نویسنده = قاسم مطلبی
تعداد مقالات: 4
شناسایی مؤلفه‌های معنای نماهای آپارتمان‌های مسکونی از دیدگاه شهروندان؛ مطالعه موردی: آپارتمان‌های شهر اردبیل

شناسایی مؤلفه‌های معنای نماهای آپارتمان‌های مسکونی از دیدگاه شهروندان؛ مطالعه موردی: آپارتمان‌های شهر اردبیل

دوره 13، شماره 1، شهریور 1401، صفحه 55-68

https://doi.org/10.30475/isau.2021.251831.1535

معصومه عالم راثی، قاسم مطلبی، منوچهر فروتن، سارا جلالیان

چکیده نما یکی از عناصر تأثیرگذار بر کیفیت بصری یک بنا می‌باشد و شناخت اولیه هر فرد از بنا از این طریق صورت می‌گیرد. تابحال ادراک معانی نماها بیشتر در حوزه شهرسازی مورد توجه قرار گرفته و معانی نماها در مقیاس معماری کمتر مورد پژوهش متخصصان عرصه معماری قرار گرفته است. لذا پژوهش حاضر به شناسایی مؤلفه‌های معنای نماهای آپارتمان‌های مسکونی اردبیل از دیدگاه شهروندان پرداخته است. از همین‌رو در پژوهش حاضر تلاش شده است که به این پرسش پاسخ دهد که مؤلفه‌های معنای نماهای آپارتمان‌های مسکونی از دیدگاه شهروندان چیست؟ این پژوهش دارای رویکردی ترکیبی بوده است. بخش کیفی با استفاده از روش گراندد تئوری و بخش کمی با استفاده از مدلسازی معادلات ساختاری انجام گرفته است. ابزار جمع‌آوری اطلاعات در بخش کیفی مصاحبه‌های عمیق و نیمه‌ساختار‌یافته با شهروندان اردبیل بوده است و در بخش کمی، پرسشنامه محقق‌ساخت بوده که روایی و پایایی آن بررسی شده است. برای تحلیل داده‌ها از نرم‌افزار مکس‌کیودا و روش مقایسه مداوم در طی سه مرحله کدگذاری باز، محوری و انتخابی استفاده شده است. تجزیه و تحلیل داده‌ها نشان داد که مؤلفه‌های تأثیرگذار بر معنای نما، شامل نه مؤلفه: عوامل فرهنگی اجتماعی، سبک زندگی، عوامل اقتصادی، عوامل محیطی، قوانین شهری، کیفیت بصری، سابقه ذهنی، رسانه‌ها، وضعیت اجرا می‌باشد.

طراحی به مثابه حل مسئله؛ مدلی مبتنی بر سوابق طراحی

طراحی به مثابه حل مسئله؛ مدلی مبتنی بر سوابق طراحی

دوره 11، شماره 2، دی 1399، صفحه 21-33

https://doi.org/10.30475/isau.2020.205268.1306

بابک آهنگر عزیزی، قاسم مطلبی، ژیلا رضاخانی

چکیده مسائل طراحی بر خلاف مسائل علوم تجربی، دارای ماهیتی بدساختار و بدتعریف بوده و مسیرهای شفاف و چارچوب های از پیش تعیین شده ای برای حل آن ها وجود ندارد. با توجه به این که طراحان مبتدی فاقد تجربه کافی در مواجهه با این مسائل هستند، ممکن است در حل آن ها دچار سردرگمی شده و به کپی برداری و یا تبعیت کامل از رویکرد مدرس روی آورند که نتیجه آن ممانعت از ارتقاء مهارت و خلاقیت در آن ها می باشد. هدف اصلی این پژوهش دستیابی به راهکاری برای تغییر ماهیت مسئله بد ساختار طراحی به مسئله ای نسبتاً خوش ساختار و بهره گیری از آن در آموزش طراحان مبتدی بوده است. این هدف با تبیین مدلی جهت قاب بندی مسئله طراحی با بهره گیری از نمونه آثار پیشین طراحی که اصطلاحاً سوابق طراحی نامیده می شود، پی گرفته شد. این مدل پیشنهادی بر اساس روش تحقیق شبه تجربی مورد آزمون قرار گرفت. بدین منظور ابتدا 28 نفر از دانشجویان ترم 4 رشته معماری در دو گروه شاهد و آزمون دسته بندی شدند، سپس اعضاء گروه شاهد بدون بهره گیری از سوابق طراحی و تنها بر پایه تجارب قبلی و اعضاء گروه آزمون با استفاده از مدل پیشنهادی و بر اساس ترکیب نمونه هایی از سوابق طراحی، تمرین مورد نظر را انجام دادند. نتایج حاصل نشان داد طرحواره های گروه آزمون در مقایسه با طرحواره های گروه شاهد میانگین امتیاز بالاتری را کسب کردند. همچنین بهره گیری از مدل پیشنهادی موجب کاهش احتمال تقلید و افزایش تنوع در طرحواره های گروه آزمون گردید.

کاربرد روش تحلیل تماتیک در شناسایی قابلیت‌های معنایی تجربه شده حین حرکت روزمره در محیط انسان ساخته

کاربرد روش تحلیل تماتیک در شناسایی قابلیت‌های معنایی تجربه شده حین حرکت روزمره در محیط انسان ساخته

دوره 10، شماره 2، بهمن 1398، صفحه 85-98

https://doi.org/10.30475/isau.2019.91473

سمیه رفیعی، مجید صالحی نیا، قاسم مطلبی

چکیده تحلیل تماتیک، به عنوان روشی کیفی در تحلیل داده­ها مورد استفاده پژوهشگران حوزه­های مختلف، به­ویژه روانشناسی و جامعه شناسی بوده است. این روش کمتر مورد توجه پژوهشگران حوزه معماری و شهرسازی قرار گرفته است. این در حالی است که روش­هایی نظیر تحلیل تماتیک با دسته­بندی الگوهای معنا از دل مجموعه داده­ها، به شناخت درک کاربران از محیط، که شکل دهنده رابطه ایشان با محیط است کمک­ می­کند. مقاله پیش رو با ارائه پژوهشی انجام شده با روش تحلیل تماتیک، ضمن معرفی آن بعنوان روشی انعطاف پذیر، نحوه کاربرد آن را در پژوهش­های حوزة محیط ساخته شده تبیین می­نماید. پژوهش مذکور، در جستجوی قابلیت­های معنایی تجربه شده توسط باشندگان در فضا، به این پرسش پاسخ می­دهد که «هنگام حرکت در محیط ساخته شده چه ابعادی از معنا دریافت می­شود؟ پژوهش حاضر، پژوهشی کیفی با رویکرد مردم نگاری پدیدارشناسانه است که در آن دانشجویان و کارکنان یک مجموعه دانشگاهی حین حرکت در مسیرهای روزانه خود در دانشگاه، به پرسش­های یک مصاحبه عمیق پاسخ داده­اند. حاصل تحلیل تماتیک محتوای مصاحبه­ها، هشت زیر-مقوله قابل جمع بندی ذیل سه مقوله: آسودگی، جذبه و معناداری (قابل فهم بودن) است که معانی که افراد هنگام حرکت بین و درون ساختمان­ها تجربه می­کنند توضیح می­دهد.

نقش خوانایی فضای باز بر ایجاد تعاملات اجتماعی در مجموعه‌های مسکونی (نمونه موردی: مجموعه مسکونی سعیدیه همدان)

نقش خوانایی فضای باز بر ایجاد تعاملات اجتماعی در مجموعه‌های مسکونی (نمونه موردی: مجموعه مسکونی سعیدیه همدان)

دوره 9، شماره 2، اسفند 1397، صفحه 139-156

https://doi.org/10.30475/isau.2019.87938

قاسم مطلبی، اسماعیل ضرغامی، پوریا سعادتی وقار

چکیده در پژوهش حاضر، تأثیر خوانایی فضای باز مجتمع­های مسکونی بر تعاملات اجتماعی مورد بررسی قرار گرفت، بواقع این پژوهش بدنبال یافتن پاسخ به این پرسش است که، چه و چگونه رابطه­ای بین ابعاد کالبدی مقوله خوانایی و تعاملات اجتماعی در فضاهای باز مجموعه‌های مسکونی بر‌قرار و چه مؤلفه­هایی و به چه میزان در این رابطه مؤثر هستند؟ نمونه مورد مطالعه در این پژوهش را ساکنین مجتمع سعیدیه همدان تشکیل دادند، 210 پرسشنامه در بین آن‌ها توزیع شد که پس از پالایش و کنار گذاشتن پرسشنامه‌های مخدوش، تعداد 81 پرسشنامه در طی مراحل تحلیل آماری پژوهش به کار گرفته­شدند. تحلیل آماری این پرسشنامه­ها با استفاده از نرم افزار spss و آزمون­های آنالیز واریانس، تحلیل ضریب همبستگی پیرسون و رگرسیون خطی گام به گام، مدل مفهومی پژوهش را برای مجموعه­های مسکونی شهر همدان مورد کنکاش قرار می­دهد. در رابطه با پرسش تحقیق مبنی بر میزان تأثیر خوانایی فضایی بر تعاملات اجتماعی، نتایج نشان می­دهد که مؤلفه­های 1) تشخص راه، گره، لبه، نشانه و چشم انداز، 2) تعریف واحدهای فضایی، 3)فرصت مرور کلیت فضایی، 4)موانع و اختلالات بصری، 5)مؤلفه­های معماری موکد مسیر یابی، دارای بیشترین نقش بر تعاملات اجتماعی می‌باشند، از سوی دیگر هندسه و مؤلفه­های قابلیت دسترسی، ترکیب ساختار و پیکره­بندی واضح بر شکل­گیری تعاملات اجتماعی این مجموعه مسکونی تأثیر اندکی دارند، همچنین یافته­ها بیانگر این مطلب هستند که مؤلفه‌های سه‌بعدی معماری (نظیر شاخص بودن نشانه‌هایی مانند مجسمه و آبنما و برجستگی چشم انداز­هایی نظیر دید به کوه) نسبت به مؤلفه‌های دوبعدی معماری (نظیر هندسه محیط) نقش پررنگ­تری بر شکل­گیری تعاملات اجتماعی در بستر فضای باز مجموعه مسکونی داشته‌اند. به طور کلی، مؤلفه­های خوانایی فضایی در فضای باز مجموعه مسکونی سعیدیه تأثیر نسبتاً متوسطی در ارتقاء تعاملات و پایداری اجتماعی این مجموعه دارند.