کلیدواژه‌ها = آموزش معماری
تعداد مقالات: 14
مدل آموزش مشارکتی در درس طراحی معماری؛ مطالعه موردی: درس طراحی معماری 3 در دانشگاه آزاد اردبیل

مدل آموزش مشارکتی در درس طراحی معماری؛ مطالعه موردی: درس طراحی معماری 3 در دانشگاه آزاد اردبیل

دوره 15، شماره 2، دی 1403، صفحه 59-73

https://doi.org/10.30475/isau.2025.413736.2074

مینا زارع جعفری، مسعود یوسفی تذکر، علی محمد رنجبر کرمانی، معصومه یعقوبی

چکیده یکی از مهارت‌های موردنیاز دانشجویان معماری جهت موفقیت در حرفه، مهارت در همکاری جمعی و کار گروهی است؛ اما امروزه در نظام آموزش دانشکده‌های معماری به این مورد کم‌توجهی می‌شود و دانشجو پس از فارغ‌التحصیلی و حضور در حرفه‌ درمی‌یابد که طراحی یک کار انفرادی نیست و جهت پیش‌برد آن بایستی با افراد مختلف همکاری داشته باشد. لازمه همکاری موفق در حرفه طراحی معماری، آموزش مهارت‌های اجتماعی و کار گروهی به دانشجویان در دروس طراحی معماری است، بنابراین آموزش طراحی، نیازمند یک تغییر الگو در روش آموزشی به سمت یک رویکرد مشترک می‌باشد. در این پژوهش ابتدا به روش مرسوم در دانشکده‌ها، دانشجویان به طراحی انفرادی  می‌پردازد و سپس مدل آموزش مشارکتی طراحی و کار گروهی در کارگاه‌ها اجرا می‌شود و درنهایت این دو روش از دیدگاه اساتید و دانشجویان قیاس می‌شوند و مولفه های مدل آموزش مشارکتی مشخص‌ می‌شود. هدف از این مقاله، شرح اجرا و ارزیابی مدل آموزش مشارکتی در درس طراحی معماری می‌باشد. جامعه آماری این پژوهش دانشجویان درس طراحی معماری سه دانشگاه آزاد اردبیل می‌باشد. روش پژوهش علی- مقایسه ای است. دانشجویان به دو گروه آزمون و گروه شاهد تقسیم‌بندی می‌شوند. گام گردآوری اطلاعات، با گروه‌بندی دانشجویان و کار روی یک موضوع طراحی و ارزیابی گروهی و نیز به‌کارگیری ابزارهای آموزش مشارکتی پیموده می‌شود. پیامدهای تجربه آموزش مشارکتی، با پاسخ گیری پرسشنامه از دانشجویان و اساتید داور ارزیابی می‌شود. در گام داوری و با روش استقرائی، پاسخ‌ها تحلیل و ارزیابی می‌شوند. نقاط قوت و ضعف مشخص می‌شود و ابزارهای «برنامه زمان‌بندی وظایف»، «ارزیابی هم‌گروه» و «مقاله انعکاسی» در جهت رفع نقاط ضعف پیشنهاد می‌گردد. یافته‌های پژوهش روشن می‌کند پیامد روش آموزش مشارکتی، افزایش تعامل دانشجویان و سهیم شدن آن‌ها درروند طراحی، افزایش ظرفیت یادگیری و انگیزه و مهارت‌های ارتباطی و اجتماعی و نیز آماده شدن برای رویارویی با چالش‌های آینده حرفه معماری است. در این پژوهش باتوجه به یافته‌های پژوهش، مدل آموزش مشارکتی مؤلفه‌های اصلی آموزش مشارکتی و ارتباط استاد، گروه و دانشجو به‌عنوان سه ضلع اصلی آموزش مشارکتی را نشان می‌دهد.

تحلیلی بر آموزش معماری از جنبه‌ی کاربست مدل‌های نوین با تأکید بر مدل BIM‌؛ بررسی تطبیقی دانشگاه فنی استانبول و دانشگاه هنر اسلامی تبریز

تحلیلی بر آموزش معماری از جنبه‌ی کاربست مدل‌های نوین با تأکید بر مدل BIM‌؛ بررسی تطبیقی دانشگاه فنی استانبول و دانشگاه هنر اسلامی تبریز

دوره 15، شماره 2، دی 1403، صفحه 195-208

https://doi.org/10.30475/isau.2024.392431.2033

جاهد جعفری‌مند، شهریار شقاقی، حسن ابراهیمی اصل، نسیم نجفقلی پور کلانتری

چکیده امروزه ادغام فناوری‌های نوین در آموزش معماری، موجبات ارتقاء یادگیری، بهبود مهارت‌های دانش‌آموز، افزایش مشارکت، خلاقیت بیشتر، نگرش بهتر نسبت به دوره‌ها و مشاغل، و علاقه و مشارکت بیشتر مربیان در کلاس‌ها خواهد گردید. با توجه به اهمیت کاربست فناوری‌های نوین در آموزش معماری، هدف از تحقیق حاضر ارزیابی ظرفیت‌های پذیرش فناوری‌های نوین در آموزش معماری با تأکید بر مدل‌سازی اطلاعات ساختمان (BIM) در دانشگاه فنی استانبول و دانشگاه هنر اسلامی تبریز می‌باشد. از این‌رو، روش تحقیق آمیخته (ترکیبی از روش‌های کمی-کیفی) با هدف کاربردی و ماهیت توصیفی-تحلیلی می‌باشد که در راستای تجزیه و تحلیل اطلاعات از مدل‌سازی معادلات ساختاری در نرم‌افزار Amos و تحلیل عاملی کیو (Q) در نرم‌افزار SPSS استفاده شده است. جامعه‌ی آماری تحقیق شامل دانشجویان و اساتید معماری دانشگاه فنی استانبول و دانشگاه هنر اسلامی تبریز می‌باشد که با استفاده از روش کوکران، حجم نمونه‌ی دانشجویان برای هرکدام از دانشگاه‌ها 384 نفر و با استفاده از روش دلفی هدفمند، حجم نمونه‌ی اساتید برای هرکدام از دانشگاه‌ها 8 نفر تعیین گردیده است. یافته‌های تحقیق نشان می‌دهد در راستای بهره‌گیری از فناوری‌‎های نوین (BIM) در آموزش معماری، مقدار بحرانی هر سه متغیر محتوای آموزشی، فرایند آموزشی، ظرفیت نهادی و اساتید برای دانشگاه فنی استانبول بالای 1/96 محاسبه شده و در سطح اطمینان 95 درصد دارای وضعیت مطلوبی می‌باشند. در دانشگاه هنر اسلامی تبریز تنها ظرفیت نهادی و اساتید دارای مقدار بحرانی بالای 1/96 بوده و محتوا و فرایند آموزشی در شرایط نامطلوبی قرار دارند. همچنین نتایج حاکی از آن است که سه عامل اصلی تحقق فناوری‌های نوین در آموزش معماری عبارتند از سازمان آموزشی، محتوای آموزشی و اساتید حرفه‌ای که بر مبنای مدل تحلیل عاملی کیو 79/581 درصد از تحقق فناوری‌های نوین در آموزش معماری را تبیین می‌کنند.

تبیین مدلی جهت آموزش مشارکتی در کارگاه‌های مقدمات طراحی معماری؛ اقدام‌پژوهی در کارگاه مقدمات طراحی۳

تبیین مدلی جهت آموزش مشارکتی در کارگاه‌های مقدمات طراحی معماری؛ اقدام‌پژوهی در کارگاه مقدمات طراحی۳

دوره 15، شماره 1، شهریور 1403، صفحه 127-140

https://doi.org/10.30475/isau.2023.236717.1608

آرزو زندی محب، امید دژدار، غلامرضا طلیسچی

چکیده در فرایند آموزش دانشجویان در کارگاه مقدمات طراحی، باید مطالعه، تشکیل ‌طرح‌واره، تبدیل ‌ایده‌ به معماری و مهارت‌های اجتماعی توسعه یابد. لذا آموزش موثر جهت تسهیل یادگیری و ارتقاء همزمان توانایی طراحی و مشارکت برای ساختنِ دانش، توسط دانشجو در کارگاه مقدمات طراحی معماری اهمیت دارد و ضرورت تبیین مدل آموزش مشارکتی شامل فعالیت‌ها و اهداف معماری مشخص می‌شود. پرسش پژوهش، ‌مدل آموزش مشارکتی معماری در کارگاه‌های مقدمات طراحی شامل چه روش‌های آموزشی است؟، و هدف، تبیین مدل آموزش مشارکتی در کارگاه‌های مقدمات طراحی معماری است. راهبرد تحقیق کیفی و روش اقدام‌پژوهی انتخاب شده ‌است. فرایند تحقیق شامل چرخه‌یِ شناخت‌ و تشخیص، پیشنهاد مدل، کاربست مدل، مشاهدهِ اجرا، و تبیین مدل آموزش مشارکتی درکارگاه طراحی معماری است. تکنیک‌های گردآوری داده‌ها تحلیل اسناد و مشاهده است. مدل نهایی در چهار بخش طوفان‌ذهنی، بحث‌گروهی، جیگسا به‌منظور مشارکت همه برای یادگیری و تقسیم فعالیت‌ها برای ساخت و در نهایت ارزیابی تبیین شده ‌است. یادگیری در سه مرحله، پیش‌آزمون (تست خلاقیت و طراحی)، آزمون میانی (تست خلاقیت و تحلیل بنا)، آزمون نهایی (طراحی و ساخت مشارکتی نمایشگاه) ارزیابی می‌شود. پس‌از آموزش به شیوه‌های مشارکتی، از نتایج و مشاهدات مشخص می‌شود، مشارکت در تست خلاقیت و ساخت فضای معماری ۸۲% افزایش یافت. ۶۱% دانشجویان در آزمون تشریحی کل بناهای مورد پرسش را تحلیل کردند. ۷۹% دانشجویان در طراحی، ارایه و ساخت نمایشگاه مشارکت داشتند. با اشتراک دانش‌ و ارایه فردی‌ و گروهی، دانشجویان در ‌‌آموزش و تولید محصول ‌شریک هستند.

سنجش دیدگاه شرکت‌های مهندسان مشاور درباره مهارت‌های سخت و نرم در استخدام تازه دانش‌آموختگان معماری

سنجش دیدگاه شرکت‌های مهندسان مشاور درباره مهارت‌های سخت و نرم در استخدام تازه دانش‌آموختگان معماری

دوره 14، شماره 1، مرداد 1402، صفحه 133-150

https://doi.org/10.30475/isau.2023.322086.1839

پرستو عشرتی، آناهیتا جم

چکیده هدف مقاله حاضر تعیین مهارت‌های نرم و سخت و میزان اهمیت آن‌ها برای استخدام تازه دانش‌آموختگان معماری در شرکت‌های مهندسان مشاور است. برای دستیابی به این هدف سه پرسش طرح گردید: پرسش نخست در پی یافتن نسبت اهمیت مهارت سخت به نرم، پرسش دوم در پی تعیین مهم‌ترین و کم اهمیت‌ترین مهارت‌ها و پرسش سوم در پی تعیین رابطه بین سطح شرکت (کوچک، متوسط و بزرگ) و میزان اهمیت این مهارت‌ها است. بدین منظور در گام نخست، مروری بر مبانی و پیشینه موضوع انجام و گویه‌های دو دسته مهارت‌ نرم و سخت استخراج گردید. در گام دوم، مبتنی بر این گویه‌ها پرسشنامه‌ای تدوین و در اختیار نمونه آماری پژوهش متشکل از مدیران شرکت‌های مهندسان مشاور قرار گرفت. نتایج تحلیل کمی داده‌ها با نرم‌افزار SPSS حاکی از آن است که از دید مدیران این شرکت‌ها برای استخدام تازه دانش‌آموختگان معماری اهمیت مهارت سخت 38/44% و مهارت نرم 62/55 % است. از بین مهارت‌های سخت، در شرکت‌های کوچک نرم‌افزار بیشترین و قوانین حقوقی کمترین، در شرکت‌های متوسط سابقه کاری و طراحی به ترتیب بیشترین و نوع مدرک کمترین و در شرکت‌های بزرگ نرم‌افزار بیشترین و نوع مدرک کمترین درجه اهمیت را دارد. از بین مهارت‌های نرم، در شرکت‌های کوچک اخلاق حرفه‌ای بیشترین و پژوهش، مدیریت پروژه و مهارت ارتباطی کمترین، در شرکت‌های متوسط اخلاق حرفه‌ای بیشترین و مدیریت پروژه کمترین و در شرکت‌های بزرگ اخلاق حرفه‌ای بیشترین و پژوهش کمترین اهمیت را دارا هستند. در کل فارغ از سطح شرکت‌ها و تقسیم‌بندی مهارت‌ها، مهم‌ترین مهارت اخلاق حرفه‌ای و کم اهمیت‌ترین نوع مدرک است. مبتنی بر نتایج آزمون کروسکال والیس بین سطح شرکت‌ و میزان اهمیت مهارت‌های سخت و نرم ارتباطی وجود ندارد. همچنین تحلیل کیفی مصاحبه با مدیران شرکت‌ها تغییرات مورد نیاز آموزش دانشگاهی برای افزایش توانمندی دانشجویان برای ورود به بازار کار را آشکار و پیشنهاداتی برای دانشجویان ارائه نمود.

معیارهای گزینش دستیاران تدریس و مدرسان مدعو معماری؛ نمونه‌ی موردی: دانشگاه حکیم سبزواری

معیارهای گزینش دستیاران تدریس و مدرسان مدعو معماری؛ نمونه‌ی موردی: دانشگاه حکیم سبزواری

دوره 13، شماره 2، دی 1401، صفحه 161-173

https://doi.org/10.30475/isau.2022.252278.1537

وحید صدرام، سیده مهسا موسوی شیلگانی، سارا اسعدی جعفرآباد

چکیده با افزایش پذیرش دانشجو در رشته‌ی معماری نسبت به گذشته، استادان معماری برای پیش‌برد کارگاه طراحی نیازمند کمک دستیارانی هستند که غالباً از میان مدرسان مدعو انتخاب می‌شوند. ظاهراً برای انتخاب این دستیاران محدودیت‌ها و معیارهای روشنی وجود ندارد و استادان صرفاً با نظر شخصی و تجربی و با شناخت قبلی خود دستیار انتخاب می‌کنند. از سوی دیگر، برخی دانش‌آموختگان جدید معماری نیز به‌دلیل کمبود کار در بازار حرفه‌ای، بدون میل و استعداد شخصی، متقاضی دستیاری هستند. گاهی بی‌توجهی یا اشتباه استادان در انتخاب یک دستیار مناسب، موجب نارضایتی دانشجویان کارشناسی معماری می‌شود. از این رو، سعی شده به معیار‌های گزینش دستیار تدریس و مدرسان مدعو در دانشکده‌ی معماری دانشگاه حکیم سبزواری پرداخته شود. روش تحقیق این مقاله ترکیبی است و در دو بخش مطالعات کتابخانه‌ای و زمینه‌ای، از طریق مصاحبه و پرسشنامه انجام شده است. از طریق مصاحبه با استادان و پرسش از دانشجویان دوره‌ی کارشناسی، و در ادامه، با مقایسه، تحلیل و تطبیق نظرها، چند معیار روشن بدست آمد و اولویت‌بندی شد. هدف از تحقیق حاضر آن است که از طریق استخراج معیارهای برجسته‌ی مورد قبول استادان و دانشجویان معماری، تعریفی عملیاتی برای گزینش دستیاران استاد ارائه دهد تا استادان علاقه‌مند بتوانند انتخاب‌های شخصی و تجربی خود را با نتایج حاصل از این پژوهش ارزیابی نمایند و خطای کمتری داشته باشند.

تبیین راهبردهای داوری طرح‌های معماری و نقش آن در فرایند یادگیری دانشجویان

تبیین راهبردهای داوری طرح‌های معماری و نقش آن در فرایند یادگیری دانشجویان

دوره 13، شماره 1، شهریور 1401، صفحه 85-103

https://doi.org/10.30475/isau.2020.232738.1428

مائده میاحی، سعید میرریاحی، محمدابراهیم مظهری، یداله مهرعلیزاده

چکیده فرایند یادگیری مستمر و جامع وابسته به انتخاب شیوه آموزش مناسب در هر نظام آموزشی پیشرو است. فرایند آموزش جامع در امر تدریس از دو جنبه یادگیری و ارزیابی بررسی می‌شود. در این پژوهش جایگاه ارزیابی طرح‌های معماری در فرآیند یادگیری و  ارتقای توان علمی دانشجویان  بررسی شد. روش تحقیق از نوع آمیخته (کمی-کیفی) باهدف کاربردی است. جامعه‌ی آماری 51 مدرس از اعضای هیئت‌علمی متخصص رشته معماری در دانشگاه‌های شهید بهشتی، تهران، علم و صنعت و شهید چمران اهواز می‌باشند. نمونه‌گیری به‌صورت سامانمند و غیر تصادفی انجام‌ و نظر به اینکه یکی از عوامل مهم در ارزشیابی آموزشی عملاً خود دانشجویان می‌باشند ترجیح داده شد که نظرات دانشجویان هم درزمینه‌ی ارزشیابی طرح‌های معماری گرفته شود. بر این اساس دانشجویان آتلیه طرح معماری (3)، کارشناسی ارشد دانشگاه آزاد اسلامی واحد اهواز به‌عنوان جامعه آماری انتخاب شدند. ابزار جمع‌آوری داده‌ها از طریق پرسشنامه طیف لیکرت است. تجزیه‌وتحلیل آماری نتایج با کمک نرم‌افزار SSPS و به‌کارگیری آزمون همبستگی اسپیرمن برای سنجش مدل پژوهش و ارزیابی اعتبار آن و از آزمون فریدمن برای اولویت‌بندی متغیرها استفاده شد. امتیازدهی خبرگان در ارزشیابی نهایی پروژه‌ها محاسبه گردید. نتایج حاصل از پرسشنامه‌ها در تهیه راهکارهای پیشنهادی و امتیازدهی معیارها و ضوابط داوری پروژه‌های طراحی معماری مؤثر هستند. نتایج پژوهش نشان می‌دهد که مطالعات و دانش فنی، با بالاترین ضریب همبستگی معنی‌دار بیشترین رابطه را با محصول نهایی داشته است و بعدازآن مهارت طراحی، پیشبرد روند طراحی و دانش اولیه قرار دارند. نتایج آزمون رتبه‌بندی فریدمن نشان داد که زیرمولفه تحلیل و تفسیر نتایج محصول نهایی،تکنیک نحوه ارائه و ماکت بالاترین رتبه و مهم‌ترین زیرمولفه‌های مرتبط با ارزشیابی طرح‌های معماری هستند. شاخص وزنی 5 مؤلفه اصلی تاثیرگزار بر داوری  طرح‌های نهایی بر اساس آزمون رتبه‌بندی زیرمولفه‌ها به ترتیب محصول نهایی، مطالعه و دانش  فنی، مهارت طراحی، پیشبرد روند طراحی و دانش اولیه است.

ارزیابی جایگاه آموزش‌های دانشگاهی در حوزه معماری پایدار؛ نمونه موردی: ساختمان‌های مسکونی شهر تهران

ارزیابی جایگاه آموزش‌های دانشگاهی در حوزه معماری پایدار؛ نمونه موردی: ساختمان‌های مسکونی شهر تهران

دوره 13، شماره 1، شهریور 1401، صفحه 231-244

https://doi.org/10.30475/isau.2022.226552.1388

پیمان پیله چی ها، معصومه کاظمی

چکیده باوجود بحران‌های زیست‌محیطی و کاهش ذخایر سوخت‌های فسیلی نیاز به راهکارهای توسعه پایدار و معماری پایدار به ‌منظور مدیریت مصرف انرژی و کاهش زیان‌های خطرناک انسانی بیش‌ازپیش احساس می‌شود. در این راستا به‌منظور افزایش آگاهی دانشجویان و طراحان بایستی آموزش‌های تخصصی معماری پایدار در حوزه دروس دانشگاهی قرار گیرد. از آنجایی‌که ساختمان‌های مسکونی بخش مهمی از مصرف انرژی را در کشور شامل می‌شوند، بایستی میزان اثربخشی این راهکار بر نحوه طراحی ساختمان‌های مسکونی در شهر تهران موردبررسی قرار گیرد. این پژوهش از منظر روش‌شناسی پیمایشی است و دارای دو بخش کیفی و کمی است که در بخش کیفی به بررسی مبانی نظری مربوطه و در بخش دوم پرسشنامه‌هایی در اختیار 20 نفر از اساتید و دانشجویان معماری به‌ منظور بررسی میزان اثربخشی آموزش‌های معماری پایدار بر نحوه طراحی خانه‌های مسکونی شهر تهران گذاشته ‌شده است و برای تعیین اعتباریابی پرسشنامه از نرم‌افزار Smart PLS2 استفاده ‌شده و به جهت اولویت‌بندی داده‌ها از آزمون فریدمن در نرم‌افزار SPSS ‌بهره گرفته شده است. درنهایت نتایج حاصله بیانگر آن است آموزش‌های معماری پایدار در سطح اجتماعی (دانشجویان، بالا بردن آگاهی مردم و درنهایت کارفرمایان) بیشترین تأثیر را داشته و در بالا بردن کیفیت محیط داخلی ساختمان به نسبت اثربخشی کمتری دارد.

طراحی به مثابه حل مسئله؛ مدلی مبتنی بر سوابق طراحی

طراحی به مثابه حل مسئله؛ مدلی مبتنی بر سوابق طراحی

دوره 11، شماره 2، دی 1399، صفحه 21-33

https://doi.org/10.30475/isau.2020.205268.1306

بابک آهنگر عزیزی، قاسم مطلبی، ژیلا رضاخانی

چکیده مسائل طراحی بر خلاف مسائل علوم تجربی، دارای ماهیتی بدساختار و بدتعریف بوده و مسیرهای شفاف و چارچوب های از پیش تعیین شده ای برای حل آن ها وجود ندارد. با توجه به این که طراحان مبتدی فاقد تجربه کافی در مواجهه با این مسائل هستند، ممکن است در حل آن ها دچار سردرگمی شده و به کپی برداری و یا تبعیت کامل از رویکرد مدرس روی آورند که نتیجه آن ممانعت از ارتقاء مهارت و خلاقیت در آن ها می باشد. هدف اصلی این پژوهش دستیابی به راهکاری برای تغییر ماهیت مسئله بد ساختار طراحی به مسئله ای نسبتاً خوش ساختار و بهره گیری از آن در آموزش طراحان مبتدی بوده است. این هدف با تبیین مدلی جهت قاب بندی مسئله طراحی با بهره گیری از نمونه آثار پیشین طراحی که اصطلاحاً سوابق طراحی نامیده می شود، پی گرفته شد. این مدل پیشنهادی بر اساس روش تحقیق شبه تجربی مورد آزمون قرار گرفت. بدین منظور ابتدا 28 نفر از دانشجویان ترم 4 رشته معماری در دو گروه شاهد و آزمون دسته بندی شدند، سپس اعضاء گروه شاهد بدون بهره گیری از سوابق طراحی و تنها بر پایه تجارب قبلی و اعضاء گروه آزمون با استفاده از مدل پیشنهادی و بر اساس ترکیب نمونه هایی از سوابق طراحی، تمرین مورد نظر را انجام دادند. نتایج حاصل نشان داد طرحواره های گروه آزمون در مقایسه با طرحواره های گروه شاهد میانگین امتیاز بالاتری را کسب کردند. همچنین بهره گیری از مدل پیشنهادی موجب کاهش احتمال تقلید و افزایش تنوع در طرحواره های گروه آزمون گردید.

شناخت و امکان‌سنجی بکارگیری سیستم مدل‌سازی اطلاعات ساختمان (BIM) در آموزش معماری ایران

شناخت و امکان‌سنجی بکارگیری سیستم مدل‌سازی اطلاعات ساختمان (BIM) در آموزش معماری ایران

دوره 11، شماره 1، تیر 1399، صفحه 145-166

https://doi.org/10.30475/isau.2020.222331.1368

مرجان لطیفی اسکویی، سید امیر سعید محمودی، الهام ناظمی

چکیده گرچه امروزه مدل‌سازی اطلاعات ساختمان و آموزش آن از موضوعات مهم و رو به رشدی در عناوین پژوهش­های اخیر در جهان به شمار می­رود، اما این جریان نوین بخصوص آموزش آن درکشور ایران نادیده گرفته شده است. پژوهش حاضر با هدف پیشنهاد چارچوب مفهومی جهت شناخت بکارگیری سیستم مدل‌سازی اطلاعات ساختمان درآموزش معماری ایران انجام یافته است. این پژوهش از نظر هدف، کاربردی بوده و رویکردی آمیخته؛ شامل نمونه موردی ثانویه، پیمایش و گروه کانونی دارد. انتخاب جامعة آماری به روش هدفمند بوده و حجم نمونه تعداد 200 نفر دانش­آموختة معماری است. خطای اندازه گیری 05/0 و سطح اطمینان 95 درصد، بوده است. پرسشنامه‌ها بصورت آنلاین پخش و با استفاده از نرم­افزار آماری (اس.پی.اس.اس) تحلیل شده­اند. روایی پرسشنامه­ها ارزیابی و پایایی متغیرها از طریق آزمون آلفای کرونباخ با ضریب 876/0محاسبه و تایید شده است. ابتدا با استفاده از نمونه­های موردی چارچوب نظری پژوهش ترسیم وسپس نظرات مشارکت کنندگان اخذ و تحلیل گردیده و در انتها چارچوب نهایی توسط گروه کانونی از اساتید و خبرگان اعتبار سنجی گشته است. سطح  و اهداف دوره با توجه به نتایج آزمون کای اسکوئر چنین بدست آمد که سیستم مدل‌سازی اطلاعات ساختمان می‌تواند در مقاطع مختلف و به همراه سایر کلاس‌های آموزشی بکار رود. همچنین از آزمون­های t یک نمونه­ای و رتبه‌بندی فریدمن جهت انتخاب محتوا و اهمیت دوره­ها استفاده شده که بیشترین میزان اهمیت کاربرد سیستم مدل‌سازی اطلاعات ساختمان در مدیریت پروژه، مباحث پایداری و کارگاه طراحی معماری و کمترین میزان اهمیت کاربرد آن در حوزة مفاهیم و تصورات ذهنی بدست آمده است. براساس یافته­ها، سه حوزة نرم افزار و مدل­سازی؛ مفاهیم و تئوری؛ و مدیریت اطلاعات؛ در چارچوب آموزشی سیستم مدل‌سازی اطلاعات ساختمان موثر شناخته شده و به عنوان نمونه برنامه درسی دورة کارشناسی معماری مورد بررسی قرار گرفته است و الگوی آموزشی نهایی به صورت تلفیقی در مقاطع مختلف تحصیلی پیشنهاد شده است.

تأثیر تنوع محرک بصری در خلاقیت طراحی دانشجویان طرح یک معماری

تأثیر تنوع محرک بصری در خلاقیت طراحی دانشجویان طرح یک معماری

دوره 10، شماره 1، خرداد 1398، صفحه 127-140

https://doi.org/10.30475/isau.2019.87944

محمد علی اشرف گنجوئی، محمودرضا ثقفی، محمد ایرانمنش

چکیده در حوزه خلاقیت، مطالعات متعددی در خصوص انواع محرک بین حوزه (تشابه ساختاری با مساله طراحی) و درون حوزه (مشابه با مساله طراحی) در مرحله ایده پردازی طراحی انجام شده است، با این وجود بررسی تأثیر تنوع یا عدم تنوع این نوع محرکها در خلاقیت دانشجویان چندان مورد توجه نبوده است. در کنار این موضوع، از آنجایی که هر نوع محرک بصری تأثیر متفاوتی در اندیشه واگرا و همگرا دارد در خصوص تفاوت این تأثیر در فرآیند طراحی دانشجویان، مطالعات محدودی انجام شده است. در این تحقیق، تأثیر تنوع محرک بصری در خلاقیت دانشجویان معماری و بر اندیشه های همگرا و واگرا مورد بررسی قرار می گیرد. در آزمونهای مورد نظر، محرک بین حوزه و درون حوزه به تنهایی و همین طور با هم (هم زمان یا با توالی زمانی) ارائه می شوند. آزمونها با دانشجویان درس طرح یک معماری در دانشگاه شهید باهنرکرمان صورت می گیرد. آنها اولین تجربه یک پروژه کامل طراحی را می گذرانند. سنجش خلاقیت از طریق ارزیابی محصول طراحی و نمرهای است که داوران به دو عامل "ابتکار " و "تحقق پذیری " می دهند. داده های حاصل توسط تحلیل واریانس بررسی میشود. نتایج حاکی از عدم تأثیر تنوع محرک در خلاقیت دانشجویان و تأثیر محرک درون حوزه به تنهایی، در ارتقاء ابتکار و تفکر واگرا است. هیچ کدام از انواع محرک دراندیشه همگرا و عامل تحقق پذیری تأثیر معناداری ندارند.

ارزیابی نظریه یادگیری کُلب در آموزش معماری از منظر اسلامی

ارزیابی نظریه یادگیری کُلب در آموزش معماری از منظر اسلامی

دوره 9، شماره 1، شهریور 1397، صفحه 175-192

https://doi.org/10.30475/isau.2018.68587

عبدالحمید نقره کار، ساحل دژپسند

چکیده یکی از موضوعات مهم در آموزش معماری، چگونگی روند یادگیری است. در آموزش معماری، استفاده معماران از رشته­ های دیگر ازجمله علوم تربیتی و پرورشی جهت نقد مطلوب آثارشان در طول ارزیابی ­ها و ارزشیابی­ ها، از نیازهای مهم در جهت بهبود کیفی طراحی محسوب شده و فقدان آن باعث شکاف میان محیط­ های پژوهشی و حرفه­ ای خواهد شد. اما آموزش و پرورش در یک نظام اجتماعی متکی بر اعتقادات اسلامی، می ­بایست با سایرین متفاوت باشد. اسلام استفاده از مزایای ناشی از کاربرد علوم و دانش به‌دست‌آمده در دیگر سرزمین­ ها را لازم و ضروری می ­داند؛ اما برای اینکه بتوان این دستاوردها را به‌گونه‌ای صحیح در هر عرصه ­ای همچون معماری وارد ساخت، باید مؤلفه­ های آن را با مفاهیم و ارزش‌های بومی و مذهبی هماهنگ ساخت. تلفیق روش‌های مختلف علمی، فلسفی و مذهبی، بهتر می­تواند پدیده­ هایی چون یادگیری را که جنبه­ های گوناگونی دارد، تبیین نماید. یکی از نظریات موردتوجه در حوزه یادگیری، نظریه یادگیری کُلب است که در حیطه علوم تربیتی بسیار مورد استناد است و مقبولیت بیشتری در بین محققان دارد. این نظریه به شیوه­ های متفاوت دریافت و پردازش اطلاعات در افراد می ­پردازد. این پژوهش با هدف نقد و ارزیابی این نظریه مبتنی بر ارزش ­ها و اصول اسلامی در آموزش معماری، انجام شده و به دنبال پاسخ به این سؤال است که آیا نظریه یادگیری کُلب با مبانی نظری اسلامی در حوزه یادگیری و آموزش معماری قرابت دارد؟ به همین منظور، یک مقایسه تطبیقی میان این نظریه با نظریه متناظر اسلامی که قابلیت کاربرد برای کلیه فرایندهای انسانی (نظیر یادگیری، آموزش و خلق آثار هنری، معماری و شهرسازی) را داراست، انجام شده است. با توجه به ماهیت میان ­رشته­ ای تحقیق، از روش‌های تحقیق ترکیبی اعم از تفسیری-تحلیلی و استدلال منطقی مبتنی بر دو منبع عقل و نقل استفاده شده است. یافته ­ها گویای آن است که اساس مدل یادگیری کُلب مبتنی بر تجربه و تفاوت‌های فردی در امر یادگیری می ­باشد که از منظر اسلامی قابل تائید بوده و بر آن تأکید شده است. لیکن به منظور استفاده از آن در آموزش صحیح و اسلامی رشته معماری با توجه به ماهیت میان ­رشته ­ای آن، مباحثی تکمیلی پیشنهاد شده است. این مدل با بخش‌هایی از مدل اسلامی مطابقت دارد؛ ولی در مباحث انسان ­شناسی دارای ضعف‌هایی می ­باشد. همچنین مدل کُلب قادر به ارزیابی مفاهیمی، همچون کشف و الهام که مربوط به سطوح بالاتر یادگیری در انسان­هاست، نیست. دستیابی به این سطوح منجر به کسب معرفت و حکمت گشته و بر ضرورت پرداختن به آن در نظام آموزش عالی کشور تأکید می­ گردد.

مطالعه­ی تطبیقی معماری و سینما با رویکرد آموزش معماری به کمک فیلم

مطالعه­ی تطبیقی معماری و سینما با رویکرد آموزش معماری به کمک فیلم

دوره 8، شماره 2، دی 1396، صفحه 157-172

https://doi.org/10.30475/isau.2018.62072

امیر سرابی، صلاح الدین مولانایی

چکیده مقاله­ ی حاضر، به مطالعه ­ی تطبیقی دو هنر معماری و سینما پرداخته است؛ رویکرد این مطالعه، آموزش معماری و هدف اصلی آن، استفاده از قابلیت­ های سینما در راستای تحقق این رویکرد می­باشد. با توجّه به مطالعات تطبیقی و نیز تئوری­ های مرتبط با تاویل اثر هنری پانوفسکی، رویکردی آموزش محور به این پژوهش­ ها داده شده است. آیا سینما، می­تواند به عنوان ابزار مناسب در آموزش معماری مورد استفاده قرار گیرد؟ پاسخ به سؤال و بررسی این فرضیه که "سینما به عنوان ابزار آموزشی معماری، مناسب و کارآمد است"، در گرو پاسخ به سؤالات فرعی است: 1. خروجی کار دانشجویان معماری در صورت نمایش یک فیلم، نسبت به دانشجویان دیگر که از این ابزار محروم بوده­ اند، چه تفاوتی دارد؟ 2. در صورت بهبود کیفیت اسکیس ­ها به روش پیشنهادی، میزان تأثیر و چگونگی این روش به چه صورت در کار دانشجویان نمود می­ یابد؟ این مقاله بر مبنای مطالعات استدلالی-منطقی و به­روش بررسی میدانی همراه با تحلیل کیفی در راستای رویکرد پدیدارشناسانه­ ی نمادها است. هدف مقاله­ ی پیش­رو، رسیدن به روشی کارآمد جهت افزایش راندمان آموزش معماری است و یکی از راه­حل­ های مناسب برای رسیدن به این منظور، بهره­گیری از پتانسیل­ های هنر سینما است. طی خروجی ­های پژوهش بر مبنای تحلیل کیفی داده ­ها، مشخص گردید که 75% نمرات Aو Bبه گروهی تعلق گردید که از ابزار فیلم برای آموزش بهره گرفته بودند، این در حالی است که تنها 43.75% از گروه دیگر که محروم از این ابزار بودند توانستند نمرات Aو Bرا کسب کنند؛ به طوری که 81.25% اسکیس های گروه الف به لحاظ معنایی و 62.5% آن­ها به لحاظ فرمی از فیلم نمایش داده شده به صورت آشکار یا پنهان بهره جسته­اند. از بررسی­ها و آنالیزهای صورت گرفته می­توان چنین نتیجه گرفت که این فرضیه که "سینما به عنوان ابزار آموزشی معماری، مناسب است." صحیح بوده و میزان و چگونگی آن در حوزه­ی عینی و ذهنی بررسی گردیده است.

تبیین راهکارهای اجرایی دانشکده معماری پردیس هنرهای زیبا دانشگاه تهران با تاکید بر آسیب شناسی و ساماندهی کیفیت وضع موجود

تبیین راهکارهای اجرایی دانشکده معماری پردیس هنرهای زیبا دانشگاه تهران با تاکید بر آسیب شناسی و ساماندهی کیفیت وضع موجود

دوره 7، شماره 2، دی 1395

https://doi.org/10.30475/isau.2017.62029

سید غلامرضا اسلامی، سید یحیی اسلامی، رضا نقدبیشی

چکیده پژوهش حاضر با توجه به تغییرات در ساختار مدیریتی دانشکده هنرهای زیبا که منجر به تبدیل وضعیت قبلی به پردیس گردید و با هدف تهیه ی طرح جامعی که در سه حوزه ی مدیریت اجرایی، میانی و راهبردی در سه مرحله ی زمانی گذشته، حال و آینده به منظور ترسیم نقشه ی راه در ساماندهی و توسعه ی کیفی پردیس هنرهای زیبا باشد شکل گرفته است. این نوشتار، به عنوان بخشی از طرح جامع یاد شده، با پرداختن به بازه ی زمانی "حال " و "تبیین مشکل" به هدف ذکر شده پرداخته است. بر این اساس روش پژوهش شامل راهبرد مشابه سازی همراه با راهکارهای مصاحبه با اساتید صاحب نظر و طرح پرسشنامه از دانشجویان دانشکده معماری و تحلیل این اطلاعات بوده و بر این پایه، مصاحبه با اساتید به صورت انتخاب تصادفی و طرح پرسشنامه نیز بر پایه ی مدل شبکه ای پایا و هدفمند که برای طرح جامع طراحی شده بود و از میان 111 دانشجو در مقاطع کارشناسی تا دکتری با ضریب روایی 0/83 (آلفای کرونباخ) صورت پذیرفته است. نتایج پژوهش نشان می دهد اهداف سه گانه ی پژوهشی، آموزشی و کاربردی با عوامل پنجگانه ی سامانه ی آموزش عالی دارای شرایط مختلف ارتباط در طیفی پنج درجه ای می باشند که نیازمند جبران و یا تقویت در برخی شاخصه ها هستند.

سازوکار داوری و سنجش طراحی در آموزش معماری پیشنهاد مدلی برای ارزیابی فرآیند و ارزشیابی طرح در تعامل استاد و دانشجو

سازوکار داوری و سنجش طراحی در آموزش معماری پیشنهاد مدلی برای ارزیابی فرآیند و ارزشیابی طرح در تعامل استاد و دانشجو

دوره 5، شماره 2، دی 1393

https://doi.org/10.30475/isau.2015.61988

رضا سامه، عباسعلی ایزدی

چکیده آموزش معماری در سطوح مختلف وجهی از آموزش عالی است که به دلیل نقش و جایگاه حرفه ای این رشته، از روش و فرآیند ویژه ای برخوردار است. در این راستا امر قضاوت و سنجش توانایی های دانشجویان موضوعی است که به تبع ساختار ویژة آموزش معماری، همواره به صورت ویژه مورد پیگیری بوده است. این نکته که می بایست سازوکار داوری و سنجش طراحی مبتنی بر چارچوبی هدفمند و فرآیندی روشن استوار گردد تا پیشرفت تحصیلی با اتکای بر معیارها و شاخص های دقیق مورد کنترل و نظارت قرار گیرد، از مهم ترین اهداف آموزش معماری در این مقاله به شمار می رود. همچنین این امر که تعامل دوسویة داوری از سوی اساتید و دانشجویان چه نسبتی را در نظام سنجش تحصیلی پدید می آورد و نقش هریک در این نظام چگونه باید تنظیم گردد تا به پیشرفت تحصیلی نایل گردد، از جمله مسائلی هستند که در مقالة حاضر بدان پرداخته شده است. بطور خلاصه مقاله در پی آن بوده است که برپایة چنین اهدافی و با مرور روش های رایج در ادبیات موضوع، ضمن تبیین سازوکاری مبتنی بر دو شیوة متفاوت اما مکمل «ارزیابی فرآیند» و «ارزشیابی طرح»، به چگونگی سنجش توان طراحی دانشجویان و شیوة قضاوت پروژه های معماری در جهت ارتقای کیفیت آموزش در این رشته بپردازد و مدلی را درخصوص روش صحیح سنجش و داوری به عرصة نقد و آزمون گذارد. در این راستا جامعه ای آماری به عنوان نمونة مطالعه، مورد بررسی قرار گرفته که پس از محاسبة نتایج حاصل از پیمایش مبتنی بر سازوکار پیشنهادی و آزمون همبستگی میان نتایج برخاسته از رویکردهای متفاوت در آن، تعمیم پذیری و جامعیت مدل ارائه شده نیز ارزیابی می گردد.