کلیدواژه‌ها = معماری
تعداد مقالات: 17
واکاوی اثربخشی آموزش مبتنی بر واقعیت افزوده مجازی بر تفکرخلاق و مهارت حل مسئله دانشجویان معماری

واکاوی اثربخشی آموزش مبتنی بر واقعیت افزوده مجازی بر تفکرخلاق و مهارت حل مسئله دانشجویان معماری

مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 07 شهریور 1405

https://doi.org/10.30475/isau.2026.479168.2191

عباس صداقتی

چکیده پرورش تفکرخلاق و توانایی‌های حل‌مسئله، همواره سنگ‌بنای آموزش معماری است. درحالی‌که تحقیقات زیادی مبنی‌بر تاثیر مثبت به‌کارگیری فناوری-های دیجیتال بر خلاقیت دانشجویان‌معماری وجود دارد، برخی معتقدند این فناوری‌ها جایگزینی غیرواقعی برای یادگیری عملی و مانعی برای پرورش خلاقیت هستند. این پژوهش به‌بررسی تأثیرات طراحی مبتنی‌بر واقعیت‌افزوده بر تفکرخلاق و مهارت‌های حل‌مسئله پرداخته و بارشناختی دانشجویان را در طول فرآیند یادگیری مقایسه کرد. این تحقیق کاربردی، درطیف مطالعات ارزشیابی می‌باشد. به‌لحاظ نحوه جمع‌آوری داده، از روش آمیخته‌تشریحی استفاده شده است. دربخش کمی، به‌منظور بررسی تفاوت‌ها در بنیان‌ها در دوگروه آزمایش و کنترل پرسشنامه ویلیامز و هوانگ به‌کار گرفته شد و دربخش کیفی از مصاحبه نیمه‌ساختاریافته و مشاهده میدانی استفاده شد. بر اساس یافته‌ها، استفاده از فناوری واقعیت‌افزوده، باعث ارتقای تفکرخلاق دانشجویان درس طراحی‌فنی گردید، در خرده‌عامل‌های آن؛ در مولفه ریسک‌پذیری، گروه‌آزمایش تفاوت معناداری با گروه‌کنترل نداشت. اما در سه مولفه؛ حس‌کنجکاوی، پنداره و انعطاف-پذیری، گروه‌آزمایش به‌طور قابل‌توجهی بهتر از گروه‌کنترل امتیاز کسب‌کرد. همین‌نتیجه برای حل‌مسئله نیز به‌دست آمد. هم‌چنین بارشناختی دانشجویان به-خصوص تلاش‌ذهنی را درطول فرایند یادگیری کاهش داد. نتایج مصاحبه‌ها و مشاهده نتایج تجربی را تکمیل کرد و و عمدتا موضوع ضعف دانشجویان در ترسیم‌های دستی و اسکیس در استقبال آنان از این فناوری بی‌تاثیر نیست. برای پرورش خلاقیت، تکیه شدید بر این فناوری، علی‌رغم داشتن مزایای زیاد، خالی از چالش نیست. اتکای بیش از حد به آن منجر به فقدان تجربه‌عملی و کاهش مهارت‌ها می‌شود. برای مربیان ضروری است که بین استفاده از ابزارهای دیجیتال به‌عنوان ابزارکمکی و پیش‌بردن مهارت‌های اساسی طراحی از طریق روش‌های سنتی، تعادل ایجاد کنند.

تبیین فرآیند بهره‌گیری از روش تک‌نگاری در مطالعات معماری ایران

تبیین فرآیند بهره‌گیری از روش تک‌نگاری در مطالعات معماری ایران

دوره 16، شماره 1، شهریور 1404، صفحه 103-118

https://doi.org/10.30475/isau.2025.448216.2142

حجت‌اله عبدی اردکانی، سیده یاسمن ده بزرگی

چکیده تک‌نگاری در حوزه معماری، موضوعی است که طی چند دهه گذشته کم و بیش مورد توجه محققین مختلف قرار گرفته و در مقالات آنان نمود پیدا کرده ‌است. این قبیل از پژوهش‌ها موجب معرفی، ثبت و مستند‌نگاری ابنیه‌ای شده که به علت ناشناخته ماندن، در معرض آسیب‌ قرار گرفته‌ و در حال تخریب بوده‌اند. علی‌رغم اهمیت تک‌نگاری در زمینه‌ی معماری، تاکنون یک طرح جامع به عنوان یک مرجع برای نگارش این دست از مقالات تهیه نشده و افراد مختلف به شیوه‌هایی متنوع به نگارش چنین مقالاتی پرداخته‌اند. بنابراین هدف اصلی در پژوهش حاضر، ارائه‌ی راهنمایی جامع با مراحل از پیش تعیین شده به منظور انجام این قبیل از پژوهش‌ها است. بدین منظور در ابتدا تلاش شده تا با مرور نمونه‌های اولیه‌ی تک‌نگاری به ریشه‌های شکل‌گیری چنین موضوعی در ایران و جهان پرداخته شود. در ادامه نیز با استناد به روش تحلیل محتوای کیفی به بررسی متن 50 مقاله مربوط به 75 سال گذشته در این حوزه پرداخته و مفاهیم قابل استخراج از هرکدام مشخص شده ‌است. یافته‌های پژوهش نشان می‌دهد که این مفاهیم به صورت زیرمجموعه‌‌های یک مقوله‌ی کلی درآمده و این مقولات مراحل تک‌نگاری را روشن ساخته‌اند. این مراحل عبارتند از شناسایی، تاریخ‌‌نگاری و معماری. در مرحله‌ی شناسایی به انتخاب و مشاهده‌ی بنا به صورت مستقیم (بازدید میدانی) و غیرمستقیم (مشاهده تصاویر و طرح‌های موجود از بنا) پرداخته‌ شده ‌است. در مرحله‌ی دوم پیشینه تاریخی و موقعیت جغرافیایی منطقه‌ای که بنا در آن واقع شده، زمان ساخت بنا و سیر تحولات آن از ابتدا تاکنون، سازنده و بانیان بنا و علت نام‌گذاری آن با استناد به منابعی نظیر اطلس‌های جغرافیایی، کتیبه‌های موجود، متون تاریخی، سفرنامه‌ها، اشعار و ...، مشخص شده‌اند. در مرحله‌ی پایانی نیز به توصیف معمارانه بنا پرداخته‌شده و عناصر فضایی، فرم ظاهری، سازه و شیوه‌های اجرای بنا، مصالح و تزیینات به کار رفته در آن مشخص شده‌اند.

هندسه، اساس و منشاءِ معماری استعلایی

هندسه، اساس و منشاءِ معماری استعلایی

دوره 15، شماره 2، دی 1403، صفحه 177-193

https://doi.org/10.30475/isau.2024.480801.2196

مسعود فلاح، عبدالحمید نقره کار، بهرام صالح صدق پور

چکیده ماهیت هندسه در معماری و نحوۀ کاربست آن، همواره موضوعی مورد مناقشه در میان معماران و اندیشه‌ورزانِ این حوزه بوده است، و غالباً پژوهشگران با توجه به خاستگاه نظریِ خود، از جنبه‌هایی متفاوت و حصری بدان نگریسته‌اند. حال این پژوهش درصدد است تا با بهره‌گیری از مکتب اسلام به عنوانِ یک خاستگاه نظریِ جامع و مانع به شناخت ماهیت و وظایفِ هندسه در نظامِ آفرینش کلیۀ مخلوقات و مصنوعات و به شکل ویژه معماری همت گمارد و از این رهگذر، به استعلای آموزش و طراحی معماری کمک نماید. از اینرو، ابتدا ضمن بررسیِ این مولفه در مکاتب گوناگون بشری، تلاش گردیده است؛ برای شکل‌دهی به چهارچوبِ نظریِ پژوهش، با رویکردی تفسیری- تحلیلی و با بهره‌گیری از منابع اصیل اسلامی به شناخت این مفهوم و جایگاه آن در نظامِ هستی و کلیۀ ممکنات موجود در آن، از جمله معماری پرداخته شود. سپس با بهره‌گیری از روش استدلال منطقی سعی شده است تا نقش‌های هندسه در معماری از چهارچوب نظری پژوهش استخراج گردد. سپس بر این مبنا و برای ادراکی جامع از نقشِ هندسه در معماری، علل اربعۀ هندسه در معماری شناسایی و در یک بنا که در اینجا «خانۀ کعبه» به عنوانِ نمودی از معماری الهی می‌باشد، بررسیِ انطباقی گردیده است. در پایان، شناختِ این علّل، مبین این موضوع می‌باشد که: علّت فاعلیِ هندسه در معماری، انتظام بخشی به اجزاء در قالبِ یک کلِ وحدت یافته، برای بهره‌برداری انسان (انسانِ کامل) می‌باشد. علت غایی نیز، انتقالِ حقیقتِ معنا متناسب با نوعِ عملکرد معماری، در جهت نیل به مقامِ هدایت و عبودیت است. علّت مادی عنصر «فضا» می‌باشد که می‌بایست متناسب با عملکرد بنا و قوای ادراکی انسان، مشخصاتی خاص یابد. علت صوری، وجوهِ محدود کننده و متمایز کنندۀ فضا (کف، سقف، نمای درونی و بیرونی) می‌باشد، که می‌بایست متناسب با عملکرد بنا و معنای مورد انتظار از آن؛ صورت یابد.

مطالعه نشانگان و علل سندروم ساختمان بیمار در خوابگاه‌های دانشجویی؛ نمونه موردی: خوابگاه‌های دانشگاه صنعتی شاهرود

مطالعه نشانگان و علل سندروم ساختمان بیمار در خوابگاه‌های دانشجویی؛ نمونه موردی: خوابگاه‌های دانشگاه صنعتی شاهرود

دوره 14، شماره 1، مرداد 1402، صفحه 261-276

https://doi.org/10.30475/isau.2023.267066.1614

متین باستان‌فرد

چکیده سندرم ساختمان بیمار یک بیماری ناشی از ساختمان است که افراد حاضر در محیط بسته، وضعیت جسمی و روحی مناسبی را تجربه نکرده، و علائم عصبی، تحریک مخاطی، تنفسی و پوستی را بروز می‌دهند. چنین وضعیتی می‌تواند در هر محیط بسته‌ای که افراد زمان زیادی را در آن حضور دارند، تجربه شود. خوابگاه‌های دانشجویی یکی از این‌گونه فضاهاست، که دانشجویان در طول مدت تحصیل، اوقاتی طولانی را در این فضا می‌گذرانند. از همین‌رو پژوهش حاضر با هدف تعیین نشانگان و علل این سندورم درخوابگاه‌های دانشجویی انجام شد. مطالعه حاضر به صورت مقطعی و توصیفی-تحلیلی در بازه‌ی دو ماهه آبان و آذر 1398 در خوابگاه‌های دانشگاه صنعتی شاهرود و بین 302 نفر انجام پذیرفت. جهت گردآوری اطلاعات از پرسشنامه استاندارد MM040EA مرتبط با سندروم ساختمان بیمار و کیفیت هوای داخل استفاده شد، که به صورت آنلاین در اختیار دانشجویان قرار گرفت و داده‌ها جمع‌آوری گردید. آنالیز داده‌ها نیز از طریق آزمون دوجمله‌ای و آزمون مجذور کای انجام شد. بررسی‌ها حاکی از آن است که از بین علائم سندروم ساختمان، خستگی (64.24%)، مشکل تمرکز (58.28%) و سردرد (53.48%)، از سایر علائم شایع‌تر است. همچنین موثرترین علل این سندروم به ترتیب شامل سروصدا، هوای سنگین، دمای بسیار بالای اتاق و هوای خشک می‌باشد. بین میزان شیوع سندروم ساختمان با تمام عوامل مربوط به شرایط آسایشی خوابگاه و محیط فیزیکی و شرایط روانی اجتماعی خوابگاه ارتباط معنادار برقرار است. مطالعه حاضر نشان داد که 80.4% دانشجویان در زمره افراد مبتلا به سندروم ساختمان قرار دارند، که رقم بالا و نگران کننده‌ای است. از آنجا که این علائم با شرایط فیزیکی اتاق محل اقامت افراد در ارتباط است، لذا بازنگری شرایط حضور دانشجویان در خوابگاه ضروری بوده، که با کاهش تراکم حضور افراد و افزایش سرانه فضای اقامت، شیوع این مساله کاهش یابد.

مفهوم فناوری در معماری و تبیین مولفه‌های آن با استفاده از روش دلفی

مفهوم فناوری در معماری و تبیین مولفه‌های آن با استفاده از روش دلفی

دوره 14، شماره 1، مرداد 1402، صفحه 277-294

https://doi.org/10.30475/isau.2023.262413.1595

سونیا سیلوایه، عباس غفاری، مازیار آصفی

چکیده توجه به ضرورت روزافزون فناوری در پیشرفت هرجامعه‌ای و علاوه بر آن، نیاز به ایجاد درکی صحیح از مفهوم آن در سوگرفتن مسیری روشن در پیشبرد و ارتقاء معماری، الزامی است تا مفهوم این واژه در مباحث معماری مورد مطالعه قرار گیرد. با بررسی پژوهش‌ها مشخص می‌شود که در فرهنگ عامه به فناوری بیشتر به دید ماشین‌ها نگریسته می‌شود، اما در نزد صاحب‌نظران، تعاریف دیگری نیز برای آن مطرح شده است. مقوله فناوری مشتمل بر رویکردهای متفاوتی است و هدف از این مقاله، پالایش فضای مفهومی فناوری و ارائه مفهوم‌سازی دقیق‌تر با کمک مولفه‌های حاصل از آن می‌باشد. حال سوالاتی که مطرح می‌گردد آن است که با توجه به کاربردهای متعارض و عدم دیدگاهی واحد برای فناوری، منظور دقیق از این واژه چیست؟ و چه شاخص‌ها و مولفه‌هایی را با بررسی نظرسنجی متخصصین معماری می‌توان برای این مقوله ذکر نمود به‌نحوی که بتوان، به اولویت‌بندی این شاخص‌ها در بحث معماری دست یافت؟ در این راستا، بررسی تعاریف و دیدگاه‌های صاحب‌نظران مدنظر می‌باشد. بدین منظور با استفاده از روش اسنادی و تحلیل مفهومی و با ابزار کتابخانه‌ای، رویکردهای نظری مرتبط با فناوری، بررسی و تحلیل محتوا شد و سپس با تمرکز بر وجوه مشترک تعاریف موجود، شاخص‌هایی تبیین گردید، بدین صورت که با تحلیل دیدگاه اندیشمندان، تعداد ۱۰ شاخص‌ بدست آمد که امتیازبندی شدند. از میان این شاخص‌ها، ۶ شاخص بالاترین میانگین را به خود اختصاص دادند که جهت اعتبارسنجی شاخص‌های با میانگین بالاتر از روش دلفی و از دیدگاه‌های ۲۳ متخصص معماری، بهره گرفته شد و مشخص شد که از دیدگاه خبرگان، کدام‌یک از مولفه‌ها از اهمیت بالاتر و کدام‌یک از اهمیت پایین‌تری برخوردار می‌باشد. یافته‌ها حاکی از آن است که از میان مولفه‌های موردنظر، مولفه «ابزار (سخت‌ابزار و وسیله)» در هر دو دور آزمون دلفی، بالاترین امتیاز را به خود اختصاص داده است.

شناسایی و اولویت‌بندی شاخص‌های مؤثر بر ارتقای کیفیت رسانه‌ای معماری؛ مطالعه موردی: دانشکده معماری و شهرسازی دانشگاه هنر اسلامی تبریز

شناسایی و اولویت‌بندی شاخص‌های مؤثر بر ارتقای کیفیت رسانه‌ای معماری؛ مطالعه موردی: دانشکده معماری و شهرسازی دانشگاه هنر اسلامی تبریز

دوره 13، شماره 1، شهریور 1401، صفحه 69-84

https://doi.org/10.30475/isau.2021.247306.1509

علی پوراحمد قلعه جوق، فرزین حق پرست، محمدتقی پیربابایی

چکیده رسانه‌ها به یکی از بخش‌های جدایی‌ناپذیر زندگی انسان ‌در عصر تکنولوژی تبدیل‌شده‌اند. از سویی معماری نیز به‌عنوان عاملی رسانه‌ای معرفی می‌شود که در سطوح مختلف قابل‌تحلیل است؛ اما با این تفاسیر هنوز الگویی روشن از تعاملات میان معماری و رسانه تبیین نشده است. این پژوهش با هدف شناسایی شاخص‌های مؤثر بر ماهیت رسانه بودن معماری و اولویت‌بندی آن‌ها و نهایتاً ارائه مدلی از عوامل اثرگذار بر کیفیت رسانه‌ای معماری در دانشکده معماری و شهرسازی دانشگاه هنر اسلامی تبریز، به دنبال پاسخ به این سؤالات است که ابتدا شاخص‌های مؤثر بر ارتقای کیفیت رسانه‌ای معماری کدام‌اند و سپس چگونه می‌توان در نمونه استفاده مجدد تطبیقی مدلی از این شاخص‌ها را تدوین کرد. پژوهش حاضر ازنظر هدف بنیادی-تجربی، و ازنظر ماهیت و روش توصیفی-پیمایشی در مطالعه موردی است. پس از مطالعات کتابخانه‌ای، 21 نفر از اعضای هیئت‌علمی دانشکده معماری و شهرسازی دانشگاه هنر اسلامی تبریز به‌عنوان متخصصین پانل دلفی انتخاب شدند و ایده‌پردازی شاخص‌ها با مصاحبه‌های نیمه ساختاریافته انجام شد. سپس با ادغام شاخص‌های مبانی نظری و شاخص‌های حاصل از تحلیل محتوای مصاحبه‌ها، 43 شاخص مؤثر بر ارتقای کیفیت رسانه‌ای معماری در چهار دسته استخراج گردید. پس از تائید روایی و پایایی ابزار پژوهش، خبرگان در پرسشنامه‌های بسته و طیف 5 درجه‌ای لیکرت به امتیازدهی شاخص‌ها پرداختند و داده‌ها با تکنیک تاپسیس مورد تحلیل قرار گرفتند. نتایج نشان می‌دهد که شاخص‌های «اشاره‌کننده به هنر ساخت و تکنولوژی زمان»، «بازتاب‌دهنده فرهنگ مردم جامعه» و «به وجود آورنده ادراکات حسی جدید» دارای بالاترین اولویت‌ها بودند و دسته «شاخص‌های مربوط به کاربردهای رسانه» نیز مؤثرترین دسته معرفی شد. معماری اگر نقش رسانه‌ای نداشته باشد دیگر معماری نیست. معماری به‌عنوان یک میانجی در ظرف رسانه‌ای خود انتقال‌دهنده ایده‌ها و پیام‌ها به آیندگان است و کیفیت رسانه‌ای آن باعث باز زایش‌های گوناگون فضایی در بسترهای ذهنی طیف‌های مخاطبان می‌شود.

اثر آموزشِ بازی‌وار بر کاهش فرسودگی تحصیلی دانشجویان معماری و نقش آن در فرایند یادگیریِ طراحی

اثر آموزشِ بازی‌وار بر کاهش فرسودگی تحصیلی دانشجویان معماری و نقش آن در فرایند یادگیریِ طراحی

دوره 13، شماره 1، شهریور 1401، صفحه 297-309

https://doi.org/10.30475/isau.2020.239546.1464

مژگان رئوف رحیمی، شادی عزیزی، مهرداد جاویدی نژاد، امیر صادقی

چکیده آتلیه‌ها در دانشکده‌های معماری به مثابه ابزار اصلی آموزش می‌باشند که در آن دانشجویان در معرض حل دسته‌ای از مسئله‌های طراحی قرار می‌گیرند. از آنجا که فرسودگی تحصیلی موجب می‌شود فرایند یادگیری روندی نزولی طی کند، کاهش آن مورد توجه محیط‌های آکادمیک خواهد بود. علاوه بر این شیوه‌های آموزشی، از جمله بازی‌وارسازی بررسی و به‌روز شده و طی سالیان و با اهداف مختلف استفاده شده است. هدف از اجرای این پژوهش بررسی اثربخشی آموزش بازی‌وار طراحی معماری در مقطع تحصیلی کارشناسی، بر کاهش میزان فرسودگی تحصیلی دانشجویان و در نتیجه ارتقا فرایند یادگیری طراحی است. پژوهش حاضر به شیوه‌ی آزمایشی و با طرح پیش‌آزمون-پس‌آزمون با گروه کنترل اجرا شد. جامعه‌ی آماری این پژوهش دانشجویان طرح 4 معماری دانشگاه آزاد واحد پرند بودند که شصت نفر از آن‌ها به صورت تصادفی برای شرکت در این پژوهش انتخاب شدند و در دو گروه مداخله و کنترل قرار گرفتند. جهت گردآوری داده‌ها از پرسشنامه استاندارد فرسودگی تحصیلی (MBI-GS(S و برای آنالیز آماری داده‌ها، از نرم‌افزار SPSS 22 استفاده شد. بر اساس یافته‌های این پژوهش می‌توان نتیجه گرفت که آموزش بازی‌وار در طراحی معماری در کاهش فرسودگی تحصیلی مؤثر بوده است، لذا استفاده از این شیوه‌ به منظور کاهش فرسودگی تحصیلی و بهبود یادگیری طراحی دانشجویان معماری پیشنهاد می‌گردد.

مطالعه‌ی تطبیقی تعاریف ، کارکردها و عناصر «رسانه»، به منظور بررسی نقش «معماری» به عنوان یک «رسانه»

مطالعه‌ی تطبیقی تعاریف ، کارکردها و عناصر «رسانه»، به منظور بررسی نقش «معماری» به عنوان یک «رسانه»

دوره 12، شماره 2، دی 1400، صفحه 25-41

https://doi.org/10.30475/isau.2020.198214.1279

پگاه پایه دار اردکانی، حسن ذوالفقارزاده

چکیده معماری و رسانه، به عنوان ابزارهای اجتماعی در بستر فرهنگی و تاریخی، نقش مهمی را در زندگی روزمره‌ی انسان‌ها ایفا می‌کنند. با توجه به تعدد روزافزون رسانه‌ها و وجود ارتباط با مخاطبین در هر دوی این پدیده‌ها، هدف پژوهش حاضر آن است که دریابد آیا می‌توان معماری را نیز به‌مثابه یک رسانه دانست یا خیر. به همین منظور ابتدا تعاریف رسانه و معماری از دیدگاه واژه‌شناسی و ادبیات، و سپس نظریه‌پردازان و معماران بررسی شده است و با تطبیق نظریات آنها، اصول نشانه‌شناسی و عناصر تشکیل‌دهنده‌ی رسانه، مدلی مبنی بر فرایند ارتباطی در شناخت یک اثر معماری توسط مخاطب به دست آمده است. مدل حاصل، تعریف رسانه به عنوان وسیله‌ی ارتباط جمعی را در دل خود جای داده و نشان می‌دهد که هردوی آنها در طول تاریخ بر هویت، شناخت واقعیات، الگوی مصرف و درک انسان‌ها از حقایق و ارزش‌ها مؤثر بوده‌اند. این مقاله، پژوهشی کیفی است که با رویکرد سیستمی و کل‌نگر، به تحلیل، ترکیب و تطبیق دو سیستم معماری و رسانه می‌پردازد و از رویکرد نشانه‌شناسی نیز برای تحلیل رابطه‌ی میان کالبد، محتوا و معنای معماری با ادراک و شناخت انسان استفاده شده است. اطلاعات مورد نیاز با استفاده از منابع اسنادی به دست آمده‌اند. نتایج این پژوهش نشان می‌دهد که می‌توان معماری را نیز به‌مثابه یک رسانه، شامل عناصر فرستنده‌ی پیام و مخاطب، پیام، رمز نگاری و رمزگشایی، کانال ارتباطی، عامل رسانه‌ای، زمینه و عوامل اختلالگر دانست که در رسیدن پیام معماری با استفاده از ویژگی‌های کالبدی، معنایی و محتوایی به وسیله‌ی حواس پنجگانه و قدرت ذهن و ادراک به انسان یاری می‌رسانند.  

مطالعه تطبیقی محراب‌های مساجد جامع تبریز و مرند

مطالعه تطبیقی محراب‌های مساجد جامع تبریز و مرند

دوره 12، شماره 2، دی 1400، صفحه 43-54

https://doi.org/10.30475/isau.2020.185847.1350

سحر طوفان، امیر جدایی

چکیده محراب مساجد اهمیت نمادین و کالبدی در معماری اسلامی دارد. محراب‌های قرن هفتم تا اواسط قرن هشتم هجری مقارن با دوره ایلخانی از ارزش و اعتبار خاصی برخوردار بوده و زیباترین و نفیس‌ترین آرایه‌ها و کتیبه‌ها را در خود جای داده‌اند. مساجد جامع تبریز و مرند از مهم‌ترین بناهای مذهبی تاریخ معماری و در زمره‌ی بهترین نمونه‌های برجای مانده در زمینه تزئینات ایلخانی در منطقه آذربایجان هستند. این مقاله با هدف شناخت بخشی از هنر ایرانی اسلامی، سعی در بررسی آرایه‌های تزئینی محراب مساجد جامع تبریز و مرند دارد.  شیوه‌ی پژوهش در این مقاله روش تحقیق تطبیقی بوده و شامل بررسی ترکیب‌بندی کالبدی و تزئینات محراب در هر دو مسجد می‌‌باشد. در نمونه‌های مورد بررسی مفهوم تداوم در نقوش اسلیمی و هندسی گچبری‌ها از دوره سلجوقی تا دوره ایلخانی به صورت آژده‌کاری‌های شش ضلعی و استفاده از گل رزت نمودار است. وجود یک فرم تزئینی قرینه در گچبری دو گوشه کتیبه نوشتاری محراب مسجد جامع تبریز باعث انقطاع متن شده و با نوشتار یکپارچه و زاویه‌دار متن در محراب مسجد جامع مرند تفاوت محسوسی دارد. انتخاب و نمود هنرمندانه‌ی آموزه‌های اسلامی مبتنی بر خلوص نیت در کتیبه‌ها نمایشی از محوریت دین در دوره ایلخانی است. پارادایم وحدت در کثرت، علی‌رغم تفاوت تناسبات در تعریف کالبدی محراب‌ها، تنوع موتیف‌های مورد استفاده در کتیبه‌ها، ساختار متفاوت تدوین و طرح محراب‌ها با توجه به ابعاد پهنه پیشانی، فرم طاق‌نماها و ستون‌نماها، به شکل حسی واحد در ادراک مکان محراب در هر دو مسجد مشهود است. مهم‌ترین دلیل دریافت حسی فضای محراب به صورت یکسان و متشابه در هر دو مسجد به تاثیرگذاری شاخص بصری مصالح گچی، شاخص معنوی مفاهیم قرآنی و شاخص فرامرزی خط کوفی عربی معطوف می‌شود.

ارائه تعریفی جامع از معماری در بررسی مجموعه های صنعتی با نگرش سیستمی

ارائه تعریفی جامع از معماری در بررسی مجموعه های صنعتی با نگرش سیستمی

دوره 10، شماره 1، خرداد 1398، صفحه 79-93

https://doi.org/10.30475/isau.2019.97131

جواد گودینی، محسن وفامهر

چکیده نوشتار حاضر حاکی از آن بوده که دانش ما از معماری مجموعه های صنعتی (نسبت به دیگر کاربری ها)، محدود است. جدا از کم بودن پژوهشهای معماری در خصوص مجموعه های صنعتی، یکی دیگر از چالش های کلیدی این عرصه، جزءگرایی یا تقلیل یافتن چیستی معماری آنها در تحقیق های پیشین است. لذا مقاله پیش رو با هدف ارائه تعریفی کل گرا و تمامیت خواه از معماری چنین مراکزی تدوین شده و کوشیده است تا براساس نگرش سیستمی و
براساس مقولات ششگانه کاپون (معنا، کارکرد، شکل، انگیزه، ساخت و بافت)، پاسخی مناسب در این باره بیابد. این مقاله درصدد بوده تا ازطریقِ تأمل بر واژه های فارسی و انگلیسی مرتبط با مجموعه های صنعتی به تعریف کل گرای خود نزدیک شود. گردآوری اطلاعات این تحقیق به شیوه کتابخانه ای و تحلیل آنها با کمک گرفتن از راهبرد استدلال منطقی محقق شده است. نتایج مؤید آن است که مقولات ششگانه، تعاملات میان آنها و محدوده پیرامونی آنها، به مثابه سه مشخصه ساختاری عموم سیستم ها، می توانند مرز مشخصی میان معماری مجموعه های صنعتی با معماری دیگر مجموعه ها ایجاد نمایند. به عبارت دیگر، هر تلاش برای معرفی معماری صنعتی بدون درنظرگرفتن این سه مشخصه از کلیت و جامعیت تعریف فاصله می گیرد.

جستاری پیرامون نور و مصادیق آن در معماری ایرانی؛ رهیافتی بسوی معنا در معماری

جستاری پیرامون نور و مصادیق آن در معماری ایرانی؛ رهیافتی بسوی معنا در معماری

دوره 10، شماره 1، خرداد 1398، صفحه 95-111

https://doi.org/10.30475/isau.2019.87948

فریبا البرزی، فرح حبیب، ایرج اعتصام

چکیده نقش نور در تداعی معنا در فضاهای معماری قابل تأمل است و این مهم در معماری فضاهای مذهبی به ویژه مساجد به گونه ای درخور توجه تجلی یافته است. از دیرباز در بسیاری از مساجد و اماکن مذهبی توجه معماران و سازندگان بنا به نور و چگونگی ورود، تابش و انعکاس آن از مداخل ایجاد شده در بنا و توجه به جلوه های معنایی که با جهت دهی به نحوه ورود نور در فضای معماری انعکاس یافته اند بوده است. معمار ایرانی با نگاهی اندیشمندانه و متأثر از بینش اسلامی، نور را چون روحی بر این کالبد تابانیده است تا به آن جلوه ای معنایی ببخشد. در این پژوهش هدف آن است که نور در قرآن و تأثیری که نگاه قرآنی بر معماری ایرانی داشته است مورد بررسی قرار گیرد. فرضیه پژوهش بیان می دارد که از نمودهای برگرفته از آیات قرآن، گذر از تاریکی به نور و تقابل نور و تاریکی است که به عنوان یکی از مصادیق ارزشمند در معماری ایران مورد استفاده قرار گرفته است. روش انجام پژوهش، کیفی با رویکرد تفسیری می باشد و از روش تحلیل محتوای متن در برداشت از آیات قرآن استفاده شده است. نتایج پژوهش بیانگر آن است که تقابل نور و تاریکی و حضور نور و سایه (تاریکی) در معماری و هدایتگری از تاریکی به روشنایی از مفاهیم و معانی ارزشمندی است که در معماری ایرانی نمود یافته است و در تعالیم قرآنی نیز بارها و بارها به آن ها اشاره شده است و در ایجاد فضایی معنوی نقش درخور توجهی را ایفا نموده اند. نور و سایه تمثیلی از مفاهیم ارزشمند نور و ظلمت در قرآن است و هدایتگری از سایه (تاریکی) به نور علاوه بر جنبه های فیزیکی و کالبدی، از دیدگاه معنایی نیز درخور
تامل است.

مطالعه­ی تطبیقی معماری و سینما با رویکرد آموزش معماری به کمک فیلم

مطالعه­ی تطبیقی معماری و سینما با رویکرد آموزش معماری به کمک فیلم

دوره 8، شماره 2، دی 1396، صفحه 157-172

https://doi.org/10.30475/isau.2018.62072

امیر سرابی، صلاح الدین مولانایی

چکیده مقاله­ ی حاضر، به مطالعه ­ی تطبیقی دو هنر معماری و سینما پرداخته است؛ رویکرد این مطالعه، آموزش معماری و هدف اصلی آن، استفاده از قابلیت­ های سینما در راستای تحقق این رویکرد می­باشد. با توجّه به مطالعات تطبیقی و نیز تئوری­ های مرتبط با تاویل اثر هنری پانوفسکی، رویکردی آموزش محور به این پژوهش­ ها داده شده است. آیا سینما، می­تواند به عنوان ابزار مناسب در آموزش معماری مورد استفاده قرار گیرد؟ پاسخ به سؤال و بررسی این فرضیه که "سینما به عنوان ابزار آموزشی معماری، مناسب و کارآمد است"، در گرو پاسخ به سؤالات فرعی است: 1. خروجی کار دانشجویان معماری در صورت نمایش یک فیلم، نسبت به دانشجویان دیگر که از این ابزار محروم بوده­ اند، چه تفاوتی دارد؟ 2. در صورت بهبود کیفیت اسکیس ­ها به روش پیشنهادی، میزان تأثیر و چگونگی این روش به چه صورت در کار دانشجویان نمود می­ یابد؟ این مقاله بر مبنای مطالعات استدلالی-منطقی و به­روش بررسی میدانی همراه با تحلیل کیفی در راستای رویکرد پدیدارشناسانه­ ی نمادها است. هدف مقاله­ ی پیش­رو، رسیدن به روشی کارآمد جهت افزایش راندمان آموزش معماری است و یکی از راه­حل­ های مناسب برای رسیدن به این منظور، بهره­گیری از پتانسیل­ های هنر سینما است. طی خروجی ­های پژوهش بر مبنای تحلیل کیفی داده ­ها، مشخص گردید که 75% نمرات Aو Bبه گروهی تعلق گردید که از ابزار فیلم برای آموزش بهره گرفته بودند، این در حالی است که تنها 43.75% از گروه دیگر که محروم از این ابزار بودند توانستند نمرات Aو Bرا کسب کنند؛ به طوری که 81.25% اسکیس های گروه الف به لحاظ معنایی و 62.5% آن­ها به لحاظ فرمی از فیلم نمایش داده شده به صورت آشکار یا پنهان بهره جسته­اند. از بررسی­ها و آنالیزهای صورت گرفته می­توان چنین نتیجه گرفت که این فرضیه که "سینما به عنوان ابزار آموزشی معماری، مناسب است." صحیح بوده و میزان و چگونگی آن در حوزه­ی عینی و ذهنی بررسی گردیده است.

بررسی رویکردهای مختلف سازگاری با زمینه جهت تقویت جایگاه زمینه گرایی در فرآیند برنامه دهی معماری

بررسی رویکردهای مختلف سازگاری با زمینه جهت تقویت جایگاه زمینه گرایی در فرآیند برنامه دهی معماری

دوره 6، شماره 2، دی 1394

https://doi.org/10.30475/isau.2016.62006

الناز ایمانی

چکیده زمینه گرایی و درک پیام آن ضرورتی در فرآیند طراحی پروژه هایی است که می خواهند در راستای توسعه پایدار گام بردارند. گذشته از بعد کالبدی، جنبه های متفاوتی در این حوزه مطرح است که به منظور اصلاح و بهبود تعامل با بستر لازم است از مرحله اولیه برنامه دهی معماری در مورد تحقق آن ها در پروژه های امروزی مطالعه گردد. هدف اصلی پژوهش تلاشی برای شناخت روش ها و چگونگی ایجاد تعاملی هدفمند با زمینه، جهت تبیین جایگاه زمینه گرایی در نظام برنامه دهی معماری است. این تحقیق بر اساس روش تحلیل محتوای کیفی با رویکرد جهت دار انجام شده است. با مطالعه مؤلفه های مربوط به زمینه به عنوان واحدهای سطوح انتزاع و عوامل مطرح در برنامه دهی معماری به عنوان واحدهای معنا، راهکارهای ایجاد هماهنگی بین آن ها در نمونه های موردی پژوهش با رویکرد جهت دار مورد بررسی قرار گرفته اند. از این رو نمونه ها از جامعه گسترده ای انتخاب شده اند تا نتایج و معیارهای به دست آمده جامعیت کافی را دارا باشند. استفاده از تجربیات سایر کشورها، انتخاب استراتژی های مناسب را سبب می شود و خروجی کاربردی از این تجربیات، ضامن تداوم و استقبال از تکرار آن ها در موارد مشابه است. بر اساس نتایج تحقیق معماری زمینه گرا نه تأکید بر تقلید دارد و نه مانع نوآوری و خلاقیت است. هدف ایجاد ارتباطی بهتر بین معماری و زمینه است که جنبه های زیبایی شناختی و معنایی در آن اهمیت فراوان دارند. براساس مقایسه شاخص ها و حوزه های مطرح در بحث زمینه گرایی و مراحل موجود در برنامه دهی معماری، علاوه بر تعریف عمیق تر خلاقیت معمارانه، باید نحوه نگرش معماران، مخاطبان و کارفرمایان به این حوزه تغییر یابد. الهام از روحیه مکان در کنار توجه به روحیه زمان، توجه به ویژگی های جغرافیایی، اقلیمی، کالبدی، بصری و اجتماعی بستر، آموزش صحیح معماران و گفتمان معمار، مخاطب و کارفرما از نتایجی است که باید در جامعه معاصر ایران، در برنامه دهی معماری همواره مدنظر قرار گیرد تا با حضور آن ها محیط مطلوب در معماری و در مقیاس کلان تر از معماری تعریف گردد.

اصولی برای معماری فضاهای آموزشی مبتنی بر تعریف انسان و معماری از منظر اسلام

اصولی برای معماری فضاهای آموزشی مبتنی بر تعریف انسان و معماری از منظر اسلام

دوره 6، شماره 2، دی 1394

https://doi.org/10.30475/isau.2016.62010

عبدالحمید نقره کار، سمانه تقدیر، صدیقه معین مهر

چکیده امروزه فقدان راهبردهای مناسب جهت طراحی معماری فضاهای آموزشی که بتواند بستر مناسبی جهت تحقق تعلیم و تربیت اسلامی به وجود آورد، مشهود است. یکی از علل این مسئله عدم توجه به مبانی نظری صحیح و جامع در زمینه شناخت انسان و نیازهای او، اهداف تعلیم و تربیت و قابلیت های فضای معماری جهت بسترسازی برای آن می باشد. این پژوهش با توجه به هدف تعلیم و تربیت اسلامی که رسیدن انسان به کمال و دستیابی به «حیات طیبه» است، هدف غایی فضاهای آموزشی را بسترسازی برای این امر در نظر گرفته است. با توجه به این که حیات آدمی ساحات گوناگون داشته و می بایست برای تحقق حیات طیبه به همه آن ساحات توجه داشت، این رویکرد در ارائه اصول معماری فضاهای آموزشی نیز تسری داده می شود. در این راستا برای تعریف ابعاد حیات انسان، از تعریف امام علی (ع) که نفس آدمی را دارای چهار مرتبه، (نامی نباتی، حسی حیوانی، ناطق قدسی، کلی الهی) دانسته، بهره گیری شده و ساحات حیات و نیازهای انسان بر اساس ابعاد نفس او به صورت چهار ساحت مادی، روانی، عقلانی و روحانی تعریف می شود. سپس اصولی را که در زمینه تعلیم و تربیت مرتبط با کمال هریک از این مراتب نفس است، با مراجعه به منابع اسلامی (قرآن و روایات معصومین (ع)) استخراج نموده است. روش این پژوهش، استدلال منطقی بوده و به صورت توصیفی-تحلیلی به طبقه بندی راهبردها در چهار دسته متناظر با ساحات حیات انسان پرداخته است. در این مقاله تلاش شده است با مطالعه قابلیت های فضای معماری که در بسترسازی تحقق هر یک از مراتب نفس انسان می توانند ایفای نقش کنند، اصول و راهبردهایی برای معماری فضاهای آموزشی جهت کارایی بیشتر این فضاها ارائه گردد.

اختلافات فرهنگی، عاملی تأثیر گذار بر ترجیحات محیطی دانشجویان نسبت به فضای خوابگاه (نمونه موردی: ایران و قبرس)

اختلافات فرهنگی، عاملی تأثیر گذار بر ترجیحات محیطی دانشجویان نسبت به فضای خوابگاه (نمونه موردی: ایران و قبرس)

دوره 5، شماره 2، دی 1393

https://doi.org/10.30475/isau.2015.61992

شکوه شاکری اسکی، ساناز لیتکوهی

چکیده با توجه به افزایش روزافزون مهاجرت دانشجویان برای ادامه تحصیل و حجم دانشجویانی که از خوابگاه ها استفاده می کنند، خوابگاه دیگر صرفاً محلی برای اقامت استراحت و خواب دانشجویان نیست بلکه می بایست شرایط رشد فردی، اجتماعی و تحصیلی دانشجو را نیز فراهم کند. بنابراین برای طراحی و فضاسازی، باید علاوه بر اصول زیبایی شناختی، فنی و اجرایی، موارد دیگری مانند توقعات انسانی، ایجاد محیط و فضای مناسب شناخت پارامترهای مؤثر بر میزان رضایتمندی و نارضایتی دانشجویان که منجر به شناخت حداقل استانداردها و ارتقاء آن به کیفیت جهانی و در نتیجه ثمربخش بودن فعالیت های علمی- پژوهشی آنها خواهد شد را در نظر گرفت. این تحقیق می تواند مشخص سازد که آیا اختلافات فرهنگی بر ترجیحات محیطی دانشجویان نسبت به محیط خوابگاه اثرگذار است؟ در این پژوهش از روش "تحقیق پیمایشی" از نوع "عرضی" استفاده شده است. برای این منظور پرسشنامه ای تهیه شده که به بررسی تأثیر فرهنگ و ملیت بر تمایلات و ترجیحات محیطی دانشجویان دختر و پسر ساکن خوابگاه پرداخته است. نمونه آماری این تحقیق از بین 229 دانشجو (121 زن و 108 مرد) که 128 نفر از پاسخ دهنده گان ایرانی و 101 نفر دانشجویان دانشگاه قبرس شمالی بودند، تشکیل شده است. مهترین علت انتخاب این دو خوابگاه شاباهت در نوع سامان دهی فضایی که از نوع ساختار خطی بوده است و علاوه بر این تفاوتها و شباهت های فرهنگی مذهبی و اقلیمی که دو کشور دارند امکان مقایسه را فراهم آورد. هدف تحقیق بررسی تأثیر فرهنگ و ملیت دانشجویان ایران و قبرس شمالی و تأثیر آن بر ترجیحات محیطی آنان نسبت به حفظ حریم شخصی در خوابگاه است. نتایج این تحقیق نشان می دهد که اختلافات فرهنگی بر تمایلات و ترجیحات شخصی اجتمایی و فیزیکی دانشجویان مؤثر بود و رعایت بیشتر حریمهای شخصی در نزد دانشجویان ایرانی در ترجیحات فضایی آنان نسبت به محیط خوابگاه نیز تأثیر گذار بوده است.

تاثیر بکارگیری چندرسانه های تعاملی بر بهبود کیفیت آموزش سازه در رشته معماری

تاثیر بکارگیری چندرسانه های تعاملی بر بهبود کیفیت آموزش سازه در رشته معماری

دوره 4، شماره 1، خرداد و تیر 1392

https://doi.org/10.30475/isau.2014.61964

سارا سلیمانی

چکیده آموزش سازه و انتقال مفاهیم آن بصورت مؤثر و کاربردی به دانشجویان معماری، از مهمترین موضوعاتی است که تقریبا تمام برنامه های آموزشی معماری را به خود مشغول داشته است. در حال حاضر در بسیاری از دانشکده های معماری مفاهیم سازه با تکیه بر کتابهای متنی و سخنرانی از استاد به دانشجو انتقال می یابند، بسیاری از مفاهیم سازه انتزاعی و غیر قابل رؤیت هستند در نتیجه زمانیکه مواد آموزشی تنها بصورت متنی ارائه می شوند، دانشجو بخاطر فقدان دانش نسبت به مفاهیم ارائه شده، در ایجاد مدلهای ذهنی و دریافت اطلاعات بصورت عمیق تر با مشکل مواجه می شود. بیشتر این دانش به صورت راکد و ناکارآمد باقی می ماند، بطوریکه حتی وقتی مرتبط با موضوع مسأله مطرح شده هستند، قابل دسترسی و استفاده نمی باشند. از این جهت با پذیرش ضرورت درک سازه برای معماران، برنامه ریزان آموزش معماری بهبود آمادگی تکنیکی دانشجویان را مورد توجه قرار داده و بدنبال بکارگیری شرایط و ابزارهایی هستند که شانس بیشتری را برای یادگیری و انتقال دانش فراهم می سازند. چندرسانه های تعاملی ابزارهای جدیدی هستند که با بکارگیری رایانه و توانا ییهای آن تصور ساختن مفاهیم انتزاعی را امکانپذیر ساخته و بعلاوه قادر هستند دانشجو را بصورت فعالانه ای در آموزش دخالت دهند. راهبردهای آموزشی ای که دانشجو را بصورت فعالانه تری در فرآیند یادگیری بکار می گیرند، تأثیر بسیار مثبتی بر یادگیری و انتقال دانش دارند. هدف این مقاله بررسی دقیقتر چالشهای آموزش فعلی سازه به دانشجویان معماری و ارائه راهکار جهت ارتقا آموزش سازه و مفاهیم آن در سطح متوسط می باشد. در این راستا نقش و امکانات چندرسانه های آموزشی در یادگیری و انتقال دانش سازه ای به دانشجویان معماری مورد بررسی قرار گرفته است.

حلقه گمشده روان شناسی محیط در آموزش معماری

حلقه گمشده روان شناسی محیط در آموزش معماری

دوره 4، شماره 1، خرداد و تیر 1392

https://doi.org/10.30475/isau.2014.61968

علی نمازیان، فاطمه قارونی

چکیده آیا معماران قادر هستند ساختمان هایی را طراحی کنند که کالبد آن به ارتقاء خلاقیت و کاهش ناهنجاری های اجتماعی و درونی افراد کمک کند؟ پاسخ به این سوال نیازمند درک صحیح عوامل تاثیرگذار بر موضوع، نظیرشناخت کاربران، ابعاد وجودی، نیازهای وی، شناخت محیط و ... است تا ضمن سازماندهی و تجزیه و تحلیل اطلاعات مربوطه بتوان با شناخت فرهنگ کاربران و محیط فکری نو و راه حل متفاوت و مناسبی را عرضه نمود. حرفه معماری به دلیل ماهیت بین رشته ای خود از مباحثی مانند علوم شناختی، علوم اجتماعی، علوم انسانی و هنر در بطن خود بهره می برد، در نتیجه نه تنها محصول نهایی طراحی، بلکه فرآیند طراحی و معماری بایستی مورد توجه و بررسی قرار بگیرد. فاصله بین محیط بالقوه، یعنی محیط ذهنی و آرمانی طراح و محیط بالفعل یعنی محیطی که ساخته می شود و مورد بهره برداری قرار می گیرد، فاصله زیادی است. در صورتی محیط بالقوه به محیط بالفعل تبدیل می شود که شرایط اجتماعی، فرهنگی، روانی مخاطبان محیط در نظر گرفته شود. اهمیت شناخت کافی از موضوع طراحی، نقش تعاملی محیط فیز کیی در پیشبرد یا سرکوب افراد و همچنین بهره جستن از این تعامل از مهم ترین عوامل هستند. در طول تاریخ همیشه منشا نوآوری ها و پدیده های نو، در رابطه با نیازهای افراد و یا جامعه بوده که در نهایت به واقعیت گرائیده و با گذشت زمان روند تکاملی خود را طی کرده است. با توجه به ازدیاد جمعیت، آلودگی محیط زیست، محدود بودن منابع و در نهایت پیچیدگی های اجتماعی در دهه های گذشته، بدون تردید بوجود آمدن و توسعه موضوع روانشناسی محیط معماری در جوامع شهری اجتناب ناپذیر بوده است. امروزه روانشناسی محیطی یکی از رشته های مهم و فعال در دانشگاه های معتبر دنیا می باشد که با موضوع های مختلفی در ارتباط می باشد که مهم ترین قسمت آن تاثیر مثبت و یا منفی محیط مصنوع بر رفتار انسان ها و یا بالعکس می باشد. در نظر گرفتن این موضوع می تواند تاثیر قابل ملاحظه ای در بهبود طراحی و ساخت محیط فیزیکی و در نهایت محیط فردی و اجتماعی مطلوب تر داشته باشد. این نوشتار با تکیه بر اهمیت آموزش روان شناسی محیط به مثابة حلقه ای گمشده در فرآیند آموزش معماری و یکی از محوری ترین دروس در فرآیند آموزش آکادمیک معماری، در جستجوی دستیابی به کی چارچوب کلی برای آموزش موثر روان شناسی محیط به معماران می باشد. در این زمینه نکاتی را در مورد لزوم آموزش این درس مورد بررسی قرار داده و در نهایت موارد و محورهایی را به دست می دهد که دارای نقشی کلیدی در روند آموزش به دانشجویان درس مربوطه است.