحی دانشجویان و شیوة قضاوت پروژه های معماری در جهت ارتقای کیفیت آموزش در این رشته بپردازد و مدلی را درخصوص روش صحیح سنجش و داوری به عرصة نقد و آزمون گذارد. در این راستا جامعه ای آماری به عنوان نمونة مطالعه، مورد بررسی قرار گرفته که پس از محاسبة نتایج حاصل از پیمایش مبتنی بر سازوکار پیشنهادی و آزمون همبستگی میان نتایج برخاسته از رویکردهای متفاوت در آن، تعمیم پذیری و جامعیت مدل ارائه شده نیز ارزیابی می گردد.

تجلی سنت در معماری معاصر ژاپن تداوم حضور « ستون »، به عنوان عنصر دارای معنا در اندیشه معماران ژاپن

تجلی سنت در معماری معاصر ژاپن تداوم حضور « ستون »، به عنوان عنصر دارای معنا در اندیشه معماران ژاپن

دوره 6، شماره 1، شهریور 1394

https://doi.org/10.30475/isau.2016.61995

میثم معصومی

چکیده یکی از دغدغه های معماران معاصر ژاپن، تعریف ارتباطی میان سنت و مدرنیسم و به عبارتی چگونگی استفاده از سنت در معماری معاصر این کشور می باشد. مقاله حاضر به بررسی تجربه معماران این کشور در برقراری تعامل میان سنت و مدرنیسم می پردازد. نگاه ویژة این مقاله به طور مشخص به عنصر « ستون » به عنوان عنصری از معماری سنتی است، که علاوه بر نقش ایستایی و فیزیکی، دارای نقش معنایی در ساختار معماری ژاپن می باشد. هدف مقاله حاضر تببین چگونگی تجلی معنائی عنصر «ستون» در گفتمان معماری معاصر ژاپن و استفاده معنادار از آن در کالبدهای نوین این کشور است. این پژوهش به روش بررسی اسنادی و تحلیل محتوایی انجام یافته و ساختار بحث بدینگونه است که ابتدا مفهوم ستون در فرهنگ و آیین ژاپنی بررسی و سپس جایگاه آن در معماری سنتی این کشور بحث شده و درنهایت با بررسی آراء و نظریات اندیشمندان معاصر ژاپن، نوع رویکرد معماران متأخر این کشور نسبت به عنصر ستون مورد تحلیل قرار گرفته است. از نتایج پژوهش، تدقیق این نکته است که عنصر ستون در باورهای سنتی مردم ژاپن نقشی روحانی و معنائی داشته، لذا در معماری سنتی این سرزمین، به غیر از نقش سازه ای، نقش مفهومی نیز داشته است. بدین سبب گاه معماران معاصر ژاپن به استفاده از این عنصر تمسک جسته اند؛ اما در نحوه استنباط معنائی و استفاده از این عنصر، بین آنها وحدت نظر و عمل حاصل نشد و هر یک به سیاقی به این امر نظر نموده اند.

بهبود عملکرد عناصر معماری زمینه گرا در معماری گیلان و بازآفرینی آن در ساختارهای امروزی با استفاده از تکنولوژی نانو

بهبود عملکرد عناصر معماری زمینه گرا در معماری گیلان و بازآفرینی آن در ساختارهای امروزی با استفاده از تکنولوژی نانو

دوره 6، شماره 2، دی 1394

https://doi.org/10.30475/isau.2016.62004

مریم دربندی، محمد احمدی، ساناز علیدوست ماسوله، سمیرا رحیمی آتانی

چکیده اقلیم و چشم انداز بومی یک منطقه در طول زمان به مثابه شالوده طراحی محیط انسان ساخت ایفای نقش کرده است. معماری بومی گیلان به عنوان الگویی مناسب در راستای رویکرد پایداری، با ویژگی هماهنگی و تلفیق بنا با طبیعت، که حاصل عوامل مختلف اقلیمی، اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و غیره است، بیشترین تأثیر را از اقلیم و طبیعت پیرامون خود پذیرفته و از مصالح مورد استفاده تا فرم کلی بنا تحت تأثیر محیط پیرامون است. امروزه شاهد آن هستیم که بسیاری از ویژگی های معماری بومی به دلیل ضعف و یا محدودیت هایی که در ویژگی های مصالح و ساختار بوم آورد منطقه وجود داشته است، کمتر مورد استفاده قرار می گیرد و یا در برخی موارد کاملا حذف شده است که سبب عدم هماهنگی بین محیط مصنوع و زمینه شده است. لذا در این مقاله سعی بر این شده است پس از معرفی خصوصیات اقلیمی، به تأثیر اقلیم بر شکل گیری فضاها و عناصر معماری این منطقه پرداخته شده و معماری بومی گیلان را با توجه به زمینه و پایداری محیط بررسی نماییم. سپس با توجه به کمک شایان تکنولوژی نانو در عرصه بهبود ویژگی های مطلوب مصالح، با تغییر در ساختار مصالح بوم آورد به ارتقای کیفی آن ها پرداخته و با استفاده مجدد این عناصر در ساخت و سازهای امروزی با توجه به نیازهای کنونی، در راستای تلفیق معماری امروزی با زمینه اقلیمی موجود، گام برداریم. بدین منظور با استفاده از روش تحقیق تحلیلی-تفسیری و به کمک جمع آوری اسناد و مطالعات کتابخانه ای، با تحلیل نقش فناوری نانو در بهبود خواص مواد و مقایسه کیفی ویژگی ها و نقاط قوت و ضعف مصالح زمینه گر، راهکارهایی جهت افزایش توان عملکردی آن ها در راستای افزایش طول عمر ساختمان و بهینه سازی مصرف انرژی و تلفیق هرچه بیشتر معماری گیلان با زمینه آن ارائه گردیده است.

تهیه الگوریتم کنترل سایه‌بان‌های متحرک و بررسی و بهینه کردن شرایط کنترلی برای فصول سرد در شهر تهران

تهیه الگوریتم کنترل سایه‌بان‌های متحرک و بررسی و بهینه کردن شرایط کنترلی برای فصول سرد در شهر تهران

دوره 7، شماره 1، مرداد 1395

https://doi.org/10.30475/isau.2017.62013

میثم اکبری پایدار، بهروز محمدکاری

چکیده هدف از این پژوهش تهیه الگوریتم پیشنهادی برای شبیه‌سازی رایانه‌ای و تعیین زاویه مناسب سایه‌بان‌ متحرک خارجی، در طول روز می‌باشد. نحوه کنترل سایه‌بان متحرک بر اساس دمای داخلی می‌باشد. الگوریتم تهیه شده، در هر گام زمانی، با تکرار محاسبات دمای داخلی برای مقدار تابش‌ مختلف عبوری از بین سایه‌بان، و مقایسه نتایج بدست آمده با دمای معیار تعیین شده، نتیجه بهینه را انتخاب می‌کند. روش استفاده شده برای انجام محاسبات حرارتی ساختمان، روش عددی تفاضل محدود می‌باشد. جداره‌های منطقه مورد نظر شبکه‌بندی شده و معادله تعادل حرارت برای هر یک از گره‌ها به روش کرنک- نیکلسن گسسته شده است. به منظور تحلیل عملکرد سایه‌بان متحرک، نتایج به‌دست آمده، با حالت‌های بدون سایه‌بان و با سایه‌بان ثابت مقایسه شده است. دمایآسایش 21 درجه سلسیوس و دمایمعیار کنترل سایه‌بان متحرک، در تحلیل اول 21 درجه سلسیوس تعیین شد. با توجه به نتایج بدست آمده از تحلیل اول و با هدف دریافت بیشتر تابش خورشیدی و بهبود عملکرد سایه‌بان، در تحلیل دوم، دمای کنترل 23 درجه تعیین شد. بر اساس تحلیل انجام شده برای ساختمانی در تهران با جداره شفاف رو به سمت جنوب، میزان بار گرمایی برای ماه دسامبر (آذر- دی)، در حالت سایه‌بان‌ متحرک با دمای کنترل 23 درجه، به میزان 33 درصد از سایه‌بان ثابت کمتر است. از طرف دیگر، بیشترین اختلاف دمای داخلی و دمای آسایش در حالت‌های سایه‌بان‌ متحرک و ثابت به ترتیب 2 و 4 درجه است در نتیجه سایه‌بان متحرک شرایط آسایش مطلوب‌تری فراهم نموده و دمای داخلی نوسان کمتری دارد.

بررسی کارآیی راه های خروج ساختمان در تخلیه اضطراری آتش به روش تحلیل نر م افزاری (نمونه موردی: یک مدرسه در تهران)

بررسی کارآیی راه های خروج ساختمان در تخلیه اضطراری آتش به روش تحلیل نر م افزاری (نمونه موردی: یک مدرسه در تهران)

دوره 7، شماره 2، دی 1395

https://doi.org/10.30475/isau.2017.62026

آزاده شمسی، لیلا میرسعیدی، کیوان فرخ زاد

چکیده تاخیر چند دقیقهای درتخلیه کاربران در حوادث، به ویژه درساختمانهای آموزشی به دلیل حجم بالای جمعیت اثر قابل توجهی درافزایش خسارت جانی دارد. بدین منظور تعداد و موقعیت راههای خروج این ساختمانها باید متناسب باشد تا امکان تخلیه را درزمان مناسب فراهم کند. هدف از این مقاله بررسی خروجی های یک ساختمان آموزشی در تدارک مسیر خروج مناسب می باشد. در این پژوهش با دو روش کارآیی ابزارهای فرار در ساختمان های آموزشی بررسی شده است؛ ابتدا زمان های خروج اضطراری با مدلسازی رفتاردانش آموزان (به وسیله نرم افزار شبیه ساز) تخمین زده می شود و با مقایسه نتایج حاصل با زمان مورد نیاز برای تخلیه ساختمان برآوردی از کارآیی ابزارهای خروج به دست می آید. در روش دوم کارآیی راههای خروج مدرسه با معیار ضوابط و مقررات ایمنی ساختمان در برابر آتش بررسی می گردد. مقایسه نتایج حاصل از دو شیوه یاد شده امکان تایید این فرضیه را فراهم کرده است که رابطه مستقیمی بین تعداد، ابعاد و موقعیت راه های خروج با زمان خروج امن کاربران در مواقع بحران وجود دارد . نتایج حاصل شیوه ای در ارزیابی عملکرد پلان معماری ارائه داده است که می تواند افزایش دقت تصمیمات مدیریتی در وضعیت پاسخگویی بناها در موارد بحران را به همراه آورد. نتایج نشان می دهد ارزیابی ویژگی های معماری مربوط به ابزارهای فرار ساختمان تنها به وسیله ضوابط و مقررات ملی کافی نیست. در نهایت پیشنهاداتی در زمینه دستیابی به مسیرهای فرار مناسب در مدارس ارائه می شود.

بررسی رضایت مندی ساکنان مسکن مهر تهران مبتنی بر معیارهای کالبدی و منظری

بررسی رضایت مندی ساکنان مسکن مهر تهران مبتنی بر معیارهای کالبدی و منظری

دوره 8، شماره 1، مرداد 1396، صفحه 15-21

https://doi.org/10.30475/isau.2018.62044

محمد صادق طاهر طلوع دل، سمیه پورباقر، لیلا مهدوی

چکیده مشکل کمبود مسکن از جمله مشکلات پیش آمده پس از انقلاب صنعتی بود، ازاین رو در کشورهای مختلف دنیا و از جمله کشورهای درحال توسعه، سیاستهای متنوعی برای تأمین مسکن به ویژه برای اقشار کم درآمد ارائه شد. در کشور ایران نیز طرح مسکن مهر به عنوان محوری ترین سیاست دولت قرار گرفت. یکی از مشکلات اصلی مسکن مهر سیاست های اصلی به کار رفته در آن است که بیشتر جنبه ی آماری و اقتصادی بودن آن باعث شده ابعاد کیفیتی و کالبدی آن کم رنگ تر جلوه نماید. یکی از جنبه های رضایت از زندگی، رضایت از محیط مسکونی و به تبع آن رضایت مسکونی می باشد. امروزه با توسعه ی جوامع انسانی و تغییر شیوه ی زندگی و سکونت مردم، توجه طراحان و برنامه ریزان به کیفیت فضاها و محیط ساخته شده به منظور تأمین رضایت ساکنان افزایش یافته است. در نظر گرفتن دیدگاه ها و انتظارات ساکنان در طراحی و خلق فضا موجب افزایش حس تعلق به محیط شده و در رضایت مندی ساکنان مجتمع های مسکونی مؤثر است. لذا در پژوهش حاضر به بررسی نگرش مردمی از نظر رضایت مندی نسبت به معیارهای کالبدی و دید و منظر پرداخته شده است. این تحقیق با استفاده از روش پیمایشی انجام شده و جامعه ی آماری ساکنان مسکن مهر پردیس تهران با حجم نمونه 100 نفر است. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از نرم افزار SPSS انجام گرفته است. نتایج حاصل از تحلیل داده ها بیانگر این مطلب است که میزان رضایت مندی ساکنان از مؤلفه های کالبدی مورد بررسی در این پژوهش، نسبتاً در وضعیت مطلوبی قرار دارد ولی در رابطه با مؤلفه دید و منظر وضعیت مطلوب نمی باشد و نیاز به مکاشفه دقیق و ملزم کردن نکاتی در طراحی است که منجر به ارتقای کیفیت دید و منظر شود.

ارزیابی مدل‌های تبیین‌گر طراحی معماری به منظور ارتقاء جایگاه محتوا در آنها

ارزیابی مدل‌های تبیین‌گر طراحی معماری به منظور ارتقاء جایگاه محتوا در آنها

دوره 8، شماره 2، دی 1396، صفحه 17-31

https://doi.org/10.30475/isau.2018.62062

راضیه لبیب زاده، مهدی حمزه نژاد، محمدعلی خان محمدی

چکیده علیرغم اقتضای ماهیت طراحی معماری در فرهنگ‌های مختلف و از جمله معماری سنتی ایران، نسبت به محتوا و معنا، مدل­ های طراحی موجود نارسایی­ هایی را در بکارگیری آن نشان می­دهند. پرسش اصلی پژوهش حاضر چگونگی تکمیل و ارتقاء مدل ­های طراحی معماری از بعد محتوا و سازگار نمودن آنها با فرهنگ طراحی معماری متأثر از آموزه‌های محتواگرایانه اسلام است. این تحقیق قصد دارد از طریق اصلاح این مدل‌ها نتیجه‌ای کاربردی و مفید برای حوزه آموزش طراحی معماری، امکان نقد آثار و طراحی کمالگرایانه‌تری را فراهم آورد. پژوهش حاضر از نوع استدلالی و روش تحقیق آن «توصیفی - تحلیلی» و «استدلال منطقی» است. در راستای پاسخگویی به پرسش پژوهش بررسی و تحلیل برخی از مدل­ها از نظر جایگاه محتوا در آنها صورت گرفته است. در این مقاله مدلی «راهبردی - مفهومی» پیشنهاد گشته است که فرآیند اثرگذاری محتوای طراحی بر طرح را با مشخص­کردن عوامل مؤثر بر خلق اثر و تقدم و تأخر هریک، نشان می‌دهد. در این مدل برهم کنش سه عامل محتوا، مسائل طراحی و تأثیرات در یک مدل سه بعدی با تشریح اجزاء هریک بیان گردیده است. این مدل اگرچه از قابلیت تعمیم ­پذیری مناسبی در موضوعات مختلف طراحی برخوردار است، در اینجا بعد معمارانه آن مد نظر قرار گرفته است و به نظر می­رسد بتوان به کمک آن زمینه بهتری را برای آموزش معماری فراهم آورد.