نویسنده = سید عباس یزدانفر
تعداد مقالات: 4
عوامل موثر در ایجاد دلبستگی به مکان در خوابگاه های دانشجویی  (نمونه موردی: خوابگاه دانشگاه سمنان)

عوامل موثر در ایجاد دلبستگی به مکان در خوابگاه های دانشجویی  (نمونه موردی: خوابگاه دانشگاه سمنان)

دوره 7، شماره 2، دی 1395

https://doi.org/10.30475/isau.2017.62036

ساجده خراباتی، سید عباس یزدانفر

چکیده مسکن دانشجویی ضروری ترین نیاز دانشجویان غیر بومی می باشد. این دانشجویان با ورود به خوابگاه و دوری از خانواده، بخش زیادی از حمایت های اجتماعی خانواده و جامعه بومی خود را از دست می دهند و دچار احساس تنهایی، غربت، عدم تعلق و دلبستگی به محیط جدید می شوند. در این میان، توجه به عوامل موثر در ایجاد دلبستگی به محیط جدید خوابگاه می تواند نقش مهمی در بهبود وضعیت روحی، عاطفی و عملکردی آنها داشته باشد. با ایجاد دلبستگی به مکان در خوابگاه، تطبیق دانشجویان با محیط جدید بهتر صورت می گیرد و اشتیاق آنها برای زندگی با دیگران افزایش می یابد. هدف اصلی این پژوهش بررسی عوامل موثر در ایجاد دلبستگی به مکان، در خوابگاه های دانشجویی است. برای دستیابی به اهداف فوق، پس از مطالعات کتابخانه ای، از روش مطالعه میدانی ( مشاهده، پرسشنامه و عکس ) استفاده شده است و به عنوان نمونه، خوابگاه پردیس دانشگاه سمنان مورد بررسی قرار گرفته است. داده های بدست آمده از مطالعات میدانی به روش کمی مورد تحلیل قرار گرفته است . نتایج نشان می دهد عوامل انسانی، عوامل مکانی و عامل زمان عوامل موثر در ایجاد دلبستگی به مکان می باشند و رابطه معناداری میان آنها و دلبستگی به مکان وجود دارد. از میان عوامل مکانی، عوامل اجتماعی مکان، عوامل کالبدی مکان ، عوامل فعالیتی مکان و عوامل معنایی مکان به ترتیب، موثرترین عوامل در ایجاد دلبستگی به خوابگاه می باشند . از میان مولفه های عوامل اجتماعی مکان، بیش ترین ارتباط مربوط به رعایت حریم شخصی در مکان و در مولفه های عوامل کالبدی مکان، بیش ترین ارتباط مربوط به امکان انعطاف پذیری مکان می باشد.

تأثیر شیوه زندگی بر سازمان فضایی خانه مطالعه موردی: شهرستان ارومیه

تأثیر شیوه زندگی بر سازمان فضایی خانه مطالعه موردی: شهرستان ارومیه

دوره 6، شماره 2، دی 1394

https://doi.org/10.30475/isau.2016.62007

سید عباس یزدانفر، مهسا ضرابی الحسینی

چکیده اهمیت خانه نه تنها به عنوان سرپناه بلکه محیطی برای شکل گیری فعالیت های اجتماعی به منظور تأمین نیازهای مادی و غیرمادی بر کسی پوشیده نیست. در عصر حاضر شاهد نادیده انگاشتن الگوی فرهنگی، رفتاری و سکونتی کاربران می باشیم. با بیان این مشکل هدف اصلی این پژوهش توجه به تأثیر شیوه زندگی و فرهنگ کاربران به عنوان یکی از مهمترین ابزارهای درک رفتار ساکنان بر الگوی مسکن می باشد. با تغییر نیازها و شیوه زندگی، الگوی رفتاری ساکنان نیز در خانه ها دچار تحول گشته و سازمان دهی فضایی متفاوتی را به وجود آورده است. در این پژوهش به بررسی الگوی مسکن در ارومیه با توجه به شیوه زندگی در گذر زمان از دوره سنتی تا معاصر پرداخته شده است. برای دستیابی به اهداف پروژه با روش تحقیق ترکیبی نمونه های موردی با برداشت میدانی پنجاه خانه سنتی تا امروزی ارومیه و نیز روش کیفی با مطالعات مردم شناسانه از طریق مصاحبه با ساکنان این خانه ها، الگوی سکونت و مؤلفه های تأثیرگذار شیوه زندگی در هر دوره شناسایی گردید. نتایج پژوهش به بررسی سیر تحول شیوه زندگی و الگوی خانه از دوره سنتی تا معاصر و تأثیر متقابل آن ها بر یکدیگر اختصاص یافته است و نشان می دهد با گذشت زمان با تغییر شیوه زندگی بخشی از کارکردهای اجتماعی خانه که عمدتا در فضای باز (حیاط) انجام می شده است، به فضای بسته خانه و بخش عمده آن به خارج خانه انتقال یافته و اهمیت فضای باز به عنوان رکن خانه های سنتی به شدت تقلیل یافته است. انعطاف پذیری فضاها از میان برداشته شده، کارکرد اجتماعی خانه جای خود را به کارکرد شخصی داده و در نهایت ویژگی خانه های بومی ارومیه به کلی از بین رفته و جای آن را خانه های بی هویت امروزی گرفته است.

ارائه مدلی برای تبیین پارامترهای تاثیرگذار در معنای مکان در محیطهای آموزشی (نمونه موردی: مقایسه معنای مکان در دانشکده معماری و غیر معماری)

ارائه مدلی برای تبیین پارامترهای تاثیرگذار در معنای مکان در محیطهای آموزشی (نمونه موردی: مقایسه معنای مکان در دانشکده معماری و غیر معماری)

دوره 4، شماره 1، خرداد و تیر 1392

https://doi.org/10.30475/isau.2014.61962

علی اکبر حیدری، سید عباس یزدانفر، نازگل بهدادفر

چکیده جریان باطنی معماری جریان جست و جوی آدمی برای یافتن پایگاه وجودی و آشکار کردن معنا از طریق نمادهای معماری است. بر این اساس درک معنای محیط و روند شکل گیری آن و نیز پارامترهای تاثیر گذار بر آن می تواند در خلق محیطی مطلوب که هدف اصلی معماری است تاثیرگذار باشد. این مقاله سعی بر آن دارد که پارامترهای تاثیرگذار در شکل گیری معنای مکان در محیط های آموزشی دانشگاهی را به دست آورد. جامعه آماری این پژوهش متشکل از 100 دانشجو مقطع کارشناسی ارشد از دانشگاه های مختلف که شامل 80 دانشجو در رشته معماری و 20 دانشجو در رشته های فنی است. ابزار مورد استفاده برای گردآوری اطلاعات در این تحقیق کمی و کیفی، شامل پرسشنامه باز و مصاحبه عمیق در قالب یک اسکیس شناختی از دانشجویان در رابطه با تعریف دانشکده مطلوب از نظر ایشان است. همچنین از آنها خواسته شد که فضاهایی از دانشگاه های محل تحصیلشان که از نظر ایشان معنی دار بوده است را ذکر نمایند و دلایل معنی دار بودن این فضاها را نیز توضیح دهند. پس از گردآوری گزاره های ارائه شده، شروع به دسته بندی و کدگذاری آنها نموده و از میان آنها «ابعاد » استخراج گردید. از جمع بندی ابعاد، «وجوه » و از جمع بندی وجوه، «پارامترها » به دست آمد. در نهایت مدلی سه وجهی شامل پارامترهای فیزیکی، عوامل ذهنی و پارامترهای آموزشی ارائه می شود که می توان گفت عوامل تاثیرگذار بر معنای مکان در محیط های آموزشی دانشگاهی از این مدل پیروی می کنند. در پایان با استفاده از تحلیل روایی به نحوه ادراک و تجربه مکان توسط دانشجویان معماری و دانشجویان رشته های فنی از محیط آموزشی خود پرداخته می شود.

حاملین توسعه و احیاء، از احیاء آمرانه تا بازسازی مشارکتی (مورد پژوهش (بررسی سه نمونه توسعه و احیاء با تأکید بر نقش حاملین))

حاملین توسعه و احیاء، از احیاء آمرانه تا بازسازی مشارکتی (مورد پژوهش (بررسی سه نمونه توسعه و احیاء با تأکید بر نقش حاملین))

دوره 2، شماره 2، پاییز 1390

https://doi.org/10.30475/isau.2011.61950

سید عباس یزدانفر

چکیده امروزه توسعه و احیای کالبدی در قالب پروژه های مختلف ساختمانی اعم از ساختمان های جدید و یا پروژه های بازسازی، بهسازی و نوسازی در بافت های تاریخی در مناطق مختلف دنیا اجرا می شود. نحوه و میزان مشارکت مردم، فعالیت فنی کارشناسان و عملکرد مدیریتی مسئولین به عنوان حاملین هر نوع توسعه و احیاء، روابط و نوع همکاری آن ها از پارامترهای مهمی است که توجه به آن می تواند در موفقیت یا شکست هر پروژه ساختمانی نقش اساسی داشته باشد. با توجه به این امر و اعتقاد به نقش کلیدی تقسیم وظایف مناسب در هر پروژه اجرایی به منظور تضمین آینده پروژه، تحقیق حاضر چند نمونه کار انجام شده در این زمینه را بررسی و با مقایسه آن ها به دنبال دستیابی به نتیجه ای قابل استناد می باشد. در نهایت تحقیق به دنبال این رویکرد است که توسعه پایدار بدون ایجاد ساختار مطلوب برای فعالیت حاملین احیاء و مشارکت آن ها امکان پذیر نیست. در احیاء بافت های تاریخی و احیای کالبدی فضاها و یا ایجاد آن، پایداری وفتی اتفاق می افتد که حضور مردم چشمگیر باشد و این حضور وقتی نمایان است که در فرآیند طراحی، ساخت، مدیریت و برنامه ریزی اقتصادی-کالبدی-فرهنگی نقش آفرین باشد. اگر مردم در فرآیند ساخت و ساز نقش داشته باشند و کارفرمایی پروژه از دولت به مردم سپرده شود اولا کارشناسان برای انجام عمل کارشناسی از قید و بند های دولتی آزاد و دارای اختیارات تام می شوند، ثانیا مردم جزئی از فرآیند ساخت و اجرا می شوند و ثالثا دولت نقش مهم خود یعنی سیاست گذاری و حمایت را ایفا می کند.