نویسنده = خسرو موحد
تعداد مقالات: 2
تأثیر محیط کالبدی کانون پرورش فکری بر یادگیری کودکان و نوجوانان: نقش میانجی تصویرسازی ذهنی

تأثیر محیط کالبدی کانون پرورش فکری بر یادگیری کودکان و نوجوانان: نقش میانجی تصویرسازی ذهنی

مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 07 شهریور 1405

https://doi.org/10.30475/isau.2026.482031.2199

امیر شفیعی سروستانی، خسرو موحد

چکیده کانون پرورش فکری به عنوان یک نهاد فرهنگی و آموزشی با هدف ارتقاء رشد شناختی و خلاقیت کودکان و نوجوانان، با طراحی و ساخت فضاهای مناسب برای فعالیت‌های فرهنگی و هنری، نقشی اساسی در فرآیند یادگیری ایفا می‌کند. هدف اصلی تحقیق، شناسایی مؤلفه‌های تأثیرگذار محیط کالبدی بر فرآیندهای یادگیری و نحوه تأثیرگذاری تصویرسازی ذهنی به‌عنوان یک عامل میانجی بوده است. این پژوهش از نوع کاربردی و توصیفی- پیمایشی است. جامعه آماری شامل 203 نفر از کودکان و نوجوانان دختر و پسر کانون پرورش فکری شهرستان سروستان بوده که طبق جدول مورگان 127 نفر به‌صورت تصادفی ساده انتخاب شدند. برای جمع‌آوری داده‌ها، از پرسشنامه‌های محقق‌ساخته در سه مقوله محیط کالبدی، یادگیری و تصویرسازی ذهنی استفاده شد. پایایی ابزارها با استفاده از ضریب آلفای کرونباخ به ترتیب 928/0، 833/0 و 835/0 محاسبه شد. تجزیه و تحلیل داده‌ها با استفاده از نرم‌افزار PLS انجام گرفت. نتایج نشان داد که محیط کالبدی تأثیر مستقیم و معناداری بر یادگیری و تصویرسازی ذهنی دارد. به‌ویژه تأثیر محیط کالبدی بر یادگیری معادل 59 درصد و بر تصویرسازی ذهنی 86 درصد می باشد. همچنین، نقش میانجی تصویرسازی ذهنی در رابطه بین محیط کالبدی و یادگیری با ضریب مسیر 250/0 تأثیرگذار و معنادار گزارش شد. این یافته‌ها بر اهمیت طراحی فضاهای آموزشی با در نظر گرفتن ویژگی‌های کالبدی تأکید دارد که می‌تواند به تقویت فرآیندهای شناختی و یادگیری کودکان و نوجوانان کمک کند. به‌طور کلی، پژوهش حاضر نقش اساسی محیط‌های فیزیکی در تسهیل فرآیندهای یادگیری و تأکید بر فرآیندهای ذهنی نظیر تصویرسازی ذهنی به‌عنوان عامل میانجی را مورد تأکید قرار می‌دهد.

عوامل کالبدی و محیطی موثر بر کاهش استرس دانش آموزان در فضاهای آموزشی از دیدگاه متخصصان

عوامل کالبدی و محیطی موثر بر کاهش استرس دانش آموزان در فضاهای آموزشی از دیدگاه متخصصان

دوره 14، شماره 1، مرداد 1402، صفحه 295-309

https://doi.org/10.30475/isau.2023.255525.1559

فاطمه ایمانی، خسرو موحد، حمید رضا عظمتی، بهرام صالح صدقپور

چکیده روان‌شناسان در بررسی مسائل آموزشی، معماری یا فضای فیزیکی مدرسه را به‌عنوان عاملی زنده و پویا در کیفیت فعالیت‌های آموزشی و تربیتی دانش آموزان مؤثر می‌دانند. به علاوه مقطع متوسطه سن بحران رشدی است و همراه با افزایش انواع استرس‌ها و آسیب‌پذیری به فشارهای روانی، اجتماعی و زیستی و کاهش مهارت‌های مقابله‌ای در برابر این آسیب‌ها همراه است. لذا بررسی و شناسایی استرس دانش‌آموزان در این دوره، از اهمیت خاصی برخوردار است. هدف اصلی پژوهش حاضر ارتقا کیفیت فضاهای آموزشی (مدارس مقطع متوسطه دوم متناظر با مقطع تحصیلی دبیرستان در نظام آموزشی قبل) است که با شناسایی متغیرهای کالبدی و محیطی موثر بر کاهش استرس دانش آموزان قابل دستیابی است. در این پژوهش از روش پژوهش ترکیبی (کیفی- کمی) استفاده شده‌است. جامعه مورد مطالعه متخصصین رشته معماری و روانشناسی بوده که از طریق روش نمونه‌گیری شبکه‌ای (گلوله برفی)، نمونه مورد نظر انتخاب گردید و حجم نمونه از طریق اشباع نظری که از عوامل استخراج شده است، به ‌دست آمد. همچنین پس از مصاحبه‌ی بازپاسخ با متخصصین از تکنیک کدگذاری باز و محوری استفاده شد و از روش اکتشافی دلفی توسط 20 نفر از اساتید معماری و روانشناسی دانشگاه‌ها در شهر شیراز و تهران بهره گرفته شد. بعد از آن نتایج از طریق جدول هدف محتوا به پرسشنامه تبدیل و طی دو مرحله تکمیل گردید. برای تحلیل داده‌های جمع‌آوری شده از پرسشنامه متخصصین، به جهت دسته‌بندی تفکر آن‌ها از تحلیل عامل Q که پاسخ دهندگان را دسته‌بندی می‌کند، استفاده شد و در نهایت اثرگذارترین عوامل بر کاهش استرس و افزایش سازگاری دانش آموزان در فضاهای آموزشی مشخص شد. نتایج این پژوهش بیانگر آن است که ابعاد اجتماعی، آسایش کالبدی، طراحی معماری، روانشناسی محیط، آسایش محیطی و امنیت محیطی بر کاهش استرس دانش آموزان در فضاهای آموزشی اثرگذار است.